كدام سزاوارترند؟ اين سؤالي است كه در پي هر موفقيت كشتي و واليبال يا حتي وزنهبرداري پرسيده ميشود. كدام سزاوارترند؟ كشتيگيران، وزنه برداران، واليباليستها يا فوتباليها؟ لبخندي كه كشتي گيران و واليباليستها طي روزهاي گذشته روي لب ملت نشاندند باز هم اين سؤال را در ذهن خيليها تكرار كرد و باز هم پاي مقايسه را به ميان كشيد و نگاههاي سرزنشبار و واژههاي سركوفتزننده را روانه فوتباليها كرد. فوتباليهايي كه هيچ رقمه قابل مقايسه با واليباليستها، كشتيگيران و هيچ يك از ورزشكاران هيچ يك از رشتههاي ورزشي نيستند!
در بحث مديريت هيچ شكي نميتوان آورد. واليبال بيشك نان ثبات مديريتاش را ميخورد. اما همه اين موفقيتها نتيجه تنها ثبات مديريت نيست. در بحث مديريت اگر از ثبات چشم برگردانيم، تفكرات مثبت و بجا و منطقي جايگاهي به مراتب بالاتر دارد. اما باز هم نميتوان همه موفقيتها را به پاي مديريت نوشت وقتي تلاش ورزشكاران در رشتههايي چون كشتي و واليبال به وضوح مشاهده ميشود.
پاي درددل فوتباليها كه بنشينيم همهاش گله از سركوفتهاست و بحثهاي مالي، گويا تمام مشكلات اين ورزش در مسائل مالي خلاصه شده است. مشكلاتي كه با توجه به دريافتيهاي اين قشر از ورزشكاران با مسائل و مشكلات ورزشكاران رشتههاي ديگر با توجه به آنچه دريافت ميكنند به هيچ عنوان قابل مقايسه نيست. اما پاي عمل كه ميرسد، كاملاً مشهود است كه نه كشتيگيران و نه حتي واليباليستها وقتي به ميدان مبارزه ميروند حتي گوشهاي از ذهن خود را هم درگير مسائل مالي نميكنند و همه تفكراتشان پيروزي و كسب برتري در ميدان نبرد است كه اگر غير از اين بود، شاهد افتخارآفرينيهاي پرتعداد آنها در ميادين بينالمللي نبوديم!
جاي گله اگر باشد، دل واليباليستها كه طي همين چند ماه اخير دوري از خانواده آنها را به شدت تحت تاثير قرار داده بود بايد حرف اول را ميزد. ماهها حضور در اردو، خستگي ناشي از مسابقات ليگ جهاني و اردوهاي سنگين و بازيهاي دوستانه پرتعداد از يك سو و دريافت مبالغي بسيار اندك و ناچيز به عنوان پاداش برابر افتخارآفرينيهايي كه تصورش را هم نميكرديم از سوي ديگر، اگر ميخواستند ميتوانست دلايل محكمي باشد تا واليباليستهاي كشورمان زير فشار اسپكها و سرويسهاي برترينهاي واليبال دنيا كمر خم كنند. اما آنچه از آنها در ميدان مسابقه ديديم چيزي جز گذاشتن تمام توان و خرج كردن غيرت نبود. تلاشي كه باعث شد يك افتخار ديگر در كارنامه واليبال ايران ثبت شود. هرچند اين هنوز هم پايان كار واليبال ايران نيست. يا حتي در كشتي، با تمام كارشكنيهايي كه شاهد آن هستيم و با تمام مشكلات فراوان كه عدم پرداخت حقوق چند ماهه كمترين آن است ميبينيم ورزشكاران كشورمان با چنان تواني برابر حريفان قدر خود ظاهر ميشوند كه دنيا به احترام آنها به پا ميخيزد. تلاشي كه البته هرگز از فوتباليستها نميبينيم. فوتباليستهايي كه نه از نظر مشكلات با ساير رشتههاي ورزشي قابل مقايسه هستند نه در خصوص دريافتيهاي مالي و پاداشهايي كه حسابش از دست خودشان هم در رفته است. فوتباليستهايي كه سالهاست تنها چيزي كه از آنها شاهديم ادعاست؛ ادعايي كه هيچ عنوان و مقامي را به دنبال ندارد!
حرف مقايسه كه به ميان ميآيد، اخم جامعه فوتبال از مربي و بازيكن گرفته تا مدير و مسئول در هم ميرود كه مقايسه درست نيست. واقعيت هم همين است كه نميتوان آنها را با هم مقايسه كرد، نه چون فوتباليستها كار خود را چون كندن كوه سخت ميدانند، نه! كه اگر از اين منظر بخواهيم نگاه كنيم، راهي كه واليباليها يا كشتي گيران براي كسب موفقيت طي ميكنند، آن هم با امكاناتي كه هيچ شباهتي به امكانات فوتباليها ندارد، به مراتب سختتر است. اما به راستي هم نميتوان فوتبال را با واليبال و كشتي و ديگر رشتههاي ورزشي مقايسه كرد. در واقع چطور ميتوان آنها را مقايسه كرد وقتي از فوتبال جز ادعاي بيعمل ديده نميشود و در مقابل واليباليستها و كشتي گيران عنوان پشت عنوان است كه درو ميكنند. چگونه بايد مقايسه كرد وقتي پاداش دريافتي موفقيتهاي پرتعداد و افتخارآفرينيهاي متعدد واليباليستها و كشتي گيران نيمي از آن چيزي نيست كه فوتباليها بابت مساويها يا حتي نباختنهاي خود دريافت ميكنند. در واقع قابل مقايسه هم نيستند واليباليستهايي كه ماهها از خانه و خانواده دور هستند و با كمترين امكانات و پاداش بهترين عنوانها را كسب ميكنند با فوتباليستهايي كه نرفته قولهاي ويژه ميگيرند و حتي اگر دست خالي هم باز گردند باز هم جيبشان خالي نميماند! اما به راستي كدام سزاوارترند براي اين تكريم، واليباليستها و كشتيگيران افتخارآفرين يا فوتباليستهاي مدعي؟