فوتبال، اين روزها در حاشيه است و متن ورزش، حالا مسابقاتي مهيج و نتايجي جذاب است. مسابقات رشتههاي ورزشي كه در روزهاي عادي نه خبري از آنها ديده و شنيده ميشود و نه سطري نوشته ميشود.
صفحات روزنامهها و شبكههاي تلويزيوني اين روزها در قرق بازيهاي آسيايي اينچئون است؛ بازيهايي كه تكليف فوتبال آن خيلي زود مشخص و نسخهاش پيچيده شد. بازيهايي كه جذابيتش را نه فوتباليستهاي پرمدعا و ميلياردي كه جواناني بيادعا به تصوير ميكشند كه داشتههاي مالي همه آنها از ورزش روي هم به اندازه يكي دو فوتباليست هم نخواهد شد.
اما همين جوانان اين روزها مردم را مشتاقانه پاي صفحه تلويزيون نشانده و آنها را مشتاقانه روانه دكههاي روزنامه فروشي ميكند تا ريز اخبار اينچئون را دنبال كنند. برخلاف روزهاي عادي كه گل برنامههاي ورزشي فوتبالهاي كسلكنندهاي است كه بيننده را بارها و بارها ناچار به خميازه كشيدن ميكند، اين روزها بينندههاي تلويزيون و حتي خوانندههاي روزنامهها و سايتهاي خبري نه تنها هنگام تماشا و خواندن تصاوير و خبرهايي كه از اينچئون مخابره ميشود خميازهاي از سر كسالت و خستگي نميكشند كه در بسياري اوقات بازيها را نيمخيز و ايستاده نگاه ميكنند و از جذابيت آن لذت ميبرند.
به طوري كه حتي بعد از پايان مسابقات تا زماني طولاني در مورد آنچه به تماشا نشسته و از ديدنش لذت بردهاند، به بحث و گفتوگو ميپردازند. بحث هايي كه نشان ميدهد بينندههاي تلويزيوني و حتي آنها كه فرصت ديدن ندارند و خبرها را از طريق سايتهاي خبري و روزنامهها دنبال ميكنند، چه لذتي از تماشا و دنبال كردن اين مسابقات ميبرند؛ مسابقاتي كه البته فوتباليستهاي مدعي و ميلياردي كمترين نقشي در آن ندارند! صفحات روزنامهها و حتي برنامههاي ورزشي تلويزيون اين روزها به يمن درخشش ورزشكاران كاروان ايران در اينچئون كره جنوبي جاي خالي ندارد كه به فوتباليستها اختصاص دهد! فوتباليستهايي كه در روزهاي عادي نحوه راه رفتن و نشستنشان هم ميشود تيتر يك اخبار و عكسهايشان صفحات روزنامهها و سايتهاي خبري را پر ميكند، اين روزها جايي در بين اخبار ندارند و مردم به يمن برگزاري بازيهاي آسيايي، شاهد مسابقاتي جذاب و ديدني هستند، نه ادعاهاي پوچ ميلياردهايي كه پشت آن هيچ نتيجه مثبتي نيست!
اين روزها نقل محافل مختلف، بازيهاي آسيايي اينچئون است و تلاشهاي ورزشكاراني كه حتي اگر نتوانند مدال و عنواني كسب كنند، باز هم با بازيهاي جذابي كه از خود به نمايش ميگذارند، كمترين چيزي كه به بيننده ميدهند لذت تماشاي مسابقهاي ديدني است، چيزي كه سالهاي سال است فوتباليستها به رغم توجه بسياري كه به آنها ميشود از ارائه آن عاجز و درماندهاند! اما اين بازيهاي جذاب و اين مسابقات ديدني كه شادي و لذتي وصف ناشدني را در جامعه ايجاد كرده، به زودي به پايان ميرسد و ورزشكاراني كه اين روزها نقل محافل مختلف و گفتوگوها و بحثهاي مردم عادي و كارشناسان ورزشي هستند، باز هم به زودي پس از بازگشت از اينچئون به فراموشي سپرده خواهند شد و اخبار مثل هميشه باز هم روي فوتباليستهايي زوم ميكند كه جز دريافت پولهاي بيحساب و كتاب، كار ديگري ياد نگرفتهاند!
بازيهاي اينچئون، شور و نشاطي خاص در جامعه به وجود آورده است. ديده شدن تلاش ورزشكاراني كه در طول سال شايد خطي از سطر روزنامهاي به آنها اختصاص نيابد و جملهاي در اخبار تصويري از آنان به زبان نيايد، حال دارند نتيجه تلاشهاي بيوقفه و بيچشمداشت خود را به رخ مردمي ميكشانند كه در طول سال، تنها اخبار پول فوتبال به خوردشان داده ميشود.
فوتبالي كه برخلاف بازيهايي كه اين روزها شاهد آن هستيم، نه جذابيتي در پي دارد و نه نتيجهاي مثبت كه بتوان روي آن مانور داد. با اين وجود همواره اين فوتباليها هستند كه همه اخبار را به خود اختصاص ميدهند و ساير ورزشكاران كه بيشترين و بهترين نتايج را با تلاشهاي چشمگير و جذاب خود ارائه ميدهند، تنها چند سال يك بار در بازيهاي المپيك، آسيايي و ساير آن است كه ديده ميشوند. ورزشكاراني كه تنها گاهي شاهد اشكهاي شادي آنها پس از سالها تلاش هستيم؛ اشكهايي كه هنوز روي گونهشان خشك نشده، به دست فراموشي سپرده ميشوند. كاروان پرتلاش ايران به زودي از اينچئون باز ميگردد.
كارواني كه اين روزها باعث ايجاد شور و نشاطي وصفنشدني در بين مردم جامعه شده و كمترين كارش دادن لذت تماشاي مسابقاتي زيبا و هيجانانگيز بوده است. هيجاني كه البته به زودي با پايان يافتن بازيهاي اينچئون و بازگشت به روزهاي عادي، تمام ميشود. حتي آنهايي كه اين روزها آرزو ميكنند اي كاش بازيهاي آسيايي ادامه داشت تا لذت و هيجان تماشاي بازيهاي جذاب تمام نميشد هم به محض بازگشت كاروان ايران از اينچئون همه اين روزهاي شاد را به دست فراموشي ميسپارند و به سوي فوتبالي باز ميگردند كه سالهاست نشاني از هيجان و جذابيت نداشته است!