صحيفهاي كه از آن سخن ميرود، شما را به ديدار يكي از مناديان شاخص و پرفضيلت حقطلبي و عدالتخواهي در عصر حاضر ميبرد؛ هم او كه شخصيت و مكتبش، بهرغم حقوق فراوان بر نهضت بيدارگري اسلامي در عصر حاضر و به ويژه برقراري و تداوم نظام جمهوري اسلامي، كمتر مورد بازشناسي و درساندوزي قرار گرفته است. بيترديد آيتالله سيدمحمود طالقاني يكي از اربانيان و پدران انديشه نوين، عدالتخواه و ظلمستيز اسلامي در عصر حاضر بوده كه آثار آن در سه ربع قرن اخير، در ايران و نيز پارهاي از كشورهاي پيشرو عربي ـ اسلامي عيان گشته است تا جايي كه بايد به اين حقيقت اذعان نمود كه بازخواني رويكردي كه امروزه از آن به «بيداري اسلامي» تعبير و نزديك به يك قرن پيشينه دارد، بدون مروري بر زندگي و زمانه طالقاني ناتمام خواهد بود. اين مدعا به حضور طولاني و مؤثر وي در ادوار گوناگون مبارزه براي بيداري مردم مسلمان ايران و جهان اسلام در سده اخير مستند ميشود. پايهگذاري جنبش بازگشت به قرآن در اوج اختناق رضاخاني، حضور همافزا و وحدتبخش در متن رويدادهاي نهضت ملي ايران، مشاركت فعال و در عين حال پرهزينه در فرآيند انقلاب اسلامي و نيز توجه به تنگناهاي نظري و عملي بخشهاي استعمارزده جهان اسلام از طريق مسافرت به كشورهايي چون مصر، فلسطين اشغالي، اردن، سوريه، پاكستان و حمايت مادي و معنوي از ايشان در ايران است. شكل و محتواي اين تكاپوي 40 و اندي ساله(1358ـ 1318) در ميان مبارزاني كه در طول اين دوره در عرصه مبارزات ملي و اسلامي ايران و جهان اسلام ظاهر شدهاند، به او مكانتي ويژه بخشيده است. با اين همه بختياريم و بختياريد كه در ساليان اخير ياد و انديشه طالقاني در سپهر فرهنگ و سياست اين مرزوبوم حضوري دگرباره و درخششي افزون يافته و دلها و ذهنهاي فراواني را متوجه خويش ساخته است.
صاحب اين قلم از اوان نوجواني، خويش را چون بسياري، در كمند جاذبه طالقاني ديده است. اين اما امري دور از انتظار نبود كه نسل اول و دوم انقلاب او را يكي از چند رهبر فرهمند و كاريزماتيك انقلاب ميديد. هم از اين روي مسكوت بودن و ماندن وي در دو دهه اول انقلاب را با نظر ملال نگريسته و به قدر توان خويش در عرصه مطبوعات در زدودن آن فضا تلاش كرده است. اين پديده نامبارك معلول مصادره به مطلوب گروههايي بود كه سابقه ولاحقه طالقاني را به مثابه نردبان قدرت خويش انگاشته و در حيات و ممات، او را تنها براي خود ميخواستند. هرچند هم اينك نيز ميتوان در عرصه فرهنگ و سياست، ردپايي از اين تلاش بيفرجام را رصد كرد، اما به يمن روشنگري پارهاي تريبونها، مطبوعات و چهرههاي علاقهمند، اين رويكرد در قياس با پيش، دامن بركشيده و تأثير خويش وانهاده است. تدوينگر اين مجموعه در دو دهه اخير با كسان فراواني از معاشران و ياران طالقاني به گفتوشنود نشسته و مجموعهگران از خاطرهها و ناگفتههاي ايشان را گرد آورده است. بخشهايي از ثمره اين تلاش در نشرياتي چون ماهنامه «شاهد ياران» ارگان بنياد شهيد انقلاب اسلامي و نيز «كتاب ماه فرهنگي– تاريخي يادآور» ارگان مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران و نيز چند ويژهنامه مطبوعاتي انعكاس يافت و مورد توجه و استناد علاقهمندان و ارباب تاريخپژوهي قرار گرفت. در خلال اين گفتوشنودها جمعآوري اسناد و تصاوير مرتبط با خاطرات نيز مطمح نظر نگارنده بود كه آنچه در اين دفتر و به ترتيب تاريخ در پي هم آمده است، از نتايج اين جستوجو است. در باب اين يادمان تصويري نكات ذيل در خور توجه است:
1ـ بيترديد اين مجموعه اگر چه «كامل» نيست اما «جامع» است، بدين معنا كه از تمامي عرصههايي كه طالقاني درآن نقشآفرين بوده، جلوههايي را در خويش دارد، ضمن اينكه نبايد از ياد برد كه تاكنون هيچ مجموعه كاملي از تصاوير، در هيچ موضوعي نشر نيافته است.
2ـ همانگونه كه اشارت رفت تصاوير به ترتيب تاريخ، از پي يكديگر چيده شدهاند. هدف از اين رويكرد همگامي بيننده با قهرمان داستان در جايجاي حيات و فصول مختلف زندگي اوست.
3ـ تصاوير مرتبط به فصول آغازين زندگي طالقاني، محدودتر از واپسين دوران حيات اوست. اين امر از آن روي است كه در فصول آخر او بيشتر در معرض ثبت دوربينها بوده است. به ويژه در فاصله آزادي از زندان آخر، او به يكي از مشهورترين رهبران ديني و سياسي كشور تبديل شده و دوربينهاي فراواني از بنگاههاي خبري در پي شكار جلوههايي از تكاپوي روزمره او بوده است.
4- اين مجموعه با مساعدت تني چند از فرزندان آيتالله طالقاني، ياران و معاشران او و نيز عكاسان برخي جرايد آن دوره به ويژه اطلاعات و كيهان و نيز خبرگزاري ايرنا گرد آمده است. نيكدلي و همگامي تمامي آنان را سپاس ميگويم و اميد ميبرم كه در چاپهاي آينده، اين يادمان غنيتر و پربارتر به علاقهمندان تقديم گردد.