اما با به پايان رسيدن تعطيلات آخر هفته، وقتي تاكسي آمد تا ما را به فرودگاه ببرد، دلم ميخواست گريه كنم. نگاهم را به دو كودكي دوختم كه دستان كوچكشان را به دور كمرم حلقه زده بودند و زير لب ميگفتند:
مامان بزرگ. خيــــــــلي دوستت داريم و نم نمك اشك ميريختند.» شايد شما هم اين صحنه را بارها ديده يا تجربه كرده باشيد. اما جاي اين سؤال باقي ميماند كه چه چيزي پيوند محبت را اين قدر قوي ميكند كه وقت جدايي چنين دلتنگي شيريني باقي ميماند؟» مادربزرگ اينگونه ادامه ميدهد:«من و همسرم پنجشنبه رسيديم، صبح روز جمعه قبل از بيدار شدن بچهها پيش آنها بوديم. آنها به محض بيدار شدن به طبقه پايين دويدند تا از رسيدن ما مطمئن شوند، و بلافاصله خودشان را روي تختخواب كنار ما جا كردند. نوه كوچكم كه دختر است، از من خواست قبل از مدرسه او را به حمام ببرم و آن يكي كه پسر است، شطرنجش را بيرون آورد تا حداقل يكبار قبل از رفتن به مدرسه پدربزرگش را كيش و مات كند. شور و هيجان آنها به قدري بود كه وقت نشد لباس خوابمان را عوض كنيم. بعد از تمام شدن مدرسه، بچهها را براي خوردن بستني بيرون برديم و مقداري لوازم تحرير جديد خريديم. آن نوهام كه پنج ساله است، دو كتاب آموزش روخواني برداشت و طي مدتي كه پيش هم بوديم روي پايم مينشست و كلماتي را كه ميآموخت با صداي بلند ميخواند. شنبه، جمعي از ما و يكي از دوستانشان پياده به زمين تنيسي رفتيم كه تنها 10 دقيقه با خانهشان فاصله داشت. همه ما از اينكه فهميديم بچهها چقدر بزرگ شدهاند، ذوق كرديم. آنها آنقدر قوي شده بودند كه ميتوانستند پدر بزرگ و مادربزرگشان را در بازي شكست بدهند. يكشنبه صبح، به نوهام كه پيانو مينوازد و خواهر كوچكترش كمك كردم كه براي تكنوازي و خوانندگي و اجراي آهنگي به نام «زير دريايي طلايي!» آماده شوند. از اجراي آنها واقعاً لذت برديم. تماشايي بود حداقل از ديد پدربزرگ و مادربزرگشان.
داستاني كه ذكر شد، تنها نمونهاي است از صدها تجربهاي كه سالمندان در كنار نوههاي خود از آن لذت ميبرند. اما سؤال اينجاست برخورداري از رابطهاي صميمي براي سالمندان و نوههايشان چه اهميتي دارد؟
مطالعهاي نوين در حوزه جامعهشناسي كه توسط سارا مورمن و همكارانش درباره سالمندي در دانشگاه بوستون صورت گرفت نشان ميدهد كه پيوند سالمندان با نوههايشان ميتواند تأثير چشمگيري بر شادماني داشته باشد و نيز نبود رابطهاي نزديك بين اين دو قشر منجر به بروز علائم افسردگي شده است، به طوري كه به ويژه با پيرتر شدن سالمندان نتايج پررنگتري قابل مشاهده است. قويتر شدن اين پيوند ميتواند خواص ضد افسردگي داشته باشد. طبق نظر سارا مورمن: هر چه حمايت عاطفي بين والدين و نوههاي بزرگسال پررنگتر شود، سلامت رواني ايشان نيز بيشتر خواهد بود.
همچنين مطالعات در دورهاي هفت ساله نشان داده است زنان و مرداني كه رابطه نزديكي با خانواده و دوستانشان ندارند، نسبت به كساني كه اجتماعيتر هستند، 26 درصد بيشتر در معرض مرگ خواهند بود. حتي اگر اين افراد از ديد خودشان تنها به حساب نيايند.
مطلب قابل توجه ديگر اين است كه نوهها و سالمندان به هم احتياج دارند. كوچكترها در كنار بزرگترها، هويت و ريشه خود را بهتر ميشناسند و در مقابل بزرگترها كه آفتاب زندگي خود را رو به غروب ميبينند، با ارتباط سالمي كه با نوههاي خود برقرار ميكنند و تأثير مثبتي كه روي آنها ميگذارند، از اينكه توانستهاند به واسطه نوههاي خود، ميراثي ارزنده براي آيندگان به جاي بگذارند، با آرامش بيشتري به زندگي خود ادامه ميدهند.
بهرهمندي از توجه و محبت به هر دو قشر، احساس ويژهاي ميدهد. كوچكترها در اين رابطه ميتوانند از ابراز عشق پدربزرگ و مادربزرگ خود بدون قيد و شرط بهرهمند شوند، پس واقعيت خودشان را سانسور و مخفي نكرده يا حداقل احتمال چنين رفتاري در آنها كاهش مييابد. به طور مثال خيلي از فرزندان از وقت گذراندن حين خريد با پدربزرگ يا مادربزرگ خود بيشتر از زماني كه با والدينشان هستند، لذت ميبرند، چراكه مجبور نيست عجله كنند يا اينكه انتخابهايشان به خواستهها و بكن نكنهاي پدر و مادرشان محدود شود.
اين دو نسل پير و جوان ميتوانند با صبر و حوصله و اشتياق از دوران خود آموختههاي جالبي به هم بياموزند. ياد دادن بازيهاي محلي و سنتي به نوهها در ازاي آموختن ِ كار با كامپيوتر و ارسال ايميل و... از ايشان پلي ميان گذشته و آينده برقرار ميكند. ارتباطاتي از اين دست درحالي كه سبب ميشود جوانترها احساس راحتي بيشتري با قشر مسنتر داشته باشند و از انزواي مدرن خود در محيط خانواده سر بيرون آورده و مؤثرتر ظاهر شوند، به سالمندان نيز كمك ميكند كه از مسائل جديد عقب نمانند.
نوههايي دور از پدر بزرگ و مادر بزرگ
با ذكر لزوم برقراري ارتباط بين اين دو نسل، اين سؤال مطرح ميشود كه آيا حفظ ارتباط با نوههايي كه از پدربزرگ و مادربزرگ خود دور زندگي ميكنند، امكانپذير است؟
تماسهاي تلفني و كامپيوتري، برقراري ارتباط بين نوهها و پدربزرگ و مادربزرگهايشان را امكانپذير كرده است. با اين حال، به اشتراك گذاشتن اطلاعات از طريق تلفن، موبايل و نرم افزارهايي براي چت و گفتوگو نظير اسكايپ، آنقدر نزديكي ايجاد نميكند كه از طريق رابطه رو در رو با گرفتن دستان يكديگر و نگاه كردن به چشمان هم، حاصل ميشود. و اين واقعيتي است كه نه تنها براي سالمندان بلكه براي تمام كساني كه دوستشان داريم صدق ميكند و خصوصاً در كودكان به خوبي قابل مشاهد است.
اما نبايد دست روي دست گذاشت تا روزگار در و تخته را جور كند تا مگر امكان مسافرتي فراهم شود. بنا بر اين پيشنهاد ميشود كه پدربزرگها و مادربزرگها با استفاده از اين روشهاي خلاقانه، حال و هواي اين پيوند را حتي از دوردستها عوض كنند:
1 ـ به بچهها كمك كنيد كه نامههايي محبتآميز بنويسند يا بسازند.
به فروشگاه لوازم هنري و كاردستي رفته و تعدادي كارت پستال آبرنگي بدون نوشته بخريد. هم قطع آنها مناسب است و هم اينكه جاي بسيار مناسبي براي نقاشي و طراحي كودكان به نظر ميرسد. روي كارت پستالها تمبر بچسبانيد و نشاني خودتان را به عنوان گيرنده ثبت كنيد. آنها را براي نوههايتان بفرستيد. از والدينشان بخواهيد كه تشويقشان كنند تا يك يا دو هفته يكبار به اين طريق در صفحه سفيد كارتها نقاشي كرده يا نامه بنويسند و مجدداً براي شما ارسال كنند. اگرچه جلوي ديد آنها نيستيد، اما جريان ثابتي از رفت و آمد نامهها و عكسها به شما اين اطمينان را ميدهد كه از قلب نوههاي خود بيرون نرفتهايد.
2 ـ هر سال، يك كارت تبريك تولد براي نوه خود ارسال كنيد. داشتن تعداد زيادي كارت تبريك بعد از سالها آن هم از جانب پدربزرگ يا مادربزرگ عزيز، براي نوهها لذتبخش خواهد بود. اين كارتها ميتوانند ساخته دست خود شما باشند و تنها بابت كاغذ، پاكت، تمبر و زمان هزينه صرف خواهيد كرد.
3 ـ روز تولد نوه خود را بدون توجه به تقويم جشن بگيريد. سالمنداني كه دور از نوههايشان زندگي ميكنند هميشه نميتوانند در جشن تولد آنها حاضر شوند. شما در عوض ميتوانيد روز ديگري براي برگزاري جشن در نظر بگيريد. داشتن دو جشن تولد در سال ميتواند براي بچهها بسيار هيجانانگيز باشد. البته پدربزرگ و مادربزرگهايي هم هستند كه ترجيح ميدهند به جاي يك روز، يك هفته يا يك ماه را به پاس بزرگتر شدن نوههايشان جشن بگيرند و آنها را با كارهايي نظير گشتوگذار، مسافرت و... خوشحال كنند.
4 ـ براي همديگر عكس بگيريد، البته نه از نوع موبايلي. ميتوانيد براي نوههايتان دوربينهاي عكاسي پلاستيكي ارزاني تهيه كنيد همراه با چند پاكت نامه آدرس دار و تمبرخورده كه كار ارسال را براي آنها ساده كند. كودكي كه دوربين عكاسي دارد، احساس ميكند مهم و قدرتمند است و با خوشحالي عكسهاي زيادي از زندگي خود، دوستان، حيوانات خانگي، مدرسه، سفرها و... مياندازد تا براي پدربزرگ يا مادربزرگ عزيزش ارسال كند. وقتي پدر و مادر ايشان دوربين را به شما بازگردانند، اين بار نوبت شماست كه از جنبههاي جالب و مناظر دوستداشتني براي آنها عكاسي كنيد. بار ديگري كه همديگر را ببينيد، سوژههاي فراواني براي صحبت خواهيد داشت.
5 ـ قاب عكسي از خودتان براي نوهتان بفرستيد. به اين ترتيب كودك ميتواند وقتي دارد تلفني با شما صحبت ميكند، با نگاه كردن به عكس شما، حضورتان را نزديكتر احساس كند.
6 ـ باشگاه كتاب ماهانه راه بيندازيد. ميتوانيد هر ماه يك كتاب براي نوههاي خود ارسال كنيد. بهتر است موضوع كتابها مطابق با همانهايي باشد كه وقتي به هم ميرسيد راجع به آن صحبت ميكنيد. شما ميتوانيد يك نشانگر دستساز هم جهت نشانهگذاري و قرار دادن بين صفحات كتاب براي آنها بفرستيد.
7 ـ براي نوههاي خود به سبك گذشته نامه بفرستيد. خيلي از ما، عاشق اين هستيم كه نامهاي برايمان ارسال شود. كودكان در اين مورد بسيار مشتاقترند! تكنولوژي سبب شده كه اين روزها مردم كمتر به سمت نامههاي دست نويس بروند. اما استفاده از اين سبك آن هم با افزودن طرحها و عكسهاي كوچك، بسيار لذتبخش خواهد بود.
8 ـ هر هفته يا هر ماه، يك جوك تعريف كنيد. براي اين كار ميتوانيد از تلفن، موبايل يا ايميل استفاده كنيد. كارت پستالها و نامههاي شما هم جاي مناسبي است براي گنجاندن يك لطيفه خندهدار.
9 ـ بعد از هر ديدار، خاطرات خود را با هم به اشتراك بگذاريد. شما ميتوانيد از استعداد و خلاقيت خود كمك گرفته و يك كتاب يا كلاژ درست كنيد آن هم با موضوع تعطيلاتي كه در كنار خانواده گذراندهايد و آن را براي بچهها بفرستيد.
تحقيقات چه ميگويند؟
عدهاي از محققان لهستاني از دانشآموزان دبيرستاني خواستند كه انشايي راجع به پدربزرگ و مادربزرگشان بنويسند و نهايتاً به اين عبارات كليدي دست يافتند: «نقش پدربزرگها و مادربزرگها در اثرات فرهنگي، رشد مهارتي و ايجاد روابط صميمانه و دوستانه چشمگير است. آنها علاوه بر جايگاه ويژهاي كه دارند ميتوانند مستقيماً بر تخيلات، مهارتهاي عملي و با موفقيت پشت سر گذراندن افت و خيزهاي خانوادگي مؤثر باشند. »
مطالعات متعددي، بيانگر اين واقعيت است كه: «فرزنداني كه با پدربزرگ و مادربزرگشان وقت ميگذرانند مهارتهاي اجتماعي بهتر و مشكلات رفتاري كمتري دارند.»
با اين فرض كه قشر سالمند امكانات و دانش كافي براي استفاده از تكنولوژيهاي اخير موبايلي و اينترنتي داشته باشد، آيا بهرهمندي از مواهب ارتباط سالم با نوهها به صورت غير حضوري و تنها با اتكا به تماسهاي تلفني و ارسال ايميل ممكن است؟ آيا تنها يك سلام و احوالپرسي ساده و نهايتاً خواندن شعري از پشت خطوط تلفن يا صرف به زبان آوردن واژگاني كه نشاندهنده عشق و محبت و دلتنگي است، ميتواند حق مطلب را ادا كند؟ آموختن مهارتهايي نظير كار با چوب و تعمير وسايل خانه از پدربزرگ و يادگرفتن ترفندهايي براي دستپخت بهتر، پرورش گل و گياه و... از مادربزرگ تا چه حد از طريق ارتباطات از راه دور ممكن است؟ شنيدن ِ داستان از زبان پدر بزرگ و مادربزرگ در كنار تختخواب قبل از آن كه كودك به خواب برود با كدام صداي ضبط و ذخيره شده روي سي دي و... قابل مقايسه است؟
بنابر اين براي برخورداري تمام و كمال از گرماي ارتباط سالمندان با نوهها، نبايد فقط به دنبال جايگزيني براي حضور فيزيكي گشت. اين خبر براي كساني كه فرزندانشان در شهرهاي دور يا حتي كشورهاي ديگري پراكنده شدهاند، قطعاً خوشحالكننده نيست. از سوي ديگر، در عصري زندگي ميكنيم كه مسافرت با اتومبيل، قطار و هواپيما، ملاقاتها را بيش از پيش ممكن كرده است. اما دو مشكل عمده وجود دارد: هزينه سفر و ترس از اتفاقات جديد.
درحالي كه سفر به شهرهاي مختلف شايد براي خيليها ساده و امكانپذير باشد، سفر به خارج از كشور قطعاً گرانتر خواهد بود. خصوصاً تغييرات نرخ ارز بر سختتر شدن اين اوضاع تأثير مستقيم ميگذارد. به عنوان پيشنهاد شايد بد نباشد مؤسسات گردشگري و مسئولان ذيربط براي رفت و آمد سالمندان به خارج از كشور تخفيفات و تسهيلات ويژهاي قائل شوند.
از سوي ديگر، فارغ از مسائل مالي و... سالمندي كه به مسافرت به ديد دل كندن از روزمرگيها، ترك زندگي شخصي و پيوستن به شلوغي زندگي نوههايش مينگرد، اين ديد و بازديدها را بسيار پيچيده ميپندارد. در اين باره بايد گفت اگر واقعاً ميخواهيد كه نوه شما همزمان با بزرگ شدنش همچنان با شما ارتباطش را حفظ كند، بهتر است از همين حالا كه جوانتر هستند شروع كنيد تا مصداقي بر اين مثل نباشيد كه «از دل برود هر آن كه از ديده برفت».