
تلاشهاي سرپرست دادسراي امور جنايي ويژه قتل به همراه تيم صلح و سازش دو محكوم به قصاص را كه پاي چوبه دار قرار گرفته بودند به زندگي اميدوار كرد. اوليايدم پذيرفتند در صورتي كه دو محكوم به مرگ در فرصت يكماهه در زندان توبه كنند، از مجازاتشان اعلام گذشت كنند.
به گزارش خبرنگار ما، نخستين متهم مرد جواني است كه چهار سال قبل در يك درگيري پسر جواني را به قتل رساند. پرونده اين متهم عصر روز دوم شهريورماه سال 89 در حالي به جريان افتاد كه مأموران كلانتري 113 بازار از درگيري خونيني در خيابان مصطفي خميني روبهروي پمپ بنزين با خبر شدند.
تحقيق درباره حادثه
نخستين تحقيقات نشان داد مردي با دو پسرش به نامهاي رحمت و عباس با پسر جواني به نام شايان درگيري خونيني رقم زدهاند كه در جريان آن شايان با ضربه چاقوي رحمت به كام مرگ رفته است. از طرف ديگر مشخص شد رحمت پس از قتل از محل گريخته است. بنابراين مأموران پليس رحمت را به عنوان مظنون به قتل تحت تعقيب قرار دادند.
حرفهاي پدر متهم
پدر متهم در بازجوييها گفت: روز حادثه مقتول يكي از پسرهايم را كه ناشنوا است در پمپ بنزين به باد كتك گرفت. بعد رحمت به هواخواهي برادرش وارد درگيري شد.
بازداشت متهم
سرانجام مأموران متهم را دستگير كردند. وي در بازجويي با اظهار پشيماني، به قتل اعتراف كرد. متهم گفت: روز حادثه از طرف اداره پدرم براي شام در رستوراني دعوت بوديم. به همين خاطر برادر ناشنوايم ماشين پدرم را برداشت و به پمپ بنزين رفت تا بنزين بزند. وقتي عباس از پمپ بنزين برگشت، خيلي ناراحت بود و با اشاره به ما گفت كه در پمپ بنزين او را زدهاند. از آنجايي كه مقتول چندين بار برادرم را كتك زده بود، فهميدم اين بار هم برادرم با او درگير شده است.
قصد دفاع از برادرم را داشتم
وي ادامه داد: بعد از اين من و پدرم تصميم گرفتيم به همراه عباس به پمپ بنزين برويم و درباره اين درگيري تحقيق كنيم. وقتي به نزديكي پمپ بنزين رسيديم، با مقتول و برادرش روبهرو شديم و درگيري ما آغاز شد. وي در پايان با اظهار اينكه من قصد كشتن مقتول را نداشتم، گفت: هنگامي كه درگيري ما بالا گرفت من قصد داشتم مقتول را بترسانم به همين خاطر چاقو را به سوي او پرتاب كردم كه به سينهاش خورد و نقش بر زمين شد. سپس از ترس فرار كردم تا اينكه دستگير شدم.
محاكمه
متهم پس از تحقيقات تكميلي در شعبه 71 دادگاه كيفري پاي ميز محاكمه رفت و با درخواست اوليايدم از سوي هيئت قضايي به قصاص با چوبه دار محكوم شد. حكم دادگاه در شعبه ديوان عالي كشور تأييد و پرونده براي اجرا به دادسراي جنايي فرستاده شد. سرانجام متهم بعد از استيذان حكمش از سوي رئيس قوه قضائيه، صبح روز چهارشنبه 22 مردادماه در زندان رجايي شهر پاي چوبه دار رفت.
طناب دار برداشته شد
متهم در حالي كه طناب دار به گردنش آويخته شده بود با تلاش قاضي شهرياري و تيم صلح و سازش از طناب دار فاصله گرفت و به سلولش بازگشت. اولياي دم مقتول با تعيين شرايطي به متهم يك هفته مهلت دادند تا شرط آنها را اجرا كند وگرنه آنها حكم را اجرا خواهند كرد.
دومين مردي كه فرصت نجات يافت
دومين متهم مردي است كه شش سال قبل مادرزنش را به قتل رساند. صبح روز دوم مردادماه سال 87 مأموران پليس كلانتري 19 شهر قدس در جريان قتل زن ميانسالي قرار گرفتند. مأموران در نخستين تحقيقات دريافتند داماد خانواده كه ستار نام دارد به خانه مادربزرگش رفته و بعد از درگيري، با پرتاب نارنجك دستي و تيراندازي چند عضو خانواده را زخمي كرده و مادرزنش را نيز به قتل رسانده و از محل گريخته است.
آنچه شوهر مقتول به پليس گفت
شوهر مقتول در جريان بررسيها به پليس گفت: چند سالي است دامادم با دخترم اختلاف دارد تا اينكه دو سال قبل به خاطر جرمي كه مرتكب شده بود به زندان رفت. پس از آن دختر و نوهام را به خانه خودم آوردم. ستار مدتي قبل از زندان آزاد شد اما باز هم اختلافاتش با همسرش ادامه داشت تا اينكه روز حادثه به زور وارد خانه من شد و بعد از درگيري، همزمان با تيراندازي با اسلحه، نارنجكي به داخل خانه انداخت كه من زخمي شدم و همسرم به قتل رسيد.
حرفهاي همسر متهم به بازپرس
همسر متهم وقتي از سوي بازپرس مورد تحقيق قرار گرفت، گفت: شوهرم مرد بداخلاقي است و من و پسرم را كتك ميزد. من از دست كارهاي او خسته شده بودم و از او شكايت كردم. دادگاه او را به 16 ماه زندان محكوم كرد. وي ادامه داد: زماني كه او در زندان بود طلاق غيابي گرفتم. تا اينكه از زندان آزاد شد و گفت از كارش پشيمان شده اما من قبول نكردم و او انتقام گرفت.
بازداشت داماد فراري
سرانجام مأموران پليس 22 مردادماه همان سال متهم را در شهرستان رشت دستگير كردند. وي در بازجوييها به جرم خودش اقرار كرد و گفت كه قصد كشتن مادرزنش را نداشته است. متهم گفت: از چهار سال قبل با همسرم مشكل داشتم. ما هر روز با هم درگيري داشتيم و به خاطر همين درگيريها من دو سال به زندان رفتم. در زندان تصميم گرفتم بعد از آزادي از همسرم عذرخواهي كنم تا به زندگي با من ادامه دهد. وقتي از زندان آزاد شدم و براي عذرخواهي به خانه پدرش رفتم، قبول نكرد.
توضيح روز حادثه
متهم در توضيح روز حادثه گفت: وقتي التماسهايم اثر نداشت، به او بدبين شدم. بنابراين نقشه قتل همسرم را طراحي كردم و به يكي از شهرهاي غربي كشور رفتم و چند قبضه نارنجك دستي و اسلحه به همراه فشنگ جنگي خريدم و به تهران برگشتم. روز حادثه با نارنجك و اسلحه به خانه پدرزنم رفتم و به زور وارد خانه آنها شدم. من قصد داشتم همسرم را با نارنجك به قتل برسانم اما مادرزنم به قتل رسيد و الان هم پشيمان هستم.
محاكمه
متهم بعد از تحقيقات تكميلي در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران محاكمه شد و اوليايدم در جلسه دادگاه براي متهم درخواست قصاص دادند. هيئت قضايي متهم را مجرم شناخت و وي را به قصاص با چوبه دار محكوم كرد. حكم متهم بعد از تأييد در شعبه 32 ديوان عالي كشور براي سير مراحل اجرا به شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي فرستاده شد.
توبه، شرط بخشش
سرانجام متهم بعد از سير مراحل قانوني حكم صبح روز چهارشنبه در زندان رجايي شهر پاي چوبه دار قرار گرفت. در حالي كه قرار بود اوليايدم لحظاتي بعد با كشيدن چهار پايه حكم را اجرا كنند، تيم صلح و سازش دادسراي جنايي به سرپرستي قاضي شهرياري سرپرست دادسراي جنايي ويژه قتل آخرين تلاشهاي خود را براي جلب رضايت اوليايدم مقتول انجام دادند . اوليايدم بعد از صحبتهاي تيم صلح و سازش به متهم دو ماه فرصت دادند تا با توبه به درگاه خداوند تعهد دهد بعد از آزادي رفتارش را نسبت به خانوادهاش تغيير دهد. بنابراين متهم كه طناب دار بر گردنش آويخته بود با اين اقدام خداپسندانه اوليايدم به سلولش بازگشت.
بنابراين دو متهم محكوم به قصاص با اقدام خداپسندانه اوليايدم و تلاشهاي تيم صلح و سازش دادسراي جنايي ويژه قتل از پاي چوبه دار به زندگي اميدوار شدند.