آنقدر تن صدايش بالاست كه در همان لحظات اول همه ساختمان ميفهمند كه بازهم رضا قاطي كرده است. پيش خودشان ميگويند: «دوباره چي شده كه سيمهايش اتصالي كرده؟». هر روز اگر اين حال و روز را نداشته باشيم اما يك روز درميان سر چيزهاي الكي بايد المشنگه راه بيندازد و در هر شرايطي حق با اوست. بلند شدن صدايش براي همسايهها عادي شده و ديگر واكنش بدي نشان نميدهند و خبري از تذكر نيست.
اوايل همسايهها دوست داشتند بدانند سر چه چيزهايي دعوا و داد و بيداد راه مياندازد اما بعد از مدتي فهميدند كه دليل خاصي ندارد، فقط دوست دارد خودي نشان دهد و حرفش را به كرسي بنشاند. هر چيزي بايد مطابق با ميل او پيش برود و به خاطر همين ويژگيهاي روحياش همه حق را به او ميدهند و ترجيح ميدهند كه آن روي سگ رضا بالا نيايد. پا گذاشتن روي دمش مساوي است با چند روز اعصاب خوردي و بايد منتظر عواقب بعدياش باشي. وقتي عصباني ميشد كسي را نميشناخت و خون جلوي چشمانش را ميگرفت.
چشمتان روز بد نبيند، خدا نكند كه اتفاقي بر خلاف خواسته او پيش برود آن وقت بايد قيافهاش را ببيني. داد و بيدادي راه مياندازد كه بيا و ببين. به خاطر مسائل پيش پا افتاده كه مثلاً برنامهها طبق خواست او پيش نرفته است همه بايد جواب بدهند. با اين اخلاقش هم دوستي ندارد يعني كسي نميتواند با او كنار بيايد و تقريباً تنهاست.
يك روز فقط به دنبال بهانه بود، از قضا هر چه گشت جورابهايش را پيدا نكرد و جرقه يك بلواي جديد زده شد. شروع به داد و فرياد كرد و از كلمات و الفاظ ناشايستي استفاده ميكرد كه همه را ناراحت كرده بود. همه مسائل را با هم قاطي كرده بود و اعتراضش را به بدترين شكل اعلام ميكرد. تركش اين عصبانيت به تك تك اعضاي خانه خورد و وقتي نوبت به من رسيد، طاقتم طاق شد.
در واقع صبرم تمام شد، جوابش را دادم و گفتم: «فكر ميكني چه گلي به سر ما زدي كه هميشه بايد حرف حرف تو باشد، ديگر خسته شدم از بس كه در مقابلت كوتاه آمدم. هردفعه در كارهايم دخالت كردي، در مورد رفتارم نظر دادي و بايد و نبايد قراردادي، كوتاه آمدم. هر چه ميگذرد بيشتر به خودت اجازه ميدهي كه براي زندگيام تعيين تكليف كني ولي ديگر از اين خبرها نيست و اجازه نميدهم مثل قبل رفتاركني.»
مانده بود كه چه بگويد چون هميشه كل اهالي خانه براي فرار از واكنشهاي نادرست و افراطياش با رضا كنار آمده بودند. تا به حال كسي اينطور جوابش را نداده بود و همه با اين اخلاقش كنار آمده بودند و به نوعي رعايت حالش را ميكردند. واقعاً درمانده شده بوديم و نميدانستيم چطور با او برخورد كنيم كه اين مشكلات را نداشته باشيم. واقعاً نميدانيم اين افراد چه خواستهاي دارند و ويژگيهاي رفتاريشان چيست؟ نحوه برخوردمان با يك فرد پرخاشگر و خشن بايد چطور باشد؟ از چه طريق ميتوان پرخاشگري افراد را كنترل كرد و در مسيري درست آن را هدايت كرد؟
تعريف پرخاشگر
براي پرخاشگري تعاريف زيادي ارائه شده و به طور ساده نميتوان اين اصطلاح را معنا كرد. پرخاشگري به قصد آسيب زدن يا به نوعي آزار دادن شخصي ديگر، خود يا اشياء انجام ميشود كه به اتفاقات قبل و بعد از پرخاشگري ارتباط دارد. در تعريفي ديگر گروهي پرخاشگري را رفتاري ميدانند كه به ديگران آسيب ميرساند يا بالقوه ميتواند آسيب برساند. پرخاشگري ممكن است بدني، لفظي و تجاوز به حقوق ديگران باشد كه در اين تعريف پرخاشگري رفتاري قابل مشاهده است.
پرخاشگري خصمانه هم داريم كه رفتاري است در جهت آسيب رساندن به ديگران، مثلاً بيشتر پرخاشگريهاي كودكان از نوع «وسيلهاي» است كه براي اسباببازيها و در بازيهايشان دست به پرخاشگري ميزنند. پرخاشگري رفتاري است كه منشأ آن خشم و عصبانيت است و اين رفتار به صورت پرخاشگري دروني و پرخاشگري بيروني نيز ديده ميشود. پرخاشگري دروني به اين معناست كه فرد خشمش را در درون ميريزد و آن را فروميخورد و گاهي در طولاني مدت اين احساس تبديل به افسردگي ميشود.
معمولاً افسردهها از دست خودشان عصباني هستند و خشم دروني عصبانيت و نارضايتي از خود ايجاد ميكند. خشم بيروني ممكن است به صورت رفتارهايي مثل فريادكشيدن، كتك زدن و پرتابكردن اشيا بروز پيدا كند. گاهي پرخاشگري با هدف عمد صورت ميگيرد و مواقعي هم رفتاري غيرعمدي است و از آنجا ميتوان نتيجه گرفت كه اين فرد پرخاشجو هست يا نيست.
پرخاشگرها چه ويژگيهايي دارند؟
افراد پرخاشگر ماورايي نيستند و از كره ديگري نيامدهاند، كمي دقيق به اطرافمان نگاه كنيم دور و برمان اين آدمها حضور دارند. اين افراد به طور كلي اعتماد به نفس پاييني دارند، فكر ميكنند كه انسانهاي باارزشي نيستند و احساس خوبي نسبت به خود ندارند. كسي كه خودش را دوست نداشته باشد نميتواند ديگران را دوست داشته باشد. گاهي هم پيش ميآيد آنقدر اندازه خود دوستداشتنيشان بالا ميرود كه تبديل به غرور كاذب شده و خود را عقل كل ميدانند.
بيشتر پرخاشگران تنها هستند چون تصميمات عجولانه و رفتارهايي كه از خود بروز ميدهند باعث ميشود كه آدمهاي اطرافشان كمكم تنهايشان بگذارند. عجول بودن هم جزو ويژگيهاي اين افراد است و همانطور كه زود تصميم ميگيرند و اقدام ميكنند پشيمان هم ميشوند اما فايدهاي ندارد. تقريباً تنبلي، بينظمي، فقدان وظيفهشناسي و مسئوليتپذيري از جمله رفتارهاي پرخاشگران است. همچنين در به سرانجام نرساندن كارها، تعلل در كار و نااميد شدن از ادامه انجام آن استاد هستند. اين افراد در مهار خشم و عصبانيت خود توانايي لازم را ندارند و نميتوانند در مواقع حساس رفتارشان را كنترل كنند. معمولاً آن چيزي كه در ذهن اين افراد وجود دارد با واقعيت كاملاً متفاوت است چون براي خود دشمنهايي فرض ميكنند، كلاً خيالپردازي، رؤيابافي و فضاسازي ذهنيشان بسيار قوي است. شايد ظاهراً با شما خوب باشند و تظاهر به خوبي كنند اما در عمل انعطافپذير نيستند و تمايل بسياري به تلافي كردن كارتان دارند و تا زماني كه انتقام نگيرند كوتاه نميآيند. كسي كه پرخاشگري ميكند تـرسو است و از ريسك كردن واهمه دارد، در واقع برابر تغيير و تحول مقاومت ميكند و همه چيز برايش خستهكننده است.
افراد پرخاشگر معمولاً در ارتباطات فردي و اجتماعيشان به نيازها و عواطف ديگران توجهي ندارند، فقط خواستهها و نيازهاي خودشان را در نظر ميگيرند و تمايلي به همراهي كردن با ديگران ندارند. روحيه سلطهگري در بين اين افراد زياد است، دوست دارند خودشان هميشه پيروز باشند و هميشه شاكي هستند. شك، ترديد، بدبيني و منفيبافي از جمله ويژگيهاي بارز پرخاشگران است كه به هيچ چيز يا هيچ كس اعتماد ندارند. نقش آدمهاي قرباني و مورد ظلم واقع شده را خوب ايفا ميكنند و به خاطر اينكه احساس ترحم ديگران را برانگيزند زياد گريه ميكنند.
طعنهزني و تمسخر ديگران، دمدمي مزاج بودن، فضولي و سوءاستفادهگري از مواردي است كه در اين افراد زياد ديده ميشود. شايد خيلي از اين موارد در پرخاشگران اطراف ما نباشد اما بسياري از اين ويژگيها در بينشان مشترك است و ميتوان به اين افراد تعميم داد.
علل پرخاشگري
پرخاشگري رفتاري نيست كه تنها خود فرد در آن دخيل باشد و نقش تعيينكنندهاي داشته باشد بلكه به غير از اين، عوامل ديگري در پرخاشگر شدن فرد تأثير دارد. اولين عاملي كه ميتواند در اين رفتار دخيل باشد وراثت و خانواده است. پرخاشگري در خانواده علتهاي مختلفي دارد. برخي از طريق ژنتيكي زمينه پرخاشگري را در خانواده دارند، مخصوصاً آنهايي كه به صورت فاميلي بيماريهاي وسواس، افسردگي يا نوسان خلق و خو دارند، معمولاً آدمهايي تحريكپذير و عصبي هستند. اين در حالي است كه اما ديگران اين بيماريها را نميبينند و فقط جنبه پرخاشگري را در فرد مشاهده ميكنند و آن شخص هم به عنوان يك انسان عصبي و بداخلاق به سايرين معرفي ميشود.
خانواده ميتواند از طريق نحوه برخورد والدين، داشتن الگوهاي نامناسب، تأثير رفتار پرخاشگرايانه ساير نفرات خانواده باعث بروز يا تشديد پرخاشگري شود. اگر پرخاشگري فرد، مربوط به ژنتيكش باشد، با بررسي تاريخچه خانوادگي و نوع رفتار والدينش، ميتوان به اين مسئله پي برد و براي درمانش اقدام كرد.
يكي از دلايل پرخاشگري، به نگرش فرد نسبت به واقعيتهاي جامعه بازميگردد. بسيار پيش ميآيد كه فرد نسبت به مسائلي كه در محيط بيرون برايش اتفاق ميافتد، عصبي شود و واكنش نشان دهد اما ديگران از كنار اين مورد به راحتي عبور كنند. در اين شرايط بايد در طرز فكر و نگرش فرد جستوجو كرد و براي اصلاح آن دنبال راه حل باشيم. در اين مواقع بايد باورهاي غلط، نوع نگرشي كه به اشتباه در ذهن فرد شكل گرفتهاند را كشف كنيم و با تغيير اين نوع نگرش نادرست، تلاش كنيم تا اين حالتهاي عصبي و پرخاشگري در فرد بروز نكند.
نوع رفتار و نحوه برخورد كليه اعضاي خانوادهاي كه فرد در آن بزرگ شده و رشد يافته، هم در اين مسئله دخيل هستند. خيلي مهم است كه والدين و اعضاي خانواده با چه روشي مشكلشان را با يكديگر حل ميكنند، اين مورد ميتواند به عنوان يك الگو باشد تا در آينده، آنها نيز در خانوادهاي كه خود تشكيل ميدهند از همين الگو، بهرهبرداري كنند. وقتي خانوادهاي با دعوا، زورگويي و تنش ميخواهد بر مشكلاتش غلبه كند و پيش برود، مسلماً در آينده فرزند اين خانواده با تقليد از همين روش برخورد خواهد كرد.
گاهي هيچ كدام از دلايلي كه گفته شد در فرد اثرگزار نيستند و محيط پيرامون باعث ميشود كه فرد دچار پرخاشگري شود و واكنشهايي عصبي از خود بروز دهد. برخي اوقات در موقعيت و مكاني قرار ميگيريم كه واكنش متفاوتي از خودمان نشان ميدهيم و به جاي رفتاري درست رفتاري پرخاشگرانه انجام ميدهيم. عواملي مثل دوستان، محيط كار، الگوهاي اجتماعي نادرست، رسانههاي گروهي، فيلمهاي خشن، بازيهاي كامپيوتري، حضور در محيطهاي شلوغي و پرازدحام از جمله مواردي هستند كه در ايجاد، بروز، تشديد يا تعديل رفتار خشنونتآميز و پرخاشگر در افراد مؤثر است. زماني كه ما دور از خانه و اعضاي خانواده هستيم همه اين عوامل مهم و غيرمهم دست به دست هم ميدهند تا ما واكنشي پرخاشگرانه داشته باشيم و تداوم آن تبديل به عادت شده و جزو رفتار و اخلاق ما قرار ميگيرند.
راههاي كنترل پرخاشگري
معمولاً در محيط خانواده بهتر ميتوان روي اينگونه رفتارها كار كرد و روي اين افراد اثر گذاشت. هريك از اعضاي خانواده ميتوانند به نوبه خود فرد پرخاشگر را به راه درست هدايت كنند و صميميت مهرهاي ضروري و لازم براي كاهش خشونت در خانواده است. در مقابل فردي كه پرخاشگري ميكند يكي از كارهاي تأثيرگذار سكوت و تحمل است چون از تحريك شدن فرد جلوگيري ميكند. بايد فرد را در لحظهاي كه عصباني است دعوت به آرامش كرد و به طور مستقيم جواب خشونت را ندهيم زيرا پرخاشگري كلامي و فيزيكي علاوه بر اينكه خشم را كاهش نميدهد بلكه باعث افزايش آن نيز ميشود.
بهترين كار براي اينكه فرد پرخاشگر در رفتارش تجديدنظر كند صحبت كردن در مورد آن است. اين مسئله را به دو صورت گفتوگو با خود و با فردي كه از دستش عصباني شدهايد انجام دهيد. گفتوگو با خود موجب كاهش خشم در بيشتر افراد ميشود چون بعد از آرامش براي حل مشكلتان بسيار كمككننده است.
در زمان عصبانيت و پرخاشگري براي كنترل آن حواس خود را به چيز ديگري معطوف كنيد. يكي از بهترين راهها براي كاهش خشم، محبت كردن و دلجويي، آموزش تنهايي فكر كردن و اشتغال به برخي فعاليتهاي جذاب است مثلاً برخي مطالعه ميكنند يا تلويزيون تماشا ميكنند و برخي به سرگرمي مورد علاقهشان ميپردازند. البته براي تخليه اين حس ميتوان از راههاي مختلفي مثل تحرك، ورزش و بازيهاي هيجانآور به كار گرفت. براي كنترل رفتار پرخاشگرانه به خواب و تغذيه مناسب، لذت از اوقات فراغت، عبادت و معنويت نيز نياز داريم.
ما همواره با افرادي در زندگي مواجه هستيم كه درك كردن و همنشيني با آنها تا حدودي دشوار است. ايـنـگـونـه افراد كه از ديد ما ممكن است غيرعادي بـه نظر آيـنـد، در همه جا وجود دارند و ما مجبوريم به نوعي با آنها كنار بياييم. بايد دقت كنيد كه چه چيزي خشم اين فرد را برميانگيزاند و از اين محيطها و كارها دوري كنيد تا به نتيجهاي كه مورد نظرتان است برسيد. اگر در خانه با چنين رفتاري مواجه شديد، ميتوانيد فضاي حاكم را تغيير دهيد. ابتدا براي كاستن از جديت آن شروع به حرف زدن در مورد مسائل اميدواركننده و شاد كنيد تا كم كم فضاي شوخي و خنده برقرار شود و پس از مدتي هم اعضاي خانوده و هم فرد پرخاشگر از اين جو خارج شوند. اگر ديديد كه همه اين كارها و اقدامات نتيجهبخش نيست فرد پرخاشگر را تشويق كنيد كه به روانشناس و روانپزشك مراجعه كند تا مشكلش هر چه سريعتر برطرف شود.