
در گزارش مجمع جهاني اقتصاد از وضعيت گردشگري 140كشور دنيا كشورمان به هيچ وجه جايگاه مناسب و در خور شأن داشتههاي تاريخي، طبيعي و فرهنگي خود را ندارد. براساس شاخصهاي رقابتپذيري كه شامل چارچوبهاي قانوني و سياستها، زيرساخت و فضاي كسب و كار، منابع انساني، فرهنگي و محيطي ميشود رتبه ايران در بين 140 كشور دنيا مكان نود و هشتم است كه اين موضوع به هيچ وجه خوشايند نيست؛ هر چند كه در مقايسه با سال 2012، ايران در اين ردهبندي14 تا 16 درصد رشد داشته است.
ايران نهتنها در اين شاخص جزو ردههاي آخر است بلكه در شاخص چارچوبهاي قانوني و سياستهاي صنعت گردشگري نيز در ردههاي آخر قرار گرفته و رتبه آن در شاخص زيرساخت و كسب و كار گردشگري 96 و در شاخص منابع انساني، فرهنگي و محيطي 74 بوده است. همه اينها حاكي از بيمار و عليل بودن زيرساختها و بيتوجهي به پيشنيازهايي است كه ميتوانند به چرخه صنعت گردشگري كشورمان حركت و سرعت ببخشند. بحث گردشگري يك بحث كاملاً علمي است؛ براي ايجاد يك رشد بزرگ در درآمدهاي گردشگري كشور و ايجاد رغبت در گردشگران خارجي براي ورود به كشورمان نيز نميتوان منتظر وقوع يك معجزه بود و هر دمبيلي عمل كرد همانطور كه امروز همه كشورهاي منطقه با پي بردن به اهميت اين صنعت از روشهاي علمي و حساب شده وارد اين رقابت شدهاند. ما برخلاف رتبههاي بالايي كه از نظر شمار آثار باستاني و تاريخي و جاذبههاي طبيعي داريم اما از نظر بسياري از مسائل در صنعت گردشگري عقب هستيم. شايد اين صنعت معيوب را بايد ميراث نگاه غلط به بحث گردشگري در ساليان گذشته دانست؛ نگاهي كه ورود گردشگر خارجي به كشور را سرمنشأ ورود افكار و فرهنگ و فساد غربي به كشور ميدانست.
شايد به همين دليل توجه مؤكد بر گردشگري خارجي در كشورمان چندان سابقه طول و درازي در كشور ندارد. حالا به نظر ميرسد كه اين نگاه اصلاح شده و همگان بر اهميت درآمدهاي غير نفتي كه ميتواند از مسير جذب گردشگر خارجي به كشورمان به دست بيايد واقف شدهاند. همه ميدانند كه ورود گردشگر خارجي به كشور نهتنها منشأ ترويج فساد در كشورمان نيست بلكه ميتواند يك تبليغ بدون هزينه و غيرمستقيم فرهنگي براي ايران در ساير كشورهاي جهان باشد. همين چندي پيش بود كه رئيس سازمان ميراث فرهنگي كشور نيز اذعان داشت برخلاف گردشگري داخلي تا كنون هيچ شكايتي مبني بر تخلف گردشگران خارجي در ايران دريافت نشده است. دليلش هم ساده است. ايران كشوري اسلامي است و تمام گردشگراني كه به ايران ميآيند دوستداران فرهنگ و تاريخ هستند نه دوستدار گردشگري ساحلي و عيش و نوش كه هزينهها و زيرساختهاي زيادي ميخواهد.
با اين وجود در ايران از اين داشتهها و موهبتها هيچگاه آنچنان كه بايد و شايد استفاده نميشود. جالب است كه ايران در گزارش مجمع جهاني اقتصاد از وضعيت گردشگري 140 كشور دنيا تنها در يكي از شاخصها رتبه اول را دارد. ايران ارزانترين مقصد گردشگري دنيا است؛ علت آن نيز به نرخ برابري ريال و دلار برميگردد. هر چند تفاوت فاحش ارزش ريال در برابر دلار نميتواند چندان براي ما خوشايند باشد اما اگر توجه كنيم ميبينيم كه اين موضوع براي صنعت گردشگري ايران يكي از پرجاذبهترين شعارهاي گردشگري را به ارمغان آورده است كه بايد از اين پتانسيل به خوبي استفاده شود. گردشگري عرصهاي رقابتي است كه بايد از كوچكترين فرصتهايش استفاده كرد. واقعاً چه تعداد از مردم كره زمين ميدانند كه ايران ارزانترين مقصد گردشگري دنيا است؟ به نظر ميرسد كه هر چقدر ما بخواهيم در راه تبليغ و اطلاعرساني اين موضوع سرمايهگذاري كنيم چندين برابر آن را دريافت خواهيم كرد.
امروز تبليغات گردشگري كشورهاي مختلف جهان از سوريه و اسرائيل گرفته تا چين و مالزي در لابهلاي برنامههاي شبكههاي خبري و ورزشي پر بيننده دنيا پخش ميشود و هميشه جاي خالي يك تيزر تبليغاتي گردشگري ايران و حتي يك شعار و برند در عرصه تبليغات جهاني براي كشورمان خالي بوده است. به راستي چه فرصتي بهتر از اينكه تبليغ گردشگري ايران با شعار «ايران ارزانترين مقصد تاريخي دنيا» به جهان مخابره شود؟! اين شعار به عنوان گام اولي در جهت جلب نظر گردشگر به كشورمان كافي است. قدمهاي بعدي را خود گردشگر خارجي برخواهد داشت. فضاي مجازي و سايتهاي گردشگري خارجي مملو است از تالارهاي گفتوگويي كه در آن تجارب گردشگري به اشتراك گذاشته ميشود. كافي است اندكي در اين فضا وارد شويم تا با پالسهاي مثبت سفر به ايران كه حاصل تجربيات واقعي سفر گردشگران خارجي به كشورمان است، مواجه شويم. بعد از اينكه ما با تبليغ قدم اول را برداشتيم در آن فضا گردشگر نيز مقصد نهايي خودش را انتخاب خواهد كرد. ما هنوز اين پله و گام اول را براي گردشگران مهيا نكردهايم و هر مقدار سهمي كه تا كنون از اقتصاد گردشگري دنيا بردهايم بيش از هر چيز حاصل مراودات ميان گردشگري و تبادل تجربيات و تبليغ گردشگران خارجي است كه بعد از سفر به كشورشان نقش سفير فرهنگي ايران را براي ما ايفا ميكنند. گاهي آسانترين راهها براي رسيدن به مقصد آنقدر دم دست هستند كه چشمها آنها را نميبينند و ناديده گرفته ميشوند. اما صنعت گردشگري صنعتي راكد نيست كه بتوان فرصتهاي خوب آن را به راحتي از دست داد. امروزه كشورهاي دنيا بيعلت تمام تمركز و سرمايهگذاريشان را روي اين صنعت نگذاشتهاند؛ چراكه ميدانند هر چقدر كه در زمين صنعت گردشگري بكارند چندين برابر آن را برداشت خواهند كرد. در كشور ما چه بستري مثل گردشگري وجود دارد كه سالي 300 ميليارد تومان به آن بودجه بدهند اما 20 هزار ميليارد تومان برگرداند؟ سال گذشته ايران از 5/4 ميليون گردشگر ورودي 5/5 تا 6 ميليارد دلار يعني 18 هزار و 600 ميليارد تومان درآمد كسب كرد. آيا پتروشيمي و نفت چنين قابليتي دارد؟ هيچ بخشي اين توجيه را ندارد.