فردي كه چندين سال عمر خود را براي تحصيل در دانشگاه در مقاطع مختلف كارشناسي، كارشناسي ارشد و حتي دكتري صرف ميكند، بعد از دريافت مدرك و فارغالتحصيلي، بايد به دنبال كار مناسبي باشد. زماني كه با نگرش دقيق و همهجانبه، رشته تحصيلياش را با بازار كار موجود درجامعه مقايسه ميكند، تازه به اين مسئله پي ميبرد كه براي رشته تحصيلياي كه چندين سال براي كسب مدرك آن، روز و شب را زحمت كشيده و درتمام اين دوران خواب و استراحت كافي نداشته و اين ساعات از عمر خود را با دلهره و اضطراب گذرانده است، بازار كاري وجود ندارد و بابت اين وقت تلف شده خود افسوس ميخورد كه در اين صورت نه راه پس دارد و نه راه پيش...
متأسفانه با اين وضعيت تعداد افرادي كه در طول دوران تحصيل در آموزش و پرورش، مدرسه و پس از آن، آموزش عالي و دانشگاه، با هيچگونه مهارتي در زمينههاي فني و حرفهاي نه تنها آشنا نشده، بلكه در كسب و كار هم فاقد مهارتهاي خاصي هستند، افزايش مييابد.
مهديه. ر، فارغالتحصيل رشته پژوهشگري اجتماعي از دانشگاه تهران در اينباره ميگويد: موضوع ديگر علاوه بر عدم كسب مهارتهاي خاص و كاربردي در زمان تحصيل، اين است كه افراد فارغالتحصيل در جستوجوي شغل، به سبب داشتن مدرك كارشناسي يا كارشناسي ارشد، داراي توقع بسيار بالا در زمينه كار و درآمد هستند؛ به گونهاي كه به انجام برخي كارها تمايل نشان نميدهند و همين مسئله خود مزيد بر علت شده تا بسياري از فرصتهاي شغلي را از دست بدهند. در سالهاي اخير، با بيكاري بسياري از دانشآموختگان مراكز آموزش عالي روبهرو هستيم كه متناسب نبودن رشته تحصيلي با نياز بازار كار، سپري نكردن دورههاي فني و حرفهاي در دوران دانشگاهي و از همه مهمتر، آشنا نبودن دانشجويان با نيازهاي بازار كار، همگي دست در دست هم دادهاند تا امروزه قشر تحصيلكرده جامعه بيشترين جامعه آماري بيكاران را به خود اختصاص دهد.
سؤال محوري يا مدرك محوري؟
موضوع ديگري كه زيرمجموعه اين بحث قرار ميگيرد اين است كه دانشجو در انتخاب رشته از خود غفلت نشان ميدهد؛ زيرا آن زمان هدف خاصي ندارد يا حداقل به آن فكر نكرده است و تنها فكري كه ذهنش را درگير خود ميكند، اين است كه فعلاً فقط ادامه تحصيل دهد. درباره اين موضوع بايد گفت كه اغلب دانشجويان به فكر آينده شغلي خود در همان رشته تحصيلي نيستند، به همين دليل پس از اتمام تحصيلات با حالتي سرگردان در جستوجوي شغل مناسب هستند.
معصومه. م، دانشجوي رشته حقوق از دانشگاه آزاد اصفهان در خصوص اين بحث توضيح ميدهد: بايد موضوع را در دو وجه، آسيبشناسي كرد: اول اينكه، سيستم آموزشي حاكم بر جامعه، سؤال محور نيست و اين مورد باعث ميشود كه ذهن دانشجو يا دانشآموز خلاق تربيت نشود و اين عمل به تنهايي قدرت خلاقيت و نوآوري را از فرد ميگيرد.
دوم اينكه، دانشجويان عصر حاضر، گرايش فراواني نسبت به مدركگرايي دارند تا كسب مهارت در زمينه كار و كسب درآمد؛ به همين دليل بيماري مزمن و قابل شيوع مدركگرايي، امروزه در حال پيشرفت در جامعه است كه اغلب دانشجويان به دنبال گرفتن مدرك تحصيلي هستند.
وي در ادامه صحبتهاي خود تأكيد ميكند كه ادامه چنين روندي در سيستم جامعه سبب ميشود كه نه تنها دانشجويان از ذهني خلاق و نوآور برخوردار نگردند، بلكه راهي بدون غايت با سرگرداني طي كنند و با همين حالت وارد بازار كار شوند و اين سرگرداني همچنان ادامه خواهد داشت.
علوم انساني؛ چرخ حركت جامعه
پس از پرداختن به مسائل مربوط به عدم كارايي رشتههاي تحصيلي در بازار كار، كمي هم به اهميت رشتههاي علوم انساني و در عين حال مهجور ماندن اين دسته از علوم ميپردازيم.
علوم انساني از آن جايي كه از اسم آن مشخص است، با بشر (انسان) سر و كار دارد و به همين دليل با بقيه علوم متفاوت است. البته اين تفاوتها در تاريخ كاملاً قابل اثبات است. در اينباره رويكردهاي متفاوتي وجود دارد، اينكه بايد سعي بر پرهيز از رويكردهاي ناقص و يك بعدي كرد و به سمت واقع نمايي رفت. علوم انساني، سرنوشت كشورها را در رسيدن به قلههاي توسعه يا واماندن و عقب افتادگي آنها را رقم ميزند و همين پيشرفت جامعه، خود منوط به داشتن مهارت در رشتههاي علوم انساني و همچنين، كسب معرفتهاي لازم براي توسعه كشور است و نبايد به اين علوم نگاه تك محوري داشت.
علوم انساني، علومي جهت دهنده و در عين حال فكرساز است و مسير و مقصد حركت جامعه را مشخص ميكند. به همين دليل، ميتوان بيان كرد كه يكي از مهمترين راهكارهاي پيشرفت ايران كه كشوري در حال توسعه است، الگويي است كه مقصد و مسير بر اساس آن روشن ميشود كه تعيين اين الگو بر عهده علوم انساني است. علوم انساني به گونهاي مزيت براي ايران در حال توسعه محسوب ميشود، زيرا كشورهايي كه اكنون به توسعه دست يافتهاند از ابتدا به فلسفه رشد ميانديشيدند، چون اين تفكر خود نيز موجب توسعه ميگردد.
كشور ما در زمان پيروزي انقلاب به آن درجه از سطح درك مفاهيم علوم انساني از قبيل: نظريهپردازي، توليد دانش و تصميمهاي صحيح سياستگذاري بر مبناي نظري و تحقيقات هدفمند رسيده بود كه توانست بعد از چندين دهه، انقلابي را در سطح جهان بهوجود آورد كه منشأ آن تكيه بر علوم انساني است.
رويا. م، دانشجوي رشته مشاوره از دانشگاه اميركبير ميگويد: به رغم اهميت و تأثير گسترده علوم انساني بر قسمتهاي مختلف زندگي فردي و اجتماعي، وضعيت گذشته و حال اين علوم بسيار تأسفبرانگيز است. اين علوم كه از غرب وارد كشور شده و از آنجا كه نويسندههاي اين مجموعهها از علوم و انديشههاي اسلامي بيبهره يا كم بهره بودهاند، تمام آن چيزي كه در متون غربي بوده كاملاً مورد پذيرش قرار گرفته و به شكلهاي مختلف وارد كشور شده و همين تعاليم عيناً به افراد آموزش داده ميشود و در واقع، موجب شكاكيت و ترديد نسبت به اعتقاد و ارزشها ميگردد. يكي ديگر از معضلات اين است كه اگر بگوييم بسياري از كتابهايي كه در دانشگاه تدريس ميشود مربوط به زمانهاي دور است، بيراهه نگفتهايم.
شهلا. ش، دانشجوي رشته اديان دانشگاه الزهرا در اينباره ميگويد: درست است كه تأكيد بسياري براي تحصيل و آموختن و پي بردن به علوم انساني ميشود، اما اين علم بيش از پيش مهجور مانده است و به دليل توجه بيش از اندازه به رشتههاي فني، باز هم بازار كاري براي رشتههاي علوم انساني وجود ندارد.
تحصيل، كسب مهارت، عمل و مثلث موفقيت
مسئولان ميتوانند با تجزيه، تحليل و نقد و بررسي اين گونه مسائل، راهكارهايي را براي ورود مباني كاربردي در دروس مختلف در دانشگاه ارائه دهند تا دانشجو پس از پايان دوران تحصيل، حداقل در بخشهاي فني و حرفهاي مهارت خاص را كسب كرده باشد.
درباره بسياري از رشتههايي كه در جامعه گسترش يافتهاند نيز ميتوان گفت كه حداقل تا چند سال آينده در اين گونه رشتهها با كمبود نيرو مواجه نيستيم كه در اينباره لازم است مسئولان با بررسيهاي كارشناسانه، چنين رشتههايي را شناسايي كنند و از پذيرفتن دانشجو در آن رشتهها خودداري كنند و در مقابل هم با بالا بردن ظرفيت پذيرش دانشجو در رشتههاي ديگري كه نياز بازار كار امروز است، اهتمام جدي داشته باشند.
آفت مدركگرايي و بيتوجهي به آينده رشتههاي تحصيلي با فرهنگسازي و نيز آگاه كردن قشر محصل در مقاطع مختلف قابل پيشگيري است و در كنار آن، ارائه بيشتر واحدهاي عملي و آزمايشگاهي در رشتههاي مختلف و نيز مباحث عملياتي در علوم انساني علاوه بر دروس تئوري، ميتواند به نوبه خود باعث جلوگيري از عقبماندگي از قافله پيشرفت شود.