کد خبر: 666966
تاریخ انتشار: ۰۱ شهريور ۱۳۹۳ - ۱۶:۵۳
نگاهي به رويكرد نادرست ترجمه كتاب‌هاي علوم انساني
بحث ترجمه، يكي از موضوعات داغ در ميان علاقه‌مندان به كتاب و مطالعه است
مهدي آذرپندار
بحث ترجمه، يكي از موضوعات داغ در ميان علاقه‌مندان به كتاب و مطالعه است؛ چراكه اين مسئله (فارغ از ارزيابي مثبت يا منفي درباره آن) توانسته بخش اعظم بازار كتاب ايران را به خود اختصاص دهد و در اين زمينه، گوي سبقت را از كتاب‌هاي داراي مؤلف ايراني بربايد.
هر چند نفس امر ترجمه نه تنها داراي نكته منفي نيست و حتي به دليل ايجاد تعامل و نوعي افزايش راه‌هاي ارتباطي ميان خواننده ايراني و دنياي خارج از كشور كه زمينه‌ساز دريافت اطلاعات جديد و به‌روز در ميان مخاطبين ايراني مي‌شود، بار مثبت دارد و توصيه نيز مي‌شود اما مسئله نگران‌كننده در اين زمينه، افزايش و گسترش دامنه كتاب‌هاي ترجمه به حوزه علوم انساني و تربيتي است. آداب، رسوم و سنت‌هاي هر منطقه از جهان داراي منطق خاص خود است كه نوع ويژه‌اي از برخوردهاي انساني و شيوه‌هاي تربيتي را مي‌طلبد.
اين مسئله وقتي حادتر مي‌شود كه ببينيم حتي در ميان دو شهر كوچك در يك كشور هم تضادهاي فرهنگي بسيار فراواني وجود دارد كه نه تنها قابل نفي نيستند بلكه هر كدام داراي منطق و اصول اساسي خود است كه آن را قابل احترام مي‌كند. اين موضوع تنها منحصر به ايران نيست؛ هر چند به دليل پراكندگي قوميتي بالاي كشورمان، اين مسئله براي ايرانيان قابل لمس‌تر است. به عنوان مثال، جامعه اروپايي نسبت به جامعه امريكايي داراي يك روح سكولارتر و غيراخلاقي‌تر است؛ در صورتي كه خانواده‌هاي امريكايي در ميان مردم اروپا به عنوان افرادي مذهبي و سختگير در زمينه امور تربيتي شناخته مي‌شوند.
با اين تفاسير، آيا مي‌توان براي هر دو جامعه يك نسخه شفابخش پيچيد؟ آيا تجربيات و راهنمايي‌هاي يك نويسنده فرانسوي مي‌تواند دستمايه تربيت كودكان در يك خانواده امريكايي قرار بگيرد؟ بديهي است كه پاسخ به اين سؤالات قطعاً منفي است. اين مسئله درباره ايران و مردم كشورمان كه داراي باورهاي مذهبي اسلامي دقيق و دستورالعمل‌هاي مشخص در فقه تشيع هستند، به مراتب حساس‌تر و نگران‌كننده‌تر از دو كشور غربي است. چگونه مي‌توان عنان تربيت كودكان يا مديريت زندگي در يك خانواده ايراني را به دست كتاب‌هاي ترجمه‌اي داد كه نويسندگان انگليسي، فرانسوي، امريكايي و... آن اساساً آشنايي حداقلي هم با مفاهيم ديني و اسلامي و مفهوم خانواده در اسلام ندارند؟ آيا نسخه تجويز شده توسط يك روانشناس يا جامعه‌شناس انگليسي در زمينه تربيت جنسي فرزندان در محيط خانواده، محلي از اعراب در يك خانواده ايراني دارد و مي‌تواند به عنوان يك دستورالعمل مورد استفاده قرار بگيرد؟
عدم وجود تناسب ميان بافت فرهنگي جوامع گوناگون با يكديگر و تفاوت‌هاي عميق در ميان باورهاي رايج در هر جامعه، سبب مي‌شود تا هر كدام از اين جوامع متد تربيتي خاص خود را در زمينه‌هاي مختلف ارائه كنند كه هر كدام در جايگاه خود نيز ارزشمند هستند اما جابه‌جايي ميان اين الگوها و استفاده بدون ارزشيابي آنان به جاي ديگري، قطعاً اثرات تخريبي بالايي خواهد داشت؛ موضوعي كه كتاب‌هاي تربيتي و روانشناسي در حوزه خانواده كه ترجمه متون غربي (و يا حتي شرقي به معناي جغرافيايي) هستند، به طور شديدي به آن دامن مي‌زنند.
شايد بد نباشد براي تفهيم بهتر عدم درك شرايط و مناسبات فرهنگي – اجتماعي يك كشور ديگر توسط نويسنده يك كتاب ترجمه شده، مثالي از آموزش و پرورش كشورمان زده شود.
چندي پيش همايشي براي ارتقاي معلمان و آموزگاران پايه ابتدايي مدارس شهر تهران برگزار شد كه قصد داشت تا جديدترين متدهاي آموزشي رايج در جهان را به صورت خلاصه و مفيد در اختيار معلمان پايتخت قرار دهد. در بخشي از بسته ارائه شده به معلمان در اين همايش، كتابي تحت عنوان «500 نكته براي مديريت بهتر كلاس» وجود داشت كه ترجمه يك اثر ژاپني بود. مطالعه و تورق بخش‌هاي مختلف اين كتاب مشخص مي‌كرد كه وجود تجهيزات پيشرفته كمك آموزشي (مانند رايانه‌هاي همراه، سيستم صوتي و تصويري باكيفيت، تهويه هواي مطبوع و...) و همچنين ايجاد يك فضاي بسيار آرام در كلاس توسط معماري و رنگ‌آميزي، جزو بديهيات فرض شده توسط نويسنده است كه البته با توجه به وجود چنين امكاناتي در كشور ژاپن، منطقي به نظر مي‌رسيد اما در اين ميان، چهره معلمان ديدني بود كه نمي‌دانستند درباره كلاس‌هاي رنگ و رورفته‌ 40دانش‌آموزي صحبت كنند يا تخته سياه‌هايي كه هنوز با گچ روي آنها مطلب نوشته مي‌شود يا روزنامه‌هاي باطله‌اي كه براي ايجاد حداقل‌هاي نور يك فضاي آموزشي به پنجره‌هاي كلاس چسبانده مي‌شوند!
بديهي است كه نه نويسنده اين كتاب مجرم است و نه مترجم؛ بلكه اين انتخاب رويكرد غلط از سوي مديران آموزش و پرورش است كه باعث شده تا اين كتاب كه در حوزه علوم انساني و روش‌هاي تربيتي تهيه شده، بدون توجه به زيرساخت‌هاي لازم براي اجراي محتويات آن، به عنوان سرلوحه كار در ايران قرار گرفته است. همين موضوع در زمينه كتاب‌هاي تربيت فرزندان و مديريت خانواده نيز به شكل حادتري جريان دارد. داغ شدن بازار كتاب‌هاي روانشناسي عامه‌پسند كه راهكارهاي داشتن يك زندگي آرام و بانشاط در كنار همسر و فرزندان را به شما نشان مي‌دهد، حكم يك اعلام خطر بسيار بزرگ براي جامعه مذهبي و ديني ايران است؛ چراكه قطعاً نويسنده امريكايي توجهي به رويكرد تربيتي در اسلام ندارد و به عنوان مثال، براي بالا بردن اعتماد به نفس كودكان، ارتباط با جنس مخالف از همان سال‌هاي اوليه كودكي را به عنوان نسخه شفابخش توصيه مي‌كند.
لزوم توجه و نظارت جدي بر بازار ترجمه كتاب‌هاي خانوادگي مسئله‌اي است كه بارها و بارها توسط كارشناسان و صاحب‌نظران در اين حوزه بيان شده و به مسئولان هشدار داده شده كه ادامه اين روند منجر به وقوع يك جريان بيمار تحت عنوان تربيت علمي در خانواده خواهد شد كه اگر هر چه زودتر جلوي آن گرفته نشود و فكري به حال آن نشود، زمينه را براي ايجاد بسياري از نابساماني‌هاي اجتماعي فراهم خواهد كرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار