
عشق و ارادت به اهل بيت (ع) به جغرافياي خاصي محدود نيست. انسانهاي آزادهاي از سراسر جهان با هر دين و فرهنگي زماني كه با فرهنگ اهل بيت(ع) آشنا ميشوند به سرعت مجذوب اين سيره ميشوند. بسياري از دلدادگان مكتب اهل بيت در سراسر جهان بدون آنكه از حضور يكديگر باخبر باشند و از فعاليتهاي هم مطلع گردند در حال انجام امور فرهنگي در راستاي نشر بيش از پيش معارف اسلامي هستند. جشنواره امام رضا(ع) نه تنها مجموعهاي از فعاليتهاي فرهنگي هنري بلكه يك شور است و از آن سو تمامي هنرمندان و اصحاب قلم در اين جشنواره ميكوشند تا در هر عرصه صاحب اثر باشند ولي در اين ميان ابتكار جديد اتفاق افتاد و مسئولان اين جشنواره اين بار خادمين نمونه فرهنگ رضوي از داخل و خارج كشور را انتخاب كرده و در اختتاميه جشنواره امام رضا(ع) از آنها تقدير كردند. اين اقدام فرهنگي باعث شناسايي و معرفي فعالان فرهنگي در سراسر جهان ميشود و به همافزايي تأثيرات امور فرهنگي آنها كمك ميكند. در ميان خادمين فرهنگي تقدير شده حضور يك غير مسلمان توجه بسياري را به خود جلب كرد. پاتريك رينگنبرگ پژوهشگر هنر از كشور سوئيس به دليل آثاري كه درباره شهر مشهد مقدس و حرم امام رضا (ع) نگاشته است به عنوان خادم فرهنگي معرفي شد. به اين بهانه گفت و گويي با وي انجام دادهايم.
آقاي رينگنبرگ لطفاً خودتان را به صورت مختصر معرفي بفرماييد.
من پاتريك رينگنبرگ از كشور سوئيس هستم كه در دوازدهمين جشنواره بينالمللي امام رضا (ع) به عنوان خادم نمونه فرهنگ رضوي برگزيده شدم. اصالتاً اهل كشور فرانسه هستم ولي خدمات و پژوهشهاي من در حوزه فرهنگ ايران و به خصوص در مورد شهر مشهد و فرهنگ رضوي، در كشور سوئيس انجام شده است. در واقع من پژوهشگر دانشگاه لوزان در سوئيس هستم. به دليل تحصيلاتم در شاخه هنر، در زمينه فعاليتهاي تاريخ اديان، هنر و عرفان فعاليت ميكنم.
به عنوان يك پژوهشگر چرا به هنر ايراني علاقهمند شديد؟
از حدود 11 سال پيش بود كه تمركز فعاليتهايم را روي هنر اسلامي قرار دادم و از همين راه با هنر اسلامي در ايران آشنا شدم. علاقه من به هنر اسلامي در ايران باعث شد تا تمركز پروژههايم را روي اين محور قرار دهم. ميتوانم بگويم هنر اسلامي- ايراني به نوعي تمامي زندگي من و همسرم را فرا گرفته و اكنون اين هنر را به نوعي از وجود خودم ميدانم به نحوي كه وقتي در اين باره به پژوهش نميپردازم حس ميكنم كه دچار خلأ و كمبودهايي در زندگي شدهام و معتقدم بايد راهي را كه آغاز كردم همچنان بپيمايم و آن را به اتمام برسانم.
در پژوهشهاي خود هنر ايراني را چطور ديده و ارزيابي ميكنيد؟
هنر نقش اساسي را در زندگي انسانها دارد. ميتوان اينگونه گفت كه هنر يك واسطه است بين انسان، ايده و معنويت كه حاصل آن را زيبايي تشكيل ميدهد. موضوع زيبايي را ميتوان مرتبطترين محور با هنر دانست. زيبايي كه حتي در معاني موج ميزند، در اشعار شعراي نامدار ايراني نظير حافظ، سعدي، عطار و. . . ميبينيم. اين زيبايي يك نوع تجلي عشق است كه ذهن و فكر انسان را به خود گره ميزند.
بخش عمده مطالعاتتان در ايران روي شهر مشهد و حرم امام رضا (ع) بوده كه در فرهنگ ديني ايرانيان جايگاه بالايي دارد؛ اين پروژههاي تحقيقاتي تا چه حد به آشنايي شما با امام رضا(ع) كمك كرده است؟
به خوبي اولين باري كه به مشهد آمدم را به خاطر ميآورم، حدود 10 سال پيش بود. امام رضا(ع) در زندگيام نقش مهمي ايفا كرد و سبب شد تا ارتباط خوب و خاصي با خودش داشته باشم. اين يك احساس شخصي و دروني است. ارتباط من با امام رضا(ع)سبب شد تا درها و افقهاي جديدي به سوي من باز شود و چيزهاي جديد را درك كردم. مطمئن هستم كه كارهاي پژوهشي و آكادميك من در حوزه امام رضا(ع) با كمك ايشان بوده، مثلاً مجوزهاي عكاسي داخل حرم مطهر كه اگر كسي از كشور ديگر بخواهد آن را انجام دهد خيلي سخت است را به راحتي و البته با كمك خود امام رضا(ع) انجام دادم و نوع و سبك برخورد زائران حرم مطهر رضوي در اواسط كار براي من بسيار جذاب بود كه به من خيلي لطف داشتند و مرا مورد عنايت خود قرار ميدادند كه با خود ميگفتند اين امام رضا (ع) عجب عاشقان مهربان و دلسوختهاي دارد كه يك غريبه خارجي را چنين راحت قبول كرده و مورد لطف قرار ميدهند.
در گفتوگويي كه در حاشيه جشنواره امام رضا (ع) داشتيم به يك معجزه در زندگيتان اشاره كرديد كه آن را از جانب امام رضا(ع) ميدانيد، درباره آن توضيح ميدهيد؟
همان طور كه گفتم ارتباط من با امام رضا(ع) دروني و حسي است. من حضور امام رضا(ع) را در زندگيام حس ميكنم. نميدانم اسم آن را ميشود معجزه گذاشت يا نه! اما پدر من بيماري شديد قلبي دارد، به طوري كه نياز به مراقبتهاي ويژه پزشكي داشته و زندگياش هميشه در خطر است. او چند حمله قلبي شديد داشته و هر چند روز يكباره بايد براي چك آپ قلب به پزشك مراجعه كند. اما جالب است كه طول مدت زماني كه من در مشهد بودم و روي معماري حرم امام رضا (ع) تحقيق ميكردم پدرم هيچ مشكل قلبي پيدا نكرد و من آن را هديه امامرضا(ع) ميدانم.
چطور شد كه به فرهنگ رضوي علاقهمند شديد و آن را مبحث پژوهشهاي خود قرار داديد؟
متأسفانه در كشورهاي اروپايي اطلاعات درباره هنر اسلامي- ايراني بسيار كم است و از آن كمتر اطلاعات درباره شهر مشهد و حرم امام رضا (ع) است. به نظر من حرم امام رضا (ع) يك ميراث باشكوه جهاني است و همه مردم جهان موظف هستند در حفظ آن تلاش كنند.
من در مطالعاتم متوجه شدم كه در مورد مشهد و حرم مطهر رضوي تأليفات بسيار كمي به زبانهاي اروپايي وجود دارد، اين به نظرم اصلاً خوب نبود و همين باعث شد تا انگيزهاي درون قلبم به وجود آيد تا يك موضوع ناب و ويژه را دنبال كنم. اين دقيقاً به زمان تحصيل من در دانشگاه برميگردد. با ورود به اين موضوع و آشنايي با گوشههاي جديدي از هنر اسلامي و معماري حرم امامرضا(ع) هر روز به گسترش ايمان من افزوده شد و اميدوارم سهم كوچكي در شناساندن ميراث بزرگ فرهنگ رضوي در دنيا ارائه كنم.
دليل معرفي شما به عنوان خادم نمونه فرهنگ رضوي به تأليفاتي كه داشتهايد بازميگردد. لطفاً در خصوص اين كتابها توضيحات بيشتري بدهيد.
من در واقع دو اثر در مورد حرم امام رضا(ع) و شهر مشهد تأليف كردم و دليل آن تنها اين بود كه مشهد و حرم مطهر رضوي را مكاني فوقالعاده ديدم. اكنون با گذشت زمان ميتوانم بگويم كه هم حرم رضوي را ميشناسم و هم با شهر مشهد آشنايي كامل دارم. اولين بار 11 سال پيش به اين شهر آمدم. در همان برخورد اول اين شهر در مقابل من به عنوان يك مكان استثنايي آمد و حرم امام رضا(ع) را مانند يك ميراث فرهنگي، معنوي، تاريخي داراي جايگاه مهم زيارتي در جهان اسلام شناختم. اكثريت مردم ايران مسلمان هستند و من شناختي نسبت به فرهنگ و هنر اسلامي داشتم به همين دليل آشنا شدن با مردم ايران اصلاً برايم كار سختي نبود و مشكلي برايم به وجود نياورد. در واقع كار پژوهشي من در ايران داراي هيجان ويژهاي بود كه هر روز بر آن افزودهتر ميشد و همچنان نيز اين هيجان در قلب من زنده است.
چطور به اين نتيجه رسيديد كه بايد نتيجه پژوهشهايتان را در قالب يك كتاب منتشر كنيد؟ معمولاً پژوهشگران دانشگاهي به نوشتن مقاله علمي اكتفا ميكنند و وقتشان را صرف نوشتن كتاب نميكنند!
كتابي كه تأليف كردم در مورد تاريخ حرم مطهر رضوي است و به زبانهاي انگليسي و فرانسوي منتشر شده است. دليل اصلي كه باعث شد به فكر نگاشتن كتاب بيفتم اين بود كه خلأ وجود كتابهايي در خصوص فرهنگ ايران به زبانهاي اروپايي ديده ميشد. ميتوان گفت كه بهترين و جامعترين نمونه كتابي كه درباره هنر ايراني نوشته شده بود حدود 40 سال پيش به چاپ رسيده است و اين نشان ميدهد كه چهار دهه هيچ تحقيق خوب و جامعي كه بتواند جايگزين كتاب قبلي شود، منتشر نشده است. به همين دليل من سعي كردم تا در كتابم از نظر بصري و با استفاده از تصاوير حرم، هنر حرم مطهر را معرفي كنم تا بيشتر مورخان هنر و باستان شناسان آن را به عنوان مخاطب و مرجع خود قرار دهند.
به عنوان كسي كه درباره تاريخ هنر تحصيلات داشته است، اميدوارم در آينده پيرامون تاريخ حرم مطهر رضوي(ع) و تاريخ زيارت، تحقيقات بيشتري در غرب صورت بگيرد. من در كتابم روي زيباييهاي حرم مطهر رضوي(ع) نظير آينه كاري، طلا كاري و معماري دقيق اسلامي ايراني تمركز كردهام و به خيلي از مواردي اشاره كردهام كه مردم نميتوانند آنها را به راحتي بينند و درك كنند. در واقع ميتوان گفت كه يكي از امتيازهاي زبان هنر اين است كه به ترجمه احتياج ندارد و من سعي كردم در دو كتابي كه تأليف كردم به گوشهاي از آن اشاره كنم، ولي ميدانم هنوز كاري در برابر گستردگي و عظمت اين فرهنگ نكردهام.
اگر بخواهيد در يك جمله رابطه خودتان با امام رضا (ع) را شرح دهيد چه ميگوييد؟
رابطه دروني با امام رضا(ع) برقرار كردم و هميشه وقتي به مشهد ميآيم به عنوان يك دوست به امام رضا(ع) نگاه ميكنم و گويي به ملاقات يك دوست رفتهام چراكه وي را جزئي از خودم ميدانم.
و سخن پاياني. . .
آن طور كه من فهميدم در غرب به گونهاي فرهنگ رضوي اهل بيت و كشور ايران سانسور شده و مردم كمتر ميتوانند در اين خصوص اطلاعات كسب كنند، به همين جهت سعي كردم در خصوص فرهنگ ايران و فرهنگ رضوي تلاشهايي داشته باشم و اميدوارم در آينده كتابهاي بيشتري در اين خصوص تأليف كنم كه اين نيز تلاش بيشتر مرا در اين حوزه ميطلبد و از اينجا از مردم ايران ميخواهم همواره به اين فرهنگ پايبند باشند چراكه آن را فرهنگي ناب دانستم.