اينگونه آموزشها كه از آن به «In Service Training» يا همان «آموزش ضمن خدمت» ياد ميشود در ارتقاي بهرهوري و آموزش تكنيكهاي جديد مهارتي در انجام رسالت محوله به افراد، نقش بسيار مهمي را ايفا ميكنند و بسياري از سازمانها و نهادها، بخشي از بودجه خود را به انجام اين مهم اختصاص ميدهند.
دورههاي ضمن خدمت در تعريف «آموزش ضمن خدمت» ديدگاههاي متفاوتي وجود دارد ولي يكي از تعاريف معتبر آن عبارت است از: «بهبود سيستماتيك و مستمر مستخدمين از نظر دانشها، مهارتها و رفتارها كه به رفاه آنها و سازمان محل خدمتشان كمك ميكند. در حقيقت هدف از آموزش ضمن خدمت ايجاد توانايي بيشتر توليد و افزايش كارايي در شغل فعلي و كسب شرايط بهتري براي احراز مقامات بالاتر ميباشد.» (جان. اف. مي۱۹۶۸) در تعريفي ديگر، آموزش ضمن خدمت «كوشش نظامدار به منظور هماهنگ كردن آرزوها و علايق و نيازهاي آني افراد با نيازهاي آتي سازمان در قالب كارهايي كه از افراد انتظار ميرود، ذكر شده است.» (پيير و گاتر ۱۹۸۳). از برآيند تعاريف مختلف آموزش ضمن خدمت چنين برميآيد كه مبناي اصلي اين گونه آموزشها، در همه سازمانها و نهادهاي دولتي و غيردولتي، افزايش توان مهارتي و فني و بالا بردن كارايي كاركنان و ايجاد شرايط مطلوب در برقراري ارتباط با محيط و در نهايت بالارفتن رفتن بهرهوري ميباشد. در برگزاري دورههاي ضمن خدمت، مزاياي ديگري نيز متصور است كه از آن جمله ميتوان به موارد زير اشاره كرد: 1) افزايش كارايي و اثربخشي كاركنان در انجام امور محوله و تدريس ۲ ) ارتقاي سطح كيفي منابع انساني از طريق افزايش سطح دانش و مهارتهاي فني ۳ ) توسعه آگاهيهاي عمومي كاركنان به منظور افزايش كيفيت ارائه خدمات ۴ ) آمادهسازي بستر مناسب براي كارمندان به منظور ارتقا به ردههاي شغلي بالاتر 5) جلوگيري از فرسودگي شغلي ۶ ) رشد و توسعه اخلاقيات و بهبود روابط انساني كاركنان در تعامل با ديگران 7) ايجاد زمينه براي انجام مطالعه و آشنايي با علوم جديد 8) آشنايي با علم روز دنيا و تسلط بر تجهيزات و امكانات جديد البته مزاياي اين دورهها به همين چند نكته اشاره شده خلاصه نميشود و مزاياي سازماني و فردي بيشتري در اين رويكرد دورانديشانه نهفته است. ضمن خدمت در ايران در كشور ما نيز ادارات و نهادهاي مختلف با برگزاري دورههاي مختلف و بهرهگيري از تجارب اساتيد مجرب، سعي در بالا بردن توان فني و مهارتي كاركنان خود دارند و تلاش ميكنند تا علاوه بر بالا بردن بهرهوري در ادارات، مانع از فرسودگي شغلي كاركنان خود شوند. از سوي ديگر شركت در اين كلاسها و دورهها، به خصوص براي كارمنداني كه سالها در پست مورد تصدي فعاليت داشتهاند، به دلايل مختلف و گرفتاريهاي روزمره كمي دشوار است. بنابراين مسئولان ادارات و نهادها سعي ميكنند با اعمال سياستهاي تشويقي، كاركنان را به شركت در اين دورهها ترغيب كنند. برخورداري از مزاياي يك مدرك تحصيلي بالاتر (گواهي نوع دوم)، اعطاي حق مأموريت، افزايش حقوق بعد از گذراندن تعداد ساعات مشخص، اعطاي گروه تشويقي، ارتقاي درجه و رتبه، تغيير پست سازماني به درجات بالاتر، دادن امتياز در جابهجاييها، سازماندهيها و... برخي از مفاد بستههاي تشويقي ادارات در متقاعد ساختن كاركنان جهت شركت در كلاسهاي ضمن خدمت ميباشند. «آموزش ضمن خدمت» در آموزش و پرورش در وزارتخانه آموزش و پرورش نيز تشكيلات عريض و طويلي با عنوان مديريت منابع انساني وجود دارد كه بخشي از وظايف اين مديريت، آموزش فرهنگيان در قالب برگزاري «دورههاي ضمن خدمت» ميباشد. كساني كه در اين نهاد به خدمت اشتغال دارند نيك به خاطر دارند كه تا همين چند سال قبل هم «آموزش ضمن خدمت» در آموزش و پرورش داراي وجهه و جايگاه خاصي بود و استفاده از استادان مجرب و باسابقه، اعطاي گروه و پاداش به شركتكنندگان و برخي مزاياي جانبي ديگر باعث ميشد، تقريباً اكثر فرهنگيان در دورههاي مزبور شركت كنند. اما در سالهاي اخير به دليل كمبود بودجه نه تنها از استادان مجرب و گروههاي تشويقي و مزاياي مالي، خبري نيست بلكه از ميزان برگزاري اين كلاسها نيز به شدت كاسته شده است. در واقع اين طرح نيز همانند بسياري از طرحهاي ديگر در آموزش و پرورش، زير چرخهاي كمبود بودجه، در حال خرد شدن و نابودي است. در حال حاضر اين دورهها اكثراً توسط فرهنگياني كه داراي مدارك تحصيلي بالاتري هستند برگزار ميشود و به همين دليل معمولاً با استقبال كم شركتكنندگان مواجه ميشود. در بسياري موارد هم اعلام ميشود مابهالتفاوت هزينه بهكارگيري استاد مجرب به عهده خود فرهنگيان است كه بالطبع از كارايي و اهداف از پيش تعيين شده اين طرح ميكاهد! به عبارت ديگر ميتوان گفت در سالهاي اخير اين دورهها در آموزش و پرورش، به منظور خالي نبودن عريضه و با رويكرد «باري به هر جهت» برگزار ميشوند و خبري از ارتقاي كيفيت آموزش در فرهنگيان، آموزش شيوههاي نوين تدريس، تلاش در جهت جلوگيري از فرسودگي شغلي، آشنايي با نظريات جديد آموزشي و... نيست! تنها چيزي كه در سالهاي اخير پررنگتر و جديتر از سالهاي گذشته پيگيري ميشود، انجام حضور و غياب ميباشد كه بدون شك اگر كلاس با كيفيت آموزشي بالا و استادان مجرب و كارآزموده برگزار شود، قطع به يقين نيازي به انجام حضور و غياب نخواهد بود! سخن پاياني هر چند اين واقعيت تلخ كه بيش از 90 يا 95 درصد بودجه آموزش و پرورش صرف امور جاري و حقوق كاركنان اين نهاد ميشود، سالهاست سايه سياه خود را بر آموزش و جايگاه آن در كشور، ديكته كرده است ولي جا دارد مسئولان آموزش و پرورش نسبت به برگزاري دورههاي ضمن خدمت، حساسيت بيشتري از خود نشان دهند. اجراي برخي طرحهاي موازي و غيرضروري نظير جابهجا كردن پايهها، حذف و اضافه كردن برخي دروس، اجراي نيمبند برخي طرحها[بهخصوص در شهرستانها]، كلنگزني پروژههاي جديد با وجود پروژههاي نيمهكاره قبلي و... بخشي از اموري هستند كه علاوه بر صرف بودجه ناچيز آموزش و پرورش، برگزاري منسجم و اجراي هدفمند طرحهايي نظير دورههاي ضمن خدمت را نيز كمرنگ ميكند. اميد است مسئولان وزارتخانه آموزش و پرورش، با نگاه ويژه نسبت به برگزاري دورههاي ضمن خدمت، ارزش و اعتبار گذشته را به اين رويكرد مهم آموزشي برگردانند و راه را براي داشتن آموزش و پرورشي پويا و روبهجلو هموار سازند.