رئيس انجمن انبوهسازان تهران گفته است: مسكن سال آينده 70 درصد گران ميشود و استدلالش اين است كه تقاضاي پنهان اين بلاي قيمتي را بر سر مردم نازل خواهد كرد !
فارغ از اينكه رقم 70 درصدي چرا عنوان شده و اين رقم از كجا بيرون آمده و بر چه اساسي محاسبه شده اما ايشان بهتر از هر كسي ميداند كه در هر بازاري كشش عرضه و تقاضا به عنوان يك كل مؤلفهاي پيچيده است نه آنكه به شكل خطي و تك بعدي به آن بپردازيم.
رئيس انجمن انبوهسازان استان تهران با اشاره به تقاضاي پنهان در بازار مسكن اعلام كرده در حال حاضر 2ميليون خانوار در كشور فاقد مسكن هستند و چون سالانه 800 هزار ازدواج در كشور صورت ميگيرد به دليل عدم تناسب عرضه با تقاضا قيمت مسكن بالا ميرود.
اما ايشان نگفته كه افزايش قيمت زمين و مسكن طي اين سالها منبعث از اين استدلال نبوده و تعيينكننده قيمت مسكن، بانكها و نهادها هستند كه در ساخت مسكنهاي لوكس برنامهريزي ميكردند و فروش گرانتر مسكنهاي لوكس به معناي سود بيشتر بوده است !
البته برخي از بساز و بفروشها هم از اين رهگذر سودهاي بالاي 100 درصد سالانه رابراي خود رقم زدهاند. اما نگاهي به آمار اعلامي كه پيش خريد مسكن به نصف رسيده نشان ميدهد ديگر روياي سودهاي بالاي 100 درصد محقق شدني نيست و خريداران مسكن توان خريد مسكن با هر قيمتي را ندارند.
لذا اين كاهش تقاضا در شرايط كنوني حتي با معجزه فروش نفت بيش از دوران قبل از تحريم هم حداقل در سال بعد محقق شدني نيست و اين استدلال تنها با يك انگيزه و سود شايد مطرح شده باشد و آن هم خروج از ركود!
در تحليل اين ادعاي بدون پايه علمي تنها كافي است بر اساس تحليل گفتماني كليد واژههاي مصاحبه سفارشي اين مسئول را با خبرگزاري ايرنا بيرون كشيد تا به خوبي دريافت هدف اصلي، ايجاد نگراني براي مردم و تحريك بازار مسكن است، غافل از اينكه كف دست مردم مويي براي كندن ندارد و حتي قدرت خريد آنها با درآمدهاي عقب مانده از تورم، به قيمتهاي فعلي مسكن نميرسد.
برخي از اين واژهها عبارتند از «توقف خريد و فروش»، «تقاضاي پنهان»، «نزول بلاي قيمتي» و بالاخره «70 درصد!»
خوانندگان محترم لابد يادشان هست كه وقتي قرار به افزايش قيمت دلار و طلا شد ناگهان مردم به بانكها و صرافيها هجوم بردند و حتي كارگران و مادر بزرگها هم با كارت ملي به دست در صفهاي شبانه ايستادند و دست آخر گناهكاران و جمشيد بسمالله (به عنوان اعلامكننده قيمت دلار)و پيامك خبرگزاري فارس اعلام شد !
اگر چه احتمال موفقيت اين شيوه ايجاد عطش در بازار كالاهاي با ارزش كم، اما سرمايهاي وجود داشته و آزمون خود را پس داده است (به خصوص كه عرضهكننده اصلي هم بخش خصوصي نيست) اما بدون شك در كالاي گرانقيمت مسكن كه عرضهكنندگان آن عمدتاً بخش خصوصي و غيردولتي هستند، نميتواند جوابگو باشد. يعني اين روش تحريك بازار تنها اثرش فشار رواني جديدي است كه به طبقه زير دست وارد ميشود. طبقه كارمند و كارگري كه هم اكنون نيز با سپرده دهها ساله قادر به ابتياع آن نيست !