کد خبر: 678251
تاریخ انتشار: ۰۹ مهر ۱۳۹۳ - ۱۵:۴۹
روايت گوشه‌‌ا‌ي از زندگي سردارشهيد محمد‌علي خواجه
شهيد محمدعلي خواجه در سال 1332 در روستاي محروم چكك از توابع شهرستان كازرون در خانواده‌اي مذهبي به دنيا آمد.
مبينا شانلو

در سن شش سالگي پدرش را از دست داد و در دامن مادري كه به فضائل اسلام آگاه بود و از شيرزنان به شمار مي‌رفت، پرورش يافت.

محمد‌علي كه فرزند بزرگ خانواده بود، همزمان با تحصيلات ابتدايي مسئوليت خانواده و دو برادر كوچكتر را به عهده داشت و به كار و تلاش و كشاورزي مشغول بود. او با تداوم تحصيلاتش در سال 1354 با بهترين نمره وارد آموزشگاه بهورزي مي‌شود و پس از گذراندن دوره يك ساله بهورزي ضمن خدمت به مردم، از آنجايي كه علاقه شديد به اسلام و قرآن و روحانيت داشت و چون فردي پرهيزكار و با تقوا بود و در ميان مردم جايگاه خاصي داشت، از اين فرصت بهره برد و عليه نظام طاغوت به روشنگري و مبارزه مي‌پرداخت. اين اقدام او بهانه‌اي شد تا چندين بار توسط مأموران طاغوت تهديد شود.

بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، محمدعلي در بيمارستان حضرت ولي‌عصر(عج) نور‌آباد ممسني ضمن خدمت به مردم محروم منطقه با تشكيل كلاس‌ كمك‌هاي اوليه به مردم نقش مؤثري در عرصه بهداشت و سلامت ايفا كرد. شهيد خواجه جزو اولين رزمندگاني بود كه نيروهاي انقلابي را بسيج مي‌كرد و در زمان بحراني جنگ از جمله حمله كومله‌ها به بيمارستان پاوه به دستور حضرت امام خميني (ره) از شهر نورآباد به سمت پاوه حركت كرد و تحت فرماندهي شهيد چمران در دفاع از بيمارستان پاوه كردستان حضور داشت و بعد از پايان مأموريت پاوه به شهرستان نورآباد برگشت و با بسيج كادر بيمارستان نورآباد و شبكه درماني و ارگان‌هاي انقلابي راهي جبهه‌هاي نبرد شد.

شهيد خواجه در طول مدت زمان جنگ تحميلي و درگيري كردستان در حال مهاجرت و جنب و جوش و تلاش و ايثارگري به مناطق عملياتي جبهه و سپس به مناطق محروم نورآباد بود. به همين دليل در بين دوستان و اقوام به نام شهيد مهاجر شناخته مي‌شد. در سال‌هاي 1360 الي 1364 نيز مسئوليت مديريت داخلي و سرپرستي بيمارستان حضرت ولي عصر (عج) نورآباد را دارا بود.

محمد‌علي در سال 1365 به جمع سبزپوشان حريم ولايت سپاهي در آمد. شهيد در رشته پزشكي نيز قبول شد ولي به دليل برتر دانستن فعاليت در جبهه از ادامه تحصيل منصرف شد.

در سال 1364 امام جمعه وقت نورآباد به سردار اسدي فرمانده لشكر المهدي‌(عج) استان فارس توصيه كرد كه شهيد خواجه را براي ساماندهي بيمارستان شهرستان نورآباد از جبهه مرخص كند، سردار اسدي در پاسخ گفت: ايشان به تنهايي يك لشكر است و مسئوليت اورژانس لشكر المهدي (عج) را به عهده دارد و نمي‌توانم وجود ايشان را ناديده بگيرم.

از خصوصيات بارز اخلاقي شهيد خواجه در بين خانواده و مردم پرهيزكاري و تقوا بود. او همچو مولايش حضرت علي (ع) زاهد شب و شير روز بود و اعمال و رفتارش تنها در جهت رضاي خدا و خستگي‌ناپذير بود. نماز شبش ترك نمي‌شد و نماز‌هاي يوميه را حتي‌المقدور با جماعت مي‌خواند. در كارهاي روزمره‌اش و برخورد با مردم هميشه قوانين و ضابطه را در نظر داشت و رابطه بازي را به هر شكلي كه بود محكوم و ديگران را از اين كار نهي مي‌كرد.

شهيد خواجه، رابطه‌اي عاطفي با اقوام و خويشان داشت. ارادت خاصي ميان او و مادرش وجود داشت. وابستگان نزديكش مي‌گويند: «شهيد خواجه چنان اخلاق و رفتارش مجذوب‌كننده بود كه دوستان و اقوام حلقه‌وار به دورش جمع مي‌شدند و شهيد مانند شمعي در جمع دوستان نورافشاني مي‌كرد. در جمع اجازه غيبت كردن به كسي نمي‌داد و در آخرين ملاقات با شهيد خواجه ، ايشان نوراني به نظر مي‌رسيد و همه بر اين باور بودند كه به زودي به شهادت خواهد رسيد.» محمد‌علي سرانجام پاداش يك عمر ايثارگري در راه خدا را دريافت كرد و پس از سال‌ها خدمت صادقانه در عمليات كربلاي 5 كه مسئوليت اورژانس لشكر المهدي(عج) را به عهده داشت در مورخه 11بهمن ماه 1365 در منطقه شلمچه به درجه رفيع شهادت نائل آمد.

وصيتنامه سردار شهيد محمدعلي خواجه

عزيزان دنيا در مكتب اسلام گذرگاهي بيش نمي‌باشد كه انسان‌ها بايد از آن بگذرند و در اين گذرگاه دشمنان بي‌شماري در كمين مي‌باشد و هرچه اين مسافر كندتر حركت كند ضربه‌پذيرتر مي‌باشد و هرچه حركتش شديدتر باشد زودتر از اين دشمنان مي‌گذرد پس مسئله مرگ در اين جا ديگر مفهومي ندارد و حل شده است و چيزي به عنوان مرگ كه تاكنون به او فكر مي‌كرديم وجود ندارد و گذرگاهي است كه ما به وسيله دشمناني كه در كمين نشسته‌اند آزمايش مي‌كرديم تا هنگامي كه به سر منزل مقصود رسيديم مشخص گردد ما چقدر زرنگ و جنگجو بوده‌ايم و از ‌ معركه توشه برداشته‌ايم و به نظر اين حقير تنها راهي كه مي‌تواند ما را براي اين دشمنان فائق، اتحاد و وحدت مي‌باشد كه اساس موجوديت تمام هستي است و اين وحدت مستلزم راهي در اين گذرگاه مي‌باشد كه خداوند تبارك و تعالي به طور واضح در قرآن كريم فرموده است كه به ريسمان خدا چنگ بزنيد و متفرق نشويد و اين راه اصلي نجات است تا ايشان در اين اقيانوس توفاني غرق نگردد و بتواند نجات پيدا كند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار