اگر شما آن شرايطي كه سقيفه تشكيل شد و موقعيتحضرت علي(ع) را مورد توجه قرار دهيد خواهيد فهميد كه حضرت امير(ع) در سقيفه نيامد تا بخواهد احتجاج بكند، آنچنان كه در كتابهاي حديثي و تاريخي آمده است، پيامبر اكرم(ص) روز دوشنبه رحلت كرد، حضرت علي(ع) به همراه چهار نفر ديگر: عباس عموي پيامبر و يكي از فرزندانش، يكي از آزادشدگان پيامبر و يك نفر از انصار مشغول غسل و تجهيز پيامبر(ص) شدند.
در همين حال انصار در سقيفه گرد آمدند (سقيفه محل اجتماع عشيره است مربوط به شيخ عشيره كه آنجا جمع ميشوند) تا «سعد بنعباده» را به جاي پيامبر(ص) برگزينند. آيا درباره سعد بنعباده از پيامبر توصيهاي رسيده بود؟ فضيلتي داشت؟ يا نه صرفاً به خاطر آنكه رئيس قبيله بود مطابق زندگي عشيرهاي و قبيلهاي موجود در جزيره العرب، به دنبال اين بودند حال كه پيامبر از دنيا رفته بايد جانشين او از ما باشد. خبر به مهاجرين رسيد، اينها نيز در سقيفه جمع شدند. اين در حالي بود كه جنازه پيامبر هنوز به خاك سپرده نشده است و ديگران مشغول غسل آن حضرت بودند.
عباس عموي پيامبر در همان حال كه مشغول غسل و كفن آن حضرت بودند به علي(ع) پيشنهاد كرد:
«يابن اخي امدد يديك ابايعك؟ يقال عم رسول الله(ص) بايع ابنعمه فلا يختلف عليك اثنان؛ پسر برادرم دستت را بده با تو بيعت كنم تا بگويند عموي پيامبر با پسرعموي او بيعت كرده، آنگاه دو نفر هم با تو مخالفت نخواهند كرد.»
حضرت نپذيرفت، فرمود: «من مشغول تجهيز پيكر پيامبر هستم!» اختلاف مهاجرين و انصار بر سر جانشيني بالا گرفت، مهاجرين استدلال كردند كه ما از قريش هستيم وابسته به پيامبر(ص)، عرب نميپذيرد از غير بستگان جانشين شود. اختلاف ديرينه «اوس» و «خزرج» عدهاي از انصار را كه ميترسيدند حكومتبه دست رقبايشان بيفتد با مهاجرين همصدا كرد و در نهايت آنها كه در سقيفه جمع بودند اكثريت با ابيبكر بيعت كردند.
همان روز دوشنبه كار را تمام كردند و از آن پس براي ابيبكر بيعت ميگرفتند، روز بعد هم ابيبكر را به مسجد پيامبر(ص) كه آن زمان حكم دارالحكومه را داشت آوردند خطبه خواند و نماز خواند. تمامي اينها در وقتي بود كه علي(ع) مشغول تجهيز پيامبر(ص) بود زيرا بعد از اتمام غسل و كفن بنا شد مسلمانان پنج نفر پنج نفر يا 10 نفر 10 نفر بيايند در همان خانه پيامبر بر آن حضرت نماز بخوانند و حضرت علي(ع) در آنجا آنان را راهنمايي ميكرد. اين كار از روز دوشنبه تا چهارشنبه به طول انجاميد و شب چهارشنبه هم پيامبر را به خاك سپردند. مراسم دفن كه تمام شد، مطابق وصيت پيامبر(ص) به علي(ع) كه فرموده بود از دفن و كفن من كه فارغ شدي ردا از دوش مگير تا آنكه قرآني كه در خانه من هست آن را جمع كني، حضرت علي به جمعآوري قرآن پرداخت. اين قرآني بود همراه با تفسير، نوشته بر روي تخته، پوست، شانه گوسفند و. . . ، حضرت همه اينها را جمعآوري كرد، پس از جمعآوري آن را به مسجد آورد كه متأسفانه آن را نپذيرفتند. حضرت هم آن قرآن را برگرداند و فرمود: ديگر آن را نخواهيد ديد! اين همان قرآني است كه حضرت حجت(عج) آن را در مسجد كوفه بيرون ميآورد و احكام اسلامي را به مسلمانان بر اساس آن تعليم ميدهد، زيرا آن همين قرآن است ولي با تفسير و توضيحات.
بنابراين ميبينيد كه در جريان سقيفه و انتخاب ابوبكر و حتي دو روز بعد از آن حضرت امير(ع) به كار غسل و دفن پيامبر مشغول بوده و در هيچ يك از اجتماعات آنها نبوده تا بخواهد به حادثه غدير با آنان احتجاج كند.
اولين بار كه در ملأ عام غدير مطرح شد در زمان خلافتخود آن حضرت بود، زيرا تا آن زمان موردي كه لازم ببيند و غدير را مطرح كند پيش نيامد، چون ابوبكر بعد از خود نامهاي نوشته بود و طي آن عمر را به جانشيني خود تعيين كرده بود همان نامه را پس از مرگ او براي مردم خواندند و مردم هم با او بيعت كردند بعد از او هم داستان شوراي شش نفره پيش آمد كه يك نفر از آن شورا علي(ع) بود و به آنجا منتهي شد كه همگان ميدانيم. تا ميرسد به زمان خلافتخود حضرت، چنانكه تفصيل آن در كتاب الغدير آمده است.
روزي حضرت در مسجد كوفه بر بالاي منبر فرمود: هر كس حديث غدير را شنيده استبگويد، چند نفر برخاستند و زبان به اظهار آنچه در غدير گذشته است نمودند. اين اولين بار بود كه بدون ترس در ملأعام فضائل علي(ع) گفته ميشد و از غدير سخن به ميان ميآمد و مردم همه ميشنيدند و تا امروز آن شنيدهها در باره غدير براي ما مانده است.
به نظر من از نظر تحقيق و تتبع ما در مورد غدير كمبود نداريم، بزرگان زحمتهاي فراواني كشيدهاند، شما هر چه تلاش و تحقيق كنيد نخواهيد توانستبيش از آنچه علامه اميني در الغدير و ميرحامد حسين در عبقات و. . . انجام دادهاند كاري عرضه كنيد.
ولي آنچه امروزه نياز است عرضه درست اين تحقيقات گرانبها است به مردم، با زباني كه مردم ما بتوانند آن معارف را بفهمند، مجلات ما بايد با زباني رسا و همگاني به صورت مقالات علمي، داستاني و. . . از اين منابع سرشار بهره گيرند و حقايق ديني ارائه دهند، امروز تلويزيون ميتواند وسيله خوبي براي معرفي غدير باشد. سريالها و فيلمها ساخته شود و از اين وسيله تبليغاتي براي آگاهي مردم استفاده شود. البته زير نظر حداقل پنج نفر از علماي حوزه تا دچار انحرافاتي نشود. چون موضوع هم تاريخي است و هم اعتقادي، نظارت اسلامشناسان لازم است. من به دستاندركاران احيا و بزرگداشت غدير هم گفتم مهم محتوايي است كه عرضه ميكنيد و بايد صحيح و ساده و قابل فهم عموم باشد. سر و صدا و شعار دادن كاري از پيش نميبرد.