امريكاييها كه مايكل فلپس را محروم كردند داغ دلمان تازه شد. نه به خاطر اينكه يك المپين امريكايي مجبور است شش ماه ناقابل را با محروميت دست و پنجه نرم كند بلكه به اين خاطر كه حسرت حداقل يك بار برخورد جدي با فوتباليستهاي متخلف و مجرم به دلمان مانده؛ برخوردي كه درس عبرت سايرين شود و ديگر هيچ ورزشكاري فكر تكرار آن به سرش نزند.
خبرهاي خارجي را كه ميخوانيم و قاطعيت مقامات ارشد فوتبال كشورهاي مختلف را كه ميبينيم افسوس ميخوريم به حال فوتبال ايران كه هرگز براي برخورد با قانونشكنان تلاشي نكرده و نميكنند. به اين فكر ميافتيم كه دليل اين بيتفاوتي چيست و چرا آقايان با اين همه ادعاهايشان چشمشان را بر اين همه تخلف ريز و درشت ميبندند؟ تخلفات رخ داده بياهميت هستند يا آنكه برخيها ميترسند اوضاع به هم بريزد و واقعيتهاي زيادي برملا شود؟! هرچه هست اين بيتفاوتي فساد را در فوتبال به بالاترين حد خود در سالهاي اخير رسانده و اينجور كه معلوم است اين شرايط به نفع خيليهاست.
فلپس همان شناگر معروفي است كه يك تنه شش مدال المپيك را به گردن آويخته. ولي بعد از المپيك لندن به كل به حاشيه رفت و همين چند روز پيش نيز پليس او را در حالي كه مست بود دستگير كرد. منتها مقامات ورزش كشور به راحتي از كنار اينگونه قانونشكنيها نميگذرند. شش ماه محروميت از حضور در ميادين جريمهاي است كه درس خوبي به پرافتخارترين ورزشكار المپيك جهان ميدهد. اين نكته را فراموش نكنيم كه مايكل فلپس مسابقات جهاني شنا را از دست ميدهد، چراكه از بدشانسي او براي مسئولان ورزشي كشورش اعمال قانون و ادب كردن فرد خاطي مهم تر از قهرماني و مدالآوري است. محروميت شش ماهه رئيس فدراسيون فوتبال ايتاليا به دليل اظهارات نژادپرستانه نمونه ديگري از اين ادعاست.
حالا به كشور خودمان ميآييم، جايي كه فوتباليستهايش بيدردسر و بدون نگراني هر خلافي را كه ميخواهند مرتكب ميشوند و هرجور ميخواهند قانونشكني ميكنند. قصه كارتهاي معافيتي كه باطل شد هنوز به پايان نرسيده و اينجور كه ميگويند روز به روز هم برتعدادشان افزوده ميشود. مليپوش، ليگ برتري، حتي بازيكني كه در حسرت لژيونر شدن ماند، جرمي به اين بزرگي مرتكب شدهاند اما كسي كاري به كارشان ندارد. اول كه تكذيب ميكردند، بعد طلبكار شدند، پس از آن مربيان و باشگاهها براي زير سيبيلي رد كردن ماجرا وارد عمل شدند و در آخر هم همه ميكوشند تا سربازان فراري را كه با جعل سند به كارت پايان خدمت رسيدهاند در يكي از تيمهاي نظامي جا بدهند تا خداي نكرده آينده درخشان فوتبالشان به خطر نيفتد. اينكه چرا حتي يك نفر هم از برخورد قاطعانه با اين عده حرف نميزند اصلاً جاي تعجب ندارد. بازيكني كه هرچه دلش ميخواهد نثار سرمربي ميكند يكي دو روز بعد با حكم رئيس هيئت مديره به تمرينات برمي گردد و آن يكي هم بهرغم دست به يقه شدنش با مربي تيم با هيچ محروميتي روبه رو نميشود.
تا بوده خلافهاي ريز و درشت اين رشته پرخرچ و پرهزينه را به راحتي ماستمالي ميكردند. در فوتبالي كه خيليها سينه چاكش هستند انواع و اقسام خلاف ديده ميشود، از خالكوبي، استعمال قليان و شب گردي در خيابانها گرفته تا گرفتن كارت پايان خدمت جعلي، مصرف مواد مخدر و حتي خودكشي! روز به روز هم آمار حاشيهسازي اين افراد كه تعدادشان اصلاً هم كم نيست بالا ميرود بدون اينكه كسي، مديري يا ارگاني نگران اين موضوع باشد. آنقدر اختاپوس و دلال و رمال در اين فوتبال فراوان است كه هيچ كس ريسك پا گذاشتن روي دم آدمهاي پشت پرده را نميپذيرد. اينگونه است كه فوتبال ما در فساد و حاشيه دست و پا ميزند در عوض كشورهايي كه تا همين چند سال پيش در اين رشته عددي نبودند از ما پيش افتادهاند. فوتبال ايران پر است از تقليدهاي كوركورانه و ابلهانه، از خالكوبيهاي زننده گرفته تا مدل موهاي وحشتناك. عجيب است كه مديران باشگاهها و مسئولان فدراسيون اصلاً دوست ندارند از قاطعيت همتايان فرنگي خود ذرهاي تقليد كنند.