نوع روابطي كه ميان اعضاي هر خانواده حاكم است، فضايي ايجاد ميكند كه در آن عواطف، احساسات، افكار و رفتارها زاده ميشوند و متقابلاً بر روابط موجود در خانواده اثر ميگذارند. خانواده نيازهاي اساسي ما به توجه، عشق، حمايت، امنيت و حس تعلق را تأمين ميكند ولي با اين حال در درون هر خانواده رفتارهايي از نوع پرخاشگري و عصبانيت، قهر، توهين، تحقير و امثال آن نيز ديده ميشود كه موجب ناراحتي و اختلاف بين اعضاي خانواده ميشود يا ممكن است ناراحتي و مشكلات بيرون، به محيط خانه سرريز شود. در چنين مواقعي يكي از راههاي تنشزدايي، برونريزي كلامي يا در اصطلاح «درد دل كردن» است. همه انسانها به نقش سخن گفتن با فردي همدل و همزبان، براي تخليه تنشهاي دروني پي بردهاند. گاه پدر يا مادر، خواهر يا برادر يا يك دوست صميمي، گوشهاي شنوا براي حرفهاي در دل مانده ما هستند. آنان با شنيدن حرفهاي در گلو مانده ما، بار آن كلمات را از دل ما ميبرند و ما را از تنشها دور ميسازند. در اين ميان شرط مؤثر بودن كلام، وجود گوشهاي شنوا و فهيم است؛ و اين مسئلهاي بسيار مهم براي پدران و مادران در تربيت صحيح و جلوگيري از بسياري انحرافات و آسيبهاي اجتماعي در فرزندانشان است. گاهي آشنا نبودن با نحوه برخورد صحيح با فرزندان، باعث ميشود پدر و مادرها فرسنگها از دلبندشان دور شوند، فاصلهاي كه شايد هرگز نتوان آن را جبران كرد. در واقع برقراري ارتباط مناسب با فرزندان مهارتي تربيتي است. تربيت كردن فرزندان در صورتي كه ارتباط مناسبي بين والدين و فرزندان ايجاد شود، امري مؤثر و لذتبخش است. برقراري ارتباط مناسب يكي از عوامل افزايش اعتماد به نفس و احترام دوطرفه است. اينكه به عنوان پدر يا مادر شنونده خوبي براي حرفها و درددلهاي فرزندانمان باشيم، منافع بسياري براي خانوادهمان خواهد داشت. از آنجا كه خوب گوش كردن ما باعث ميشود فرزندمان احساسات خود را بيان كند و بر آن سرپوش نگذارد، تنش و ناراحتي در ميان اعضاي خانوادهمان از بين ميرود. خوب گوش كردن باعث ميشود كه فرزند دريابد ما براي همراهي با او ارزش قائل هستيم و به او توجه ميكنيم تا بتوانيم آنگونه كه آنها دنياي خود را تجربه ميكنند، به دنيايشان بنگريم. اين مسئله نه تنها عزت نفس آنها را تقويت ميكند، بلكه انسجام خانواده ما را به عنوان مجموعهاي متحد افزايش ميدهد. اگر اين ديدگاه را پذيرفته باشيم كه بايد بدون توسل به قضاوت و انتقاد دائم با فرزندان خود بحث و گفتوگو كنيم، آنان ديگر مجبور نميشوند تمام توان خود را صرف تأثيرگذاري بر رفتار ما كنند. يادگيري مهارت خوب گوشدادن يا خوب منعكسكردن احساس، كار آساني نيست، اين مهارت نيز مانند تمام مهارتها، به تلاش و تمرين زيادي نياز دارد تا بتوان آن را به درستي انجام داد. اولين تلاشهاي ما در اين راه، شايد ناشيانه به نظر برسد. ما بايد براي جلوگيري از بروز واكنشهاي معمولي هر روزه خود، خيلي خوب تمرين كنيم و به جاي واكنش هايي مثل مخالفت، بحث كردن، متقاعد كردن، قضاوت كردن و بازجويي و استنطاق كردن، نتيجه اخلاقي گرفتن و سخنراني كردن، خوب گوش كنيم. قواعد لازم براي اين كار عبارتند از اينكه احساسي را كه در پس حرفهاي او پنهان است، شناسايي كنيم؛ روي آن احساس تمركز كنيم؛ در حالي كه با فرزند خود گفتوگو ميكنيم، احساس شناسايي شده را دنبال كنيم و در آخر بتوانيم احساسات شناسايي شده او را به خوبي منعكس كنيم. چند توصيه مهم براي ارتباط مؤثر با فرزندان بهترين زماني كه ميتوانيد با فرزندتان ارتباط برقرار كنيد، زماني است كه با او تنها هستيد. به زمانهايي كه فرزندانتان دوست دارد با شما صحبت كند توجه كنيد، مانند زمان خواب، قبل از شام، در ماشين و... علايق فرزندتان را بشناسيد مانند بازي موردعلاقه، بازيگر موردعلاقه، بازيكن موردعلاقه و سعي كنيد به بهانههاي مختلف در مورد آنها با فرزندان خود صحبت كنيد. زماني كه او ميخواهد مطلبي را با شما در ميان بگذارد، تلويزيون را خاموش كنيد و مجلهاي را كه در دست داريد روي ميز قرار دهيد و تمام حواس خود را متوجه او كنيد. تحقير كردن يا مقايسه او با ديگران باعث كينهتوزي او ميشود. سعي كنيد به لحاظ فيزيكي به گونهاي بايستيد يا بنشينيد كه متناسب با قد فرزندتان باشد؛ سپس با او حرف بزنيد. اگر از نحوه برخورد يا رفتار او خشمگين هستيد، صبر كنيد تا عصبانيت شما فروكش كند سپس با او موضوع را در ميان بگذاريد. زماني كه خستهايد، گوش دادن به حرفهاي او برايتان دشوار ميشود. حتيالامكان هنگامي كه فرزندتان در حال صحبت است با دقت و با احترام به حرفهاي او گوش دهيد و از قطع كردن حرفهاي او بپرهيزيد. به او اطمينان دهيد كه با وجود كارهايي كه كرده است، او را دوست داريد. او را براي در ميان گذاشتن احساس ناراحتي يا خوشحالي خود با شما تشويق كنيد. اگر فرزندتان در مورد مشكلاتش با شما سخن گفت، به جاي بازي در نقش حلال مسائل سعي كنيد تصميمگيري را به عهده خودش بگذاريد. قدرت نيروهاي دروني فرزندتان را يادآوري كنيد، استعدادها و شايستگيهايش را به رخ او بكشيد و به وي بگوييد در هر شرايطي پشتيبان و ياور او خواهيد بود. بهتر است سؤال خود را روي «چه شد؟» متمركز كنيد تا اينكه با «چرا» از او بپرسيد. هر هفته زماني را براي فعاليتهاي دونفره با هر فرزندتان اختصاص دهيد و از انجام ديگر فعاليتها در اين زمان پرهيز كنيد. آنچه آنها گفتهاند را تكرار كنيد تا مطمئن شوند آنچه گفتهاند را فهميدهايد. نظر خود را بيان كنيد بدون آنكه آنها را تحقير كنيد. جوي را ايجاد كنيد تا اختلافنظر، چيزي عادي باشد و فرزندان بتوانند نظرات خود را به راحتي بيان كنند. به جاي آنكه تأكيد كنيد كه چه كسي درست ميگويد، بگوييد «ميدانم با من مخالف هستي اما من اينطور فكر ميكنم.» با فرزندانتان صحبت كنيد اما سخنراني، قضاوت، انتقاد و تهديد نكنيد. *كارشناس ارشد روانشناسي
تربیت فرزندان از جراحی قلب مشکل تر است آن هم در این زمانه و با هجوم زسایل ارتباط جمعی