«حميد اعتماد» كه از جانبازان بصير (دو چشم نابيناي) دفاع مقدس است در گفتوگو با «جوان» از فعاليتهاي اين اداره و حضور جانبازان در جامعه ميگويد.
شما در كدام عمليات و چگونه به مقام جانبازي نائل شديد؟
بنده در گردان مالك لشكر 27 به صورت بسيجي حضور داشتم و در عملياتهاي بدر، والفجر8 در فاو، كربلاي1 و كربلاي 5 در شلمچه شركت كردم. جانبازي من در دو مرحله اتفاق افتاد. در كربلاي1 با رمز «يا ابوالفضل عباس» به يك چشمم تركش خورد و تخليه شد. يك مدت دوستان به شوخي ميگفتند حاجحميد اعتماد عدالت دارد و همه را به يك چشم ميبيند! در عمليات بعدي در كربلاي5 تركش به بخشي از دستم خورد و آن يكي چشمم را هم از دست دادم و در نهايت جانباز بصير (كسي كه دو چشمش را از دست داده) شدم. بعد از جانبازي هم كارشناسيام را در رشته علوم سياسي از دانشگاه تهران گرفتم و كارشناسيارشد همان رشته را در دانشگاه علامه شروع كردم.
گويا شما در سازمان مردمنهادي مختص جانبازان بصير فعال هستيد؟
بله، بايد بگويم ما براي جانبازان بصير سازمان مردمنهادي داريم كه در وزارت كشور هم ثبت شده است و تمام جانبازان بصير و دو چشم مجروح دفاع مقدس را از سراسر كشور گردهم جمع ميكنيم. اين سازمان «خانه نور ايرانيان بصير» نام دارد و در آن جانبازان در مسائل فرهنگي و ورزشي و آموزشي و رايانه كار ميكنند. همچنين ما به تكنولوژي روز هم مسلط هستيم. ما سيستمهايي داريم كه كار چشم را انجام ميدهد و بچهها را توانمند ميكند. با برنامهاي مثل پارس آوا اگر وارد اينترنت شويم و هر جا زبان فارسي باشد به صورت اتوماتيك برايمان ميخواند. تلفن همراه هم به همين صورت عمل ميكند و پيامها را ميخواند. الان بچههاي جانباز بصير خودشان در دانشگاه از پاياننامههايشان دفاع ميكنند.
شما مسئول اداره پيامآوران ايثار هستيد. هدف از تشكيل اين اداره چه بوده است؟
بعد از دفاع مقدس احساس كرديم جنگ، جنگ نرم است و همان بچههاي رزمنده و جانباز را در خاكريز فرهنگي مشغول كرديم و اينجا جايي براي رزم فرهنگي ما شد. لذا سعي كرديم جانبازان را با فن سخنوري از طريق دانشگاه و حوزه آشنا كنيم و بچهها به مراكز مختلف براي سخنراني و روايتگري اعزام ميشوند. جواناني كه جنگ و انقلاب را نديدهاند سؤال و شبهه دارند و اين جانبازان از طريق تعامل و صحبت با جوانان بايد اين مسائل را برطرف كنند. الان 2200 نفر نيروي كارنامهدار در سراسر كشور را هماهنگ كردهايم كه يك لشكر فرهنگي از جانبازان، آزادگان و فرزندان جوان شهدا ميشوند.
براي اينكه جانبازان را وارد صحنه كنيد چه برنامههايي انجام دادهايد؟
شايد جسم جانباز صدمه ديده باشد ولي روحش كاملاً سالم است. الان در ورزش جانباز بصير «خليل اقدامپناه» را داريم كه مدالهاي رنگارنگ برونمرزي را در ورزش شنا گرفته است. جانبازي كه دو دست و چشمهايش صدمه ديده است. جانباز توانمند است و با استفاده از توانمندياش از خانه بيرون آمد. برخي جانبازان از تواناييهايشان در علماندوزي استفاده كردند. نه فقط جانبازان بصير، بلكه جانبازان ويلچري و قطع نخاع و كساني كه پا و دست ندارند را داريم. جانبازان در ورزش در مسائل علمي و تكنولوژي توانمند هستند. ما روي ورزش توان خاصي را گذاشتهايم و بايد جانبازان را هدايت و حمايت و كمك كرد. جانبازي به نام «حميد شمساللهي» سه زبان بلد است و سال گذشته در راهيان نور به سه زبان يادمان شلمچه را براي مهمانان خارجي توضيح ميداد. در پيامآوران جانبازان را به مدارس و دانشگاهها و راهيان نور و يادمان شهدا ميفرستيم و از تواناييهايشان استفاده ميكنيم. جانباز بصيري داريم كه نقاش است. شايد باورتان نشود ولي او نقاشي ميكند و منظرههاي زيبايي را خلق ميكند.
مهمترين دغدغه و خواسته جانبازان چيست و آنها بيشتر روي چه مسائلي تأكيد دارند؟
بخشي از دغدغههاي جانبازان ميتواند مالي باشد ولي مسائل مادي آنقدر پررنگ نيست كه بگوييم ديگر مسائل را هم تحتالشعاع قرار بگيرد. بايد به جانبازي كه پا ندارد و ويلچري است كمكهايي شود ولي آن چيزي كه بچهها را خوشحال ميكند زندهنگه داشتن و ترويج فرهنگي است كه براي جانبازان آن چشمها، دستها و پاهايشان را دادهاند. اولويت جانبازان دغدغههاي فرهنگي است. سال گذشته در آغاز سال تحصيلي «سيدناصر حسينيپور» نويسنده كتاب «پايي كه جا ماند» در دبيرستاني دخترانه سخنراني داشت، پس از پايان سخنراني دختران جوان صف كشيده بودند و ميخواستند كه حسينيپور كتاب را برايشان امضا كند. اينها قهرمان ملي ما هستند و جوانان شيفته خاطرات اين عزيزان هستند. هر مدرسه و دانشگاهي كه ما شب خاطره گذاشتهايم ميگويند يك بار ديگر دعوت كنيد تا آن جانباز برايمان صحبت كند. چه سبك زندگي بالاتر از اينكه جواني فرمانده گردان ميشود. اينها يك الگوي حقيقي هستند و دستنيافتني نيستند. شهيدان و جانبازان 20 سال پيش در همين خاك مجروح و جانباز شدند. ما اگر به صورت الگو دغدغهها را بگوييم هم باعث جذب ميشود و هم نيروهاي جوان احساس ميكنند يك چراغ راهي دارند هم جانبازان روحيهشان احيا ميشود. البته جاهايي در بهداشت و درمان بچهها دغدغههايي را دارند كه با برنامهريزي و مديريت حل خواهد شد.
آيا موضوعي مدنظرتان بوده كه تا به حال اجرايي نشده است؟
ما دوست داريم اين فضا خيلي بازتر و حمايتها بيشتر شود چون پتانسيل جانبازان خيلي بيشتر از اين حرفهاست. «محمدباقر عباسي» آزادهاي است كه سه تئاتر را در دوران اسارت با لحاف و پتو اجرا كرده است و بعد از اسارت اين كار را ادامه داده و الان كارگردان است. نسل جوان و دانشجو حالا شهيد را با وبلاگ و تئاتر ميشناسد. حتماً كه نبايد هميشه شعار داد و اينجا هنر منبر است. جانبازان موتور محركه جامعه هستند. بد نيست اينجا به نقش زنان در دفاع مقدس اشاره كنم. همسران جانبازان و شهدا نقش زيادي ايفا ميكنند. همسرم به من ميگفت تو درست را ادامه بده و من خودم جزوات را تدوين ميكنم و برايت ميخوانم.
اين اقدامات را براي ترويج فرهنگ دفاع مقدس كافي ميدانيد؟
الان بنياد حفظ آثار، سپاه و بنياد شهيد كارهاي خوبي انجام ميدهند. رمان چاپ ميشود و كارهاي هنري خوبي صورت ميگيرد ولي اگر جايي شبههاي براي جوان در كاري صورت بگيرد نميتواند كه خالق آن اثر را پيدا كند ولي آنها ميتوانند با راويان ما به طور مستقيم صحبت كنند و شبهاتشان را برطرف كنند. حتي ما تصميم داريم بعضي از جانبازان را براي ترويج فرهنگ دفاع مقدس به خارج كشور اعزام كنيم. بعضي از آزادگان زبان عربي را به خوبي صحبت ميكنند و برخي در دوران اسارت چندين زبان را ياد گرفتهاند
در پايان اگر حرف ناگفتهاي باقيمانده بفرماييد.
ز جانبازان بلند آمد سر ما/ به ايثار است مديون كشور ما/ ره ما راه جانبازان عشق/ كه خود جانباز باشد رهبر ما