در شرايطي كه رژيم كودككش صهيونيستي هر روز به ابعاد جنايات خود در نوار غزه گستره بيشتري ميدهد، ميتوان بهتر به نظريههاي حضرت امام(ره) در باب چگونگي شكلگيري اين رژيم، چرايي پيدايش آن و عوامل رشد و توسعه چپاولگري آن پرداخت. حضرت امام خميني طي سالهاي قبل و بعد از انقلاب اسلامي بارها اصل موجوديت اين رژيم اشغالگر را زير سؤال برد و با تأكيد بر اتحاد و همبستگي مسلمانان دنيا در مقابل آن، ادامه حيات را خطري براي منطقه و كشورهاي اسلامي و عربي ميدانست. هر چند بيانات حضرت امام در اين باره خود منظومه كاملي است اما ميتوان مهمترين بخش از سخنان ايشان را در اين بخشها خلاصه كرد.
امريكا، عامل اصلي رشد اين رژيم
حضرت امام امريكا را بزرگترين عامل توسعه قدرت اين رژيم ميداند. «امريكا كه چنگ و دندان در منطقه نشان ميدهد، از مهرهاي چون اسرائيل كه مجري جنايتهاي آن در منطقه است، به طور كامل پشتيباني ميكند و بازيهاي سياسي اينان را نبايد از نظر دور داشت» (صحيفه نور ج 18 ص 93).
«امريكاست كه از اسرائيل و هواداران آن پشتيباني ميكند، امريكاست كه به اسرائيل قدرت ميدهد كه اعراب مسلمان را آواره كند. . . الان تمام گرفتاري از امريكاست، تمام گرفتاري مسلمين از امريكاست، از اين امريكاست كه صهيونيسم را آن طور تقويت كرده است و آن طور دارد تقويت ميكند و برادران ما را فوج فوج ميكشند» (همان، ج ه1 ص 76).
عامل ديگري كه بنيانگذار انقلاب اسلامي به عنوان عامل توسعه قدرت رژيم كودككش از آن ياد ميكند ديگر همپيمانان امريكا يا همان نظام سلطه است. «امروز همه قدرتها و ابرقدرتها دست به دست يكديگر دادهاند كه نگذارند فلسطينيهاي مسلمان به هدفشان برسند، حتي بسياري از كساني كه به ادعا نسبت به فلسطينيها اظهار علاقه ميكنند، علاقهشان به اين نيست كه مسلمانان فلسطيني بر اسرائيل غلبه كنند و متأسفانه با سكوت و سازش آنها دست به دست هم دادهاند كه نگذارند مسلمانان فلسطين پيروز بشوند چراكه پيروزي آنان پيروزي اسلام است» (همان ج ه2 ص 183).
بياعتنايي مسلمانان هم عاملي مهم
حضرت امام خميني همچنين بيتوجهي و بياعتنايي مسلمانان به موضوع فلسطين را هم به عنوان عاملي اساسي و مهم ارزيابي ميكند و به همين دليل است كه با نامگذاري جمعه آخر ماه مبارك رمضان به نام اين كشور به نوعي تلاش دارد تا مسلمانان را از خواب غفلت بيدار كند. «تمام اين گرفتاريهايي كه در اين مدت طولاني براي برادرهاي ما در قدس پيدا شده است در اثر سهلانگاري رؤساي اعراب بوده است. . . دولتهاي اسلامي غالباً در مقابل اين جنايت بيتفاوت و احياناً كمك كار به جنايات يا به نشست و برخاست و مذاكرات بينتيجه سرگرم هستند و مجاهدين فلسطيني را كه دارند در مقابل اسرائيل مقاومت مينمايند تنها گذاشته و شايد اين نمايشگر توطئهاي بين ابرقدرتها باشد، اكنون برادران و فرزندان بيپناهشان در آتش ميسوزند و مواجه با خطرهاي بسيار هستند» (همان ج ه1 ص 5).
چرا اسرائيل خطرناك است
حضرت امام همچنين خطرات اين رژيم اشغالگر را اينگونه تبيين ميكند: 1- «اينجانب بيش از 15 سال است كه خطر اسرائيل غاصب را گوشزد كردهام و به دولتها و ملل غرب اين حقيقت را اعلام نمودهام اكنون با طرح استعماري صلح مصر و اسرائيل اين خطر بيشتر و نزديكتر و جديتر شده است» (همان ج 5 ص 8ه2 ).
2- «نقشه، استيلا و سيطره صهيونيسم بر دنياي اسلام و استعمار بيشتر سرزمينهاي زرخيز و منابع سرشار كشورهاي اسلامي ميباشد»(همان ج 1 ص 9ه2 ).
3- برادران و خواهران بايد بدانند كه امريكا و اسرائيل با اساس اسلام دشمنند چراكه اسلام و كتاب و سنت را خار راه خود و مانع چپاولگريشان ميدانند چراكه ايران با پيروي از همين كتاب و سنت بود كه در مقابل آنان به پا خاست و انقلاب نمود و پيروز شد(همان ج 19 ص 193).
4- ايشان خطر رژيم كودككش را تنها محدود به مسلمانان نميداند و آن را آسيبي جدي براي خاورميانه هم ارزيابي ميكند: «همه بايد بدانند كه هدف دولتهاي بزرگ از ايجاد اسرائيل تنها با اشغال فلسطين پايان نميپذيرد، آنها در اين نقشهاند كه تمامي كشورهاي عربي را به همان سرنوشت فلسطين دچار كنند(ج 1 ص 193).
سران كشورهاي اسلامي بايد توجه داشته باشند كه اين جرثومه فساد را كه در قلب كشورهاي اسلامي گماشتهاند تنها براي سركوبي ملت عرب نميباشد بلكه خطر و ضرر آن متوجه همه خاورميانه است(همان ج 1 ص 9ه2).
چگونگي نابودي رژيم كودككش
حضرت امام هماره بر نابودي كامل اين رژيم تأكيد داشته و راهكارهاي متفاوتي هم براي نابودي آن ارائه كردهاند كه از جمله آن رسوا ساختن اسرائيل در جهان و افكار عمومي دنياست:«اينجانب به برادران اسلامي در همه كشورها خصوصاً برادران عرب و ملت عظيم عرب كه پيشتازان اسلامند، خطر عظيم اجانب خصوصاً صهيونيسم را كه كراراً اعلام كردهام لازم است در شهر رمضان كه ماه اجتماعات اسلامي است مؤمنين در مجامع عمومي پرده از توطئههاي اين غول جهانخوار برداشته و خطرات دشمن انسانيت را برملا كنند» (همان ج 8 ص 219).
بنيانگذار انقلاب دومين عامل در اين زمينه را همگرايي مسلمين در برابر اسرائيل ميخواند: «اگر مسلمين مجتمع بودند و هر كدام يك سطل آب به اسرائيل ميريختند، او را سيل ميبرد و معذلك در مقابل او زبون هستند» (همان ج 8 ص 236 ).
كشورهاي اسلامي بايد در برابر اسرائيل اشغالگر كه اكثر گرفتاريهاي كشورها به دست آن است موضع خصمانه داشته باشند و با تمام نيرو از آرمان فلسطين و لبنان عزيز دفاع كنند (همان ج ه1 ص 79).
در هر صورت مسلمين اگر چنانچه با هم اتفاق پيدا بكنند و وحدت كلمه پيدا كنند نه قضيه قدس پيش ميآيد و نه قضاياي افغانستان پيش ميآيد و نه قضايايي كه براي مسلمين و جاهاي ديگر پيش ميآيد (همان ج 12 ص 272).
ما ميگوييم اسرائيل بايد از صفحه روزگار محو شود و بيتالمقدس مال مسلمين است و قبله اول مسلمين است (همان ج 17 ص 14).
«قطع رابطه با اسرائيل» هم يكي ديگر از راهكارهاي حضرت امام در قبال نابودي اين رژيم است كه بارها بر آن تأكيد نمودهاند: «رابطه با اسرائيل و عمال آن چه رابطه تجاري و چه رابطه سياسي حرام و مخالفت با اسلام است. بايد مسلمين از استعمال امتعه اسرائيل خودداري كنند» (همان ج 1 ص 139).
«چه دردناك و مصيبتبار است كه در جوار مسلمانان و دولتهاي به اصطلاح اسلامي، اسرائيل غاصب اين چنين جسورانه و فاتحانه به مردم مظلوم لبنان بر خواهران و برادران عزيز بيروتي تجاوز كند و به جاي آنكه دولتهاي كشورهاي اسلامي به دفاع كه يك فريضه الهي و انساني است برخيزند، اين چنين نرمش نشان دهند بلكه براي مقصد شوم امريكا و اسرائيل به فعاليت برخيزند» (همان ج 17 ص 29).
برائت از مشركين هم ديگر راهحل بحران كنوني از زبان امام خميني است: «ممكن نيست حجاج به حج بروند و دست به تظاهرات عليه استكبار جهاني نزنند، اصول برائت از مشركين از وظايف سياسي حج است و بدون آن حج ما حج نيست» (همان ج ه2 ص 2ه2).