مسلماً معيارهاي زيادي را ميتوان در جواب پرسش بالا بيان كرد كه مهمترين آنها پايبندي اعتقادي به انقلاب اسلامي و تلاش در راستاي تبديل انقلاب اسلامي به تمدن اسلامي است، اما معياري كه در اين يادداشت به عنوان يكي از معيارهاي دانشجوي همتراز انقلاب اسلامي به آن خواهيم پرداخت، معياري است كه در دسته مهارتهاي دانشجويي قرار ميگيرد و كمتر مورد توجه واقع ميشود. مهارتهايي كه شايد در ابتدا خيلي مهم به نظر نرسند؛ اما با كمي تدقيق در كارايي آنها ميتوان به اهميتشان پي برد. مهارتهايي كه اگر شما هم تجربه مسئوليت يكي از تشكلهاي دانشگاهتان را در دوره دانشجويي داشته باشيد به خوبي با آنها آشنا خواهيد بود!
مهارت سخن گفتن
شيوه تبليغ پيامبران در طول تاريخ به خوبي اهميتِ داشتن بيان خوب براي ابراز نظرات و متقاعد كردن انسانها را نشان ميدهد. حتي پيامبراني كه خودشان در اين زمينه خيلي قدرتمند نبودهاند وزيراني داشتهاند كه اين وظيفه را در راه رسالت آنها به عهده داشتهاند. پس ميتوان نتيجهگيري كرد براي تشريح و صدور هر عقيدهاي داشتن بيان قوي يكي از مهمترين ابزارهاست. حال اين عقيده اگر «منظومه فكري انقلاب اسلامي» باشد دانشجوي انقلابي علاوه بر شناخت دقيق و صحيح آن منظومه فكري بايد بتواند به خوبي درباره آن صحبت كند، ابعاد آن را روشن كند و از آن دفاع كند. سطح اين مهارت وقتي بالاتر ميرود كه فرد بتواند بدون هيچ واهمهاي ميان هر جمعي از آن استفاده كند. حال بايد پرسيد چرا پيدا كردن يك دانشجو كه بتواند و قبول كند در تريبون آزاد دانشجويي صحبت كند كاري دشوار و زمانبر است؟! چرا صحبت كردن و دفاع كردن از باورها و اعتقادات و بيان صريح نظرات در بين جمع براي اكثر دانشجويان كاري سخت به نظر ميآيد؟
در پاسخ به سؤال بالا آسيبشناسي چند نكته لازم است:
آگاه نبودن به اهميت «ابزار بيان» در رسيدن به هدف (كه در اين يادداشت تبيين و پيشرفت انقلاب اسلامي است) يكي از دلايل مهم نپرداختن به آن است. تصريح اهميت مهارت مذكور از طريق نشان دادن كاربردهاي مفيد و مؤثر آن در تاريخ ميتواند اين آسيب را برطرف سازد.
تسلط نداشتن روي محتوايي كه صحبت قرار است پيرامون آن انجام شود يكي ديگر از دلايلي است كه فرد را از صحبت كردن در ميان جمع باز ميدارد. برطرف كردن اين آسيب احتياج به برنامهريزي بلندمدت دارد.
نقصان در «توكل به خدا» و نداشتن اخلاص واقعي علت ديگري است كه مانع صحبت فرد در جمع ميشود. به اين معنا كه وقتي فرد بداند كارش درست است و فقط براي خداست و خدا او را ياري خواهد كرد ديگر نداشتن اعتماد به نفس يا ترس از تضييع جايگاه گوينده در بين آن جمع، معنايي نخواهد داشت. اكثر پيامبران در آغاز دعوت يكه و تنها شروع ميكردند و بارها به خاطر بيان عقايدشان مورد آزار و اذيت جدي قرار ميگرفتند؛ اما چون هدفشان فقط رضايت خدا بود عواقب آن برايشان اهميتي نداشت.
صحبت كردن و بيان نظرات به شكل منطقي «در ميان جمع» مهارتي اكتسابي است. شايد افرادي باشند كه بنا به استعداد دروني مسير كسب آن را زودتر طي كنند ولي اين موضوع به اين معنا نيست كه اين مهارت يك مهارت خدادادي است و بايد در خون انسان باشد! اما همين نگاه فطري بودن مهارت مذكور، يكي از دلايلي است كه فرد را از تلاش براي يادگيري آن بازميدارد.
مهارت نويسندگي
يكي ديگر از مهارتهايي كه اهميتي بسيار در صدور محتواي انقلاب اسلامي و تبيين نظري مواضع آن دارد مهارت نوشتن است. حال چرا بيشتر اوقات يك دانشجوي نويسنده كه بتواند يك يادداشت ساده بنويسد تبديل به ستاره سهيل ميشود؟! خيلي از موارد آسيبشناسي كه درباره مهارت صحبت كردن بيان شد مشمول مهارت نويسندگي هم ميشود. يعني براي تربيت دانشجوياني كه مهارت نويسندگي را دارا باشند بايد موارد زير را در نظر گرفت:
توجه دادن به «اهميت» اين مهارت در صدور مباني انقلاب اسلامي
مسلط كردن دانشجويان به مباني انقلاب اسلامي؛ چراكه براي نوشتن، نويسنده بايد اطلاعات كامل و صحيحي درباره موضوعي كه قرار است دربارهاش بنويسد، داشته باشد.
توجه به اين نكته كه مهارت نويسندگي يك مهارت اكتسابي است هرچند استعدادهاي فطري در آن اهميت دارد.
مهارت مديريت انقلابي
يكي از مهمترين مهارتهاي دانشجويي مخصوصاً در تشكلهاي دانشجويي بحث مديريت است. در اهميت اين مهارت همين بس كه در هر سطحي از جامعه به آن نياز است. پس يادگيري آن در دوره دانشجويي در واقع يك پسانداز بلندمدت براي جامعه است.
امروزه مديريت يك رشته مستقل علمي محسوب ميشود و در گرايشهاي مختلف در دانشگاهها تدريس ميشود. آن معنا از مديريت كه مورد نظر اين نوشتار است مديريت در حوزه مباني انقلاب اسلامي است كه ميتوان آن را نوعي مديريت تلفيقي دانست. مديريتي خاص حوزه انقلاب اسلامي است و ويژگيهايش مبتني بر مباني اعتقادي انقلاب اسلامي است در زيرشاخههاي متعدد. دانشجويان بايد اين نوع مديريت را در دوران دانشجويي فرا بگيرند و تجربه كنند تا بتوانند بعد از ورود به متن اجتماع به خوبي از آن مهارت در راستاي تحقق اهداف انقلاب اسلامي استفاده كنند. مديريت انقلابي مفهومي است متشكل از مهارتي به نام مديريت و تسلط بر منظومه فكري انقلاب اسلامي. البته بايد به اين نكته توجه كرد كه اين مفهوم هنوز به طور كامل تبيين نشده و بايد در ضمن يادگيري حدي از آن كه تصريح شده است در راستاي تكميل آن هم تلاش كرد.
غايت اينكه...
از موارد مطروحه در اين يادداشت ميتوان چند محور اصلي را به عنوان نتيجه ذكر كرد: مفاهيم «دانشجو بودن» و «دانشجوي همتراز انقلاب اسلامي بودن» تفاوتهاي بنياديني با هم دارند. يكي از معيارهاي دانشجوي همتراز انقلاب اسلامي داشتن مهارتهايي است كه در صدور مباني انقلاب نقش بسيار پراهميتي دارند. مهارتهايي همچون صحبت كردن، نويسندگي و مديريت در حوزه انقلاب اسلامي. مهارتهاي فوق ابزار هستند و در كنار تسلط بر مباني فكري انقلاب اسلامي هستند كه ميتوانند در رسيدن به اهداف انقلاب اسلامي مؤثر باشند. براي يادگيري مهارتهاي مذكور لازم است برنامهريزي صحيح و بلندمدتي توسط تشكلهاي دانشجويي و مؤسسات فرهنگي انجام شود.