در شش سال اخير ميبينيم كه جبهه معاند انقلاب از بيرون با برنامهريزي در تقويت جريان و نحله فكري روشنفكري غربزده در سينماي ما، سينمايي به نام سينماي جشنوارهاي درست كردند. با حمايتهايي كه از اين سينما داشتند و پخش فيلمهايشان در اقصي نقاط دنيا موجب شد تا جبههاي براي خودشان تشكيل دهند. سرآمد اينها هم فيلم جدايي نادر از سيمين است كه تا اسكار هم پيش ميرود ولي در جشنواره داخلي ما ـ جشنوارهاي كه نام انقلاب را يدك ميكشد ـ هم جايزه ميگيرد. كسي كه با هر قدمش نسبت به نظام اسلامي دهنكجي كرد... سينماي دفاع مقدس و سينماي انقلابي يكي از بحثهاي داغ اين روزهاي سينماست. عدهاي تقسيم آن را به ارزشي و غير ارزشي صحيح نميدانند و عدهاي ديگر آن را ملاك تقسيمبندي فيلمها ميخوانند.
بنابراين مناسب ديديم تا با يكي از برجستهترين چهرههاي سينماي دفاع مقدس به گفتوگو بنشينيم. جمال شورجه با كارنامه قابل قبول خود در عرصه سينماي انقلاب و دفاع مقدس، يكي از بهترين گزينههاي ما بود. با او درباره سينماي دفاع مقدس و موانع پيش روي اين سينما به بحث ميپردازيم. گفتوگويي كه تنها به اين بحث خلاصه نشد و ساير مسائل حول اين سينما و حواشي آن را نيز در برگرفت.
به عنوان سؤال اول ميخواستم بپرسم چه شد كه بيشتر آثار و فعاليتهاي شما در حوزه كارهاي ارزشي و جبهه جنگ بوده است و شما بيشتر سينماي دفاع مقدس را براي فعاليتهاي خودتان انتخاب كرديد؟
هنگامي كه در حوزه سينما وارد شدم زماني بود كه انقلاب فرهنگي اتفاق افتاده بود، قبل از آغاز جنگ تحميلي حدود سال 59 بود، دانشگاهها به دليل اغتشاشاتي كه در دانشگاه وجود داشت و رخنه گروهكهاي مختلفي كه در دانشگاهها حضور داشتند و آن جا را به زرادخانههاي خودشان تبديل كرده بودند، تعطيل شدند. در اين تعطيلي دانشگاهها ارگانهاي رسمي و نظام تصميم گرفتند يك عده را كه علايقي به رشتههاي سينمايي و هنر دارند به انجمن اسلامي دانشگاههاي مختلف دعوت كنند تا به فراگيري و آموزش سينما بپردازند. من هم آن زمان در رشته گرافيك درس ميخواندم، از ما هم كه در انجمن اسلامي دانشكده دانشگاه هنر فعال بودم، آن زمان دانشكده هنر به تازگي به اين عنوان تأسيس شده بود، ما به اتفاق يك تعدادي از دوستان انجمن اسلامي در اين مجتمع حضور پيدا كرديم و براي ديدن آموزشهاي سينما در سال 59 شركت كرديم، از همان جا من به صورت رسمي و جدي رشته سينما را شروع كردم، آموزشهاي لازم را نزديك به يك سال و نيم ديديم، همزمان جنگ شروع شد و آموزشهاي ما با آموزشهاي عملي به صورت فيلمبرداري و عكاسي در ميادين جنگ توأمان شد. اين آموزشها ادامه داشت تا دو سال بعد در حوزه هنري سازمان تبليغات وارد شدم و يك مدتي در آنجا فعال بودم، يك دورهاي هم در هنرهاي زيبا دانشگاه تهران رشته بازيگري را با دوستانم گذراندم.
ما نزديك به يكصد نفر بوديم اما به تدريج اين نفرات ما كاهش پيدا كرد و با بازگشايي دانشگاهها افراد جذب رشتههاي اصلي خود شدند، چراكه از رشتههاي مختلفي به ديدن آموزشهاي سينما آمده بودند وليكن خب من به دليل اينكه علاقه داشتم در اين رشته به اتفاق حدود 35ـ 34 نفر از دوستانم ماندگار شدم. بعد از بازگشايي دانشگاهها به دانشگاه رفتم و رشته اصليام كه گرافيك بود را به رشته سينما تغيير دادم و در آن به ادامه تحصيل پرداختم تا فارغالتحصيل شدم. البته ادامه تحصيلم بيشتر همزمان با جنگ و دوران دفاع مقدس بود، در صحنههاي جنگ و دفاع مقدس در حال كارهاي فيلمبرداري و مستندسازي بوديم. سپس به صورت رسمي و جدي اولين كار سينماييام را درسال 67 يا 68 ساختم، با فيلم سينمايي به اسم «روزنه». البته تا قبل از آن در زماني كه مرحوم ملاقليپور در قيد حيات بودند در فيلم «پرواز در شب» من دستيار اول كارگردان ايشان بودم، در فيلم «شرايط عيني» آقاي احمدرضا گرشاسبي باز هم دستيار اول كارگردان ايشان بودم، در فيلم «زندان دوله تو» آقاي رحيم رحيميپور و همينطور يكي از فيلمهاي ديگر ايشان دستيار بودم تا اينكه خودم رسماً در سال 68 با فيلم سينمايي «روزنه»، كارم را در سينما به صورت رسمي و جدي شروع كردم.
اگر باز هم به عقب بازگرديد آيا هنوز هم علاقهمنديد كه در همين حوزه سينماي دفاعمقدس فعاليت كنيد؟
بله صددرصد، من همچنان به خاطر ريشههايي كه از آن زمان در وجودم بسته شد و حقايقي كه در حوزه دفاعمقدس اتفاق ميافتاد مشتاق هستم در همين حوزه فعاليت كنم. امروزه هم در واقع بايد بخش عمدهاي از پيشرفتهاي علمي، صنعتي، دفاعي و روحيه جنگ و جهاد و شهادتطلبي و دفاع از آرمانهاي كشور را مديون دوران هشت سال دفاع مقدس بدانيم و الان هم خيلي علاقهمند هستم همچنان با فيلمهاي سينمايي در خصوص دفاع مقدس يا آثار دفاع مقدس يا موضوعات و مضامين ديني كارم را دنبال كنم. در واقع ما جبهه و جنگ را خودمان حس كرديم با آن اخت شديم و ارتباط برقرار نموديم. ما از سينماي دفاع مقدس جدا نميشويم، نه من امثال مني كه در اين سينما به عشق همين انقلاب و دفاعمقدس وارد آن شديم.
در حال حاضر از نظر شما در فيلمنامههايي كه به دستتان ميرسد يا آثاري كه روي پرده سينما مشاهده ميكنيد، سينما وضعيت و جايگاه مناسبي دارد؟
متأسفانه در زمينه فيلمنامهنويسي ما دچار مشكلاتي جدي هستيم و عمده فيلمنامهنويسان ما و فيلمسازان ما، خيلي علاقهمند نيستند در حوزههاي ديني، حوزههاي دفاعمقدس و حوزههاي مباحث استراتژيك نظام سرمايهگذاري كنند. به عبارتي هم در مبحث نويسندگي و هم در مبحث توليد ما دچار اين ضعف هستيم. از اين لحاظ ما دچار نقص و اشكالي جدي هستيم كه اين امر ميبايست توسط نهادهاي ذي نقش در حوزه سياستگذاري سينما براي آن يك فكر جدي شود، همانطور كه خميرمايه و پايه و ستون هر فيلمي اول فيلمنامه است، بعد تهيهكننده است و بعد كارگردان، بنابراين اگر اين سه ضلع مثلث كه تشكيلدهنده يك فيلم سينمايي هستند، اگر اعتقادي به مباحث دفاع مقدسي، مباحث استراتژيك نظام و اسلامي و ديني نداشته باشند، تعلق خاطري وجود نداشته باشد، اثر ديني و انقلابي و اسلامي هم شكل نخواهد گرفت و به وجود نخواهد آمد و اين وضع اگر بهبود يابد ما پس از چندين سال ميتوانيم بگوييم سينماي ما جايگاه مناسبي دارد.
به نظر شما عدم استقبال عمده فيلمسازان از ساخت فيلمهايي چون سي و سه روز، شكارچي شنبه و قلادههاي طلا با توجه به استقبال مردم و نخبگان از اين موضوعات، چيست؟
دغدغه فيلمساز است كه منظومه فكري او را شكل خواهد داد و دغدغه واقعي اكثر فيلمسازان ما اين نيست، نادر افرادي هستند كه دراين حوزهها وارد ميشوند. دغدغه اكثر فيلمسازان ما گيشه ميباشد و نگاه تجاري و اقتصادي به سينما دارند تا دغدغههاي فرهنگي.
متأسفانه بخشي از سينماگران با دغدغههاي غربي فيلم ميسازند و قرابتي با انقلاب و ارزشهاي اسلامي ندارند و بخش عمدهاي از سينماگران ما دغدغه فكري دارند و شايد در كارهايشان مسائل انقلاب و ارزشها را يك پوشش جزئي هم ميدهند. اما مطلب را كه ميبينيد، بيشترين دغدغهها در سينما تجاري است تا فرهنگي.
نادر افرادي هستند كه دغدغههاي فرهنگي، انقلاب و ديني دارند و در فيلمسازي وارد اين حوزهها ميشوند و ما وظيفه داريم كه از اين جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي در سينما حمايت كنيم و اين جبهه معدود را تقويت نماييم. تمامي نهادها و جريانهايي كه احساس واقعي به ارزشها و آرمانهاي امام و انقلاب دارند، اين جبهه معدود و قليل را حمايت كنند، تا اين جبهه بتواند رشد پيدا كند و با تقويت اين جبهه است كه ميتواندجريان جديدي در سينما ايجاد شود و جوانان مستعد و علاقهمند به اين حوزه با مشاهده اين حمايتها، جذب جبهه انقلاب اسلامي در سينما شوند.
همانطور كه در اين شش سال اخير ميبينيم كه جبهه معاند انقلاب از بيرون با برنامهريزي در تقويت جريان و نحله فكري روشنفكري غربزده در سينماي ما، سينمايي به نام سينماي جشنوارهاي درست كردند. با حمايتهايي كه از اين سينما داشتند و پخش فيلمهايشان در اقصي نقاط دنيا موجب شد تا جبههاي براي خودشان تشكيل دهند. سرآمد اينها هم فيلم جدايي نادر از سيمين است كه تا اسكار هم پيش ميرود ولي در جشنواره داخلي ما ـ جشنوارهاي كه نام انقلاب را يدك ميكشد ـ هم جايزه ميگيرد. كسي كه با هر قدمش نسبت به نظام اسلامي دهنكجي كرد. از فيلمسازان جبهه انقلاب اسلامي هم همينطور بايد حمايت شود و آرام آرام اين جبهه متأسفانه كوچك، رشد پيدا كند تا بتواند جريانسازي و ايجاد موج در نسل جوان نمايد.
شما خودتان در آن سالي كه جدايي نادر از سيمين جايزه گرفت داور جشنواره بوديد، درست است؟
بله ولي همه اساتيد و داوران معتقد بودند بايد يك مصلحت انديشي بشود و قبل از اينكه اسكار به اين فرد جايزه بدهد ما جايزه بدهيم به همين علت من به شدت مخالفت كردم اما رأي آنها در اكثريت بود و من به نشانه اعتراض در اختتاميه جشنواره شركت نكردم.
در جشنواره فيلم فجر92 شاهد اعتراضات آقاي حاتميكيا به سياستگذاران فرهنگي بوديم. نظر شما درباره جشنواره فيلم فجر، داوريها و عنوان جشنواره فجر چيست؟
قاعده برگزاري جشنواره در هر كشوري اينگونه است كه اهداي جوايز و اثرهاي برگزيده، موجب تشويق و ترغيب فيلمسازها و جهتدهي و ايجاد جريان سينمايي ميشود. متأسفانه در ايران اينگونه نيست. داوريها خيلي سليقهگرا و سياستزده است. در جشنوارههاي داخلي، سياست مدون و مشخصي از سوي سازمان سينمايي و نهادهاي برگزاركننده جشنوارهها ديده نميشود. داورها به رويكرد جشنواره توجهي نميكنند.
اگر يك تعريف و رويكرد براي جشنواره داشته باشيم ميتوانيم نامگذاري متناسب با آن انجام دهيم. اين نامگذاري ميتواند فيلمسازي و داوريها را هدفمند و راهنمايي كند.
جشنواره فيلم فجر به علت اينكه در دهه فجر برگزار ميشود، به نام جشنواره فجر نامگذاري شده است. قاعدتاً بايد فيلمهاي متناسب با اين ايام الله مورد توجه قرار گيرد. اما ميبينيم در طول سال معدود آثاري داريم كه مربوط به انقلاب و مباني انقلاب باشد. سال گذشته يكي دو فيلم مربوط به انقلاب داشتيم. سالهاي گذشته هم همينگونه بوده است. ما به يك سياستگذاري كلان و مدون نياز داريم كه از طرف شوراي انقلاب فرهنگي انجام شود تا فيلمهاي ما به سمت اهداف هدايت شود.
به نظر شما مسير اصلاح شيوه فعلي، بايد چگونه باشد. بايد از سمت مسئولان بالادست اصلاح شروع شود يا بايد از سمت كارگردانان و بدنه سينما؟
سياستگذاريها بايد از بالا اعمال شود. اكنون نگاه و طرز تلقي و تفكر فيلمسازهاست كه فيلم را توليد ميكند كه آن هم به سلايق و ديدگاه و باورها و ظرفيتهاي وجودي و فكري فيلمسازها وابسته است. اين يعني نگاه از پايين به بالا و اين يعني هدايت از پايين به بالا در حالي كه بايد برعكس باشد. مشكل از سياستگذاري كلان فرهنگي است.
اگر سياستگذاري كلان فرهنگي در همه حوزهها از جمله سينما انجام پذيرد، آنگاه جشنوارهها هم جايگاهشان در سينما تعريف ميشود. رويكرد، عملكرد و نتيجه جشنوارهها بايد در سياستگذاريهاي كلان ديده شود. بايد در اثر برگزاري جشنوارههاي مختلف صاحب يك انديشه و گرايش شويم. در حقيقت سينماي ايران بايد مبلغ و مروج نگاه جهانبيني اسلامي در جهان باشد. اما اكنون اينها اتفاق نيفتاده است. چراكه سياستگذاري درست انجام نشده است. اين سياستگذاري از طريق شوراي عالي انقلاب فرهنگي به صورت امر لازم الاجرا به مراكز فرهنگي ابلاغ نشده، اگر ابلاغ شده عمل نشده است؛ اگر عمل نشده است بايد بپرسيم چرا انجام نشده و چرا پيگيري نشده است؟
بعضاً ديده ميشود فيلمهاي خوب در سينما توليد ميشود، اما بدنه سينما اجازه رشد و بروز و ظهور نميدهد. چيزي كه درباره فيلم شيار143 شاهد بوديم. حتي اين فيلم اجازه حضور در جشنواره را نيز به سختي پيدا كرد. به نظر شما دليل اين مشكل چيست؟
سينماي ما سليقهگراست. قانونگرا و هدفمند نيست. سليقهگرايي در همه بخشها وجود دارد؛ از مديريت گرفته تا فيلمسازي و توزيع فيلم. به بعضيها سرويس ميدهند و به برخي ديگر نميدهند. متأسفانه قانون حاكم نيست.
در سينماي دنيا، اين قانونگرايي به صورت مرئي و نامرئي وجود دارد.
در خصوص تشويق و ترغيب آثار مثبت و جهت دار در حوزه انقلاب هم متأسفانه قانوني وجود ندارد. قانوني كه هدايت و حمايت در آن وجود داشته باشد. الان سليقهگرايي حاكم است. يك وقت دولت اصلاحطلبي به روي كار ميآيد، يك وزير نسبتاً ليبرالي روي كار ميآيد. سينما را به سمت ليبراليسم هدايت ميكند. از صدر تا ذيل، اين نگاه را پياده ميكند.
وزير اصولگرا هم كه روي كار ميآيد مقهور جبهه ليبرال ميشود. به جاي تغيير، يا نوشابه ميخورند يا عكس مياندازند و جبهه فرهنگي انقلاب را تقويت و حمايت نميكنند. در گوشه و كنار فيلمسازان مجهور و مظلوم مقيد به ارزشهاي انقلاب را ميبينيم كه هر كدام در گوشهاي هستند و فرصت در كنار هم بودن را ندارند. امكانات اين را ندارند يك اثري را راه بيندازند تا افراد همفكر و همذائقه خودشان را جمع كنند و اين مبحث را تحكيم و تقويت ببخشند.
سليقهگرايي از رياست جمهوري تا وزارت و زيرمجموعههاي مختلف حاكم است. به علت سليقهگرايي در حوزه مديريتي و عملياتي و ميداني، طرفداران جبهه انقلاب نميتوانند آنطور كه بايد و شايد رشد كنند. سياستگذاريها نيز هم بر مدار اين محور نميچرخد. لازم است كه قانوني از طرف شوراي عالي انقلاب فرهنگي تصويب شود و براي اجراي آن، پيگيري شود. خيلي از قوانين خوب تصويب شده است، ابلاغ شده است. اما براي اين قوانين ضمانت اجرايي وجود ندارد. اين قانون در حد بايگاني و در حد مطرح شدن در هئيتمديرهها ميماند.
مجموع نگاه شما نگاه مسئولان بالا به پايين است كه اگر اصلاح شود، ميتوان اميدي داشت. در اين دولت ميتوان اميدي داشت كه اين روند، اصلاح شود. متأسفانه اينگونه نيست. اميدي نيست. نهاد ديگري مانند شوراي عالي انقلاب فرهنگي بايد وارد عمل شود. امسال سال فرهنگ است. رهبري مكرر بر موضوع فرهنگ در امسال تأكيد كرده است. همچنان در فرهنگ ما دچار نقيصه مديريت ضعيف هستيم. رهبري بارها تأكيد كرده است نيروهاي متعهد و مقيد به اصول انقلاب را دريابيد و پشتيباني كنيد. بايد اينها پيگيري و رصد و عملياتي شود و خواسته شود كه چرا عملياتي نشده است. امسال هم در جشنواره فجر اتفاق ميافتد. اكثر فيلمهاي ما لائيك هستند يا سكولار يا بيبو و خاصيت و صرفاً سرگرمكننده. اينها نشاندهنده اين است كه ارشاد ما در خدمت ارشاد جامعه و ارشاد اسلامي نيست.
حوزه فرهنگي ما زمينهساز فرهنگ غربي است. ما در حوزه فرهنگ منفعل هستيم. اين يك جفا به مقام معظم رهبري است. مجلس، كميسيون فرهنگي اگر كوچكترين تخطي از فرامين مقام معظم رهبري ميبينند، بايد پيگيري كنند و به استيضاح بكشد. سازمان صدا و سيما و سازمان تبليغات هم بايد پاسخگو باشند كه براي تقويت جبهه فرهنگي انقلاب چه كردهاند. چشم اميد جبهه مقاومت اسلامي در دنيا، به نظام جمهوري اسلامي است تا آثاري توليد كنند كه جنايت صهيونيستها و غرب و امريكا افشاگري شود.
آن تصويري كه شما از سينما آن زمان كه به اين هنر وارد شديد داشتيد با آنچه امروزه با آن مواجه شدهايد داريد، تفاوتي كرده است؟
بله، قاعدتاً تفاوت كرده است، تغييرات زيادي در جامعه ايجاد شده است. آن زمان كه ما وارد حوزه سينما شديم، در همه كشور به نوعي انقلاب شده بود و همه با روحيه انقلابي و با روحيه بسيجي در سطح كشور فعال بودند. خناثان و ميوهچينان هم به نوعي ميوههاي خودشان را از اين شرايط ميچيدند و سوءاستفادههاي خود را ميكردند، البته تعداد اندك بود و بيشتر ملت و كشور و بيشتر نهادها، درگير دفاع مقدس بودند، خصوصاً هنگامي كه جنگ شروع شد و تمام كشور در نهادها متمركز شده بودند. وزارتخانهها، سازمانها، نيروهاي فعال كشور و افراد در حوزه دفاع از كيان و ارزشهاي كشور، دفاع از سرزمينهاي كشور كه مورد تعرض و تجاوز قرار گرفته بود فعاليت ميكردند. متأسفانه سينما پس از انقلاب اسلامي نتوانست دين خود را به انقلاب ادا كند، از لحاظ محتوا و مضامين و نشان دادن توانمنديها و اقتدار سياسي، نظامي، به خصوص فرهنگي نتوانست به خوبي عمل كند، به آرمانهاي امام آنطور كه ميبايست توجه نشد و مسئولان و سياستگذاران در عرصه سينما كمتر به ارزشهاي انقلاب توجه كردند. آن زمان همه با يك روحيه جهادي در حال تلاش براي دفع دشمن از سرزمينهاي اسلاميمان بودند، هر كسي به نوع خودش، هر كسي در حد وسع و اندازههاي خودش در اين امر كوشش ميكرد، ما هم در حد وسع خودمان كه در حوزه فيلمسازي بود سعي ميكرديم كه اين تصاوير را، اين صحنههاي سلحشوري و حماسه را به عبارتي ثبت و ضبط كنيم. در حال حاضر شرايط تغيير كرده است كه طبيعي است و با گذشت زمان اينگونه تغيير پيدا كرده است، آن دوران دفاع مقدس تمام شده است، دوران سازندگي تمام شده است و البته فتنههاي بسيار مختلفي بر سر اين انقلاب حادث شده و بهوجود آمده است. شرايط را به گونهاي كردهاند كه الان جامعه ما دچار مشكلات فرهنگي جدياي است، به عبارتي حفرههاي جدي فرهنگي در جامعه ما بهوجود آمده است كه واقعاً ميبايست سياستگذاران ما همچون مقام معظم رهبري دغدغهمند به اين امر نگاه كنند و براي رفع اين بحرانهاي فرهنگي عاجلاً فكر كنند، البته برنامههاي دراز مدت بايد تدوين كنند چراكه فتنهها و ترفندهاي دشمن عميق و اثرگذار و با سرمايهگذاريهاي كلان است كه نزديك به سي و اندي سال اول براي نابودي انقلاب و انحراف اسلام با تحميل جنگ و بعد انحراف كشور در حوزه اقتصادي سرمايهگذاري كردند، براي اينكه بتوانند با تحريمها ايران را به زانو در بياورند كه البته با آن هم نتوانستند موفق شوند و به اهداف خودشان دست يابند. در حال حاضر تهديدهاي خودشان را از ناحيه تحريفهاي فرهنگي يا به تعبيري ديگر انحراف فرهنگي، هجمههاي فرهنگي در جامعه ما شروع كردند، به نوعي به دنبال ايجاد خلأهايي در باورهاي ديني و مذهبي مردم، انحراف در باورهاي اعتقادي مردم و سست كردن بنيادهاي خانواده در جامعه هستند، همه اينها به نوعي مباحثي هستند كه دشمن به شدت بر روي آنها سرمايهگذاري كرده است و متأسفانه ما از طرفي ديگر در داخل كشور براي اين امور خيلي سياستگذاريها و برنامهريزيهاي جدي نكردهايم. بايد سينماي ما به پشتوانه انقلاب و دين اسلاممان، به سمت سينماي معنيگرا پيش برود، معنويت و ارزشها و آرمانهاي اعتقادي و ارزشي در آن پر رنگتر شوند.
شما در نويسندگي هم فعاليت داشتهايد؟
من خودم را خيلي فيلمنامهنويس نميدانم و فيلمنامههايي هم كه كار كردهام فيلمنامهنويس داشتند و تنها به فيلمنامهها در جهت بازنويسي فيلمنامهها كمك كردهام، نه اينكه خودم مستقلاً فيلمنامهاي را نوشته باشم.
فيلمنامههايي كه تا به حال در زمينههاي مذهبي به دستتان رسيده است، چه اندازه قدرت اجرايي داشتهاند؟
اين نوع موضوعات و مضامين كمتر به دستمان ميرسد و اگر هم ميرسد اغلب مباحثي سطحي و نازل دارد كه خيلي به صورت عميق و جدي در فيلمنامه به مباحث اعتقادي و ديني پرداخته نميشود و مباني دين اسلاممان و انقلابمان را در فيلمنامه كمتر ميبينيم كه قدرت اجرايي داشته باشند. متأسفانه به عبارتي ريشههاي تربيتي جامعه خودمان را در فيلمنامهها كمتر شاهد هستيم با توجه به اينكه همه زندگي ما براساس دين ما و اسلام است، كه اينها همه به سواد و نوع نگاه و انديشه خود نويسندگان ما برميگردد كه اصلاً اين مباحث چقدر برايشان جدي است و چقدر هم براي تحقيق و پژوهش در مسائل و مباحث ديني و اسلامي زمان ميگذارند، كه ما متأسفانه از اين دست فيلمنامهها نادر ميبينيم.
از نظر خودتان علت اينكه در حال حاضر به اين جايگاه رسيدهايد چيست؟ موفقيت جمال شورجه را از چه ميدانيد؟
البته من خودم را خيلي در زمينه كارگرداني و حوزه فرهنگي موفق نميدانم و فكر ميكنم كه هنوز خيلي راههاي نرفته پيش روي ما است و خيلي كارهاي انجام نداده هنوز وجود دارد، خيلي بارهاي بر زمين مانده را نتوانستهايم بلند كنيم و ما هنوز آن دين عظيم و بزرگي كه انقلاب بر گردن ما نهاده است را به دلايل مختلف نتوانستيم ادا كنيم. تصور كنيد كه زمان دفاع مقدس عزيزان ما به جبهههاي جنگ ميرفتند و آن جا جان خود را از دست ميدادند و آن را فداي انقلاب و اسلام ميكردند، حقيقتاً ما در كجا هستيم؟ حتي حاضر نيستيم آبروي خودمان براي انقلاب و اسلام بگذاريم، اينها مشكلات و معضلاتي است كه خود من ميتوانم اعتراف كنم كه نتوانستيم آن مسئوليتي كه بر گردنمان بوده است را انجام دهيم و آن نسبتي كه ميتوانستيم براي ترويج و تقويت نشر مباني ديني و اسلامي در مبحث انقلاب و دفاع مقدس نقش داشته باشيم را انجام دهيم. به همين دليل است كه شايد يك بخشي از دغدغهها و نگرانيهاي مقام معظم رهبري از تنبليها، كم كاريها، كم سواديها و كم بينشيهاي امثال ما باشد.
در ميان آثاري كه در آنها فعاليت كردهايد، كدام آنها بيشتر مورد پسند و رضايتتان است؟
آثاري كه در آنها فعاليت كردهام نزديك به 9 فيلم سينمايي بود كه 4ـ 3 تا از آنها سريال تلويزيوني بود و در چند مورد آنها تهيهكننده بودم. . . تمام آثاري كه در آنها فعاليت كردهام را دوست دارم و نميتوانم بگويم كدام را بيشتر دوست دارم ولي معمولاً موضوعاتي كه در خصوص دفاع مقدس بوده است را بيشتر دوست دارم مانند «عمليات كركوك»، «حماسه مجنون»، «دايره سرخ» يا حتي اين آخرين كاري كه انجام دادهام در خصوص مقاومت اسلامي در لبنان بودم همه آنها را دوست دارم و داشتههاي خودم به حساب ميآورم.
كمي از حال و هواي همين فيلم سي و سه روز برايمان بگوييد؟ چه ميشود كه يك كارگردان دفاع مقدسي به دنبال يك سوژه برون مرزي ميرود و آن را دنبال ميكند؟
مقاومت اسلامي. همان مقاومتي كه توانست انقلاب ما را به پيروزي برساند، الان در اكثر كشورهاي منطقه اين حركت شروع شده. آنها نياز به مقاومت دارند. وقتي اسرائيل به جنوب لبنان حمله كرد، فكر نميكرد آنجا نيروهايي وجود دارند كه بتوانند در 33 روز كمر اسرائيل را بشكنند. آنها آمده بودند براي بيروت اما نيروهاي حزب الله مقابل آنها ايستادند و اجازه پيشروي ندادند. در واقع من فاصلهاي ميان 33 روز با فيلمهاي ديگرم حس نميكنم و اين همان سير را دنبال ميكند.
همانطور كه ميدانيد محبوبيت نيمي از موفقيت است، نيمي ديگر آن ماندگاري است، از نظر شما براي ماندگاري بايد چه كرد؟
براي ماندگار شدن اول بايد روي موضوعات جدي و مضاميني كه معضل و مشكل جدي مردم و جامعه است سرمايهگذاري كرد، فكر كرد و در خصوص آنها دست به قلم برده شود، براي مفاهيم و موضوعات ديني بايد اقدام كرد، براي نشر و ترويج دين و انقلاب بايد قدم برداشت كه البته اينها موضوعات و مضامين هستند و ساختارهاي كار هم بايد قوي و محكم باشند تا بتواند جذابيت ايجاد كند براي اينكه اين مفاهيم نشر و ترويج پيدا كند، اين عوامل اگر در آثار وجود داشته باشد، آثار هم تأثيرگذاري خود را خواهند داشت و هم ماندگارتر خواهند شد و تاريخ مصرف دار نخواهند بود.
به عنوان پرسش پاياني، از كارهاي جديدتان بگوييد.
يك كار به نام «سميه» در دست دارم كه من تهيهكنندهاش هستم. داستان فيلم در مورد عنايات آقا عليبنموسيالرضا(ع) است كه البته هنوز نتوانستيم بودجه اين كار را تأمين كنيم. يك كار را هم قرار است خودم كارگرداني كنم با نام «مسيح شاهد بود» كه مربوط به مقاومت نيروهاي فلسطيني است. اين كار به تهيهكنندگي آقاي محمود فلاح توليد ميشود كه متأسفانه مانند كار قبلي با مشكل بودجه دست و پنجه نرم ميكند كه انشاءالله در آينده رفع شود.