اين روزها بزرگ و كوچك ورزش لگدي به فوتبال ميزنند و ميروند. درست بعد از پايان رقابتهاي جام جهاني بود كه همه عليه فدراسيون، تيمملي و سرمربي آن شمشيرها را از رو بستند و با انتقادهاي غرض و مرضدار شروع به تخريب نتايج، زحمات و تلاشهاي فوتبال كردند.
در اينكه فوتبال نتايج بدي گرفته هيچ شكي نيست. البته نبايد فراموش كرد كه تيمملي در جام جهاني آبروداري كرد و اگر اين روزها و همان زمان يعني بعد از جام جهاني حرفهايي در خصوص آن سه بازي زده شد فقط بابت اين بود كه منتقدان خود را عالم دهر ميدانستند و دستاندركاران را به هيچ مينگاشتند.
اما امروز قصه فرق ميكند. تيم اميد از گردونه رقابتهاي اينچئون حذف شده؛ تيمي كه اميد آن را داشتيم تا حداقل روي سكو برود. حذف تيم اميد را ميتوان به دلايل زيادي ارتباط داد؛ ضعف مديريت، نداشتن برنامه، فرصت كم، تداركات نامناسب و.. تمام اينها دست به دست هم داد تا اميدها در اينچئون حذف شوند، ولي امروز كساني اين شكست را تبديل به پيراهن عثمان كردهاند و به فدراسيون ميتازند و نداي بركناري كفاشيان و تغيير در فدراسيون فوتبال را سر ميدهند كه اهالي فوتبال خوب به ياد ميآورند در دوره مديريت آنها بر فوتبال و در همين بازيهاي آسيايي با تيمي كه نه اميد كه مملو بود از ستارههاي نامداري چون، دايي، پيوس، قلعهنويي، باقري، غلامپور و...در بازيهاي آسيايي هيروشيما حذف شدند و درست مثل اينچئون حتي از گروه خود نيز بالا نيامدند.
امير عابديني امروز جلودار حركت بر ضد فدراسيون فوتبال شده و به نمايندگي از اعضاي مجمع عمومي فدراسيون حرف مي زند كه بله ميخواهيم كفاشيان را بركنار كنيم. او قاطعانه و از طرف عدهاي كه خودش ميگويد به او زنگ زدهاند مدعي است كه نميگذاريم كفاشيان كنار بكشد، بلكه او را بر كنار ميكنيم.
ما نيز اعتقاد به تغيير و تحول در فوتبال داريم، فوتبال با كفاشيان يا بدون كفاشيان نيازمند به خون تازهاي است كه بتواند تنفس آن را راحتتر و سالمتر كند اما اينكه برخي كه خود كارنامهاي كاملاً روشن دارند بخواهند از آب گل آلود ماهي بگيرند و خود را دايه مهربانتر از مادر براي فوتبال معرفي كنند امري است كه بايد جلوي آن گرفته شود.
امير عابديني در زمان رياست فدراسيون فوتبال ضعيفترين نتايج را گرفت و پس از آن نيز پا به هر باشگاهي گذاشت تنها حاشيه با خود برد و پس از چندي با ورشكستگي از آن خارج شد.
اينكه نوع مديريت كفاشيان نيازمند تغييرات گسترده و زيربنايي است هيچ شك و شبههاي در آن وجود ندارداما اينكه چه كساني داعيه اين تغييرات را دارند نكته جالبي است كه بايد مورد دقت قرار گيرد.
اين روزها انتقاد و كوبيدن فوتبال كار راحتي است كه از عهده هر كسي بر ميآيد، حتي آنها كه خود سابقه شكستهاي متوالي و حذفهاي ناباورانه با فوتبال را دارند. بنابراين فوتباليها بايد توجه داشته باشند كه فريب آدمهاي موجسوار را نخورند و بيش از اين اسباب شكست فوتبال را فراهم نكنند.