
دانشگاه را ميتوان هم موتور محركه پيشرفت و توسعه كشور دانست و هم كانون فتنه تمامعيار عليه حاكميت به شمار آورد و براي اثبات اين مدعا ميتوان به بسياري از اتفاقات و تحولات برآمده از دانشگاهها در طول 35 سال اخير سركشي كرد.
در مقطعي از تاريخ انقلاب جريان حاكم بر قوه مجريه گاه آنچنان فضاي دانشگاه را آبستن كشمكشهاي حزبي و جناحي قرار ميداد و از دانشجو به عنوان ابزاري جهت پيشبرد اهداف سياسي استفاده ميكرد كه كشور با ركود محسوس علمي- تحقيقاتي مواجه ميشد اما بر عكس در دورهاي هم به واسطه نگاه مناسب مسئولان اجرايي به «دانشگاه» شاهد پيشرفتهاي خيره كننده در اين زمينه آن هم در سطح منطقه و جهان بودهايم. به خاطر همين حساسيتهاست كه رهبري بارها تأكيد نمودهاند كه دانشگاه نبايد به «باشگاه سياسي» يا «خانه احزاب» تبديل شده و به عنوان ابزاري جهت اهداف جناحهاي سياسي به حساب آيد و اين را بزرگترين آفت فضاي علمي كشور ميدانند: «آرامش دانشگاهها، زمينهساز و شتاببخش حركت علمي كشور است و اگر خداي نكرده اين آرامش ضربه بخورد، حركت علمي متوقف ميشود و ايران به عقب بازميگردد. »
در ادامه ايشان ميفرمايند: «. . . مسئولان ذيربط و مديران دانشگاهها بايد با جديت از تبديل مراكز علمي به محل جولان و فعاليتهاي جريانهاي سياسي جلوگيري كنند. . . تبديل دانشگاهها به باشگاههاي سياسي سم مهلك حركت علمي كشور است. »
اينها بخشي از مطالبات رهبري- در بهار امسال- از مسئولان دولتي از جمله وزير علوم بود؛ وزيري كه هفته قبل توسط نمايندگان مجلس از كار بركنار شد و جريان اصلاحات تلاش بسياري كرد تا از اين اقدام جلوگيري كند. اما سؤالاتي كه مطرح ميشود اين است كه چگونه ميشود جرياني كه مصداق بارز عبارتهاي مورد اشاره رهبري است را شناخت؟
چرا بايد جرياني در داخل تا به اين حد به فضاي دانشگاهها اهميت دهد، آنقدري كه حيات سياسي خود را وابسته به محيطهاي علمي دانسته و طبق هيچ شرايطي حاضر نباشد پاي سياسي خود را از ميدان دانش و پژوهش بكشد؟ همين جريان چگونه يكسالي است توانسته به محيطهاي دانشگاهي نفوذ پيدا كرده و اهداف خود در اين حوزه را پيگيري كند و چرا بركناري فرجيدانا حكم مرگ و زندگي براي آنها پيدا كرده بود، به گونهاي كه طي يك هفتهاي كه استيضاح وزير علوم اعلام وصول شده بود، بيش از 100 مطلب در دفاع از وزير و تخريب اقدام مجلس به رشته نگارش درآورده بودند.
تلاش براي التهابزايي در دانشگاهها
اما مقدمات نفوذ در فضاهاي علمي و آموزشي، هفتههاي قبل از آنكه روحاني وزراي پيشنهادي را به مجلس براي رأي اعتماد معرفي كند آغاز شد؛ آنجايي كه جريان دومخرداد تلاش كرد بتواند مركزي راهبردي براي فتنههاي بعدي را تصاحب كند.
برهمين اساس «فشار به رئيس دولت يازدهم براي معرفي چهره تندرو به مجلس جهت انتصاب در وزارت علوم»، «قلع و قمع بسياري از اساتيد و رؤساي دانشگاهها در زمان سرپرست بودن توفيقي در وزارت علوم»، «بازگرداندن دانشجويان ستارهدار و فعال فتنه به فضاي آرام علمي دانشگاه» و «احياي جنبشهاي دانشجويي افراطي و اثرگذار در غائلههاي 78 و 88» همگي با هدف اصلي «ملتهب كردن فضاي دانشگاه» كه يكي از مقدمات بازسازي پروژه استحاله نظام بوده را مورد توجه قرار دادهاند.
يكي از مصاديقي كه از آن ميتوان به عنوان نمونه جهت پروژه التهابآفريني به دانشگاهها در طول يكسال گذشته ياد كرد، مراسم 16 آذر92 روز دانشجو در دانشگاه تهران بود؛ آنجايي كه به دعوت يكي از تشكلهاي دانشجويي نزديك به فتنه در مراسمي با عنوان «سپيده اميد» چهرههاي نشانهدار از حزب منحله مشاركت و فعال در فتنه 88 كه نظير علي شكوريراد، محمدرضا خاتمي و داوود سليماني اولين اقدام در جهت تزريق آشوب و اغتشاش به دانشگاه را مقدمهسازي كرد؛ مراسمي كه در آن شعارهاي تند و هنجارشكنانه عليه حاكميت و نظام سر داده شد و سخنرانان هم به بيان مطالباتي نظير آزادي سران فتنه و ضرورت وجود آزاديهاي خاص در دانشگاهها سخناني را مطرح كردند.
بخشي از مواضع كاملاً حزبي و جنجالبرانگيز در اين مراسم با اين ادبيات بيان ميشود: «اين جمعيت دل در گرو كساني دارند كه امروز در زندان هستند و براي آزادي آنها لحظهشماري ميكنند. حال كساني كه يوسف ما را در بند و حصر كردند بدانند كه اگر يوسف زندان كشيد، به عيارش افزوده شد. او توبه نخواهد كرد و پيغام داده است كه نگران من نباشيد، من نگران وي هستم و به عنوان يك پزشك بايد بگويم كه آنها از نظر وضعيت جسمي وضعيت خوبي ندارند. آنها نياز به مراقبت پزشكي و درمان و نور آفتاب دارند. آيا كساني كه افراد را بدون قاضي به زندان ميبرند، مسلمان هستند؟»
محمدرضاخاتمي دبيركل حزب منحله مشاركت در اين مراسم ميگويد: «امروز خورشيدهاي ما دانشجويان و اساتيدي هستند كه در زندان به سر ميبرند و ستارههاي ما نيز دانشجويان ستارهداري هستند كه به جرم عدالتطلبي از حقوق اوليه خود يعني تحصيل محروم شدهاند. » دانشجويان هم در سوي ديگر شعارهايي نظير «زنداني سياسي آزاد بايد گردد»، «يا حسين، ميرحسين»، «مجتهد واقعي، منتظري، صانعي» و«سلام بر خاتمي درود بر موسوي» سر ميدادند. آنچه بايد مورد توجه قرار بگيرد آن است كه اين تنها يك نمونه از اقدامات جريان دومخرداد جهت سياسي كردن فضاي دانشگاهها در جهت برآورده نمودن اهداف رهبران تئوريك اين جماعت است و طي يك سال گذشته دهها برنامه – حتي تندتر از آنچه ذكر شد- در سراسر كشور برگزار شده و مسئولان وزارت علوم و رؤساي دانشگاهها هم كه به همين دليل همسو با طيف اصلاحات انتخاب شدهاند هم در دفاع از اين دست اقدامات آنها را براي فضاي دانشگاه لازم ميدانند.
چرا ادامه حيات اصلاحات به زلف دانشگاه گره خورده است؟
1- از نگاه رهبران جريان اصلاحات مقابله با حاكميت نياز به ابزاري دارد كه مهمترين بخش آن مقابله نخبگان و قشر تحصيلكرده جامعه است، براي آنكه هميشه اين گروه جمعيتي را همراه و همگام خود داشته باشند بايد در دوران دانشجويي به وسيله برنامههاي خاص روحيه مقابله با نظام اسلامي را در افكار آنها نهادينه كنند.
بخش قابلتوجهي از اقدامات وزير بركنارشده علوم كه از سوي استيضاحكنندگان هم مورد انتقاد قرار گرفت همين موضوع بود، يعني ريلگذاري براي بازگشت اساتيد و رؤسا به دانشگاهها كه دانشجو را از آرمانهاي علمياش فاصله داده و به سوي فعاليتهاي حزبي و سياسي و در نهايت مقابله با نظام سوق دهد.
2- با جستوجو در سخنرانيهاي شخصيتهاي وابسته به اين طيف براي خلق تئوري «فتح سنگر به سنگر» و همچنين يافتن «قدرت چانهزني» در مقابل حاكميت –در انتخابات پيش رو – دانشگاهيان بهترين كاربرد را خواهند داشت چراكه از يك سو تجربيات اين طيف نشان ميدهد مهمترين گروه براي ايفاي «نقش فشار از پايين به نظام» بخشي از همين گروه سني جامعه است كه امتحان خود را در فتنه18 تير78 پس داده و در فتنه 88 تا ماهها نگذاشتند فضاي غبارآلود در محيطهاي علمي و حتي جامعه از بين بروند.
از سوي ديگر رهبران تئوريك اين جريان به خوبي ميدانند كه برخورد نظامي و امنيتي با قشر دانشگاهي براي نظام بسيار سخت و دشوار بوده و هزينههاي بسياري را به دنبال خواهد داشت، پس سرمايه گذاري كردن روي اين گروه ميتواند بسيار سودمند و حاوي دستاوردهاي فراوان باشد.
3- با مرور برخي از اتفاقات روي داده در دانشگاههاي كشور در طول يكسال گذشته – كه به بخشي از آن در دانشگاه تهران اشاره شد- ميتوان گفت اتاق فكر اين جريان با بركناري فرجيدانا هم از برنامههاي گسترده خود براي التهابآفريني دانشگاهها و مديريت فتنه دانشگاهي عليه نظام نااميد نشده بلكه با قدرت بيشتر درصدد ادامه دادن آن است.
اتاق فكر اصلاحات – همانطور كه اشاره شد- اهداف ماهها و سالهاي پيش روي خود را براي تمام سطح تشكيلاتي و از جمله تشكلهاي دانشجويي منسوب به خود در دانشگاهها تعريف و تشريح كرده كه انجام هركدام از اين اصول به معناي پشت سر نهادن يكي از پلههايي است كه رهبران اين طيف را در رسيدن به قدرت رسمي ياري ميكند.