کد خبر: 679741
تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۳۹۳ - ۱۰:۵۰
اين مرد متهم است بعد از قتل دختر خردسالش دو كودك همسايه را نيز به قتل رسانده
مرد موحنايي كه متهم است سال گذشته بعد از مجروح كردن همسر و قتل دخترخردسالش، دو كودك همسايه را به قتل رسانده و مادرشان را مجروح كرده بود، روز گذشته محاكمه شد.
به گزارش خبرنگار ما، نماينده دادستان تهران، بعد از رسميت پيدا كردن جلسه شعبه 74 دادگاه كيفري، در جايگاه قرار گرفت و كيفرخواست را شرح داد. او گفت: مرد 35 ساله‌اي كه مأموران بدرقه او را از زندان به دادگاه منتقل كرده‌اند، مازيار نام دارد. ساعت 4 و 30 دقيقه بامداد، روز سه‌شنبه، 29 مردادماه سال گذشته بود كه ساكنان كوچه ميوه‌چي در خيابان امام‌موسي صدر در حوالي ميدان شوش با شنيدن فريادهاي دلخراش از خانه خارج شدند و با ديدن مرد چاقو به دست در حالي كه پسرنوجوان همسايه را به قتل رسانده و در حال زدن ضربات چاقو به مادر او بود، پليس را با خبر كردند. لحظاتي بعد بود كه مأموران در محل حاضر شدند و مرد خشمگين را با شليك گلوله بازداشت كردند.
نماينده دادستان ادامه داد: بررسي‌هاي اوليه نشان داد كه مازيار، بعد از مشاجره با همسرش، وي را با ضربات چاقو مجروح كرده و پس از آن دختر پنج ساله‌اش را به قتل رسانده است. همزمان با وقوع اين حادثه، زن صاحبخانه كه وارد حياط شده بود از سوي مازيار هدف ضربات چاقو قرار مي‌گيرد و مجروح مي‌شود. او سپس دختر خردسال اين زن- بهاره- و پسر نوجوان او- علي - را با ضربات چاقو به قتل مي‌رساند. نماينده دادستان ادامه داد: مازيار زماني كه مورد بازجويي‌ قرار گرفت به قتل سه كودك اقرار كرد و گفت كه لحظاتي قبل از حادثه با همسرم مشاجره كردم. مدتي بود كه او به خانه همسايه رفت و آمد مي‌كرد و سر همين موضوع با هم دعوا كرديم. بعد هم كنترل خودم را از دست دادم. چاقوي آشپزخانه را برداشتم و آن حادثه را رقم زدم.
نماينده دادستان تهران گفت: اتهام مازيار كه سلامت رواني او از سوي پزشكي قانوني هم تأييد شده، سه فقره قتل عمد، ايراد ضرب و جرح عمدي به همسرش و زن همسايه است و براي او درخواست صدور اشد مجازات را دارم.
پس از آن مادر بهاره و علي در حالي كه به شدت گريه مي‌كرد در جايگاه قرار گرفت و گفت: درخواست مي‌كنم مازيار در ملأعام قصاص شود تا مايه عبرت مجرمان شود. درباره جراحت‌هايي كه متهم  به خودم وارد كرده هم شكايت مي‌كنم و درخواست مي‌كنم تا ديه آن را پرداخت كند. شاكي گفت: من درباره پسرم درخواست مي‌كنم تا متهم قصاص شود اما درباره دخترم مطالبه ديه دارم و درخواست مي‌كنم ديه او به آموزش و پرورش واريز شود.   او توضيح داد: شوهرم شش سال قبل به دليل عارضه قلبي كه داشت فوت شد و من سرپرستي دو كودكم را بر عهده داشتم و آنها را با دشواري زيادي بزرگ كردم. او در شرح شب حادثه گفت: آن‌شب در حالي كه بهاره دلشوره داشت خوابيديم تا اينكه نيمه شب با صداي دعواي مازيار و همسرش بيدار شدم. او چهار ماه قبل همراه همسر و دختر خردسالش مستأجر خانه قديمي ما شده بود و در اين مدت هم بارها صداي مشاجره‌شان را شنيده بودم اما علت آن را نمي‌دانستم. وقتي وارد راهرو شدم، صداي افتادن جسم سختي را داخل حياط شنيدم. متوجه شدم كه همسر مازيار از پنجره به داخل حياط سقوط كرده است. بعد از آن صداي افتادن جسم ديگري را شنيدم.
 وقتي خودم را بر بالين همسرش رساندم، ناگهان مازيار در حالي كه چاقو به دست داشت وارد حياط شد و به من حمله كرد. ابتدا دو چاقو به شكمم زد و در حالي كه تلاش مي‌كرد ضربه‌اي به قلبم وارد كند دستش را گرفتم اما چند جراحت به من وارد شد. با دشواري و در حالي كه نگران بهاره و علي بودم موفق شدم مازيار را از خودم دور كنم. مازيار ابتدا به سراغ همسرش رفت و چند ضربه ديگر هم به او زد، ثانيه‌هايي بعد او را ديدم كه به طرف اتاق من مي‌رود. با پيكري مجروح خودم را به او رساندم و متوجه شدم كه بهاره را به قتل رسانده و علي از دست او فرار كرده و راهي كوچه شده است. به سختي خودم را به كوچه رساندم تا علي را نجات دهم اما وقتي وارد كوچه شدم ديدم كه مازيار علي را هم به قتل رسانده است. مازيار وقتي من را ديد با چاقو به من حمله كرد و دو ضربه ديگر هم به من زد. شاكي گفت: من شب‌ها با كابوس به خواب مي‌روم و چهره بي‌گناه كودكانم لحظه‌اي از نظرم دور نمي‌شود.
پس از آن متهم به درخواست قاضي عبداللهي در جايگاه قرار گرفت و گفت: همه اتهام‌هاي خودم را قبول دارم. هشت سال قبل از حادثه ازدواج كردم و دختري خردسال داشتم كه او را هم به قتل رساندم، اما شب حادثه را به ياد نمي‌آورم. وقتي ماجرا را براي زندانيان تعريف كردم آنها گفتند كه علائم مصرف شيشه است در حالي كه من به مصرف شيشه اعتياد ندارم. احتمال مي‌دهم كه همسرم در غذاي من شيشه ريخته و باعث شده من كنترل خودم را از دست بدهم.  قاضي پرسيد: چه دليلي داشت كه همسرت در غذاي تو شيشه بريزد؟ متهم سكوت كرد.
قاضي گفت: زمان حادثه را به ياد داري؟ متهم جواب داد: ساعت 12 شب بود. قاضي سؤال كرد: چاقو را از كجا آوردي؟ متهم گفت: آن را از آشپزخانه برداشتم. قاضي پرسيد: چطور زمان حادثه و مشخصات چاقو را به ياد داري اما جزئيات حادثه را به ياد نداري؟ متهم سكوت كرد.
قاضي پرسيد: در بازجويي‌ها اقرار كرده‌اي كه به خاطر رفت‌وآمد همسرت به خانه صاحبخانه دست به قتل زده‌اي. متهم جواب داد: من مدت‌ها بود كه با همسرم اختلاف داشتم.  البته مدتي بود كه بيكار بودم و او سر كار مي‌رفت. دوست نداشتم با كسي رفت و آمد كند و سر همين موضوع با هم دعوا مي‌كرديم اما درباره شب حادثه چيزي به ياد ندارم.  
قاضي عبداللهي بعد از شنيدن دفاعيات متهم با اعضاي دادگاه- ملكي، اصغرزاده، قاضي و قربان‌زاده وارد شور شد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار