
با گذشت چند هفته از تشكيل ائتلاف موسوم به ضد داعش اين فرصت فراهم شده كه با بررسي روند تحولات به اين سؤال پاسخ داده شود كه تشكيل اين ائتلاف تا چه حد در مسير هدف اعلامي پيش رفته و تا چه اندازه به آشكارسازي اهداف غير اعلامي كمك كرده است؟
در خلال چند هفتهاي كه از تشكيل ائتلاف ضد داعش و آغاز حملات عليه اين گروه ميگذرد هيچ نشانهاي كه از صدمه ديدن جدي اين گروه يا كشته شدن رهبران و فرماندهان آن باشد ديده نشده است و مديريت حساب شده را ميتوان در پشت اين حملات احساس كرد به گونهاي كه هر چند به پشتوانه حملات هوايي امريكا جلوي پيشروي داعش به مناطق كردنشين شمال عراق گرفته شد اما تهديد داعش فرصت و بهانه لازم را براي تسليح كردهاي عراق فراهم كرد. همچنين تهديد داعش ابتدا باعث شد امريكا و هم ائتلافيهاي خود بتوانند به هدف خود در تشكيل دولت جديد عراق بدون نخستوزيري نوري مالكي به عنوان رئيس فراكسيون اكثريت دست يابند و آن را موفقيتي بزرگ براي خود به حساب آورند اما از زماني كه دولت جديد به نخستوزيري حيدر العبادي با درخواست امريكا براي استقرار 13 هزار نيروي نظامي جديد در پايگاه اسپايكر مخالفت كرده رگههايي از استفاده ابزاري از داعش عليه دولت جديد عراق نيز مشاهده ميشود كه از جمله آنها ميتوان به تبليغات رسانههاي غربي در خصوص نزديك شدن داعش به نزديكي بغداد اشاره كرد. از اينرو ميتوان پرسيد چطور به پشتوانه حملات هوايي امريكا داعش از تعرضات خود به سمت مناطق كردنشين عقبنشيني كرد اما در همان حال راه خود را به سمت بغداد آن هم زير ديد هواپيماهاي امريكايي و 1600 مستشار و نيروي اطلاعاتي اين كشور كج كرد؟!
همين سؤال در خصوص حملات مديريت شده امريكا در سوريه نيز مطرح است كه چطور بعد از آنكه تركيه در پيوستن به ائتلاف ضد داعش مقاومت كرد و سرسختي از خود نشان داد، داعش به سمت شهر كردنشين عين العرب (به كردي كوباني) در نزديك مرز تركيه پيشروي كرد و تبليغات گسترده رسانههاي غربي در اينباره به تحريك و سرازيري كردهاي تركيه به شهر كوباني براي كمك به كردهاي سوري انجاميد و از اين طريق بحران سياسي و امنيتي جدي براي دولت تركيه ايجاد شد. همين نقش مديريتي را ميتوان در حملات امريكا به پالايشگاههاي نفتي سوريه در مناطق تحت تصرف داعش نيز درك كرد. زيرا هر چند در ظاهر اين حملات در چارچوب قطعنامههاي سازمان ملل و براي از بين بردن منابع مالي داعش توجيه ميشود اما از آنجا كه اولاً تنها منابع مالي داعش به در آمدهاي نفتي محدود نميشود و از ديگر سو راهي بهتر و كارآمدتر از هدف قرار دادن چاهها و پالايشگاهها از جمله مسدود كردن حسابهاي بانكي داعش و حاميان و تأمين كنندگان مالي آن وجود داشت، لذا به نظر ميرسد اهداف ديگري از هدف قرار دادن اين پالايشگاهها دنبال ميشود و آن اينكه اين حملات جدا از نابودي زيرساختهاي سوريه موجب ايجاد مشكلات و بحران سوخت براي مردم تحت تصرف داعش آن هم در آستانه فصل سرما ميشود كه امكان دارد آنها را (با توجه به حملات هوايي امريكا و پخش شدن اعضاي داعش در ميان مردم اين مناطق) به ترك منازل و مناطق مسكوني خود وادار سازد و به سمت تركيه راهي كندكه اين خود به بهانهاي جديد براي تشكيل منطقه امن تبديل ميشود.
آشكار شدن تدريجي اهداف غير اعلامي
ابتدا اهداف اعلام نشده امريكا و غرب چندان مشخص نبود اما با گذشت زمان مشخص شد كه آنها در پوشش ائتلاف قصد احياي طرحهاي ناكام قبلي عليه دولت بشار اسد را دارند و در اين راستا در راهبرد اعلامي امريكا نيز بودجهاي مشخص براي آموزش 5 هزار نفر از نيروهاي به اصطلاح ميانهروي سوريه اختصاص يافت. همچنين با توجه به اينكه آموزش اين نيروها مستلزم جا و مكان مشخص است لذا احتمال اينكه ايجاد منطقه به اصطلاح امن نيز در دستور كار اين كشورها باشد، بسيار جدي است.
از طرف ديگر با وجود اينكه امريكا ابتدا اعلام كرده بود كه هيچ نيروي نظامي امريكايي را به عراق و سوريه اعزام نخواهد كرد اما به مرور حدود 1600 نيروي نظامي و اطلاعاتي را براي ارائه مشاوره به ارتش عراق و پيشمرگان كرد به عراق اعزام كرد و در عين حال از قصد خود براي استقرار 13 هزار نيروي نظامي در پايگاه اسپايكر خبر داد كه با مخالفت مراجع و مقامات عراقي مواجه شد. علاوه بر اينكه روز سهشنبه (8مهر ) سخنگوي پنتاگون از قصد امريكا براي استقرار قريبالوقوع نيروي دخالت سريع به استعداد 2300 تفنگدار دريايي در كويت خبر داد و در عين حال مدعي شد كه اعزام اين نيروها ارتباطي به تحولات جديد منطقه و ائتلاف ضد داعش ندارد. در همين خبر فروش سامانه موشكي پاتريوت امريكا به ارزش يك ميليارد و 750 هزار دلار به عربستان و كاميونهاي راكت انداز به ارزش 900 ميليون دلار به امارات اعلام شد. در همين حال وزارت دفاع فرانسه از قصد اين كشور براي اعزام سه فروند هواپيماي جنگنده «رافال» ديگر به پايگاه هوايي خود در امارات عربي متحده و همچنين يك كشتي جنگي به منطقه خبر داد. همچنان كه ملاحظه ميشود تسليحات جديدي كه به كشورهاي عربي فروخته ميشود يا نيروهايي كه اعزام ميشود هيچ تناسبي با تهديدهاي داعش ندارد و ائتلاف جديد گرچه به نام داعش رقم خورده اما به كام شركتهاي تسليحاتي غربي و سياستهاي دولتهاي متبوع آنها تمام ميشود.
از ديگر سو نبايد از اين واقعيت نيز غافل شد كه اهداف اعلام نشده ائتلاف به اصطلاح ضد داعش تنها به جناح غربي محدود نميشود و جناح عربي آن به رهبري عربستان نيز از همان ابتدا در پي اهداف اعلام نشده ديگري بوده است كه دستكم تاكنون دو بعد آن آشكار شده است. نخست معطوف كردن نوك ائتلاف به اصطلاح ضد داعش عليه جريان اخوان المسلمين است و در اين راستا مقامات سياسي - مذهبي و دستگاههاي تبليغاتي اين كشور بلافاصله بعد از تشكيل ائتلاف، داعش را زائيده اخوانالمسلمين قلمداد كردند. نكته قابل تأمل در اين زمينه اين است كه رژيمصهيونيستي نيز همانند عربستان در تلاش است بين حماس (به عنوان شاخه اخواني فلسطين) و داعش ارتباط اين هماني برقرار نمايد تا از ائتلاف ضد داعش عليه گروههاي مقاومت استفاده كند.
دوم قرار دادن دولت سوريه در سيبل ائتلاف به اصطلاح ضد داعش آن هم در حالي كه سوريه اولين قرباني داعش و گروههاي تكفيري بوده و پيش از همه مبارزه با داعش و تكفيريها را آغاز كرده بود. با توجه به اينكه عربستان هميشه در تلاشهاي مربوط به براندازي دولت سوريه پيشگام بوده از اينرو به نظر ميرسد دور جديد تلاشهاي ضد سوري كه با رهبري امريكا صورت ميگيرد با لابيگري عربستان شكل گرفته است.
در برآيند كلي، همچنان كه گفته شد ائتلاف به اصطلاح ضد داعش از آغاز شكلگيري تاكنون با افت و خيز همراه بوده و با وجود اينكه هنوز چند ماه بيشتر از آن نميگذرد اما اكنون با شاخصهايي كه به دست آمده مشخص شده است كه هدف نهايي از اين ائتلاف نابودي داعش و مقابله با خطر آن نيست بلكه مديريت تهديدهاي داعش در مسير اهداف و سياستهايي است كه اساساً داعش براي تحقق آن متولد شده است كه آشكار شدن اين علائم ترديدها را بيش از پيش به اهداف اعلامي اين ائتلاف افزايش ميدهد.