به اذعان مذاكرهكنندگان ارشد ايران و گروه 1+5، مذاكرات پيش رو كه چهارشنبه با ديدار سهجانبه نمايندگان ايران، امريكا و روابط خارجي اتحاديه اروپا همراه خواهد بود، مذاكرات بسيار حساسي است. منظور از «بسيار حساس» بودن اين دور از گفتوگوها، نزديك شدن آن به خاتمه مهلت زمان باقيمانده از دوره تمديد است. زيرا برگزاري اين نشست در شرايطي بود كه تنها 40 روز به خاتمه اين مهلت باقي خواهد ماند. اين در حالي است كه هنوز هم لحن طرفين در مورد توافق نهايي، از وجود اختلاف حكايت دارد. البته اگر به ديدگاههاي اعلامي تمركز شود، شدت اين اختلافات نسبت به گذشته كاهش يافته به نظر ميرسد. اما به هر حال، هنوز هم شرايط توافق نهايي و جامع حاصل نشده و حداقل ميتوان گفت كه دو مسئله لغو تحريمها و ظرفيت غنيسازي همچنان در چرخه نبرد محاسباتي طرفين باقيمانده است.
بنابراين، حساسيتها در اين دور عمدتاً به اين نكته باز ميگردد كه طرفين به آرامي از فضاي احتمال به نتيجه نرسيدن مذاكرات يعني عدم حصول توافق ظرف مدت تعيين شده سخن ميگويند. به عنوان نمونه، عباس عراقچي تصريح نموده كه «اگر در اين دور به نتايج كافي نرسيم، قطعاً تا سوم آذرماه به نتيجه نهايي نيز نميرسيم». البته همچنان اميد به منتج شدن مذاكرات به نتيجه از يك سو و تمايل به ادامه گفتوگوها در هر شرايط از سوي ديگر، مورد اتفاق نظر است. بنابراين، طرفين در نوعي فشار زماني قرار دارند تا از بين دو مسير توافق نهايي و تمديد دوباره، يكي را برگزينند. عباس عراقچي، گزينه دوم را هم منتفي ندانسته بلكه تأكيد نموده در مذاكرات آخر هفته جاري، «احتمال همه چيز حتي تمديد مذاكرات وجود دارد». بلكه اين گزينه به عنوان دريچه اطميناني است كه طرفين در صورت عدم اتمام روند نگارش توافق جامع بتوانند از آن براي حفظ هويت و استمرار گفتوگوها بهرهبرداري نمايند. اين بدان معناست كه تجديد تمديد نه تنها ممكن است بلكه به لحاظ حقوقي نيز قابليت عملياتي شدن دارد. البته تذكر مذاكرهكننده ارشد هستهاي كشورمان در مورد احتمال تمديد دوباره، متضمن نوعي پيام براي طرف ديگر نيز هست. زيرا ايران آمادگي براي تمديد دوباره را بر به هم خوردن گفتوگوها ترجيح ميدهد، همچنانكه توافق را بر تمديد مقدم ميداند.
اين ترجيحات و اولويتبنديها برگرفته از اين ادراك است كه تمديد، حالت حفظ وضع موجود را خواهد داشت و البته كه پيشرفت در مذاكرات نيازمند برداشتن گامهايي فراتر از وضع موجود يعني به اتمام رساندن تعيين مسير و جزئيات آن است. از اين حيث، تمديد شايد نتواند براي ايران گزينهاي مطلوب باشد. زيرا دستيابي به اهداف راهبردي از اين توافق يعني لغو تحريمها و همچنين دوره زماني عادي شدن مسئله هستهاي ايران را به تأخير مياندازد. از طرف ديگر، امريكا در اين دوره زماني در راستاي حصول توافق انگيزههاي مضاعفي به ويژه در ارتباط با محيط داخلي و انتخابات كنگره دارد. پس از اين دوره معلوم نيست كه اين تمايل همچنان پابرجا بماند. بنابراين، گزينه تمديد شايد براي امريكاييها بهتر از ايران باشد. علي ايحال، تمديد گزينهاي ناگزير در شرايط عدم توافق خواهد بود، زيرا امكان خواهد داد تا دوره جديدي براي گفتوگو براي حل مسائل باقيمانده خلق شود. البته به شرط آنكه طرف مقابل اراده جدي براي توافق نهايي را داشته باشد.