يكي از زيرشاخههاي طب مكمل طب سنتي است. در طب سنتي تكيه اوليه روي پيشگيري است تا درمان. محور اصلي در طب سنتي نوع تغذيه است. با توجه به رابطه جسم و روح ميتوان از تأثير تغذيه بر روح انسان صحبت كرد. موضوع اصلي اين نوشتار بررسي تأثير تغذيه بر زندگي دانشجويان است. براي اين مقصود با دكتر سمانه موهبتي صحبت كرديم. دكتر سمانه موهبتي، پزشك عمومي و داراي مدرك كارشناسي ارشد طب سنتي از دانشگاه ارمنستان است. از دوران تحصيل در دانشگاه به طب سنتي و اسلامي علاقهمند بوده و همزمان شروع به فعاليت كرده است. به صورت تخصصي در زمينه كبد، زنان و زايمانهاي طبيعي، بيماريهاي رحم و ديابت كار كردها
با وجود پيشرفتهاي پزشكي نوين، ضرورت پرداختن به طب سنتي در عصر حاضر چگونه توجيه ميشود؟
نگاه طب سنتي و طب جديد نسبت به بيمار و بيماري كاملاً تفاوت دارد. نگاه طب سنتي جامع و نامحدود است. در بررسي بيماريها، تمام جوانب در نظر گرفته ميشود. در طب سنتي، در درمان ابتدا تغذيه بيمار مورد بررسي قرار گرفته و شروع درمان در بيشتر موارد با تغيير الگوي تغذيه آغاز ميشود. در واقع تا زماني كه بتوان با اصلاح غذايي درمان كرد، به هيچ وجه از دارو استفاده نميشود. بيمار در طب سنتي و در درمان بايد بداند چه عواملي سبب بيماري او شده و چه عاملي آن را تشديد ميكند، بنابراين درمان اوليه با اصلاح تغذيه و بر اساس مزاج و طبع افراد اولويت دارد و پس از آن دارودرماني مطرح ميشود. در بحث داروها هم اول غذاهاي دارويي مورد استفاده قرار ميگيرد، يعني غذاهايي كه خاصيت دارويي دارند و بعد داروهاي غذايي كه اين روند در طب جديد وجود ندارد. وجود تناقضاتي در طب جديد با روايات ما، از ديگر دلايل پرداختن به طب سنتي است، به طور مثال در روايات آمده است شام را ولو يك لقمه ترك نكنيد در حالي كه در طب جديد توصيه به ترك شام ميشود يا سفارش شده است صبحانه را مفصل بخوريد و شام را نصف صبحانه ميل كنيد و توصيه به خوردن ناهار نشده است، ولي طب جديد ناهار را وعده اصلي ميداند. شروع غذا با نمك و اتمام آن با سركه از جمله روايات است كه ما ميبينيم در طب جديد سركه فقط براي لاغر شدن و آن هم به صورت ناشتا توصيه ميشود.
تفاوت نگاه طب سنتي و جديد به تغذيه و اصول آن از كجا نشأت ميگيرد؟
در طب جديد به اهميت غذا و نوع آن پرداخته ميشود ولي روي آن مانور داده نميشود و بيماريها بر اساس تغذيه ريشهيابي نميشوند. آنچه در طب جديد مهم است كالري است و بر اساس آن غذاها محاسبه و تجويز ميگردد. ضررهاي فستفود و غذاهاي غيرطبيعي گفته ميشود، ولي در درمان كمتر مورد بررسي قرار ميگيرد و دارودرماني اولويت مييابد، به طور مثال يكي از عوامل بيماري كبد چرب، مصرف روغنهاي مايع ميباشد، آيا پزشكان ما در درمان كبد چرب در مرحله اول نوع روغن مصرفي بيمار را تغيير ميدهند؟ اصلاح تغذيه در طب سنتي بر اساس مزاج افراد، سرد و گرم بودن، تري يا خشكي و لحاظ تمامي مشخصههاي طبعي صورت ميگيرد، به طور مثال افراد سردمزاج بايد از مصرف گوجه و خيار پرهيز يا به صورت كم و همراه مصلحات استفاده كنند. در حالي كه طب جديد با تكيه بر كالريها، خيار و گوجه را كمكالري معرفي و مصرف آن را به تمام افراد و در هر شرايطي توصيه ميكند. كالري و فعاليت ملاك مصرف مواد غذايي است، در نتيجه عسل و شيره انگور با خواص بينظيرشان در طب جديد كمتر توصيه ميشود. همچنين در استفاده از داروها طب سنتي توجه بسياري به نوع و اثر دارو بر هر بيمار با در نظر گرفتن شرايط فردي و دوز مصرفي دارد. كافور به عنوان ماده كاهنده ميل جنسي در آقايان به غذاها افزوده ميشود. حال آنكه اين ماده در زنان سبب افزايش ميل جنسي ميشود. استفاده از اين دارو در دانشگاهها و به صورت همگاني براي تمامي دانشجويان سبب مشكلاتي ميگردد كه آسيبهاي فرهنگي از تبعات آن محسوب ميشود.
چرا بخشي از دانشجويان ما به خصوص خوابگاهيها بعد از مدتي دچار بيماريهاي گوارشي و معده ميشوند؟ آيا شيوع اين بيماريها با تغذيه آنها در ارتباط است؟
در طب سنتي معده مخزن بيماريهاست. در روايات بيشماري بر آداب غذا خوردن، نوع نگاه به غذا، انواع غذا و فوايد و مضرات آن تأكيد شده است. با توجه به فرصت محدودي كه دانشجويان جهت صرف غذا دارند، در عمل رعايت اين موارد كمتر اتفاق ميافتد. آيا هر دانشجويي ميتواند براي هضم بهتر غذا بيش از 30بار لقمه خود را بجود؟ يا تمام مقدمات و مؤخرات و به طور اعم تمامي آداب غذا خوردن را رعايت كند؟ عمده غذاهاي دوران دانشجويي تحريك شديد معده را به همراه دارد. طبخ غذا بر اساس اصول طب سنتي نيست. موادي كه براي قد كشيدن و سفيد شدن برنج در سالنهاي غذاخوري استفاده ميشود از ديد ما مطرود است. در طب سنتي ادويهها بايد كارشناسيشده استفاده شود. نحوه طبخ بسيار مهم است. مصلحات به همراه هر غذايي معرفي ميشوند تا از آسيبهاي آن جلوگيري شود، مثلاً دوغ به همراه نعناع توصيه شده است تا سردي آن را بگيرد. زنيان هم مصلح دوغ است كه متأسفانه كمتر از آن استفاده ميشود، بنابراين دو نكته در ايجاد مشكلات گوارشي در دوره دانشجويي اهميت مييابد؛ اول عدمرعايت آداب غذا خوردن و توجه نكردن به توصيههاي ديني و دوم نوع مواد غذايي و نحوه طبخ آنها. گوشت گاو و گوساله بسيار مضر است و همراه با ماست مضرات آن تشديد مييابد. گوشت مرغ هم در ميان پرندگان مضر محسوب ميشود.
در دوران دانشجويي به علت كمبود وقت استفاده از فستفود و فلافل هم بسيار رايج است. آيا فلافل هم مثل فستفود مضر محسوب ميشود؟
فلافل از نخود و پياز و سير تهيه ميشود كه في ذاته مشكلي ندارد و اتفاقاً مصرف نخود در طب سنتي بسيار سفارش شده است. آنچه فلافل را آسيبزا ميسازد روغني است كه فلافل در آن سرخ ميشود. استفاده از روغن مايع چند بار مصرف شده و عمدتاً سوخته خواص مفيد فلافل را از بين ميبرد. در حالي كه اگر اين غذاي مقوي در روغن كنجد سرخ شود، خواص آن چند برابر ميشود. فستفود هم از نظر ما تفاله است. عمده مواد تشكيلدهنده فستفودها كه شامل سوسيس و كالباس ميباشد، از بين لاشههاي گوشتي و در واقع مواد بسيار نامرغوب تهيه شده است كه اين مواد در تخريب بافت معده بسيار مؤثر است.
آيا تغذيه دانشجويان ميتواند با آرامش يا استرس آنها در ارتباط باشد؟
نوع تغذيه در تمام انسانها مؤثر است. كبد مسئول ايجاد آرامش در بدن است و محل تصفيه خون به شمار ميآيد. دفع سموم بدن در كبد انجام ميشود. زماني كه بر اثر مصرف غذاهاي غيرطبيعي، بيش از حد سموم به بدن وارد شود، كبد در دفع سموم دچار مشكل ميشود. جاري شدن اين سموم در بدن و مغز سبب ايجاد بيماري ميشود. در واقع سموم مغزي عامل محرك و تشديدكننده ناراحتيهاي اعصاب و روان و استرس است. آرامش نتيجه سلامت كبد است. با پاكسازي كبد قطعا آرامش هم بهوجود خواهد آمد. يكي ديگر از بيماريهايي كه با غم يا آرامش و شادي در ارتباط است، يبوست ميباشد. يبوست امالامراض است كه علت اصلي آن تغذيه ناسالم و عدمتوجه به غذاي مصرفي است. يكي از بهترين درمانهاي كبد روغن حيواني و عسل است.
با اين توضيحات تغذيه دانشجويان با تزكيه و عبادت هم در ارتباط قرار ميگيرد. به عبارت بهتر ارتباط با خدا و عبادت او و آرامش در عبوديت در ابتدا تغذيه مناسب و جسم سالم ميخواهد.
دقيقاً كبد وقتي دچار مشكل ميشود فرد دائماً احساس خستگي ميكند، صبح بعد از هشت ساعت خواب شبانه باز هم كسل است و اين مهمترين نشانه است كه كبد خوب كار نميكند و سموم بدن خوب تصفيه نميشود. در نتيجه وقتي فرد حال ندارد و احساس كسالت و خستگي ميكند چگونه ميخواهد نماز بخواند؟ به دليل كسالت دائم دوست دارد دراز بكشد و بخوابد و به دنبال آن در پي چيزي است تا او را از اين وضعيت نجات دهد؛ چيزي كه انرژي كاذب براي او ايجاد ميكند مثل فيلم و اينترنت. در خيلي موارد به افراد توصيه ميشود براي نشاط و شادابي موسيقي گوش كنند، در حالي كه ريشه در جاي ديگري است. سموم بدن دفع نشده و فرد خسته است، هر كه جسمش خسته است توانايي قرآن خواندن، نماز خواندن و زيارت رفتن را ندارد. جسم خسته، روح عبادت را درك نميكند. طب سنتي، تنها طب جسمي نيست. هر چيزي كه هيجان آني بدون پشتوانه ايجاد كند آسيب جدي بهوجود ميآورد. با گوش كردن موسيقي، به خصوص موسيقيهاي تند، صفرا به طور آني بالا رفته و به طور آني هم پايين ميآيد، در نتيجه فرد بيدليل گريه ميكند يا بيدليل شاد ميشود. هيجانات كاذب به وجود ميآيد كه اين امر در بين دانشجويان شايع است. برخي افراد چون مقوله سلامت را تجربه نكردهاند، عبادت را همراه با سختي ميدانند. در آموزههاي دين اسلام علاوه بر خواب شب دو بار خواب در روز پسنديده و مورد سفارش است؛ يكي خواب قبل از اذان ظهر كه در اصطلاح به آن قيلوله ميگويند و ديگري خواب بعد از ظهر به مدت نيم ساعت تا 45دقيقه. زماني كه دانشجويان از صبح تا شب در حال تحرك و فعاليت هستند و بدن فرصت استراحت ندارد، نتيجه آن كمبود انرژي و عدمنشاط خواهد بود. خوابهاي پسنديده در طب سنتي عامل مهم شارژ بدن و تجديد قواست.
حال اگر دانشجويي دچار بيماري گوارشي و معده شده باشد، توصيه شما در درمان وي چيست؟
بيماريهاي گوارشي چند نوع است. طب جديد فقط آندوسكوپي ميكند تا تشخيص دهد معده ورم دارد يا زخم. روند درمان در طب سنتي به اين صورت است كه در ابتدا بايد علت بيماري مشخص شود، به طور مثال در بيماري معده آيا علت بيماري سردي معده است؟ يا اسيد معده بر اثر تغذيه نادرست بيش از حد ترشح شده است؟ آيا قواي معده از بين رفته و تخريب بافتي صورت گرفته است؟ كه هر يك علائم جداگانهاي دارد. كاهش توان هضم، نفخ، گاز معده و روده هر كدام ميتواند نشانه بيماري خاصي باشد. در روند درمان بيماريهاي گوارش در صورت بالا رفتن اسيد معده، ترميم بافتي نياز است و با دارو درمان ميشود. داروهاي كلاسيك اثر درماني ندارد و باعث تقويت معده نميشود. رعايت اصول مهمي چون آب نخوردن بين غذا، خوردن نمك در ابتداي غذا، رعايت آداب غذاخوردن مثل خوب جويدن غذا و شمرده خوردن در پيشگيري مؤثر است. بعد از گوارش سراغ درمان كبد ميرويم. اگر مشكل حادي نباشد با اصلاح تغذيه كبد در طولانيمدت درمان ميشود، اما اگر ناراحتي ايجاد شده باشد و كبد دچار ضعف باشد، بعد از اصلاح تغذيه، داروها از جمله زعفران مورد استفاده قرار ميگيرد.
به اين ترتيب روند درمان در طب سنتي كاملاً با طب جديد متفاوت است؟
ما منكر پيشرفتهاي طب جديد نيستيم. در برخي موارد اقدامات طب جديد قابل قبول است. بعضي موارد به صورت تخصصي كار آنهاست و در برخي جاها كار مشترك نتيجهبخش خواهد بود اما طب سنتي نگاه جامع و كلي به بيمار دارد. در درمان بيماري فقط به عضو درگير و درمان آن نميانديشد. بيمار را در تمام ابعاد مورد بررسي قرار ميدهد و اصلاح تغذيه را سرفصل درمان ميداند. در طب سنتي استفاده از داروهاي گياهي در شرايط خاص و با دوز مشخص و در بيماريها به صورت فردي امكانپذير است و نه به عنوان توصيه عام. درجه داروها در طب سنتي بسيار مهم است، با توجه به اينكه درجه داروهاي شيميايي 3 و 4 است، با تغيير مقدار كمي از دوز آن بيمار مسموم شده و عارضه نشان ميدهد. در طب سنتي درمان از داروي درجه پايين شروع و كمكم از داروهاي قويتر استفاده ميشود. ما در طب جديد با چيزي به نام مصلحات روبهرو نيستيم. مصرف بيرويه استامينوفن سبب تجمع در كبد و ايجاد مشكلات كبدي ميشود و هيچ مصلحي در كنار آن معرفي نميشود.
با توجه به فرصت كم دانشجويان، جهت تهيه غذا و طبخ آن، چه غذاهايي را ميتوان به آنها توصيه كرد كه در عين سالم و مفيد بودن سريع هم حاضر شود؟
غذاهايي در طب سنتي وجود دارد كه هم بسيار خوشمزه هستند و هم سريع حاضر ميشوند. با تغيير ذائقه از فستفود به اين غذاها جسم و روح شادابي و نشاط را تجربه خواهد كرد. ارده و شيره انگور يا خرما غذايي است كه در هر سه وعده ميتوان از آن استفاده كرد و بسيار مفيد و خوشمزه است. كلهجوش از ديگر غذاهاي سنتي ماست كه سرشار از مواد مفيد است و در يك ربع حاضر ميشود. آبدوغ و خيار به همراه مصلحات آن نعناع و زنيان در تابستان توصيه ميشود. دو كتاب خوراكيهاي بومي ايران و همچنين تغذيه در طب ايراني اسلامي براي دانشجويان مفيد خواهد بود.
يكي از انتقاداتي كه به طب سنتي ميشود گران بودن مواد غذايي است كه اطبا بر مصرف آن تأكيد دارند. نظر شما در اينباره چيست؟
يكي از دلايل مهم گران بودن مواد غذايي سالم در طب سنتي، تهيه آن به صورت دستي و با مشقات فراوان است. هنوز صنعت متقاعد نشده تا به كمك طب سنتي بيايد و سوبسيدي به اين كالاها تعلق نميگيرد و نتيجه آن گران بودن محصول ميشود. اما بايد توجه داشت ميزان مصرف مواد طبيعي كمتر است. به طور مثال روغن كنجد به دليل اينكه سريعاً جذب ماده غذايي نميشود به ميزان كمتري در سرخ كردن مصرف ميشود. يا ميتوان به جاي مصرف روزانه گوشت كه مذموم ميباشد در هفته دو بار گوشت و از نوع مرغوب آن، گوسفندي، شتر مرغ، شتر و. . . استفاده كرد كه اين خود سبب كاهش هزينهها ميشود. همچنين اشتها با ميزان مصرف مواد طبيعي پايين ميآيد. وقتي كره محلي طبيعي به مقدار كم مصرف ميشود سريعاً ميل به غذا را كاهش ميدهد، در حالي كه ممكن است با خوردن مقدار زيادي فستفود و چيپس و پفك همچنان احساس سيري نكنيم. از همه مهمتر اگر امروز براي تغذيه صحيح هزينه نكنيم در آينده چندين برابر آن صرف هزينه درمان خواهد شد. نگاه طب سنتي پيشگيرانه است.
در پايان اگر توصيه خاصي به دانشجويان داريد بفرماييد.
در مجموع هر چقدر به طب اسلامي نزديك بشويم موفقتر خواهيم بود. دانشجويان با اصلاح تغذيه و استفاده از مواد مفيد گام بزرگي در سلامت جسم و روح خود بر خواهند داشت. استفاده از نخود و كشمش، انجير كه خاصيت ملين بودن دارد و زيتون، ميوههاي تازه و رسيده به آنها در تمركز حواس و كسب آرامش كمك خواهد كرد. به اميد روزي كه به سبك زندگي اسلامي برگرديم.