
سامي يوسف از خانوادهاي ايراني آذريالاصل است كه بههمراه خانوادهاش به انگليس رفت و آنجا نوجواني و جوانياش را سپري كرد و ساكن لندن شد. سامي كه از همان ابتدا به موسيقي علاقه داشت در ۱۸ سالگي به مدرسه موسيقي لندن رفت و با تحصيلات آكادميك موسيقي آشنا شد. دو آلبوم سامي يوسف كه روانه بازار كرده به نامهاي «معلم» و «امت من» هستند و اولين كنسرت موسيقياش را در مصر برپا كرد كه بعد از استقبال وسيع از آن برنامه به كشورهاي زيادي از جمله آلمان، تركيه، هند و… براي اجراي برنامه دعوت شده است. اين گزارش گفتوگومحور چندي پيش توسط يكي از روزنامهنگاران بينالمللي و شناخته شده آفريقاي جنوبي به نام كمالالدين انجام شده است.
جايي براي تكان خوردن نبود، يوسف تنها لبخند ميزد و مردم در پاسخ، با فرياد اسم او را صدا ميزدند تا ترانههاي خود را بخواند و او دو آلبوم خود يعني «معلم» و «امت من» را اجرا كرد. آن موقع سال 2008 بود كه به كيپ تاون در آفريقاي جنوبي رفته بود. اين اولين باري بود كه سامي يوسف به آفريقاي جنوبي سفر كرده بود و در سه شهر بزرگ كيپتاون، دوربان و ژوهانسبورگ اجرا داشت. كنسرتهاي او در آفريقاي جنوبي باشكوه و كاملاً منحصر به فرد بود. اجراهايش با نظم و ترتيب و با تمركز فوقالعادهاي صورت گرفت. او دركنار ترانهسرايي به زبانهاي انگليسي، عربي، تركي، فارسي، اردو، آذري و مالايي، به نواختن بسياري از سازهاي كلاسيك و محلي هم تسلط كامل دارد. براي همين بايد به صراحت سامي يوسف را خواننده جهان اسلام دانست. علاقه وافر سامي يوسف براي اجرا به زبانهاي مختلف، در كنار سادگي رفتارش سبب ميشود كه سبك او خاص و اجراهايش تجربهاي ماندگار داشته باشند. دعوت يوسف به وسيله گروهي دولتي انجام شده بود كه امكان حضور براي عموم نبود و تنها چندهزار نفر در كنسرتش شركت داشتند. سامي يوسف ستاره مسلماني است كه سال 2012 نامزد دريافت جايزه شده بود.
يوسف درباره سفرش به آفريقاي جنوبي به ما ميگويد: براي اولين بار بود كه به آفريقاي جنوبي ميرفتم. از روي ايميلهايي كه برايم آمده بود متوجه شدم كارم با موفقيت همراه بوده است. موقع اجراهايم مردم احساس خوبي داشتند براي همين تصور ميكنم كار موفقيتآميز بوده است بهخصوص زمانيكه بچهها همراه با آهنگهاي من، ميخواندند و زمزمه ميكردند.
اگرچه آلبومهاي او مخصوصاً درباره مسائل و مربوط به جامعه جهاني مسلمانان است، با اين وجود استعداد يوسف محدود نشده و فراتر از آن عمل كرده است و موسيقي او درحد تعادل به پاپ نزديك است. بههمين خاطر يوسف از سوي برخي رسانههاي بزرگ بهعنوان «بزرگترين ستاره راك اسلام» معرفي شده، اين عنوان تيتري است كه خيليها آن را دوست دارند.
سامي يوسف دراينباره ميگويد: من براي مردم ميخوانم و درحال حاضر فصل جديدي در حرفه موسيقي من آغاز شده است. قصد ندارم فقط براي گروه خاصي موسيقي داشته باشم و كار كنم از طرفي هم نميخواهم تنها براي برنامههاي مذهبي بخوانم. صادقانه بگويم موسيقي من براي همه دنيا است؛ بنابراين اميدوارم با تنوع بيشتر در مناطق مختلف دنيا بروم و بخوانم.
يوسف در ادامه ميگويد: من نميخواهم يك ستاره راك يا پاپ باشم. من فقط ميخواهم بهترين كار را در حرفه خودم انجام بدهم كه الحمدلله اين خودش يك موفقيت تجاري است. پاسخش ساده بود بدون اينكه تكبر داشته باشد، تلاش ميكرد توضيح بدهد تا متوجه شويم براي او نظر اغلب هوادارانش اهميت دارد.
يوسف ميگويد: اين واقعيت ندارد كه من تنها خواننده جهان اسلام هستم. براي نمونه يوسف اسلام را ميتوان نام برد كه كارش موسيقي است. خيليها با من تماس ميگيرند و تصور ميكنند كه اين شيوه خواندن من مانند ستارههاي راك است. اما درحقيقت بايد گفت كنسرتهاي يوسف بهخوبي جاافتاده است. در كنسرتهاي او ضربه پا و سر و رقصهاي تند وجود ندارد. كنسرتهاي او مثل پيكنيك براي خانوادههاست كه حضور آخر هفته در آن برايشان لذتبخش است. يوسف با چندين ابزار موسيقي كار ميكند براي همين برخي از مسلمانان در كنسرتهاي او شركت نميكنند و معتقدند نواختن سازهاي زهي و بادي در اسلام حرام است.
او با ستايش خدا كارهايش را شروع ميكند بهصورتيكه براي مخاطبان جديدش دركشورهاي مختلف مقبول است. با ريتم موسيقي مدرن كار ميكند. هشت قطعه دارد. دو خواننده در اركستر يوسف را پشتيباني ميكنند، درمقابل هم جمعيت زيادي كه شاد هستند. يوسف ميگويد: من مردم را دوست دارم و موسيقي من از مردم الهام ميگيرد و به مباحث بيشتر ازموسيقي نميپردازم.
او در ادامه توضيح ميدهد: واكنش جهاني به موسيقي مثبت بوده و مردم خيلي با من مهربان بودهاند. مشكلاتي كه من در كشورهاي مسلمانان با آن مواجهم بيشتر از كشورهاي ديگر بوده است. اما در كل تمام كشورهايي كه رفتهام من را قبول كردهاند. يكي از بهترين تجربههاي من در كشور هلند بود كه آنجا، چهرهها و مليتهاي مختلفي را ديدم.
اين جالب است كه او به هلند اشاره ميكند، زيرا اين كشور موضع شديدي ضد اسلام و مسلمانان دارد حتي عليه گروههاي اقليت و خارجي برخورد ميشود. يوسف در سال2009 اعلام كرده بود كه قصد دارد در آلبوم جديدش مردم را متحد كند و با كمك موسيقي به اين خشونتهاي تند عليه اسلام را پاسخ بدهد. او ميگويد: جامعه اسلامي مانند هرجامعه ديگر با چالشهاي زيادي از درون مواجه است. ما در جهاني پر از خشونت زندگي ميكنيم. اما امروز دنياي اسلام در حال رشد است و ما به دنبال گفتوگو و تعامل هستيم.
يوسف توضيح ميدهد: نيروهاي مخالف ما نياز به شكستن شدن دارند و من به اين خوشبينم. فكر ميكنم اكثريت قريب به اتفاق مردم در اين دنيا خوبند اما افرادي هستند كه از مشكلات ايجاد شده به نفع خود سود ميبرند. يوسف اشاره ميكند به فاز بعدي كار خود، كه از طريق موسيقي به اين چالشها ميپردازد و ميگويد: در حال حاضر اين بخش از كار من هديهاي براي مردم است كه فصل جديدي در حرفه موسيقي من شروع شده است. من قصد ندارم فقط براي يك گروه خاص موسيقي داشته باشم يا تنها برنامههاي مذهبي اجرا كنم. صادقانه بگويم موسيقي من براي همه است. پس اميدوارم در كارهايم تنوع بيشتري براي مردم مختلف داشته باشم.
يوسف در ادامه ميگويد: من در موسيقي خيلي متنوع هستم و از افرادي كه به دنبال موسيقي هستند نبايد انتظار ديگري هم داشت. آلبوم «امت من» با همه ارتباط برقرار ميكند و براي همه است و صادقانه بگويم فروش خيلي زيادي همين آلبوم داشت.
صحبتهاي يوسف نظر هنري او را درباره مسائل اسلام انعكاس ميدهد. او خوانندهاي است كه تا به امروز در تمام پروژههاي خود، ارتباط بشردوستانه را به ارمغان ميآورد. به منطقه دارفور در سودان سفر كرد و براي كمكهاي مردمي و كسب آگاهي درباره جنگ پول جمعآوري نمود، او همچنين يك ملودي جديد در دارفور نوشت، كه در آفريقاي جنوبي اجرا كرد. يوسف همچنين در طول سفر خود به آفريقاي جنوبي از مدارس تيزهوشان ديدن كرد.
يوسف ميگويد: من سعي ميكنم روي دو يا سه پروژه در سال تمركز داشته باشم. هر سال يكي از كارهايم را به منظور كمك به مؤسسات خيريه انتخاب ميكنم تا منافع آن براي خدمت و كمكرساني به آنها باشد كه بايد گفت اين هم جنبه ديگري از سامي يوسف است.