توپ پر رئيس فدراسيون بسكتبال و جبهه گرفتن او عليه خبرنگاران در كنفرانس خبري پيش از شروع بازيهاي آسيايي اين حس را به همه القا كرد كه تيم ملي نيز در اينچئون با توپ پر به سراغ حريفان ميرود اما شكست در فينال حسرت كسب مدال طلا را به دل بسكتبال ايران گذاشت و معلوم شد علت ناكاميهاي اين رشته اهالي رسانه نيستند.
چند سالي است كه بسكتبال كشورمان سري در ميان سرها درآورده و به عنوان قدرت اصلي قاره كهن در تورنمنتهاي مختلف حضور پيدا ميكند. درحالي كه قهرماني بسكتبال در جام ملتها كاملاً عادي شده ايستادن بر سكوي اول بازيهاي آسيايي يكي از آرزوهايي است كه اين بار نيز موفق به تحقق آن نشديم. در ابتداي مطلب به توپ پر محمود مشحون اشاره كرديم. رئيس فدراسيون پيش از اعزام تيم به كره جنوبي چنان عليه برخي از خبرنگاران موضع گرفت و زمينه اخراجشان از نشست مطبوعاتي را فراهم كرد كه گويي رسانهها عامل همه ناكاميهاي اين رشته هستند. متأسفانه يا خوشبختانه رئيس باتجربه زودتر از آنچه تصورش را ميكرد نتيجه اشتباهش را ديد.
هند و فيليپين حريفاني نبودند كه سروقامتان بسكتبال نتوانند از پس شان برآيند. صعودي راحت به دور بعد موجب شد تا ضعفهاي شاگردان بسيروويچ نمايان شود. مشكل از زماني شروع شد كه در دور دوم همه محو شكست ژاپن شدند در حالي كه همان تيم نيمه اول را پاياپاي با ما پيش آمد. همچنين غلبه بر مغولستان ضعيف غرور كاذب تزريق شده به تيم را دوچندان كرد. چين رقيب هميشگي ما نيز در شرايطي با هشت امتياز اختلاف تن به شكست داد كه از روزهاي اوج خود فاصله زيادي گرفته اما قزاقستان رقيب تازه نفسي كه در اينچئون خود را به عنوان يكي از مدعيان نشان داد از غرور بيش از حد بازيكنان ايراني به بهترين شكل ممكن استفاده كرد. بدون شك قزاقها اگر تجربه كافي داشتند تن به باخت 80 بر 78 نميدادند و حالا همين مدال نقره هم به جمع مدالهاي كاروان كشورمان اضافه نشده بود. بدبختانه صداي زنگ خطري را كه پاي فينال براي تيم ملي به صدا درآمد هيچ كس نشنيد؛ نه كادرفني، نه بازيكنان و نه حتي برادران مشحون كه تجربه سالها مديريت بسكتبال را دارند.
با اين حال ميزبان المپيك آسيايي به خوبي از بيانگيزگي مدعي عنوان قهرماني استفاده كرد. در روزي كه معلوم نبود چرا حامد حدادي كه سابقه بازي در امريكا را دارد پشت سر هم اشتباه ميكند و بسيروويچ هم نه تعويضي ميكند و نه تذكري ميدهد، كرهايها هر كاري دلشان خواست با قدرت اول بسكتبال آسيا كردند و در آخر نيز مدال طلا نصيب آنها شد. اين بار البته كرهايها واقعاً مستحق قهرماني بودند، چراكه هم بازي خوبي ارائه دادند و هم قضاوتي بيطرف از داوران شاهد بوديم.
تيمملي بسكتبال پيش از اين سه مدال برنز را در بازيهاي آسيايي به گردن آويخته بود. با اردوهايي كه براي مليپوشان در نظر گرفته شده بود و با توجه به بازيهاي خوب تداركاتي با تيمهاي اروپايي رسيدن به مدال طلا كمترين انتظار از تيم بسيروويچ محسوب ميشد. اين در حالي است كه حضور در جام جهاني و رسيدن به اوج آمادگي جاي هيچ گونه بهانهگيري را براي كادر فني و مديران فدراسيون نميگذارد. حال آنكه رئيس فدراسيون پيش از شروع بازيها بارها و بارها قهرماني در اينچئون را هدف اصلي تيم ملي عنوان كرد. در حالي كه همين مسئله هم انگيزه بازيكنان براي حضوري قدرتمند در جام جهاني اسپانيا را تضعيف كرد و هم مسئوليت تيم را در آستانه بازيهاي آسيايي بالا برد. نتيجهاش را هم كه در اينچئون ديديم.
حسرت گرفتن طلاي آسيا براي بسكتبال 63 ساله شد و قرارداد سرمربي اسلونيايي به اتمام رسيد. سال 2011 وقتي به اردن باختيم و هم قهرماني جام ملتها از كفمان پريد و هم سهميه المپيك لندن شكستن همه كاسه كوزهها سر وسلين ماتيچ و تغيير كادرفني بهترين راه فرار براي فدراسيون بود. منتظريم ببينيم اين بار هم بسيروويچ قرباني ميشود يا اينكه مشحون براي يك بار هم كه شده به جاي آنكه زمين و زمان را مقصر جلوه دهد اشتباهاتش را ميپذيرد.