احمدلو در طول دوران دفاع مقدس يكي از رزمندگان حاضر در جبههها بوده و در عملياتهاي متعددي مانند كربلاي5، عمليات والفجر ۸ و بيتالمقدس حضور داشته است. با او در دفتر كارش در خيابان سبلان قرار گذاشتيم تا هم از سوابق رزمندگياش آگاه شويم و هم درباره برنامههايش در شهرداري تهران در حوزه ايثارگران سؤالاتي بپرسيم.
براي شروع از سوابق رزمندگيتان بگوييد.
من از سال اول جنگ به عنوان يك دانشآموز از محله نظامآباد به جبهه و ستاد جنگهاي نامنظم شهيد چمران پا گذاشتم. در ستاد جنگهاي نامنظم شهيد چمران در جنوب كشور نيروي پياده بودم. چند روز اول براي آزمون صبر و استقامتمان كار سخت و سنگيني مثل حمل تراورز (چوبهاي كف راهآهن) به ما محول شد. بعضيها كه به آن منطقه آمده بودند از حضور در گروه شهيد چمران انصراف دادند ولي ما ميگفتيم حتماً ضرورتي براي انجام كارها وجود دارد. محل استقرار ما در يك مدرسه بود. يك روز از بلندگوي مدرسه اعلام شد اسامي كه خوانده ميشود به دفتر بروند. وقتي رفتيم گفتند به نزديكترين خط براي مقابله با دشمن اعزام ميشويد. بعدها كه تيپ حضرترسول(ص) تشكيل شد، من به گردان مقداد رفتم و سپس در واحد تخريب قرارگاه مركزي كربلا مشغول خدمت شدم. پايان جنگ و روزي كه قطعنامه پذيرفته شد من جانشين ستاد سپاه يكم نيروي زميني بودم. يادي كنم از شهيد چمران كه خيلي انسان باابهتي بود. در عين حال روي شانه رزمندگان دست ميانداخت و با آنها خوش و بش ميكرد. كسي در آن رتبه علمي از آن سمت دنيا بيايد و كارهاي پارتيزاني انجام دهد خيلي مهم است. شهيد چمران جمع اضداد بود.
شما در امور ايثارگران چه برنامهها و اهدافي را دنبال ميكنيد؟
امور ايثارگران شهرداري تهران در دو بعد درون و برون سازماني كارهايش را دنبال ميكند. در شهرداري چندين هزار ايثارگر مشغول به كار هستند كه ما براي رسيدگي به امور آنها ساختار مشخصي داريم. ادب ايثارگري حكم ميكند كه به امور ايثارگران خارج از مجموعه شهرداري بيتوجه نباشيم. اداره ايثارگران اگر ميخواهد به امور يك ايثارگر رسيدگي كند حتماً بايد به همه امور اين عزيزان توجه نشان دهد و آنها را مورد رسيدگي قرار دهد و از همه توان و پتانسيلها در اين راه بهره ببرد. لذا ما خود شهرداران مناطق و ناحيهها را مسئول رسيدگي به كارهاي ايثارگران كرديم. ما الان تنها سازماني در كشور هستيم كه عاليترين مقام محلي را مسئول ايثارگران گذاشتيم. هيچ ردهاي در دواير دولتي و اجرايي عاليترين مديرش را مسئول ايثارگران نگذاشته است.
به نظر شما واگذاري چنين مسئوليتي به شهرداران كه دغدغه كارهاي ديگر را دارند كار درستي است؟
اين طرح مثل همه طرحهاي ديگر حاوي فرصتها، آسيبها و تهديدهاي خاص خودش است. شما نميتوانيد طرحي را نام ببريد كه اين سه عامل از آن در نيايد. يكي از تهديدهاي اين كار سؤالي است كه كرديد. در كنار آن بعضيها ميگفتند شايد اصلا شهردار براي انجام اين كار اهليت نداشته باشد. اما با انتخاب يك فرد اصلح حسنهاي اين طرح بيشتر خواهد شد. الان ديگر شهردار نميتواند بگويد امور مربوط به ايثارگران به من مربوط نيست بلكه خودش به عنوان يك مسئول رده بالا در منطقه مسئوليت انجام كارهايش را دارد. شهردار ناحيه مسئول ايثارگران است و ديگر اختيار ندارد بگويد من كارهاي نيستم.
لذا بعد از ارزيابيهاي مختلف به اين نتيجه رسيديم مزيتهاي طرح بر معايبش غالب است و ضعفها را هم ميتوان برطرف كرد. ما به شهرداران گفتيم در كنار كارتان، هفتهاي دو بازديد با ايثارگران داشته باشيد. اين كار هفتهاي دو ساعت بيشتر نميشود و آنها به كارهاي ديگرشان هم خواهند رسيد و نميخواهيم ناكامي در مأموريتهاي ديگر به گردن اقدامات ارزشي ما بيفتد.
آماري از خانواده ايثارگران تهراني داريد؟ زمان لازم براي رسيدگي به امور آنها را داريد؟
ما در تهران 23480 خانواده شهيد داريم كه با شهر ري كه بنياد شهيدش جداست، 26 هزار خانواده ميشود. سرعت سركشي به خانوادهها قبل از ورود شهرداري تهران سالي 3 هزار خانواده بود. از روزي كه ما 123 ناحيه را مشغول كردهايم سالي 14400 خانواده ميشود. اين شامل بازديدي ميشود كه ما مستقيم به خانواده شهدا ميرويم.
اين بازديدها شايد شكلي سطحي و گذرا داشته باشند، چه برنامههاي حمايتي براي خانواده ايثارگران داريد؟
نبايد فراموش كنيم كه قرار نيست ما كار نهاد ديگري را انجام دهيم. شهرداري تهران براي كمك آمده و برنامههاي حمايتي در ساختار خودش تعريف ميشود. اگر حمايت از جانبازان و خانواده شهدا دربرنامههايمان تعريف ميشد بايد حتماً به آن عمل ميكرديم. البته بحث صفر تا صد درمان ايثارگراني كه در مجموعه شهرداري مشغول به كار هستند به عهده ماست. گاهي هم مجلس مصوب ميكند كه حمايت از اين عزيزان به عهده بنياد شهيد است و چند سالي است كه كارهايش به ما واگذار شده است. ما نگذاشتيم در جابهجايي مأموريت خللي ايجاد شود. آنجا كه به شهرداري محول شد تمام كارهاي جانبازان تحت تكفل شهرداري را انجام ميدهيم. اگر به صورت موردي هم بتوانيم به وضعيت جانبازاني كه خارج از مجموعه شهرداري هستند رسيدگي خواهيم كرد.
شما در مورد تداخل فعاليتتان با اقدامات سازمان فرهنگي، هنري شهرداري تهران و جلوگيري از موازيكاري، چه تمهيداتي را در نظر گرفتهايد؟
سازمان فرهنگي، هنري شهرداري كاري در رابطه با خانواده شهدا ندارد. برخي مراسم مانند همايش «مادران چشم به راه» را با همكاري هم در مناطق 22 گانه و فرهنگسراها ويژه مادراني كه فرزندشان جاويدالاثر شده و هنوز هيچ اثري از آنها پيدا نشده را انجام داديم. اگر در آينده هم بخواهيم برنامه يا همايشي برگزار كنيم حتماً هماهنگيهاي درون سازماني را انجام خواهيم داد. ما فضايي به نام «شوراي عالي فرهنگي شهرداري» را داريم كه آنجا كارها و برنامهها را با هم تنظيم ميكنيم تا موازيكاري صورت نگيرد.
مقام معظم رهبري با آن حجم بالاي كار و مشكلات سركشي از خانوادههاي شاهدشان ترك نميشود. ما از ايشان الهام گرفتيم و بازديدها و سركشيهايمان را انجام ميدهيم. ميخواهيم به اهالي محل نشان بدهيم خانواده شهيد بزرگ كوچه و محله است. سركشي به خانواده شهدا و جانبازان باعث دلگرمي آنها ميشود كه هنوز يادمان نرفته ايثار آنها باعث حفظ نظام و كشور شده است. خانواده معزز شهدا و ايثارگران جز احترام هيچ چيز ديگري نميخواهند.
با ساير نهادها و سازمانهاي مرتبط با امور شهدا و ايثارگران نظير بنياد شهيد چه تعامل يا ارتباطي داريد؟
ارتباط بسيار خوبي با بنياد شهيد تهران داريم. گاهي هم تلاقي مأموريتي با دوستان حفظ آثار داريم. امروز بازگشت پيكرهاي پاك شهيدان دفاع مقدس توسط بنياد حفظ آثار انجام ميشود كه نهايت همكاري را در موارد اينچنيني با هم داريم.
شهرداري چگونه ميتواند فرهنگ دفاع مقدس را در شهر اشاعه دهد؟