
درحالي كه غرب سعي دارد با تحريمهاي گسترده، روسيه را از مواضع خود در اوكراين به عقب براند اما برعكس پيامهايي جدي از جانب مسكو دريافت ميكند. تهديد هستهاي غرب و اقدام براي تصرف كييف در ظرف دوهفته از سوي رئيسجمهور روسيه پيامهايي است كه نهتنها كمكي به كاهش بحران در اوكراين نميكند بلكه آتش جنگ احتمالي را در اين كشور همچنان شعلهور نگه ميدارد.
اين روزها گرد و غبار جنگ بر چهره اوكراين نشسته و تشديد تنشهاي غرب و مسكو بر سر بحران اين كشور خبر از رويارويي نظامي احتمالي ميدهد كه در صورت وقوع، دامنه آن نه تنها اروپا بلكه كل جهان را دربر خواهد گرفت. بحران اوكراين بهواسطه رويارويي روسيه با جبهه غرب هر روز پيچيدهتر از قبل ميشود و همانطور كه رئيسجمهور اوكراين نيز اشاره كرده به يك جنگ تمامعيار نزديكتر ميشود و البته آنچه در اين ميان مطرح نيست مصالح ملت اوكراين است كه بايد تاوان اين جنگ قدرت را بپردازند. مداخله غرب در امور اوكراين موجب شده تا اين كشور از نوامبر 2013، وارد بحران شود. اين بحران در ماههاي اخير بهواسطه لشكركشي ارتش به شرق حالت فوقالعاده به خود گرفته و تاكنون بيش از 2500 نفر در جريان آن كشته شدهاند، اما با اين وجود غرب همچنان بر دخالتهاي خود در امور اين كشور پافشاري ميكند. تحولات در روابط روسيه و غرب به ويژه با اتحاديه اروپا اكنون وارد برهه جديدي شده است. در واقع اين روابط روزبهروز بيشتر بهسوي بنبست حركت ميكند. روند فزاينده و تدريجي گسترش تحريمها عليه روسيه از يكسو و واكنش شديد روسيه از سوي ديگر كه با تحريمهاي متقابل عليه كشورهاي تحريم كننده همراه بوده است، نشاندهنده رويارويي و تقابل بين دو طرف است كه هيچگاه در دوره پس از جنگ سرد سابقه نداشته است. بالا گرفتن تنشها براي غرب به ويژه اروپا از منظر امنيتي بسيار تهديدزا محسوب ميشود. چراكه امنيتي شدن مرزهاي اروپا و بازگشت به دوران جنگ سرد ميتواند به بيثباتي منجر شود. ولاديمير پوتين، رئيسجمهور روسيه طي هفته گذشته چندينبار در اظهارات تند و تهديدآميز خطاب به رهبران غرب موضع جدي خود را در قبال تحولات اوكراين نشان داد. پوتين به غرب گفت كه سر به سر روسيه نگذارند زيرا اين كشور يك قدرت بزرگ هستهاي است. پس از ضربالاجل يك هفتهاي اتحاديه اروپا به روسيه مبني بر عقبنشيني از مواضع خود در اوكراين و خروج نيروهاي نظامي روس از اين كشور، پوتين حتي به اين تهديدات هستهاي اكتفا نكرد و در گفتوگوي تلفني با خوزه مانوئل باروسو، رئيس كميسيون اتحاديه اروپا خطاب به وي گفت كه اگر بخواهد ميتواند در ظرف دو هفته كييف (پايتخت اوكراين) را تصرف كند، زيرا نيروهاي روس توانايي چنين اقدامي را دارند. لحن تند پوتين و عدم عقبنشيني از مواضع مسكو در اوكراين، بيانگر اين موضوع است كه كرملين به هيچ وجه حاضر نيست تا نفوذ خود در اين كشور را از دست بدهد. زيرا روسيه جمهوريهاي شوروي سابق را به عنوان خارج نزديك خود ميداند و هرگونه نفوذ غرب در اين مناطق را برنميتابد و براي حفظ منافع خود در اين جمهوريها از هر ابزاري استفاده ميكند. استفاده از گزينه نظامي در جنگ اوستياي جنوبي در سال 2008 و الحاق شبهجزيره كريمه به خاك روسيه نشان از رويارويي جدي مسكو در برابر نفوذ غرب است. (همچنين درخواست عضويت اوكراين در ناتو نيز به تشديد تنشها دامن ميزند. زيرا در صورت پيوستن اوكراين به ناتو، اين مسئله به مفهوم گسترش هر چه بيشتر ناتو به سوي شرق و رسيدن اين سازمان نظامي به مرزهاي روسيه خواهد بود. اين خط قرمزي بزرگ براي روسيه است و تحقق چنين مسئلهاي از ديدگاه كرملين به مفهوم تهديدي جدي براي امنيت ملي روسيه است.) بديهي است كه روسها نسبت به هزينه و پيامدهاي سياستشان در اوكراين آگاه هستند ولي عزم جدي آنها در تداوم سياستها و اقداماتشان بيانگر عمق عصبانيت آنها از چنگاندازي غرب به محدوده منافعشان و نفوذ غربيها در مرزهاي روسيه است.
اقدام محتاطانه غرب در مقابل پوتين
اقدامات اخير مقامات ارشد دفاعي و سياسي غرب، به ويژه سفر آندرس فوگراسموسن دبيركل ناتو به اوكراين و مذاكرات مقامات ارشد اوكراين و امريكا در راستاي هدف واحدي انجام گرفتهاند. اين هدف همانا، تأكيد بر حمايت و پشتيباني همهجانبه غرب از دولت غربگراي اوكراين در مقابل اقدامات مخالفان از يكسو و فشارهاي روسيه از سوي ديگر است. هفته گذشته نيز «باراك اوباما» رئيسجمهور امريكا به كشورهاي حوزه بالتيك سفر كرد تا پيام محكمي به پوتين ابلاغ كند تا از مواضع خود در اوكراين كنارهگيري كند و از مداخله در كشورهاي بالتيك خودداري ورزد. اوباما به كشورهاي استوني، لتوني و ليتواني كه از همپيمانان بالتيك ناتو به حساب ميآيند، تضمين داد كه اگر مسكو توجه خود را به سمت اين سه كشور جلب كند، ناتو در كنار اين سه كشور ميايستد و از آنها حمايت ميكند.
موازنه به نفع روسيه برگشته است
درحالي كه ارتش اوكراين در دو ماه گذشته توانسته بود بخشهايي از شرق اوكراين را از دست استقلالطلبان خارج كند، اينك شهرها را يكي پس از ديگري از دست ميدهد و روسگرايان در دو هفته گذشته توانستند برخي از شهرها را از ارتش اوكراين بازپس بگيرند. همچنين دستگيري بيش از 700 نظامي اوكراين توسط شبه نظاميان مسلح در ظرف دو روز و كشته شدن دهها اوكرايني در اين درگيريها از معادلات جديد در بحران اين كشور حكايت دارد. تغيير موازنه به نفع روستبارهاي شرقي ميتواند رهبران كييف را بر سر ميز مذاكره با روسيه كشانده تا با خواستههاي حداقلي مسكو موافقت كند تا بلكه بحران 9 ماهه اين كشور پايان يابد. زيرا غرب نيز ميداند كه بدون توافق با مسكو نميتواند به بحران اين كشور پايان دهد.
غرب ناتوان در مقابل مسكو
تاريخ يك قرن گذشته نشان ميدهد كه غرب در مقابله با رقيب قدرتمند ناتوان بوده است. ناتواني فرانسه و انگليس در مقابل يكهتازيهاي آدولف هيتلر، رهبر آلمان نازي سرانجام سرآغاز جنگي شد كه همه دنيا را دربر گرفت و تبعات زيانبار آن تاكنون ادامه دارد. اينك تاريخ تكرار شده و اروپا و امريكا در مقابل رقيب ديگري قرار گرفتهاند كه نميتوانند واكنش جدي در مقابل آن انجام دهند. بحران كريمه اين نكته را آشكار كرد كه غرب عليرغم هياهو و جنجال، نميتواند كاري انجام دهد و همين ماجرا آزموني بود تا روسيه به تحركات خود ادامه دهد. تهديدهاي اقتصادي غرب نيز در جايگاهي نيست كه مسكو را با چالش جدي مواجه سازد. اگرچه كشورهاي اروپايي مبادلات اقتصادي گستردهاي با مسكو دارند ولي بخش عمده انرژي اروپا را روسيه تأمين ميكند و مسكو ميتواند با اين اهرم فشار، غرب را با دشواريهاي زيادي مواجه سازد و ابزار تحريم اقتصادي غرب را با حربه انرژي به طور جدي با دشواري مواجه كند. به باور برخي ناظران، به نظر ميرسد غربيها اكنون به اين نتيجه رسيدهاند كه وضع موجود را به رسميت بشناسند و ترجيح ميدهند با روسيه بهگونهاي به تفاهم برسند كه بيش از اين به حيثيت آنها خدشه وارد نشود. به باور آنها، غرب اكنون خود را در بنبست اوكراين گرفتار ميبيند و مايل است به صورت آبرومندانه از اين مخمصه رهايي پيدا كند. زيرا بحران اوكراين، غرور و اقتدارطلبي غرب را با ترديدي جدي مواجه كرده و اين بحران به يكي از جديترين معضلات غربيها در چند دهه اخير تبديل شده است.
تقويت همكاريهاي استراتژيك با چين
روسيه كه از اردوگاه غرب رانده شده و خود را در ميان قدرتهاي بزرگ تنها ميبيند، سعي دارد كاهش منافع خود در غرب را با تشكيل ائتلافي جديد در شرق جبران كند. توسعه روابط همهجانبه با چين به عنوان قدرت نوظهور ميتواند جايگزين خوبي براي ايجاد موازنه در برابر اروپا و امريكا باشد. از آنجايي كه چين نيز رقيب جدي امريكا در عرصه جهاني به شمار ميرود كفه موازنه را به نفع مسكو تغيير خواهد داد. پس از شروع بحران اوكراين روابط مسكو- پكن چند برابر شده و در روزهاي اخير خبرهايي مبني بر افزايش همكاري استراتژيك بين دو طرف مطرح شد. سفير چين در روسيه روز چهارشنبه گذشته اعلام كرد كه روسيه و چين بايد براي تضمين پيشرفت مؤثر و اجراي صلح جهاني همكاريهاي استراتژيك خود را تقويت كنند. امضاي قرارداد 400 ميليارد دلاري صادرات گاز بين مسكو و پكن در ماه مي گذشته و توسعه همكاريهاي استراتژيك بيانگر تشكيل ائتلافي جديد در مقابل غرب است.
در فرجام به نظر ميرسد محاسبات امريكا و اتحاديه اروپا در باور به اينكه ميتوانند با چماق تحريمها روسيه را به سرعت وادار به عقبنشيني كنند، اشتباه بود. در واقع اوكراين، مهمترين دلمشغولي سياست خارجي مسكو است و كييف به دلايل تاريخي- ژئوپولتيكي و ژئواكونوميكي هرگز قادر نخواهد بود سياست درهاي بسته را با روسيه دنبال كند و در نهايت به توافق با روسيه تن خواهد داد. مسكو نيز به خوبي اين نكته را ميداند كه ديگر نميتواند نفوذ سابق خود در اوكراين را بازيابد، زيرا حمايت همهجانبه از ويكتور يانوكويچ، رئيسجمهور بركنار شده اوكراين و الحاق كريمه به روسيه و دامن زدن به بحران در شرق اين كشور چيزي نيست كه اوكراينيها به راحتي از آن عبور كنند. به همين خاطر ايده تشكيل دولت مستقل در شرق اوكراين كف خواستههاي مسكو است تا حداقل بتواند نفوذ خود در مناطق روسنشين را حفظ كند. به نظر ميرسد كه آينده بحران اوكراين ميتواند به واسطه مسكو- واشنگتن به عنوان دو طرف مناقشه پايان يابد. در اين وضعيت آينده مناقشه امنيتي آغاز شده در اروپا تنها در دو پايتخت تعيين خواهد شد و اگر آنها به راهحلي سياسي مبتني بر برد- برد دست يابند، ثبات امنيتي، سياسي و اقتصادي به اروپاي متحد نيز باز خواهد گشت.