سير درگيريهاي جاري در عراق، به تدريج بخشهاي پنهان راهبرد امريكا را بر ملا ميكند و فلسفه وجودي هزاران مستشار نظامي و دهها هواپيماي پيشرفته جنگي، پهپاد و موشكهاي كروز توماهوك كه از ناوهاي امريكايي به سمت اهداف عراقي يا سوري شليك ميشوند، نه در راستاي مهار و سركوب تروريسم داعش، بلكه در جهت تنظيم مؤلفههاي گوناگون به نحوي است كه حاكميت عراقي و سوري را مجبور به پذيرش اراده امريكايي و غربي نموده و امتيازهاي كافي را پرداخت نمايد.
صدها ساعت پروازهاي شناسايي توسط هواپيماهاي غربي كه بايد هليكوپترهاي آپاچي را نيز به آنها افزود، فقط به ثبت تحركات و جابهجايي نيروهاي داعش مشغول هستند و هزاران داعشي را كه از استان موصل يا از سوريه وارد الانبار شدهاند هدف قرار نميدهند. مقامات امريكايي به صراحت گفتهاند كه قصد ندارند به ابزار حكومتهاي عراق و سوريه تبديل شوند و صرفاً به تأمين اهداف امريكايي همت خواهند كرد. مقامات عراقي هم به خوبي با اطلاع از اهداف غربي، از يك سو برنمايشي بودن و ناكافي بودن اقدامات هوايي تأكيد ميكنند و از سوي ديگر بهانهسازيهاي غربي براي وارد كردن يك نيروي زميني چندمليتي را غيرقابل قبول ميدانند و منتظر هستند تا صدهزار نظامي و داوطلب عراقي بر اساس تعهدات و قراردادهاي امريكايي، تجهيز و آماده جنگ زميني با داعش شوند. در حالي كه مكانيزمهاي قانعسازي مقامات عراقي از سوي امريكاييها، چنين است كه اجازه ميدهند و حتي اطلاعات كافي در مورد وضعيت نظاميان عراقي و جابهجاييهاي آنها را در اختيار داعش قرار ميدهند و تحركات داعش را ناديده گرفته تا شرايط بحراني براي بغداد و دولت عراق شكل گيرد.
تنها با تحت فشار قرار گرفتن دولت عراق و به ويژه بغداد و فرودگاه بينالمللي آن، لحن مقامات عراقي ميتواند تغيير كرده و امريكا به خواستههاي خود دست يابد. از دو هفته قبل اطلاعات انتقال 10 هزار داعشي به استان الانبار منتشر شده و هواپيماهاي امريكايي و غربي هيچ اقدام بازدارنده يا مانعساز از خود نشان ندادهاند و اكنون سخن از اين است كه داعش قصد دارد با اشغال تمامي شهرهاي استان الانبار از سمت غرب به بغداد فشار آورده و كربلا و نجف را مورد تهديد قرار دهد. در حالي كه غربيها كمكهاي نظامي و تسليحاتي خود را با دست و دلبازي در اختيار اقليم كردي و مسعود بازراني قرار ميدهند، دولت عراق از ابزارهاي كافي براي مقابله با داعش برخوردار نيست و اطلاعات اين گروه و جابهجاييها و اقدامات آنها در اختيار دولت عراق قرار نميگيرد. صحنه اينچنين است كه دولت عراق يا بايد بر مواضع خود باقي مانده و تهديد داعش را تحمل كند يا دست به دامان امريكا شده و خواستار نجات خود و مردم شود. در اين شرايط فرمول و راهحل امريكايي به عنوان مشكلگشاي مردم و دولت عراق عمل خواهد كرد. به ميزاني كه دولت و مردم عراق در تنگنا قرار گيرند، سطح امتيازخواهي امريكايي هم ارتقا مييابد. ائتلاف غربي كه با نام مبارزه با داعش در عراق و سوريه عمل ميكند، تقريباً فاقد هرگونه اقدام مؤثر در مقابل داعش بوده و بيشتر به حامي و راهنماي عملياتي داعش تبديل شده تا با تحت فشار قرار دادن دولتها و مردم منطقه از آنها باجخواهي نمايد.
غربيها كه نگران هستند پروژه آنها در عراق با نقش فعال مرجعيت و مردم داوطلب به شكست منتهي شود،با چراغ سبز خود و معكوس عمل كردن اطلاعات صحنه نبرد، فشار به دولت بغداد را افزايش دادهاند تا تضمين لازم براي موفقيت در سوريه را هم كسب كنند،چرا كه در سوريه عنصر مرجعيت و داوطلبهاي گسترده مردمي و مانند عراق را مشاهده نميكنند و رمز موفقيت در سوريه، به تسليمپذير كردن عراق موكول و مرتبط است. اگر ائتلاف غرب با داعش مبارزه واقعي نميكند،بايد منطقه را ترك كرده و مبارزه را به اهل آن واگذار كنند وگرنه آنها نيز دركنار داعش، متجاوز و تروريست تلقي خواهند شد.