
گاهيوقتها براي ساختن يك فيلم مذهبي حتماً نيازي به صليب كشيدن حضرت عيسي يا زدن چوب حضرتموسي بر ساحل دريا يا ساختن يك كشتي بزرگ به عظمت كشتي حضرت نوح نيست. گاهيوقتها فيلمهايي چون «بهشت واقعي است» يا «نامههايي براي خدا» به اندازه يك فيلم پرهزينه يا به اصطلاح بيگپروداكشن چون فيلم «نوح» ميتواند اثرگذاري معنوي داشته باشند. معمولاً وقتي كه كار ساخت يك فيلم كليد ميخورد اولين اقدام فراخواندن تكنيسينهاي پشت دوربين است. اين اتفاق درباره فيلم «نامههايي براي خدا» به شكل ديگري رخ داد. «نامههايي براي خدا» فيلمي برگرفته از داستان واقعي پسربچهاي مبتلا به سرطان است كه نامه رسمياش به خدا زندگي يك پستچي الكلي را نجات ميدهد. پيام اصلي فيلم اين است: «اول دعا كن و بعد برو فيوزها را چك كن». اما اين فيلم تنها مشاوران تكنيكي نداشت بلكه از حضور مشاوران مذهبي هم بهره ميبرد.
ديويد نيكسون، كارگردان «نامههايي براي خدا» ميگويد: «ما هر روز سر صحنه آدمهاي مذهبي داشتيم. آدمهايي كه هيچ چيز از فيلمسازي سر در نميآوردند اما ميدانستند كه چگونه بايد دعا بخوانند. وقتي من پشت صحنه ميگفتم «يك دو سه حركت!» آنها هم دست به كار ميشدند و دعا ميخواندند. براي بازيگران دعا ميخواندند. براي خانواده پسر كوچولو كه هر روز سر صحنه حاضر ميشدند دعا ميخواندند. هر وقت به طرفشان برميگشتم ميديدم كه همهشان يا دارند تا بناگوش ميخندند يا چشمهايشان از حدقه بيرون زده است. آنجا بود كه فهميدم فيلمي استثنايي را در دست ساخت دارم!»
در واقع فيلم «نامههايي براي خدا» بهار گذشته وارد چرخه اكران سينماهاي امريكا شد و در فروشي شوكه كننده و غير قابل انتظار در ميان 10 فيلم پر فروش روي پرده سينماهاي اين كشور قرار گرفت. «نامههايي براي خدا» از طرفي ديگر بعد از فيلم «مصائب مسيح» در سال 2004 دومين فيلم معنوي محوري است كه گستردهترين چرخه اكران و توزيع را در جهان داشته است. تا كنون حقوق پخش بينالمللي آن در دورافتادهترين سرزمينهاي روي كرهزمين در آفريقاي جنوبي تا اسلووني و خاورميانه هم خريداري شده است و نام اين فيلم در خاورميانه به «نامههايي براي الله» ترجمه شده است. اين فيلم يكي از سريعترين و آسانترين اكرانهاي سينمايي را در رديف فيلمهاي كمپاني «ميشن پيكچرز» داشته است؛ شركت پخشي كه هدفش تبديل شدن به يك برند جهاني در حوزه فيلمهاي ايمان محور و معنوي محور است. «نامههايي براي خدا» هم واكنشي است به آنچه بسياري از مردم از آن به عنوان فرومايگي و كمتوجهي هاليوود در قبال شمار زيادي از مخاطبان معنويگرا ياد ميكنند و هم خوراكي براي چيزي حدود 100 ميليون امريكايي و غيرامريكايي كه خود را با ايمان ميدانند.
هماكنون فيلم «نجات زندگي» اثر ديگر كمپاني «ميشن پيكچرز» كه درباره داستان نجات يك نوجوان است جايگزين فيلم «نامههايي براي خدا» شده است. فيلم بعدي اين كمپاني «راه خانه» با بازي دين كين در نقش پدري است كه وقتي كودك نوپايش را گم ميكند تازه خدا را در مييابد. هنوز ارقام فروش فيلمهاي كنوني روي پرده كمپاني ميشن پيكچرز خيلي زياد نيست اما با در نظر گرفتن احتمال فروش خوب خانهاي در داخل خاك امريكا و حقوق پخش در خارج و نسبت دادن اين ميزان با بودجههاي بسيار ناچيز ساخت اين قبيل فيلمها كه به ندرت از مرز يك ميليون دلار ميگذرد بايد قبول كرد كه حاشيه سود اين فيلمها امن است. فيلم موفق ديگر محصول يكي ديگر از كمپانيهاي امريكايي «بهشت واقعي است» ميباشد. فيلمي درباره پسربچهاي كه در جريان يك عمل جراحي بهشت را از نزديك ملاقات كرده و در بازگشت به وضعيت عادي همه از جمله پدرش را از آنچه تجربه كرده متحير ميكند. اين فيلم نيز توانسته به فروش قابل توجه گيشهاي دست پيدا كند. اين فيلمهاي معنويگرا همتراز با بازار هدف هستند. شمار زيادي از طرفداران اين فيلمهاي ايمانمحور پاي سجاده نماز يا از پشت منبرهاي كليساها و كنيسهها در سرتاسر دنيا فضائل اين فيلمها را به خوبي جذب ميكنند و از انتشار پيام اين فيلمها هيچگاه خجالت نميكشند. در روزهايي كه فروش ويدئويي فيلمها در بازار جهان بيمار است اما در اين بخش فيلمهاي معنوي با فروش پر رونق ويدئويي همراه ميشوند. تنها در برزيل حدود 90 هزار از نسخه ويدئويي فيلم معنوي چون «ضدآتش» به كارگرداني نيكسون به فروش رفته بود.
مخاطبان فيلمهاي مذهبي در سرتاسر دنيا نه تنها مخاطبان وفاداري هستند بلكه بخشنده هم هستند. نه بهخاطر دست و دلبازيشان در استقبال از اين فيلمها و احياناً خريد نسخه ويدئويي آنها بلكه به اين خاطر كه آنها اگرچه معمولاً انتظار تماشاي فيلمهاي باكيفيت را دارند اما اگر داستان فيلم بتواند به خوبي طنينانداز بوده و ارتباط عاطفي و معنوي را ايجاد كند آنها حاضرند حتي كيفيت پايين فيلم را نيز ناديده بگيرند.
بعد از موفقيت فيلم «مصائب مسيح» ملگيبسون شمار زيادي به فكر فيلمسازي معنويگرا افتادند اما برداشت خوب محصول از اين وادي كار هر كسي نبود. كليد نهايي موفقيت كمپانيهاي فيلمسازي چون «ميشن پيكچرز» در كنار ساير عوامل اثرگذار ايمان بود. در فيلم «نامههايي براي خدا» پستچي الكلي خود را در مسير ايمان و عيسي مسيح قرار ميدهد و در اين راه بدون هزينه خود را از نو باز ميپرورد؛ عشق تازهاي پيدا ميكند و كلي دوست دور و برش را فرا ميگيرد. از قضا سال 2014 سال فيلمهاي مذهبي است؛ «نوح»، «بهشت واقعي است» و امثال آنها خوب فروختهاند. اين معجزه سينماي مذهبي است كه به يكباره سينماي يك سال را اشغال كنند و در عين حال همه خوب بفروشند و مخاطب را زده نكنند. ذهن مردم دنيا مدتها در انتظار چنين خوراك پرباري بوده است؛ اين فيلمهاي مذهبي در هاليوود صدالبته ابزار انجيلي يا بخشي از يك جنگ صليبي بزرگ نيستند. آنها طراحي شدهاند تا يك جاي خالي بزرگ را در بازار فيلمها پر كنند.