طي روزهاي گذشته و در غوغاي شادي و احساس غرور موفقيتهاي كشتي و واليبال دو شكست تلخ و تحقيرآميز در فوتبال رقم خورد كه هرچند يكي از آنها سر و صدا راه انداخت، اما همه ميدانيم كه پايان اين سر و صداي بيخاصيت بيخيال شدن و جريتر شدن فوتباليستهاست.
تيمهاي نوجوانان و اميد فوتبال ايران مقابل تيمهاي نه چندان مطرح كرهشمالي و ويتنام تن به شكست دادند تا ثابت شود هيچ آيندهاي نميتوان براي فوتبال متصور بود. فوتبال پايه در كشور ما سالهاست كه مرده و كسي هم پيدا نميشود كه براي احياي آن قدم جلو بگذارد.
نوجوانان با قبول شكست مقابل كرهشمالي شانس حضور در جامجهاني را از دست دادند و اميدها هم با نتيجه تحقيرآميزي كه مقابل ويتنام به دست آوردند نشان دادند كه نميتوان اميدي به آنها براي حضور در المپيك 2016 ريو داشت. اين حقيقت تلخي است؛ حقيقتي كه مدتهاست رخ نمايان كرده اما آقايان سئولنشين خود را به نديدن آن زدهاند و ترجيح ميدهند تا با دلخوش كردن به نتايج مقطعي و موفقيتهاي كوتاهمدت بيخيال كار ريشهاي و پايهاي شوند.
فوتبال پايه ايران در حالي مغلوب كره شمالي و ويتنام شد كه اگر پيش از اين عنوان ميشد برابر اين حريفان به مشكل بر ميخوريم شايد اين گفته چيزي در حد يك لطيفه يا مزاح تعبير ميشد اما وقتي كار نوجوانان با كرهشمالي به پنالتي كشيده شد و چهار توپ ويتناميها يكي پس از ديگري به تور دروازه اميدها رسيد آن وقت متوجه شديم كه شكست برابر اين حريفان رده چندم آسيا ديگر شوخي و مزاح نيست. آنها كاركردهاند و به اين اينجا رسيدهاند و ما دلخوش به اتفاقات و موفقيتهاي كوتاهمدت هستيم.
فوتبال پايه ايران نابوده شده؛ نه بزرگتري دارد و نه دلسوزي. به همين بازي دوشنبه تيم اميد مقابل ويتنام دوباره نگاه كنيد. ظاهر بازيكنان ايران را با ويتناميها مقايسه كنيد معلوم ميشود كه چرا چنين نتيجهاي رقم ميخورد. تيم ايران براي مسافرت تفريحي و انجام برخي كارهاي غيراخلاقي و آبروبر از سوي اطرافيان تيم راهي اينچئون شده نه براي مسابقات آسيايي پس طبيعي است كه چنين تيمي حتي مقابل ويتنام حرفي براي گفتن نخواهد داشت، البته از حق نبايد گذشت كه ويتناميها بر خلاف ما نه به ظاهر كه به اصل فوتبال خود رسيده بودند و هرگاه اراده كردند دروازه ايران را گشودند.
فوتبال پايه نابود شده، چون كسي نيست به بازيكنان پايه بفهماند نبايد اينقدر زود اسير حاشيه و جاروجنجالهاي بيرون زمين فوتبال شوند، فوتبال پايه مرده چون بازيكن نوجوان و اميد ايران خيلي زود جو زده ميشود، ظاهرش تغيير ميكند و سر از ناكجاآباد در ميآورد و جالب اينجاست كه در اين راه هيچ كس پيدا نميشود كه راه را نشانش بدهد و جلوي اين همه خطا را بگيرد.
فوتبال پايه نابود شده چون ما اصلاً برنامهاي براي رسيدگي به آن نداريم، ما در خيالات و اوهام مقاصد و اهدافي را براي خود متصور هستيم اما براي رسيدن به آنها كاري انجام نميدهيم و فقط پيشرفت بقيه را به تماشا نشستهايم. زنگ خطر براي فوتبال ايران اينقدر صدا كرد كه سوخت و حالا اين طبل خطر است كه به جاي زنگ ميكوبد اما مثل اينكه باز هم گوششنوايي نيست.