
بريتانيا به مرز تجزيه رسيد اما در آخرين لحظات از آن نجات يافت. نظرسنجيها در دو هفته قبل از رفراندوم استقلال اسكاتلند نشان از اكثريت موافقان استقلال داشت و همين نيز ديويد كامرون، نخست وزير بريتانيا و كابينه ائتلافي او در وست مينستر و ديگر سياستمداران لندننشين را به تكاپو انداخت تا مانع جدايي اسكاتلند و تجزيه بريتانيا شوند. به همين جهت بود كه حجم مسافرت اين سياستمداران به ايدنبرو، مركز اسكاتلند و كلاسگو ناگهان افزايش يافت. آنها به جمع مخالفان استقلال و كمپين «نه» رفتند و با سخنرانيهاي حتي احساسي سعي داشتند تا رأيدهندگان را از رأي مثبت دلسرد كنند. كامرون حتي در مانور تبليغاتي خود توجه به اين نكته داشت كه اسكاتلنديها به طور سنتي از حزب محافظهكار او نفرت داشته و حزب كارگر پايگاه قديمي در ميان آنها دارد. حضور چشمگير گوردون براون، رهبر سابق حزب كارگر، در كمپين «نه» بنا بر همين سياست بود تا آنكه از تمايلات سنتي اسكاتلنديها به اين حزب عليه رأي مثبت به استقلال استفاده شود.
جديت و تلاش دو هفتهاي سياستمردان لندني نتيجه داد و باعث شد تا مخالفان استقلال با اختلاف قابل توجه بيش از 10 درصدي مانع جدايي اسكاتلند از بريتانيا شوند و يك سوم از بريتانيا همچنان تحت پرچم آن باشد. با وجود اين، مسئله مهم در بعد از اين رفراندوم است؛ آيا با پيروزي كمپين نه همه چيز به وضعيت قبل بازميگردد يا اينكه بريتانيا بعد از اين تغيير خواهد كرد؟
وعدههاي كامرون
براي بررسي اين موضوع اول بايد توجه به آن تلاشي كرد كه كامرون براي انصراف اسكاتلنديها از استقلال به كار بست. او دو محور را در تلاش خود مدنظر گرفت. محور نخست متمركز بود بر سياست تهديد و ارعاب به اين منظور كه اسكاتلنديها را متوجه عواقب منفي كند كه با جدايي از بريتانيا متحمل خواهند شد. او به اين منظور بر مسائل مختلفي انگشت گذاشت و موضوع واحد پولي يكي از اصليترين مسائل بود. پوند به عنوان واحد پولي بريتانيا در برابر ديگر ارزهاي جهاني قدرت قابل توجهي دارد و به همين جهت هم بود كه بريتانيا با وجود عضويت در اتحاديه اروپا از ابتدا حاضر نشد پوند را به نفع يورو، واحد پولي اتحاديه كنار بگذارد. در واقع، بريتانيا همواره پوند را به چشم يك سلاح اقتصادي مينگريست و كامرون در جريان كارزار تبليغاتي از اين سلاح عليه استقلال اسكاتلند استفاده كرد. او به صراحت عنوان كرد در صورت رأي مثبت به استقلال، اسكاتلند مستقل نميتواند همچنان از پوند استفاده كند و اين ترس را براي رأيدهندگان اسكاتلندي ايجاد كرد كه در صورت رأي مثبت بايد فكر واحد پولي ديگري به جز پوند باشند و نميتوانند از قدرت اقتصادي آن برخوردار باشند.
محور ديگر تبليغاتي كامرون متكي بر وعدههايي بود كه به اسكاتلنديها ميداد. او به همراه رهبران دو حزب عمده ديگر بريتانيا در دو روز مانده به رفراندوم بيانيه مشتركي امضا كردند كه در آن وعده حق خودگرداني بيشتر و امتيازات اقتصادي ويژه به اسكاتلنديها داده شد. اسكاتلند از انتخابات 11 سپتامبر 1997 برخوردار از مجلس محلي بوده كه در برخي موضوعها مثل آموزش و پرورش، حمل و نقل، بهداشت، سلامت و محيطزيست حق تصميمگيري داشت و حالا رهبران سه حزب در بيانيه خود وعده افزايش اختيارات بيشتر اين پارلمان را دادهاند تا از يك وضعيت نيمه مستقل مبدل به خودگرداني شود. كامرون علاوه بر اين وعده اختيار كامل دولت محلي اسكاتلند در بخش خدمات درماني و هزينههاي آن را نيز داده و اينكه اسكاتلنديها در زمينه مالي از امتيازات بيشتري برخوردار باشند. اين وعدهها بود كه در ميان برخي از شهروندان اسكاتلنديها به خصوص كساني تأثير گذاشت كه در مورد استقلال و عواقب آن نگراني و ترديدهايي داشتند و آنها را متقاعد كرد كه در شرايط فعلي و با رأي منفي خود به تداوم اتحاد با بريتانيا تن بدهند.
عاقبت وعدههاي كامرون
كامرون در فرداي بعد از رفراندوم و سرمست از پيروزي در برابر خبرنگاران و عكاسان حاضر شد تا خوشحالي خود را از پيروزي رأي منفي اعلام كند اما او ميدانست اين پايان ماجرا نيست. او توجه به همان وعدهها داشت و ميدانست كه مردم اسكاتلند منتظر او و عمل به وعدههايش هستند. به همين جهت بود كه او خبر از تنظيم لايحهاي در مورد آن وعدهها داد تا در ابتداي سال آينده ميلادي تقديم مجلس عوام شود و نمايندگان مجلس در مورد آن تصميم بگيرند. كامرون با اين وعده نشان داد كه عجلهاي در عمل به وعدههاي خود ندارد چراكه عمل به آن براي او بسيار مشكلتر از حرف است. اندرو هوكينز، رئيس شركت نظرسنجي كامرس، در مورد موقعيت كامرون ميگويد: «بدون شك، عملي كردن تمام وعدههاي داده شده كار بسيار مشكلي خواهد بود». يكي از مشكلات بارز در موضع مليگرايان سه منطقه ديگر بريتانيا به خصوص منطقه ولز است. هاوكينز به همين مسئله اشاره كرده و گفته كه او ممكن است با ولز و ايرلند شمالي با مشكل مواجه شود و آنها درخواست امتيازات و استقلال عمل بيشتري كنند. همين حالا يكي از رهبران مليگراي ولز خواستار حقي مشابه اسكاتلند براي مردم ولز شده و گفته است ما هم يك ملت هستيم و حق تعيين سرنوشت داريم. روشن است اگر كامرون بخواهد به وعدههاي خود به مردم اسكاتلند عمل كند با درخواستهاي مشابه ولزيها و ايرلند شماليها روبهرو ميشود و در غير اين صورت، بايد پاسخگوي رأيهندگان اسكاتلندي باشد كه به اميد آن وعدهها از استقلال خود صرف نظر كردند.
برنده و بازنده رفراندوم
در هر صورت، رفراندوم استقلال در اسكاتلند راه بيبازگشتي را براي بريتانيا ايجاد كرده كه اين كشور را در مسيري متفاوت با گذشته قرار ميدهد. شايد اسكاتلند در اين رفراندوم استقلال خود را به دست نياورد و مليگرايان اسكاتلندي بعد از سه قرن به آرزوي ديرينه خود نرسيدند اما بهاي پرداخت شده براي ممانعت از اين امر باعث ميشود كه بريتانيا و به خصوص دولت حاكم در وست مينستر ديگر آن حاكميت گذشته را نداشته باشند. دليل اول در امتيازات خاصي است كه اسكاتلند به دست ميآورد و دليل دوم در رشد مطالبات سياسي_اقتصادي است كه در ديگر مناطق بريتانيا ايجاد شده است. هر دو دليل به خوبي نشان از افزايش اختيارات چشمگير محلي دارد كه همين امر منجر به كاهش حاكميت وست مينستر و دولت بريتانيا ميشود. يك وجه ديگر در كمپين استقلالطلبي اسكاتلند است كه نميتوان گفت اين رفراندوم پايان كار آن است.
الكس ساموند، رهبر حزب ملي اسكاتلند، كمپين استقلالطلبي را تا رفراندوم هدايت ميكرد و بعد از شكست در اين رفراندوم استعفاي خود را اعلام كرد اما گفت اين پايان كار نيست. او گفت ميل مردم اسكاتلند به استقلال باقي است و مردم اسكاتلند در نهايت به استقلال خود خواهند رسيد. اين گفته ساموند تأييدي است بر اراده اسكاتلنديها كه حتي نتيجه اين رفراندوم نيز آنها را از تداوم راه براي دستيابي به استقلال بازنخواهد داشت. با توجه به اين نكته است كه ميتوان گفت اين رفراندوم نخستين تجربه اسكاتلنديها براي جدايي از بريتانياست و بعد از اين بايد منتظر سازماندهي دوباره استقلالطلبان اسكاتلندي بود تا آنكه در تجربه بعدي بتوانند به هدف خود برسند. در هر صورت، نتيجه رفراندوم استقلال اسكاتلند در 18 سپتامبر تنها به صورت مقطعي به نفع بريتانيا بود اما بعد از اين تغيير اساسي در اين كشور ايجاد ميكند. يك بعد اين تغيير در امتيازاتي است كه مناطق اين كشور به دست ميآورند و يك بعد ديگر در مبارزه مليگرايان اسكاتلندي در به دست آوردن استقلال است.