اغلب خانوادههايي كه جوان تنبل دارند نيز تقصير را به گردن ديگران مياندازند و هر عاملي جز خودشان را مقصر رديف اول در تنبلي فرزندشان ميدانند. حضور يك جوان تنبل باعث ميشود همه اين جرئت را به خودشان بدهند كه انگشت اتهام را به سمت مادر يا پدر بگيرند. وجود يك جوان تنبل چه دختر و چه پسر اين ترس را در هريك از اطرافيان ايجاد ميكند كه اين جوان آينده خوبي از نظر شغلي و خانوادگي ندارد.
براي روشن شدن دلايل تنبلي و يافتن راهحلي براي رفع تنبلي جوانان با دكتر فاطمه گلابي، جامعهشناس و عضو هيئت علمي دانشگاه تبريز گفتوگو كرديم. دكتر گلابي در اين باره ميگويد: شكي نيست كه نهاد خانواده مهمترين نقش را در چگونگي تربيت فرزندان بر عهده دارد. به اين ترتيب هرگونه كاميابي، ناكامي و لغزش نوجوانان و جوانان در زمينههاي رفتاري و اخلاقي متأثر از عملكرد خانواده است.
وي ميافزايد: طبق پژوهشهاي جامعهشناسي متأسفانه كمترين سرمايهگذاري خانوادهها در بعد تربيتي و پرورشي فرزندان است. اگر چه نهادهاي آموزشي و رسانههاي جمعي نيز در مسئوليتپذيري و حرفهآموزي نوجوانان و جوانان به نوعي نقش دارند ولي ميزان اهميت و تأثيرپذيري اين نهادها برابر با خانواده نيست. اما متأسفانه اغلب خانوادهها از زير بار مسئوليت فرزندپروري شانه خالي كردهاند و به راحتي تقصير را به گردن نهادهاي آموزشي و رسانههاي جمعي مياندازند و اين نهادها را مسبب تنبلي و بيانگيزگي جوانان و نوجوانان معرفي ميكنند. وي ادامه داد: متأسفانه امروزه با جواناني مواجهيم كه به رغم داشتن قابليت نسبت به انجام حداقل وظايف و مسئوليتهاي شخصي خود نيز تنبل هستند چه برسد به بر عهده گرفتن مسئوليت زندگي مشترك يا نگهداري پدر و مادر كه بايد گفت عمده دليل اين اشكالات رفتاري ناشي از ضعف فرزندپروري از سوي والدين است.
فرزند پروري تنها توجه به درس و مشق نيستاين جامعهشناس ادامه ميدهد: قطعاً بايد گفت تحصيلات و ارتقاي سطح علم و دانش ضرورتي اجتناب ناپذير و يكي از نيازهاي اساسي جامعه است اما متأسفانه تمام هم و غم خانوادههاي امروزي و حتي جوانان ارتقاي سطح علمي و افزايش ميزان تحصيلات است اين در حالي است كه اولاً مقوله فرزندپروري ابعادي چندگانه دارد و پرونده آن تنها با افزايش سطح سواد بسته نميشود؛ دوم اينكه خود جوانان نيز به شكوفايي استعدادهاي خود در ابعاد غير از درس نميانديشند. عضو هيئت علمي دانشگاه همچنين با اشاره به نقش نهادهاي آموزشي در امر پرورش جوانان ميگويد: از طرفي نبود حرفه آموزي و پرورش شخصيت افراد شناخت استعدادها و ارتقاي قابليتهاي آنها و آموزش مهارتهاي زندگي خلئي است كه در محيطهاي آموزشي جامعه به خوبي احساس ميشود. جوان مهارتهاي لازم زندگي را نياموخته و وقتي در راه كسب شغل تشكيل زندگي و رسيدن به استقلال با مانع برخورد ميكند، دچار نوعي تنبلي، واماندگي و دلزدگي ميشود. وي با بيان اينكه نوجوانان و جوانان نيز در حاكم شدن روح تنبلي بيتقصير نيستند، ادامه داد: اگرچه در سيستم تربيتي و نظام آموزشي ما چيزي به نام تعامل به معناي واقعي وجود ندارد و تمام سرويسدهي از سوي والدين معلم و استاد يكطرفه است اما جوانان نيز در انجام كمترين فعاليتهايي كه جزء الزامات زندگي است كوتاهي ميكنند. در واقع جوانان قدر موقعيتهاي خود را آنطور كه بايد نميدانند و همه چيز را حاضر و آماده ميخواهند، اين امر باعث ميشود همان حداقل تعامل با جامعه نيز كاهش يابد چيزي كه سرانجام به كمرنگ شدن روحيه مشاركتجويي و حاكم شدن روح تنبلي و حاضرطلبي ميانجامد.
ايجاد تشكلهاي اجتماعي براي تقويت روحيه مشاركتجويي جواناناين جامعهشناس ميگويد: خوشبختانه با وجود تعارض و تفاوتهاي ارزشي كه بين نسلها صورت گرفته هنوز خانواده از قداست لازم در جامعه ما برخوردار است. بنابراين خانوادهها بايد تلاش كنند بين خود و جوانان تعامل ايجاد كنند چراكه تعامل سبب انتقال الگوهاي رفتاري ارزشمند به جوانان ميشود. در واقع خانوادهها بايد به فرزندشان فرصت فعاليت تجربه و تقسيم را بدهند.
گلابي با تأكيد بر اينكه هيچ نهاد يا گروهي به تنهايي قادر به ايجاد ويژگيهاي رفتاري و شخصيتي در افراد جامعه نيست، تصريح ميكند: قطعاً اگر در سطوح بالاتر در نهادهاي اجتماعي تشكلهايي ايجاد شوند كه با شناخت استعدادها و تواناييهاي جوانان آنها را عهدهدار انجام وظايفي كنند نه تنها انگيزه و روحيه مشاركتجويي در جوانان ايجاد و تقويت ميشود بلكه در نهايت روح رخوت و تنبلي از نوجوانان و جوانان دور ميشود.
شركت در برنامههاي فرهنگي و آموزشي راهي براي غلبه بر تنبليميرناصر عليزاده، پژوهشگر امور خانواده نيز معتقد است: سواي اينكه خانواده نقش بسزايي در چگونگي پرورش فرزندان دارند اما وقتي فرد به دوران نوجواني و سپس جواني ميرسد بايد قدر توانمنديهاي خود را بداند. بيشك قواي ذهني، فكري و سلامت جسمي و روحي كه در دوران جواني وجود دارد در هيچ دورهاي از سن و سال ديده نميشود. بنابراين لازم است نوجوانان و جوانان با شناخت و درك دقيق از قابليتهايشان به بروز استعدادهاي نهفته خود كمك كنند. وي خروج از نگاه تك بعدي به فرايند رشد و پيشرفت انجام فعاليتهاي ورزشي، شركت در برنامههاي فرهنگي و آموزشي به صورت فردي و گروهي و توجه به آموزههاي ديني را ازجمله عمدهترين راه غلبه بر تنبلي عنوان ميكند. به گفته اين پژوهشگر امور خانواده جوانان بايد نسبت به خود و محيط پيرامونشان احساس مسئوليت كنند، اينكه علت هر ناكامي خود را به خانواده ربط دهند و به اين بهانه دست از كار و تلاش بردارند چيزي جز هدررفت سرمايههايشان نيست.