بازيهاي آسيايي ميداني است براي خودنمايي كشورهاي قاره كهن. بازيهاي آسيايي المپيك كوچكي است كه كشورهاي آسيايي ميآيند تا اگر در المپيك نميتوانند همرديف كشورهاي پيشرفته امريكايي و اروپايي گام بردارند در آسيا نشان دهند كه نميخواهند براي هميشه عقب بمانند.
بازيهاي آسيايي فرصتي است براي اثبات توانمنديها و بها دادن به استعدادهاي بومي از سوي كشورهاي مختلف. امروز براي همه ثابت شده كه چينيها براي موفقيت در المپيك و بازيهاي آسيايي قهرمانانشان را از همان كودكي براي كسب مدال پرورش ميدهند، آنها را ميسازند و در المپيك و بازيهاي آسيايي نتيجه آن را ميگيرند، به همين خاطر است كه اصلاً جاي تعجب ندارد وقتي اعلام ميشود در اين كشور بيش از 160 ميليون پينگ پنگ باز حرفهاي و در سطح اول جهان فعاليت ميكنند كه بسياري از آنها براي اينكه پشت خط نمانند به ديگر كشورها ميروند و آنجا به صورت حرفهاي كار ميكنند. امروز همه خوب ميدانند كه كشورهاي كرهجنوبي و كرهشمالي براي حضوري پرقدرت در عرصه بازيهاي آسيايي چه سرمايهگذاريها و برنامهريزيهاي بلندمدتي انجام ميدهند و در ازاي آن چه سختگيريها و تنبيههاي وحشتناكي را براي كمكارها و ناموفقها در نظر ميگيرند.
امروز همه از اهداف بلندمدت و فوقتصور ژاپنيها براي فتح قلههاي ورزش جهان با خبرند و خوب ميدانند كه چشم باداميها چگونه ميخواهند بر فوتبال، تنيس، كاراته، جودو و... سايه بيفكنند و به هيچ قدرتي مجال عرض اندام ندهند.
از حال و روز ورزشكاران خودمان نيز كه همه باخبرند، همه خوب ميدانيم كه قهرمانان مدالآور ايران زمين با چه مشقتي آماده حضور در اين ميادين ميشوند و با چه دلاوري و غيرتي كسب افتخار ميكنند. اما در اين ميان هستند كشورهايي كه حتي ميدان پاك رقابتهاي ورزشي را نيز آلوده ماديات ميكنند و با جعل آدم به نام كشور خود سعي در كسب مقام و مدال دارند و متأسفانه بنا به جبر زمان و اوضاع نابسامان برخي كشورها هستند ورزشكاراني كه به راحتي اسير مشتي دلار ميشوند و زير پرچم اين كشورهاي كوچك مثلاً مدالآوري و كسب افتخار ميكنند. قطر نمونه كوچكي از اين كشورهاست. البته حاشيهنشينان عرب خليج فارس و متمول از چاههاي نفت همه دستي در اين مسئله دارند، از عربستان گرفته تا بحرين و امارات اما در اين ميان قصه قطر چيز ديگري است.
قطريها طي سالهاي گذشته به شكلي كاملاً برنامهريزي شده شروع به جذب استعدادهاي پشت خط مانده كشورهاي اروپايي، آفريقايي و بعضاً آسيايي در تمام زمينهها كردهاند كه ميدان ورزش نيز يكي از آنهاست. قطريها به اين وسيله موفقيتهاي قابل قبولي را در مسابقات مهم بينالمللي نظير المپيك و بازيهاي آسيايي كسب كردهاند. آنها با توجه به جمعيت كم بعضاً نتايجي در رقابتهاي بينالمللي كسب ميكنند كه بسيار تعجببرانگيز است، چرا كه نه ظرفيت پرداختن به رشتههايي چون دو و ميداني و هندبال را دارند نه استعداد آن را اما با جذب ورزشكاران ساير كشورها براي خود عملاً افتخار ميخرند.
علاقهمندان به وزنهبرداري حتماً با نام جابر سعيد سالم آشنا هستند. همانوزنهبردار بلغاري كه با دلارهاي نفتي قطريها تابعيت اين كشور را پذيرفت تا رقيبي باشد براي حسينرضازاده اما نتوانست تا سرمايهگذاري آنها به باد برود.
قطريها تا چند سال پيش با تغيير نام ورزشكاران جذب شده، سعي داشتند سرپوشي بر اين اقدام خود بگذارند اما اين آش آنقدر شور شد و قطريها اينقدر وقيح كه امروز حتي ديگر زحمت تغيير نام را نيز به خود نميدهند، البته در اين بين نبايد از زد و بندها و كرسيها متعلق به اين كشور كوچك در شوراي المپيك آسيا و AFC نيز به سادگي گذشت.
روي همين برنامهريزيها و خريد ورزشكار قطريها در بازيهاي آسيايي 2014 اينچئون موفق به كسب 10 مدال طلا و چهار برنز شدند. واقعيت اين است كه تقريباً تمامي اين مدالها به خصوص مدالهاي طلا را ورزشكاراني با مليتهاي ديگر به دست آوردهاند.
به عنوان مثال در هندبال تيمملي قطر در حالي موفق به شكست رقيباني چون ايران و كرهجنوبي ميزبان شد كه اكثر قريب به اتفاق بازيكنان اين تيم را هندباليستهايي از كشورهاي اروپاي شرقي و امريكاي شمالي و جنوبي تشكيل ميدادند.
در همين بازيها اولگ اينگاچف با مليتي بلغاري يك مدال طلا براي قطريها در رشته تيراندازي 25 متر به دست آورد.
فمي اوگونودو نيجريهاي دو مدال طلا در مادههاي دو 100 متر و 200 متر براي قطريها كسب كرد.
محمد ال گرني مراكشي هم دو مدال طلاي ديگر در رشتههاي 1500 و 5000 متر براي آنها گرفت، موتاز عيسي بريشم سوداني نيز مدال طلاي پرش ارتفاع را به قطريها داد. ابوبكر علي كمال سوداني در دو 3000 متر با مانع طلاي بعدي را براي قطر به ارمغان آورد.
قطريها دو طلاي ديگر در تيراندازي تراپ تيمي و پرش اسب به دست آوردند كه ناگفته پيداست نتيجه همين سرمايهگذاري كثيف است. در نظر داشته باشيد كه چهار برنز قطريها نيز دقيقاً با همين شيوه به دست آمده تا آنجا كه يكي از برنزهاي قطر را برادر عيسي بريشم سوداني يعني محمد بريشم كسب كرده و برنز ديگر را در دوي تيمي زنان كسب كردهاند كه تيمي متشكل از بانوان آسيايي و آفريقايي بوده است.
به اين مجموعه بايد اضافه كرد ورزشكاراني كه در تيمهاي ملي فوتبال، بسكتبال و واليبال قطر بازي ميكنند و همانطور كه اشاره شد ديگر حتي زحمت تغيير نام را نيز به خود نميدهند.
چندي پيش در سايتهاي خبري عنوان شده بود كه قطريها با قبول تابعيت و پرداخت حداقل يك ميليون دلار پول نقد به قهرمانان ديگر كشورها سعي در موفق جلوه دادن ورزش خود دارند. قطريها كه حالا بحث لابي و پرداخت رشوه آنها براي گرفتن ميزباني جام جهاني 2022 مسجل شده ميخواهند به هر نحو ممكن خود را بين بزرگان ورزش جاي دهند و مديريت بيمار و فاسد ورزش آسيا نيز به آنها اين اجازه را ميدهد.
به همين خاطر است كه بايد نگران آينده بود، اين نگراني بايد حداقل براي ما دو چندان باشد، براي ما كه هنوز در مجامع بينالمللي ورزش آدم و كرسي نداريم و ميبينيم كه چگونه ناجوانمردانه حق ورزشكارانمان خورده ميشود. دير نيست كه قطريها و حتي كشورهاي همسو با آنها با اين روش كثيف بر ورزش آسيا سيطره پيدا كنند و آن وقت است كه كار ما دوچندان مشكل خواهد شد.