کد خبر: 674590
تاریخ انتشار: ۲۶ شهريور ۱۳۹۳ - ۱۴:۵۸
گفت‌و‌گو «جوان» با سهيل اسعد خادم، برگزيده فرهنگ رضوي و مبلغ ديني در امريكاي جنوبي
گنبد طلايي‌اش گويي همچون منبعي از انرژي است كه انوار الطافش را به سراسر عالم مي‌گستراند.
مريم ذوالفقاري منظري
هر كه آمده و ديده عاشقش شده و رفته... اما آناني كه نديده‌اند صحن و سرايش را، نديده عاشقش شده‌اند. الطاف محبتش مرز جغرافيايي نمي‌شناسد. اگر با پاي جان خود را به حريمش نرسانند با پاي دل خود را مي‌رسانند. اينجاست حريم كبريايي‌اش... اينجاست صحن و سراي باشكوهش... و اين است زائراني كه سراپاي وجودشان شده است؛ علي بن موسي‌الرضا(ع). جشنواره بين‌المللي امام‌رضا(ع) كه همه ساله به مناسبت ميلاد با سعادت عالم آل محمد(ص) و كريمه اهل بيت حضرت فاطمه معصومه(س) و بزرگداشت حضرت شاهچراغ(ع) در دهه كرامت برگزار و هر ساله 16 خادم نمونه فرهنگ رضوي داخل و خارج از كشور توسط اين جشنواره معرفي و تجليل مي‌شوند. دكتر ادگاردو روبين (سهيل اسعد) يكي از اين هشت خادم نمونه فرهنگ رضوي است كه در دوازدهمين دوره جشنواره بين‌المللي امام‌رضا(ع) معرفي و مورد تجليل وزير ارشاد قرار گرفت. خودش مي‌گويد كه در سن 23سالگي براي تحصيل در حوزه علميه به ايران آمده و اكنون بيش از يك دهه است كه نيمي از سال را در ايران زندگي مي‌كند و نيم ديگر را به تبليغ دين مبين اسلام در كشورهاي امريكاي لاتين مي‌پردازد. تخصصش فلسفه و عرفان است و مدرك دكتراي الهيات را از دانشگاه تمدن اسلامي بيروت دريافت كرده و براي طلاب خارجي دروسي مانند عرفان اسلامي، شيعه‌شناسي تطبيقي، نظام سياسي اسلام، انديشه امام‌خميني و انقلاب اسلامي تدريس مي‌كند. گفت‌و‌گوي ما با دكتر ادگاردو روبين (‌سهيل اسعد) مهمان خارجي جشنواره بين‌المللي امام رضا(ع)، هم اينك پيش روي شماست.
 
 
آقاي دكتر! مخاطبان ما دوست دارند بيشتر از شما بدانند...

بنده ادگاردو روبين (‌سهيل اسعد) از كشور آرژانتين هستم و در منطقه امريكاي لاتين و در كشورهايي همچون برزيل، آرژانتين، اروگوئه، پاراگوئه، بوليوي، شيلي، پرو، ونزوئلا، اكوادور، كلمبيا، هائيتي، دومينيكن، مكزيك، كوبا، پاناما، كاستاريكا، السالوادور، گواتمالا، نيكاراگوئه و هاندوراس مشغول فعاليت‌هاي فرهنگي هستم؛ كشورهايي كه به زبان اسپانيولي تكلم مي‌كنند و اصالتاً مسيحي كاتوليك هستند.

اسلام چگونه به منطقه امريكاي لاتين ورود پيدا كرد؟

بحث اسلام در منطقه امريكاي لاتين به تاريخ مهاجرين عرب كه حدود 150 سال پيش مهاجرت كردند و در اين منطقه مستقر شدند، برمي‌گردد. در آن زمان چون بيشتر مسلماناني كه منطقه امريكاي لاتين مهاجرت كرده بودند جوان بودند، با زنان مسيحي ازدواج كردند و بچه‌هاي آنها نيز دين مسيحيت داشتند. جالب است بدانيد كه در اين منطقه اكنون نيز ساداتي حسيني، فاطمي و علوي، رضوي و... وجود دارند اما دينشان مسيحيت است. بنده در يكي از كليساهاي شيلي در بحث گفت‌وگو با ديگر اديان با كشيشي ملاقات داشتم كه مي‌گفت پدربزرگم قرآن مي‌خواند و مسلمان بود، اما فرزندانش مسيحي بودند.

تا پيش از پيروزي انقلاب اسلامي اطلاعات ما در خصوص دين مبين اسلام به قدري كم بود كه تنها تفاوت دين اسلام و مسيحيت را در نخوردن گوشت خوك مي‌دانستيم. از شريعت اسلام هيچ حكمي در اين منطقه جاري نبود. كسي از احكام واجب دين اسلام مانند حجاب، حج، خمس، زكات و... اطلاعي نداشت. به عنوان نمونه جوانان ما در روز عيد فطر ماه مبارك رمضان سالني را اجاره مي‌كردند و چند دستگاه موسيقي فراهم كرده و در آنجا مي‌رقصيدند و به اين شكل اعياد خود را جشن مي‌گرفتند.

يك روز مادرم در حال مطالعه كتاب سيره ائمه اطهار بود كه به امام زين العابدين(ع) رسيد و مي‌گفت انگار امامي به تازگي اضافه شده است. ايشان تصور مي‌كرد كه ائمه اطهار فقط تا امام حسين(ع) هستند.

يا رئيس مسجد التوحيد بوينس آيرس يكي از شيعياني كه نسبتا فردي متدين بود را براي برگزاري مراسم اربعين امام حسين(ع) به مسجد دعوت مي‌كند. آن فرد هم كه فكر مي‌كرد امام حسين(ع) از شيعياني است كه به تازگي به رحمت خدا رفته است با تعجب مي‌پرسد: «اين بنده خدا كي فوت كرده؟»

در تمام كشور آرژانتين تنها دو نفر توانايي قرائت قرآن را داشتند و اگر كسي در جنوب اين كشور فوت مي‌كرد يكي از اين قاريان را با وجود هزاران كيلومتر فاصله براي قرائت قرآن در مراسم ختم آن مرحوم دعوت مي‌كردند. انقلاب اسلامي پيروز شد و تحولي جدي در امت اسلامي به وجود آورد. به طوري كه اكنون در اين كشور قاريان بين‌المللي قرآن، مترجمين قرآن و مفسرين بزرگي وجود دارند و روز به روز در حال رشد هستند. در روز 17 سپتامبر هر سال كه روز استقلال شيلي است قرآن‌كريم به طور رسمي در كليسا سانتياگو اين كشور قرائت مي‌شود.

بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران تاكنون چندين بار قرآن به زبان اسپانيولي ترجمه شده و حتي قرآن به صورت رسمي در بعضي دانشگاه‌هاي كشورهاي غربي تدريس مي‌شود؛ اين در حالي است كه پيش از انقلاب اسلامي ايران اجازه تدريس قرآن در دانشگاه لبنان وجود نداشت و سخنان قرآن را حرف هايي بيهوده مي‌دانستند اما اكنون در اين دانشگاه از استادان خواسته مي‌شود كه اين كتاب آسماني و سيره اهل بيت(ع) را براي دانشجويان تدريس كنند.

چه خاطراتي از افرادي كه به دين اسلام مشرف شده‌اند، داريد؟

من سه خاطره زيبا درباره ورود اسلام به كشورهاي پرو، بوليوي و ونزوئلا براي شما تعريف مي‌كنم (البته در اينجا منظورم از اسلام، اسلام ناب است).

در پرو با رئيس يك حزب ماركسيستي كه از سرخپوست‌هاي منطقه بود ملاقات كردم. او از من خواست تا در رابطه با جمهوري اسلامي ايران و امام‌خميني(ره) اطلاعاتي در اختيارش بگذارم. در اين جلسه من درباره اين موضوع كه امام خميني(ره) بزرگ‌ترين مرد تاريخ معاصر اسلام است، صحبت كردم و ادامه دادم كه اگر امام خميني(ره) با تأسي از شخصيت‌هايي به نام اهل بيت(ع) انقلاب را به پيش نمي‌برد، اين انقلاب به پيروزي نمي‌رسيد و ادامه نمي‌يافت. پس از اين جلسه من نهج البلاغه‌اي به رئيس اين حزب هديه دادم. وي بعد از مطالعه اين كتاب نام فرزند تازه متولد شده‌اش را علي گذاشت و به من گفت ما رهبراني همچون فيدل كاسترو، چه‌گوارا و هوگو چاوز داشتيم اما عدالتي كه علي(ع) داشته است را هيچ يك از اين رهبران نداشته‌اند و بعد از مسلمان شدن اين فرد 80 نفر ديگر نيز توسط وي مسلمان مي‌شوند. در حال حاضر نيز پنج نفر از سرخپوستان اين گروه طلبه شده‌اند.

اولين باري كه به كشور بوليوي سفر كردم يك نفر هم پيرو اهل بيت(ع) در اين كشور وجود نداشت. نخستين مكاني كه با مسلمانان بوليوي ملاقات كردم در مسجدي وهابي در شهر لاپاس بود. رئيس اين گروه وهابي فردي بوليوي‌الاصل بود كه 10 سال در عربستان سعودي درس خوانده بود و من هم كه در قم دوره‌هاي طلبگي را گذرانده بودم فضا را براي تبليغ مناسب نديدم و از رئيس اين گروه وهابي خواستم كه با هم ضيافت ناهاري داشته باشيم. او هم قبول كرد. در لابه‌لاي صحبتمان بود كه از من در خصوص بحث كربلا، عاشورا، سينه‌زني و گريه كردن براي امام حسين(ع) پرسيد. بعد از گذشت نيم ساعت صحبت كردن در اين خصوص اشك‌هايش جاري شد و از من خواست تا در مسجد و براي ساير وهابيون اين كشور نيز صحبت داشته باشم. حدود 10 روز براي اين گروه وهابي مشغول سخنراني در رابطه با امامت و ولايت بودم. پس از آن نيز تعدادي كتاب در رابطه با اهل بيت(ع) به آن‌ها هديه دادم. بعد از گذشت شش ماه از اين جريان به من ايميل زدند و گفتند كه 20 نفر از اين گروه وهابي، شيعه و از پيروان اهل بيت(ع) شده‌اند. اين جريان اولين مرحله كاشت بذر تشيع و مكتب اهل بيت(ع) در بوليوي بود كه اكنون نيز يك خانواده از آن گروه در قم مشغول تحصيل دروس طلبگي هستند.

اما خاطره‌ام در ونزوئلا در مورد خانمي است كه به اسلام مشرف شد. در ايام رياست جمهوري هوگو چاوز بود كه به اين كشور سفر كردم. با خانمي كه از همكاران هوگو چاوز بود، براي تأسيس مدرسه‌اي قرار ملاقات گذاشتم. چون ايام محرم بود و صبح‌ها تا قبل از ساعت 8 مجلس سخنراني در يكي از مراكز لبناني در ونزوئلا داشتم از وي خواستم تا بعد از ساعت 8 به ملاقاتم بيايد. اما اين خانم ساعت 7 و نيم به محل سخنراني‌ام آمد. من كه در اين مجلس در مورد فاطمه عقيله دختر امام حسين(ع) صحبت مي‌كردم او هم صحبت‌هاي مرا اتفاقي شنيد. وقتي حاضران در جلسه شروع به اشك ريختن كردند اين خانم نيز متأثر شد و اشك مي‌ريخت.

بعد از تمام شدن جلسه سخنراني، كارت ويزيتم را به او دادم. در اين كارت آدرس سايت اينترنتي وجود داشت كه مطالب بسياري در مورد دين اسلام و تشيع در آن بود. وي پس از بازگشت به منزلش با خود فكر مي‌كند كه در اين جلسه چه رخ داد كه باعث شد اشكم جاري شود. به آدرس سايت اينترنتي موجود در كارت مراجعه مي‌كند و به گفته خودش دو روز كامل را به مطالعه اين سايت مي‌پردازد به گونه‌اي كه نه چيزي مي‌خورد و نه لحظه‌اي مي‌خوابد. بعد از مطالعه كامل اين سايت آن چنان مجذوب مطالبش شد كه ساعت 2 نيمه شب در كاراكاست كه منطقه‌اي ناامن و خطرناك است به محل هتلي كه من در آن مستقر بودم آمد و به من گفت آقاي سهيل ديگر طاقت ندارم و مي‌خواهم مسلمان شوم و شهادتين را گفت و اكنون نيز از فعالان جدي ونزوئلا شده است و تاكنون نيز 20نفر توسط ايشان شيعه شده‌اند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار