
عزيزالله انوري هنرمندي از كشور افغانستان و اهل هرات است كه بيش از 30 سال است در رشته خط و خوشنويسي فعاليت دارد. وي به عنوان رئيس انجمن خوشنويسان هرات معتقد است هنرمند به خصوص در رشته خطاطي بايد آثاري را خلق كند كه ماندگاري داشته باشد تا حتي پس از مرگش نيز بر مخاطب تأثيرگذار باشد.
در ابتدا بفرماييد هنر خطاطي در افغانستان چه جايگاهي دارد؟
اين هنر هم مانند ساير هنرهاي ديگر جايگاه خوبي دارد و خيليها به آموزش خط گرايش دارند اما متأسفانه به دليل شرايط كنوني و مسائل امنيتي، هنر تحتالشعاع ساير امور قرار گرفته و اخيراً اين توجه كمتر شده است.
بيشتر چه طيفي دراين رشته فعاليت دارند؟
فرقي نميكند وقتي ذوق هنري و علاقه وجود داشته باشد پير و جوان و غني و فقير نميشناسد. آن هم رشته خوشنويسي كه آرامش و متانت خاصي در كار دارد.
عمدتاً چه شاخههاي هنري خط در افغانستان رايج است؟
نستعليق و شكسته بيشتر عرف است، زيرا با ادبيات و زبان فارسي سنخيت دارد. نوشتن آيات قرآني و احاديث با خطوط ثلث و نسخ بيشتر رايج است براي همين به طور كلي بايد گفت متون عربي را با خط ثلث و نسخ و متون فارسي را با خط شكسته و نستعليق كار ميكنند كه زيبايي داشته باشد.
با توجه به شرايط فعلي افغانستان و بهخصوص تهاجم فرهنگي غرب در اين كشور به نظر شما وظيفه هنرمندان افغاني چيست؟
همانطور كه گفتيد الان درگير تهاجم فرهنگي و جنگ نرم هستيم. جنگي كه قطعاً وظيفه اهالي فرهنگ و هنر را دوچندان ميكند زيرا ابزار دشمن امور فرهنگي است؛ البته رسانههاي تصويري مانند سينما و تلويزيون خيلي بيشتر اثرگذاري دارند اما اين دليل نميشود تا ساير اقشار هنري و فرهنگي دست روي دست بگذارند و كاري نكنند. دشمن با تمام قوا در عرصه فرهنگ و هنر وارد نبرد شده است. هنرمندان بايد در هر رشته هنري كه هستند خود را موظف بدانند و با خلق آثاري تأثيرگذار فعاليت مثبت داشته باشند براي مثال يك خوشنويس آيات قرآني و احاديثي را گزينش كند كه درد دل ملي را بيان كند يا اشعاري را بنويسد كه بتواند برمخاطب اثر بگذارد زيرا گاهي يك خط ساده باعث تحول زيادي ميشود.
چرا هنرخوشنويسي نسبت به ساير هنرها، حس و حال معنوي و عرفاني خاصي براي هنرمند ايجاد ميكند؟
براي اينكه منابع كاري ما عمدتاً آيات قرآني، احاديث و روايت هستند يا متون ادبي و شعر كه همينها كار خوشنويسي را معنا و مفهوم ميدهد؛ وقتي هنرمندي زياد با چنين مضاميني ارتباط دارد و كار ميكند طبيعتاً خواسته و ناخواسته بر روحيه او اثر ميگذارد. به همين خاطر است كه هميشه توصيه ميكنند خوشنويسان هرچيزي را ننويسند وقت و سرمايهكاري خود را روي اشعار پوچ و مطالب بيمحتوا صرف نكنند اين چيزها را به سيستم رايانه بايد سپرد كه حس و حالي ندارد و ماشيني است اما يك هنرمند بايد با روح و روانش قلم دردست بگيرد و خوشنويسي كند.
اين را به اعضاي انجمن هم سفارش ميكنيد؟
بله، بسيار. مستقيم و غيرمستقيم ازآنها ميخواهم تا كارهاي ماندگار و تأثيرگذار بنويسند زيرا خوشنويسي تقدس دارد. سعي ميكنم فارغ از تكنيكهاي هنري به آنها آموزش بدهم كه از چه چيزهايي استفاده كنند.
به نظر شما راز ماندگاري يك هنرمند چيست؟
اينكه ارتباطش را با خدا قطع نكند و با ياد او كار هنري خود را انجام بدهد زيرا كاري كه از دل برآيد لاجرم بردل هم مينشيند. در رشته خوشنويسي به محتواي مطالبي كه براي كار انتخاب كرده دقت كند تا كارش پيام داشته باشد و بداند همين چند خطي كه نوشته، چقدر ميتواند تأثيرگذار باشد و به نوعي مشكلات جامعه را در آثارهنري خود انعكاس بدهد تا مردم متوجه شوند. ما به عنوان انسان در وادي هنر بايد وجدان جامعه را بيدار كنيم.
ميتوان گفت هنرمندان مانند سربازان جنگ نرم هستند؟
بله صددرصد همين طور است. هنرمندان سربازاني هستند كه سلاحشان ابزار هنريشان است نه توپ و تانك نظامي. آنها با همين ابزار ساده اما تأثيرگذار ميتوانند در جبهه فرهنگي فعاليت سازنده داشته باشند. آنها ميتوانند بانفوذي كه از لحاظ معنوي دارند در جامعه تأثيرگذاري بالايي داشته باشند.
اين بستردر افغانستان فراهم شده است؟
متأسفانه افغانستان شرايط و امنيتي مثل ايران را ندارد و هنوز بستر توجه و اهميت به فعاليت هنري فراهم نگرديده است. در واقع نه فقط افغانستان بلكه در هركجا جنگ باشد چنين فضايي نيست بايد شما قدر كشورتان و امنيتي كه داريد را بدانيد، خيليها آرزوي اين موقعيت و امنيت ايران را دارند.
سوژهيابي شما در آثارتان چگونه است؟
به غير از آيات قرآني و احاديث يا متون ادبي كتابهاي زيادي را مطالعه ميكنم تا نكات نغز و تلنگري را از آنها بيرون بكشم و متناسب با ظرفيت وجوديمان مينگرم، انتخاب سوژه دارم و با وسواس مطالب را جدا ميكنم تا پيام اخلاقي در نوشتهام باشد زيرا گاه يك نكته ادبي يا حديث و آيهاي ميتواند تحولات زيادي ايجاد كند.
در كنار خوشنويسي كار طراحي هم انجام ميدهيد؟
بله، به نظرم براي تأثيرگذاري بيشتر كلام بهتر است چند رشته هنري را بدانيم و با هم به خوبي تركيب كنيم تا بهغير از جذابيت بصري كه اثر دارد بتوانيم پيامي كه ميخواهيم را به مخاطب برسانيم. براي مثال وقتي آيه هوالرزاق را مينويسم بهگونهاي همراه با پيشزمينه طراحي و نقاشي تركيبش ميكنم تا نشان بدهم منظور اين آيه چيست. خيلي دوست دارم تا اثري كه مينويسم صرفاً يك نوشته زيبا و تزئيني نباشد بلكه پيام آن برايم مهمتر است يا در تابلوي خيرالرازقين گنجشكي را طراحي كردم كه به دنبال رزق است ميخواستم نشان بدهم خداي رازق حتي به فكر رزق اين گنجشك كوچك هم هست پس نبايد از درگاهش نااميد بود، او رزق ما را تأمين ميكند.
به نوعي ميتوان اينطور گفت كه هنرمند به واسطه هنرش در جامعه اميد تزريق ميكند درست است؟
قطعاً همين طور است كه شما ميگوييد. هنر يك هنرمند در درجه اول اميد دادن به جامعه است تا به دليل مشكلات و مسائلي كه وجود دارد از خدا نااميد نشوند بهخصوص در شرايط كنوني افغانستان رسالت هنرمندان بسيار مهمتر و حساستر است نبايد درگير مسائل سطحي شوند و از وظيفهاي كه به عهده دارند غافل بمانند.
انجمنهاي خوشنويسي در افغانستان چه شرايطي دارند؟
انجمنهاي خوشنويسي غيردولتي هستند و هيچ حمايتي از سوي دولت نميشوند تنها مكاني به آنها ميدهند تا فعاليت كنند براي همين اين همت و كارايي خود افراد است كه بتوانند انجمن را حفظ و اداره كنند متأسفانه به دليل شرايط كنوني و وضع بد اقتصادي مردم، انجمنها چندان رونقي ندارد اما ما تلاش ميكنيم تا هنر خوشنويسي را تداوم بخشيم.
موقع كار خوشنويسي چه حس وحالي به شما دست ميدهد؟
راستش فارغ از تمام مشكلات و مسائل موجود ميشوم. موقع كار وضو ميگيرم و انگار با سبكبالي كار ميكنم و اين برايم لذتبخش و دوست داشتني است براي همين دوست دارم جوانان افغاني را به اين هنر سوق بدهم زيرا حقيقتاً آرامشدهنده است بهخصوص وقتي كارم درباره آيات قرآني است احساس ميكنم خدا با من حرف ميزند. دوست دارم كارهايم ماندگار شوند و بعد از مرگ آثارم با مردم باشد و پيامي كه ميخواستم را برسانم.
يكي از خاطراتتان را براي ما تعريف ميكنيد؟
زماني كه مبتدي و تازهكار بودم استاد سرمشقي به من داد بهنظر خودم ديگر خطم خوب شده بود بهغير از حرف نون. متن را نوشتم اما هركاري ميكردم نون درست در نميآمد با اينكه تمام خطوط كارم ناجور بود ولي تصور ميكردم كارم خوب است. با جسارت به استاد گفتم همه را ياد گرفتم ولي در حرف نون مشكل دارم. استاد نگاهي به من و به دستنوشتهام كرد و گفت پسرجون نون درآوردن مشكل است؛ بعدها فهميدم كه اين كنايه استاد دو پهلو بود نوشتن نون سخت است و هم كسب نون مشقت دارد البته نون حلال و پاك سختي دارد، وگرنه ميتوان ثروت زيادي به دست آورد بدون اينكه به حلال و حرام آن توجهي كرد. از آن به بعد هميشه سعي كردهام تا به شاگردانم اين نكته را برسانم و آموزش بدهم.
اگر صحبت خاصي داريد بفرماييد؟
اميدوارم در تمام بلاد اسلامي صلح و امنيت برقرار باشد. همه مسلمانان مانند امت واحده كنار هم و با هم زندگي مسالمتآميزي داشته باشند و مرزهاي فاصلهانداز برداشته شود؛ ديگر به هم با چشم حقارت و تحقير نگاه نكنيم زيرا مهم دين ماست كه مسلمانيم ايراني و افغاني و سياه و سفيد معنايي ندارد اينها را دشمنان اسلام ايجاد كردهاند، تا بين مسلمانان تفرقهافكني كنند. يادمان باشد ملاك برتري تقوا و بندگي خدا و اطاعت از ولايت فقيه است البته اهالي هنر در اين رابطه نقش مهمي دارند تا بسترسازي فرهنگي داشته باشند شما رسانهها هم در ترويج اين مسئله تأثير گذاريد و اميدوارم در اين مسير موفق باشيد.