کد خبر: 666369
تاریخ انتشار: ۳۱ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۰:۳۱
دا‌ود روشنايي، قرباني اسيدپاشي در گفت و گو با «جوان»:
پسري كه با اسيد، روشنايي چشم دا‌ود را گرفته، حالا پشت ميله‌هاي زندان روزگار مي‌گذراند.
قضات دادگاه كيفري رأي به قصاص چشم متهم، 10 سال حبس و پرداخت ديه داده‌اند. يك اشتباه بچگانه از سوي حميد، داود را به دنيايي تاريك پرتاب كرد، تنش را مجروح كرد و بينايي چشمش را ستاند. اين روزها حرف‌هايي درباره قصاص چشم حميد دهان به دهان مي‌چرخد؛ چيزي كه داود از آن اظهار بي‌خبري مي‌كند.

اسيدپاشي چطور اتفاق افتاد؟
 صبح روز دوم آبان سال 84 بود. مدتي بود كه به خاطر لاغري، معافي‌ام را گرفته بودم و اوقات بيكاري به پاركي كه در نزديكي خانه‌مان در محله مجيديه است، مي‌رفتم. آن روز هم داشتم به پارك مي‌رفتم كه يك نفر را جلوي خودم ديدم. ناگهان دستش جلو آمد و ديگر چيزي متوجه نشدم. فقط سوزش و درد شديدي كه داشتم، باعث شد بفهمم اتفاقي برايم افتاده است. حتي فرصت نكردم كسي را كه به رويم اسيد پاشيد، ببينم. درد داشتم و مي‌سوختم. در نهايت چشمانم تار شد و روي زمين افتادم. اهالي محل كه مرا مي‌شناختند به كمكم آمدند و پسري را كه رويم اسيد پاشيده بود، دستگير كردند.
 شنيده‌ايم قرار است حميد به زودي قصاص شود. آيا از دادسرا به شما خبري رسيده است؟
نه، كسي به من چيزي نگفته است. اگر قرار بود كه قصاص شود، حتماً از دادسرا به من اطلاع
مي‌دادند.

آخرين اطلاعاتي كه از پرونده داريد به چه صورت است؟ آيا قرار است رضايت بدهيد يا اينكه اصرار داريد متهم قصاص شود؟
چند روز قبل  در دادسرا جلسه صلح و سازش برگزار شد. قرار شد خانواده حميد مبلغ ديه را بپردازند. البته من از مبلغ واقعي آن سر درنياوردم. هنوز هم از قصاص رضايت نداده‌ام. چون فعلاً اولويتم با درمان است. ترجيح دادم پول ديه را بگيرم تا به وضعيت درمانم برسم.
رأي دادگاه چه بود؟ به متهم چندسال حبس داده بودند؟
رأي دادگاه پرداخت ديه، قصاص و زندان است. متهم به 10 سال حبس محكوم شد كه پنج سال آن را گذراند. دو سال با قرار وثيقه آزاد بود اما بعد از اينكه حكم قطعي شد، دوباره بازداشت شد. حالا هم رأي ديه قرار است اجرايي شود. با اين وجود من رضايت نمي‌دهم، چون همان طور كه گفتم به فكر درمانم هستم. اگر مبلغ ديه، جواب هزينه‌هاي درمانم را ندهد، شايد اجراي حكم را بخواهم.

خانواده متهم در اين مدت براي گرفتن رضايت آمدند؟
اوايل كه اصلاً سراغم نمي‌آمدند اما اخيراً مرتب با من در تماس هستند. آنطور كه خودشان مي‌گويند حاضرند مبلغ ديه را پرداخت كنند تا قصاص به تأخير بيفتد اما فعلاً قرار هم نيست رضايت بدهم.

ميزان آسيب‌هايي كه به شما وارد شده چقدر است؟
من 9 سال است كه خانه‌نشين شده‌ام و با هزار مشكل مواجهم. صورتم كاملاً از بين رفته. بيني و گوش راستم كاملاً سوخته، چشم چپم تخليه شده و گردن، دست راست و دست چپم هم كاملاً سوخته است و در پايين تنه هم بايد دنبال جاي سالم گشت، همه بدنم دچار سوختگي شده است خانه‌نشين شدم و منتظر روزي هستم كه دوباره درمانم را شروع كنم.

وضعيت درمانت چطور؟
راستش فقط همان يكي، دو سال اول را به دنبال درمان رفتم و همان موقع حدود 50 ميليون هم هزينه كردم. از طرفي همزمان مجبور بودم پيگير پرونده‌ام باشم. آنقدر پله‌هاي دادگاه و بيمارستان‌ها را بالا و پايين رفتم كه نااميد شدم، چون روند رسيدگي به پرونده هم خيلي طولاني شده بي‌خيال شدم.

آيا كمك مالي هم دريافت كرديد؟
دوره رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد به مدت سه سال به رياست جمهوري رفتم. وزارت بهداشت پذيرفت بيمارستان‌هاي دولتي ايران هزينه درمانم را تقبل كنند. پس از پيگيري‌هاي فراوان دستوري از جانب رئيس دولت‌دهم به وزير وقت بهداشت، دكتر طريقت‌منفرد صادر شد كه بر اساس آن تيمي از پزشكان مي‌بايست مرا معاينه مي‌كردند. اما لحظه آخر متأسفانه پس از اتمام عمر دولت و روي كار آمدن دولت جديد به من گفتند كه مصوبات دولت قبل قابليت اجرا ندارد.
من كه هم خسته شده بودم و هم نا‌اميد، ديگر دنبال كار را نگرفتم، چون ترسيدم سه سال هم در اين دولت بدوم و لحظه آخر رئيس‌جمهور عوض بشود و من بمانم و بدبختي خودم. هيچكدام از مسئولان به دادم نرسيدند. مگر من با آمنه چه فرقي داشتم.

در حال حاضر به چه كاري مشغوليد؟ چطور زندگي را مي‌گذرانيد؟
با خانواده‌ام زندگي مي‌كنم. بيكارم. چاره‌اي ندارم و مجبورم با زندگي كنار بيايم. با داروهاي آرامبخش و نماز زنده‌ام. همه دورم را خط كشيده‌اند، شايد به خاطر مشكلات زندگي است، اما از تمام دوستانم فقط يك نفر به من سر مي‌زند. همه تنهايم گذاشتند.

 در آخر حرف خاصي داريد؟
متهم بعد‌ها خودش اعتراف كرد كه مرا اشتباه گرفت و هدفش شخص ديگري بود. اوايل
 15 ـ 10 ادعاي دروغ داشت. يك بار گفت من به او آمپول آلوده به ايدز تزريق كردم. يك بار ديگر ادعا كرد من مي‌خواستم او را اعدام كنم، اما كذب بودن تمام اين ادعاها از سوي قاضي پرونده آقاي عزيز محمدي اثبات شد. مملكت ما مملكت اسلامي است در اين 10 سال يك نفر از مسئولان به من سر نزدند و به دادم نرسيدند حتي نخواستند حرفم را بشنوند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار