صدور انقلاب يعني ارائه الگويي جامع براي همه، از يك جامعهاي كه براساس اهداف و اصول انقلاب اداره ميشود و همه روابط آن بر اين اساس استوار است. اين جامعه بايد از نگاه جامعه جهاني موفق باشد تا قابليت پذيرش داشته باشد و بتواند صادر شود. بايد در ابتدا به اين سؤال پاسخ داد كه انقلاب اسلامي چيست و در چه سطحي ميتواند مورد الگوبرداري واقع شود؟
انقلاب اسلامي يك فرايند زنجيروار و مشخص و معلوم است كه از پنج گام اصلي تشكيل شده است. گام اول بروز انقلاب اسلامي بود كه در سال ۵۷ اتفاق افتاد و طي آن حكومت حق، جايگزين حكومت باطل شد. گام دوم آن ايجاد حكومت اسلامي است كه با تصويب قانون اساسي و قوانين مدني، وارد عرصه اجرا شد و در واقع، ساختار حكومتي بنابر ساختار حكومتي اسلامي شكل گرفت و قواي مختلف، شئون مختلف ولايت و حكومت را پيگيري و اجرا كردند. گام سوم انقلاب اسلامي، تشكيل دولت اسلامي است. بدين معنا كه همه نهادهاي حكومتي (اعم از قواي مجريه و مقننه و قضاييه) و كساني كه در آنها ايفاي نقش ميكنند، اسلامي شوند. گام چهارم، اسلامي شدن جامعه انقلاب اسلامي است. يعني جامعه، همه روابط و مناسبات خود را بر اساس قوانين اسلام تنظيم كند و گام پنجم نيز ايجاد تمدن نوين اسلامي است.
اين فرايند يك زنجيره منطقي است و در هر پنج سطح گفته شده، ميتواند مورد الگوبرداري قرار گيرد. اما سطح عالي آن، ارائه الگوي تمدن نوين اسلامي، به همه جهانيان است كه همان صدور واقعي انقلاب است. البته شايان ذكر است كه بنابر فرموده رهبر فرزانه انقلاب، ما هنوز در ميانه مرحله سوم هستيم و به مرحلههاي بعدي نرسيدهايم. اما آنچه كه انقلاب را به اهدافش ميرساند و صدور آن را تسهيل ميكند، حضور نيروهاي جواني است كه نگاه تمدنساز دارند. يعني سعي ميكنند اهم هم خود را در اين زمينه (ساختن تمدن نوين اسلامي) به كار بگيرند. اين جمع، همان دانشجويانند. تا جايي كه رهبر عظيمالشأن انقلاب اسلامي خطاب به جوانان و دانشجويان، مأموريت اصلي اين نسل را اينگونه تبيين ميكنند: «مأموريت اصلي اين نسل اين است: كشور و ملتتان را به آن جايگاهي كه معنايش اين باشد كه يك جامعه اسلامي به معناي واقعي تشكيل شده، برسانيد...»
اين ارائه الگو (يا همان صدور انقلاب) بايد در دو بخش نظري و عملي پيگيري شود. در حوزه نظر، بايد به توليد علم پرداخت. اين علم طيف گستردهاي از علوم فني و مهندسي، پزشكي تا حوزه علوم انساني را شامل ميشود. يعني بايد براي جامعه جهاني همه چيز داشت. از دانش ساخت پهپاد گرفته، تا روش بانكداري اسلامي. از توانايي استفاده از سلولهاي بنيادي گرفته، تا اصول نظام ديوانسالاري (بروكراسي) و اداره حكومت. از تاكتيكهاي پدافند عامل و غير عامل گرفته، تا مباني روابط بينالملل و...
يكي از دوستان كه در دانشگاه امام صادق (ع) درس ميخواند، يك بار تعريف ميكرد كه «پس از انقلاب مصر و سركار آمدن محمد مرسي، زمينه ارتباط با يكي از دانشگاههاي مصر فراهم شد. از همان اوايل ارتباط، از طرف دانشجويان آن دانشگاه مطالبههايي انجام ميشد مبني بر اينكه «شما كه ادعاي حكومت اسلامي داريد، اصول اقتصاد اسلاميتان را به ما ارائه دهيد.» اما ما اقتصاد اسلامي را هنوز تئوريزه نكرده بوديم. دوباره درخواست شد كه «مباني حقوق اسلاميتان را به ما ارائه دهيد». پاسخ ما، همان قبلي بود. در مورد زمينههاي ديگر هم ما تقريباً چيزي براي ارائه نداشتيم. به همين دليل، وقتي كه آن دانشجويان مصري متوجه شدند كه ما چيزي براي ارائه نداريم، ارتباط را قطع كرده و ديگر به سراغ ما نيامدند.» پس ما حداقل در حوزه نظر، بايد توليد علم كنيم.
در بخش عملي هم بايد علم را به عمل گره زده و مثلاً نظام بانكيمان را بدون ربا كنيم. يا حوزه مديريتمان را اسلامي كنيم و. . . ميتوان گفت در زمينه علمي، در حوزه فني مهندسي و در مرتبه پايينتر، در حوزه علوم پزشكي حرفهايي براي گفتن داريم. اما در حوزه علوم انساني واقعاً پيشرفت چنداني نداشتيم.
در كنار اين نگاه تمدنساز و ارائه الگو، بايد اين مطلب را نيز مد نظر داشته باشيم كه در مسائل بينالمللي، ما فقط تأثيرگذار نيستيم. بلكه تا حد زيادي تأثيرپذير هم هستيم. پس نگاه برونمرزي از اين جنبه هم برايمان حائز اهميت است. اگر دانشجوي انقلابي به بيرون مرزهاي جمهوري اسلامي هم نگاه داشته باشد، هم ميتواند مسائل جاري بينالمللي را تحليل كند و در مواقع لزوم عكسالعملهاي مناسب انجام دهد (چه عكسالعملهاي سلبي و چه ايجابي) و هم ميتواند مسائل داخلي كشور را به خوبي با مسائل بينالمللي تطبيق دهد. به گونهاي كه كمترين آسيب و بيشترين استفاده را از اتفاقات جهاني داشته باشيم.
البته در مورد مسائل بينالمللي، مسائل جهان اسلام از حساسيت ويژهاي برخوردارند. وظيفه دانشجويان بنابر نظر رهبر حكيم انقلاب، در مواجهه با مسائل جهان اسلام، دو چيز است؛ ابتدا ارتباط گرفتن با جمعهاي دانشجويي جهان اسلام و تغذيه فكري آنها در حد توان. و در مرحله بعد هم تبيين عمق استراتژيك جمهوري اسلامي براي آنان و آشنا كردن آنان به نقش محوري جمهوري اسلامي در مسائل منطقه و جهان.