کد خبر: 662415
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۳ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۵:۵۵
دكتر غلامرضا خواجه سروي، معاون فرهنگي سابق وزيرعلوم در گفت‌وگوي اختصاصي با «جوان»:
محمد عبداللهي
 مقام معظم رهبري چندي پيش در ديدار با رؤساي دانشگاه‌ها علاوه بر تأكيد بر عدم توقف رشد علمي كشور از مديران دانشگاه‌ها و مسئولان گوناگون مديريتى خواستند كه دانشگاه را به مركز جولان سياسى و فعاليت‌ جناح‌هاى سياسى تبديل نكنند و حاكم شدن اين روند را سم مهلكي براي حركت علمى كشور دانستند. از اين‌رو «‌جوان» در گفت‌‌وگو با دكتر غلامرضا خواجه سروي استاد دانشگاه امام صادق(ع)‌ و معاون فرهنگي - اجتماعي وزارت علوم در دولت دهم علاوه بر تبيين بيانات مقام معظم رهبري در ديدار استادان دانشگاه‌ها به بررسي انتقادات وارد شده به وزارت علوم دولت نهم و دهم پرداخته است.
 
رهبر معظم انقلاب در ديدار اخيرشان بر رشد شتاب علمي كشور تأكيد كردند و اين موضوع را به عنوان يكي از دغدغه‌هايشان طرح نمودند، به اعتقاد شما الزامات اين رشد پرشتاب علمي در كشور چيست و اگر خللي در آن ايجاد شود چه آسيب‌هايي را به همراه خواهد داشت؟
 
 
يكي از مهم‌ترين الزامات رشد علمي در كشور ايجاد فضايي آرام است. علي‌الاصول يك زماني مي‌گوييم دانشگاه داشته باشيم؛ يعني نفس دانشگاه براي ما موضوعيت داشته باشد و يك زماني مي‌گوييم دانشگاه ابزاري است براي اينكه ما بتوانيم مسائلمان را هم در داخل كشور، هم در سطح منطقه و هم در سطح بين‌الملل با آن حل كنيم و به اين واسطه يك گام خودمان را جلو ببريم و در سطح منطقه‌اي خودي نشان دهيم كه ما نسبت به كشورهاي ديگر جلوتر هستيم تا بتوانند در سطح بين‌المللي جايگاه بالاتري را كسب كنند و اينها همه متوقف است بر رشد علم؛ يعني اگر رشد علمي متوقف شود كشور ما هم از داخل ضربه مي‌خورد، هم در منطقه افت پيدا مي‌كند و هم در سطح بين‌المللي در ساده‌ترين حالت حرفي براي گفتن نخواهد داشت. ببينيد هرچه جلوتر مي‌رويم، مي‌بينيم كه سرنوشت كشور ما به نحوي با علم و پيشرفت علمي گره خورده است؛ اگر اين را حذف كنيم و بگوييم رشد علمي متوقف بنابراين در خيلي چيزهاي ديگر هم حرفي براي گفتن نخواهيم داشت و متوقف مي‌شويم و ادامه‌اش هم مي‌شود همان وابستگي‌هايي كه قبل از انقلاب وجود داشته است. باتوجه به اينكه الان ما در دوراني هستيم كه رژيم شاهنشاهي بر كشور حاكم نيست و نظامي بر جمهوري اسلامي حاكم است كه از نظر بنياد همه عناصرش با رژيم شاهنشاهي وابسته به غرب و شرق تفاوت دارد؛ بنابراين اين نظام طبيعتا نمي‌تواند وابسته به كسي باشد و اگر اين رشد علمي متوقف شود تناقض پيش مي‌آيد. نظامي كه به طور طبيعي مستقل است و براي خودش حرف دارد چرا بايد مدام دستش جلوي ديگران دراز باشد. در حالي كه راه جمهوري اسلامي راه جدايي است و نمي‌تواند تكيه به كسي كند و بنابراين توقف رشد علمي به طور طبيعي مساوي است با مجدداً بازگشت وابستگي؛ يعني زير پا گذاشتن اصول و بنيان‌هاي جمهوري اسلامي كه يكي از آنها استقلال بود كه در شعار مردم ايران در سال‌هاي 57 وجود داشت؛ بنابراين ما اگر خواسته باشيم شعارهاي اصلي انقلاب را حفظ كنيم ناچاريم به ابزارهاي مختلفي كه مي‌تواند اين شعارها را حفظ كند توجه داشته باشيم. به همين خاطر است كه لحظه‌اي نبايد رشد علمي در كشور ما متوقف شود البته توقف كه خيلي بد است من معتقدم كند شدنش نيز ضرر دارد. پس بايد تلاش كرد كه سرعتش پرشتاب شود و مطمئن باشيد هرجا اين رشد علمي كند شود، جاي وابستگي را باز مي‌كند.
 
آيا رشد علمي در دولت‌هاي نهم و دهم بيشتر از گذشته بود؟
 
 
سال 84 كه وزارت علوم دولت نهم شروع به كار كرد سعي كرد مباحث بر زمين‌مانده را كه دغدغه مقام معظم رهبري بود، مورد توجه قرار دهد. مقام معظم رهبري از اوايل دهه 70 يك‌سري مباحثي را در خصوص دانشگاه بيان كردند كه يكي از آنها كرسي‌هاي نقد و نظريه‌پردازي بود و ديگري ايجاد سامانه‌اي كه مقالات جهان اسلام را مثل ISI‌ نمايه كند. خيلي جالب بود كه وزارت علوم دوره دوم خرداد از كنار اين فرمايشات مقام معظم رهبري خيلي راحت گذشت؛ واقعا اگر همين ايده را يك نفر‌ در يكي از كشورهاي غربي مطرح مي‌كرد اينها روي هوا مي‌زدند ولي اصلا به اين حرف‌ها توجه نكردند. دوره وزارت علوم دولت نهم براي شتاب دادن به رشد علمي كشور اين دغدغه‌هاي رهبر انقلاب را اجرايي كرد. الان چيزي داريم كه البته من نمي‌گويم در مقابل ISI است ولي پايگاه استنادي جهان اسلام به نام ISC است در شيراز ايجاد و پيگيري شد كه يك پايگاه معتبر نمايه‌سازي علمي است. بحث كرسي‌ها را نيز در آئين‌نامه ارتقاي اساتيد قرار داديم و براي آن 15 امتياز در نظر گرفته شد. اينها بنيان‌‌هايي بود كه اتفاق افتاد و ثمراتي هم بعدها داشت؛ يا مثلاً در آئين‌نامه‌اي كه در دوره دوم خرداد تصويب شده بود اشاره شده كه مقالات انگليسي بر فارسي ترجيح دارد كه ما آن را تغيير داديم. اين اصلاح آئين‌نامه ارتقاي استادان خودش گام خيلي خوبي براي رشد علمي بود و اصلا جهت كار تغيير كرد. ضمن اينكه ما به مقالات كاربردي و دانش كاربردي استادان امتياز بيشتري داديم و اين خيلي آنها را تشويق كرد. سال 83 تعداد مقالات نمايه شده 3300 مقاله بود، در حالي كه در سال 92 كه دولت دهم كارش را تحويل داد اين مقالات به نزديك 40 هزار رسيد البته اين منهاي مقالاتي است كه در كشور ما به زبان فارسي و در حوزه‌هاي علميه نوشته شده است. در آن دوره آموزش عالي گسترش خيلي خوبي پيدا كرد؛ در سال 83 ما چند گرايش و مقطع داشتيم كه در سال 92 اين گرايش و مقاطع بيشتر شد.
 
 
من در اوايل دولت يازدهم هم هنوز در وزارت علوم حضور داشتم و آقاي دكتر توفيقي در چند جلسه گفت اين وزارتخانه آن وزارتخانه‌اي نيست كه من تحويل دادم؛ اصلا خيلي تغيير كرده و خيلي بزرگ شده است و ايشان چند بار گفت شما چگونه اينجا را اداره مي‌كنيد. كارهاي علمي خيلي خوبي صورت گرفت؛ دانشكده‌ها ساخته شد تا استادان و دانشگاه‌ها مكان داشته باشند و بتوانند هر زمان كه مي‌خواهند به كارهاي علمي بپردازند. نكته ديگر كه به عنوان زيرساخت بايد به آن توجه كرد اين بود كه امور فرهنگي و ديني در دانشگاه‌ها احيا شود و روحيه جهاد علمي و دينداري را در دانشگاه‌ها حاكم كنيم؛ چراكه اينها در رشد علمي تاثير دارد و در دولت تلاش شد اين نگاه حاكم شود. در دوره قبل امور فرهنگي دانشگاه‌ها تقليل پيدا كرده‌بود در حالي كه ما معتقديم با سرمايه‌گذاري روي اعتقادات ديني، فرهنگي و اجتماعي مي‌توانيم كاري كنيم كه استادان خود را متعهد به رشد علمي و فناوري بدانند. از ديگر افتخارات دولت نهم و دهم كه در رشد علمي كشور نقش داشت، بحث جذب اعضاي هيئت علمي جديد براي دانشگاه بود كه تلاش شد اين نيازها رفع شود و دانشگاه‌ها بتواند افراد جديد و جواني به خود ببينند كه اين رگ جديدي بود كه در دانشگاه‌ها تزريق شد. توسعه تحصيلات تكميلي خيلي مهم بود كه قبلا اين اتفاق نيفتاده بود. در جذب هيئت علمي اتفاقي كه افتاد اين بود كه انتخاب رؤساي دانشگاه از انحصار گروه‌هاي علمي در دانشگاه خارج كرد. حتي سطحش را ارتقا داديم و در اختيار شوراي عالي انقلاب فرهنگي قرار گرفت چون انتخاب استادان مهم است و ما بايد خيلي روي آن دقت كنيم.
 
از سوي ديگر مهم‌ترين كاري كه انجام شد اين بود كه فضاي دانشگاه را آرام نگه داشتيم. دانشگاهي كه در 84 تحويل گرفتيم يك دانشگاه سياست‌زده بود آن هم يك فضاي مخدوش و غير قابل كاربردي كه تلاش شد همه چيز در خدمت علم قرار بگيرد و وقتي دانشگاه در مسير اصلي خودش قرار گرفت سياست هم كار خودش را كرد و همه چيز هم نشد علم، هر چيزي در جاي خودش قرار گرفت و دانشگاه بيشتر جنبه علمي به خود گرفت و در كنارش هم امور فرهنگي و اجتماعي و سياسي مورد توجه قرار گرفت و دانشگاه آرامش فعال داشت. در حالي كه دانشگاه‌ها فعال بودند فعاليت سياسي هم هيچ‌گاه در دانشگاه تعطيل نشد. هيچ‌گاه زد و خورد هم وجود نداشت، در دوره دوم خرداد تقريبا به طور متوسط نمي‌شود روزي را در ايام سال تحصيلي در دانشگاه پيدا كنيم كه در آن روز در دانشگاه تنش و برخوردي اتفاق نيفتاده باشد و فضا متشنج نشده باشد در حالي كه شايد بتوان گفت كه از افتخارات است كه فضا را آرام نگه داشتيم البته اين معنايش اين نيست كه كسي به سياست اعتقاد نداشت در حالي كه اسناد بالادستي حكم مي‌كرد كه در دانشگاه به مسائل سياسي نيز پرداخته شود ولي ما فضاي علمي را در اولويت قرار داديم و سياست در حاشيه قرار داشت.
 
ولي خيلي‌‌ها معتقدند كه الان نشاط سياسي به دانشگاه‌ها برگشته و در هشت سال دولت نهم و دهم اينگونه نبوده است؟
 
 
اينها تنها حرف است. هيچ‌گاه فضاي دانشگاه در دولت نهم و دهم از نظر سياسي بسته نبوده است، برخي اين سياسيون مدنظرشان بود كه بتوانند در دانشگاه‌ها هر روز تنش ايجاد كنند كه در روند آموزشي دانشگاه اختلال ايجاد شود مسلم است كه اين اتفاقات نمي‌افتاد، خيلي با افتخار هم مي‌گوييم كه اين چيزها نبوده است، مگر بايد يك جمع فرهيخته به جاي اينكه بنشيند با هم تضارب آرا داشته باشد بايد تضارب افراد داشته باشند، بايد بنشيند در فضاي منطقي و عقلايي حرف‌هايشان را با هم مطرح كنند، بايد در چارچوب اخلاق اسلامي با هم تبادل نظر و افكار داشته باشند نه اينكه بريزند در خيابان و خوابگاه! برخي‌ اين تصاوير در ذهنشان بوده، اين جنجال‌ها را نشاط مي‌دانستند ولي ما اين را نشاط نمي‌دانيم. چه كسي گفته است نشاط اين است كه افراد بزنند سر و كله يكديگر را بشكنند و كار به كميته انضباطي و دادگاه بكشد. نشاط اين نيست كه ما كاري كنيم كه هر روز مأموران از دانشگاه اميركبير محافظت كنند تا خيابان بسته نشود. اگر دانشگاه فكرش به اين چيزها مشغول شود، از كار اصلي‌اش باز مي‌ماند. توليد علم، گسترش علم، تربيت نيرو براي اداره كشور مهم‌ترين مأموريت دانشگاه است كه اگر قرار باشد هر روز همه انرژي رئيس و معاونان دانشگاه صرف حل دعواهاي سياسي شود پس چه كسي مي‌خواهد به ساختن ساختمان، تثبيت ساختارها، بهبود روش‌هاي مديريتي و افزايش منافع و منابع بپردازد.
 
دانشگاه سياست‌زده چه آسيب‌هايي را با خود دارد؟
 
اصلاً اگر دانشگاه سياست‌زده شود علم و فعاليت علمي از دانشگاه رخت بر مي‌بندد. بايد فضاي علمي در دانشگاه شكل بگيرد و بايد در اين فضا حركت كرد، اگر فضاي سياسي و سياست‌زده شكل بگيرد طبيعي است كه اين انرژي‌ها به هدر مي‌رود نهايتا اينكه اهل علم در حد رفع تكليف كار خودشان را انجام مي‌دهند در حالي كه يك استاد تا بشود استاد، تا بتواند دانشجو تربيت كند كار بسيار هزينه‌بري است، و اگر نتوان به موقعش از او استفاده لازم را برد بالاخره براي كشور خسارت است.
 
نظر شما در رابطه با فضاسازي‌هاي بورس چيست؟ آيا افرادي بوده‌اند كه بدون آزمون بورس شده باشند؟
 
بايد براي پيشرفت كشورمان نيروهاي متخصصي را به خارج از كشور اعزام كنيم تا پس از اينكه مدرك دكترا را گرفتند بيايند و به اين نيازها پاسخ دهند. ما در اين دوره‌ها كه دانشجويان بورسيه داشته‌ايم، نداشته‌ايم دانشجويي را كه بدون آزمون بورسيه شود. منتها هميشه نوع آزمون در اختيار وزارت علوم است كه آزمون كتبي بگيرد يا شفاهي ولي همه در آزمون شفاهي شركت كرده‌اند و اين فضاسازي‌ها بيشتر يك جريان‌سازي سياسي است. از نوع همان سياست‌بازي‌هايي كه از سوي همان آدم‌هايي انجام مي‌شود كه در دولت دوم خرداد خودشان سردسته سياسي‌كاري‌ها بوده‌اند. جالب اين است كه همين حرف‌ها از سوي همين افراد مطرح مي‌شود و از هر ابزاري براي اين شلوغ‌كاري‌ها استفاده مي‌كنند. هيچ تخلفي در اين زمينه اتفاق نيفتاده آنهايي كه مي‌گويند اين بورسيه‌ها غيرقانوني است به نظر مي‌رسد كه بايد مراجع صلاحيت‌دار از آنها مستندات اين كار غيرقانوني را بخواهند. اينكه شما مي‌گوييد غيرقانوني است بياييد ثابت كنيد. بالاخره مسئولان وزارت علوم در دولت نهم و دهم اطمينان دارند كه اين كار قانوني است و مستنداتش هم موجود است و كساني كه مي‌گويند غيرقانوني است مستندات خود را ارائه دهند منتها چون الان از جاهاي ديگر اين قضيه پيگيري مي‌شود و شلوغ‌كاري صورت مي‌گيرد، كار برعكس شده‌ است. جالب است برخي از اين نمايندگان كساني بودند كه خودشان سفارش خيلي افراد را مي‌كردند حالا چون دولت عوض شده به خاطر ندارند چه كارهايي كرده‌اند. از سوي ديگر اين طرف ادعاي خلاف مي‌كند و وقتي به او مي‌گوييم مستنداتت را بياور به آنكه مداركش در دستانش است مي‌گويد كه شما مداركت را ارائه كن در حالي‌كه ما در اصول فقهي و حقوقي داريم كسي كه ادعا مي‌كند بايد شاهد و مستنداتش را بياورد نه آن كسي كه مقابل شماست و در اين ميان نماينده مجلسي كه به قول حضرت امام بايد عصاره فضايل ملت باشد تبديل شده به عصاره رذايل ملت يعني كاري مي‌كند كه خيلي عجيب است. ولي همه در آزمون شفاهي شركت كرده‌اند يك مورد نبوده كه آزمون نداده باشند.
 
البته جالب است كه برخي ديگر تقواي الهي را رعايت نكرده‌اند و اسم آقازاده‌ها را مطرح كرده‌اند و هيچ‌كدام صحت ندارد. من آقازاده‌ها را نمي‌شناسم و همه افراد از طريق سايت ثبت‌نام كرده‌اند و ممكن است حالا در اين ميان يكي بوده كه پدرش مسئوليتي داشته و اين آدم هم مثل بقيه مصاحبه شده و نمره آورده و رفته، حالا گناه نكرده كه پسر فلان فرد است. اي‌كاش براي جلوگيري از اين اتفاقات مراجع قضائي فردي را در نظر بگيرند و بگويند كه شما مداركت را بده تا من بررسي كنم و اين‌گونه مسائل حل شود چون اين فضاسازي‌ها به اعتماد عمومي لطمه مي‌زند.
 
نظرتان در مورد انتخاب رؤساي دانشگاه‌ها با شيوه جديد چيست؟
 
من معتقدم كه باز يك كار سياسي در اين زمينه صورت مي‌گيرد و نوعي هنجارشكني خيلي نرم اتفاق مي‌افتد. به اعتقاد من وزير علوم هركس را كه بهتر مي‌تواند با آن كار كند را بايد بگذارد به عنوان معاون، رئيس دانشگاه و مدير كل و نبايد محدوديتي برايش قائل شد. البته در انتخاب افراد هم بايد ضوابط حاكم بشود و صلاحيت‌هاي علمي و عمومي‌اش مدنظر قرار گيرد و آن چيزهايي كه در چارچوب نظام جهوري اسلامي براي يك مدير قرار دادند را بايد داشته باشد پس خيلي نبايد سخت گرفت يا وزير علوم را در منگنه قرار داد. بايد بتواند افرادي كه مي‌تواند راحت با آنها كار كند را بگذرد ولي نبايد دانشگاه را در مقابل شوراي عالي انقلاب فرهنگي قرار دهيم. اين روشي كه وزارت علوم در نظرخواهي از استادان در نظر گرفته معني‌اش اين است كه اگر كسي را كميته انتخاب شده دانشگاه پسنديد و شوراي عالي انقلاب فرهنگي به هر دليل به او رأي نداد، وزير بگويد كه من كسي را كه شما گفتيد مي‌گذارم ولي شورا موافقت نمي‌كند. ادامه‌اش اين است كه من مي‌خواهم كار كنم اينها نمي‌گذارند؛ يعني بازتوليد همان فضاي دوره دوم خرداد كه مي‌گفتند همه دولت يك طرف و شش فقيه شوراي نگهبان يك طرف ديگر.
 
الان نزديك يك سال است كه دولت آمده و تقريبا 9 ماه است كه دانشگاه‌هاي ما بلاتكليف هستند و امور دانشگاه مختل است و اين ضرر براي دانشگاه و كشور است. اينها در همه دوره‌ها بوده كه از استادان نظرخواهي مي‌كردند ولي اينگونه نبوده كه گروه تشكيل دهند و 50 نفر بروند از بين چهار نفر يكي را انتخاب كنند و جالب است كاغذي كه مي‌رود پيش وزير علوم آن كسي كه ممكن است رأي كمتري آورده را انتخاب كند، از اول هم همين كار را بكن. در يكي از دانشگاه‌هاي بزرگ رأي گرفتند يك آدمي كه معاون بوده در دولت قبلي بيشترين رأي را آورده؛ اما او را كنار گذاشته‌اند و كسي را كه اصلا نامش در ليست انتخاب شوندگان نبوده را به عنوان رئيس انتخاب كرده‌اند. شما داري كار سياسي مي‌كني بعد مي‌روند در مجلس مي‌گويند انتخاباتي نيست، انتخابات بايد قانون داشته باشد ما فقط نظرسنجي مي‌كنيم. اين نظرسنجي در همه دولت‌ها بي‌سروصدا بوده است. بالاخره از هيئت امنا، از نهاد نمايندگي، از دانشجويان فعال نظر پرسيده مي‌شد بعد يكي را معرفي مي‌كردند ولي اينكه هيئت بفرستيم دانشگاه‌ها، كاري است كه باعث مي‌شود در مديريت دانشگاه وقفه ايجاد شود و اين كشمكش انداختن اصلا به صلاح كشور نيست. اين شروع نوعي هنجارشكني نرم است در مقابل نهادها و دستگاه‌هاي حاكميتي. در دوره دوم خرداد هم شوراي عطف را به منظور پيشرفت علم راه اندازي كردند و مصوبه مجلس را نيز گرفتند ولي مي‌خواستند يك نهادي را مقابل شوراي عالي انقلاب فرهنگي قرار دهند، پس اين تفكر سابقه دارد. در دولت جديد هم كاري كرده‌اند كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي را مقابل بدنه اجتماعي دانشگاه قرار دهند و اين بسيار كار ناپسندي است و دانشگاه‌هاي ما با اين روش به مشكل مي‌خورد.
 
ارزيابي شما از وضعيت علمي كنوني كشور كه يكي از دلايل استيضاح وزير علوم است، چيست؟
 
به نظرم مي‌رسد با وضعيتي كه الان در سطح كلان مديريتي وزارت علوم تنش وجود دارد و دستگاه‌هاي نظارتي وزارت علوم هم از عملكرد راضي نيستند ما در رشد علمي عقبگرد داشته باشيم؛ يعني كاملاً روند مديريتي در وزارت علوم حالت برگشت به عقب است و دليلش اين است كه افراد پشت اين قضايا يك ذهنيت سياسي دوره دوم خرداد را دارند. زمان جلو رفته و در حوزه علم و فناوري و امور فرهنگي خيلي تحولات خوبي اتفاق افتاده ولي آنها هنوز در همان فضاي دوم خرداد مانده‌اند و همان تفكر را مي‌خواهند بياورند در اين محيط تحميل كنند و من ترس از اين دارم كه اگر تدبيري براي آن نشود، بدتر از وضعيت كنوني شود.
 
فكر مي‌كنيد كه وزير علوم مي‌تواند نظر استيضاح‌كنندگان را جلب كند؟
 
من به عنوان كسي كه قبلا در وزارت علوم بوده‌ام و در سطح دانشگاه فعال هستم معتقدم كه اين وزير نمي‌تواند نظر نمايندگان مجلس را با اين شيوه مديريتي جلب كند. اين شيوه مديريتي، شيوه غلطي است و اين نحوه مديريت نمره ضعيف مي‌گيرد. چگونه است كه وزير بهداشت كه مسئوليت دانشگاه‌هاي علوم پزشكي را به عهده دارد همه رؤساي دانشگاه را به شوراي عالي انقلاب فرهنگي برده و رأي گرفته است و مشغول به كار هستند ولي دانشگاه‌هاي ما تحت مديريت وزير علوم خيلي وقت است كه افرادي را به عنوان سرپرست انتخاب كرده و تعداد زيادي را شورا رأي نداده است و تعداد زيادي را هم از ترس اينكه نكند شورا رأي ندهد معرفي نمي‌كند، اين سرپرست هم تكليف خودش را نمي‌داند. بنابراين يك وضعيت متزلزل در وزات علوم كه مرجع علمي كشور است، حاكم شده‌ است. من تصورم بر اين است كه رويه حاكم بر وزارت علوم با رويه حاكم بر دولت يازدهم هم فرق داشته باشد؛ چون خود رئيس‌جمهور و معاونان و ديگر وزرايش آدم‌هايي هستند كه در گذشته و فعاليت‌هايي كه انجام داشته‌اند نشان داده‌اند كه با اين هنجارشكني‌ها و سكون دانشگاه‌ها و توقف رشد علمي دانشگاه هيچ ميانه‌اي ندارند ولي متأسفانه اين نگاه وجود دارد.
 
مقام معظم رهبري صراحتا در ديدار اخيرشان با استادان دانشگاه از تبديل شدن دانشگاه‌ها به باشگاه احزاب ابراز نگراني كردند، به اعتقاد شما چرا ايشان در اين برهه به بيان اين دغدغه پرداختند؟
 
مقام معظم رهبري در سخنراني‌شان در بحث فضاي سياسي فرمودند كه دانشگاه‌ها نبايد به باشگاه احزاب سياسي تبديل شود و اين حرف حرف بسيار درستي است، بخشي از فرمايش ايشان ناظر به اعمالي است كه الان دارد اتفاق مي‌افتد ما چهار اتحاديه دانشجويي قانوني داريم كه در دانشگاه‌ها فعال هستند.
 
 
الان يكي از دلايلي كه مقام معظم رهبري به آن اشاره و تصريح كرده‌اند شايد مربوط به اين باشد كه يك جريان خاص تلاش مي‌كند بر اتحاديه‌هاي دانشجويي تسلط پيدا كند كه روند آن با دخالت‌هاي مستقيم و غيرمستقيم در انتخابات تشكل‌هاي دانشجويي نشان داده‌ شده است.
 
من از يكي مسئولان دانشگاه‌ها شنيدم كه مي‌گفت از دفتر وزير به من زنگ زدند و گفتند انتخابات يكي از اتحاديه‌ها را باطل اعلام كن؛ اين‌ مسائل به دفتر وزير ربطي ندارد و اين دخالت مستقيم در انتخابات است.
 
از سوي ديگر دانشگاه‌هاي ما در يك دهه اخير دو واقعه در سال‌هاي 78 و 88 داشته‌اند و حالا دوباره يك عده‌اي دارند تلاش مي‌كنند كه با حمايت از گروه‌هاي غيرقانوني مجدداً اين فضا را در دانشگاه‌ها بازتوليد كنند و به كشور ضربه بزنند. مطلب ديگر اينكه ما در دانشگاه‌ها هميشه يك جريانات تابلودار ضد نظام داشته‌ايم كه نظام با آنها برخورد كرده است و در تلاش هستند كه حضور اينها را در دانشگاه خيلي عادي جلوه دهند تا اين جريانات در دانشگاه حاكم شوند.
 
نكته ديگر اينكه عده‌اي دارند تلاش مي‌كنند كه گروه‌هاي سياسي چپ‌هاي ضد نظام كه از كشور خارج شده‌اند را به بدنه جنبش دانشجويي وارد كنند و عده‌اي هم براي اهداف سياسي خودشان در تلاش هستند كه بيايند از دانشجويان سربازگيري كنند. البته اين را هم تأكيد كنم كه وزارت علوم نبايد از كساني كه در فتنه 88 شركت فعال داشته‌اند و بازداشتي بوده‌اند و صلاحيتشان را مراجع كنوني در دولت فعلي تأييد نكردند؛ به عنوان رؤساي دانشگاه‌ها استفاده كند چون كسي كه براي سرنگوني نظام تلاش مي‌كرده چگونه مي‌تواند به پيشرفت كشور كمك كند.
 
البته روش‌هاي به كار گرفته شده هم جالب است كه در ظاهر مسئولان خودشان را ظاهر الصلاح نشان مي‌دهند و در كلماتشان بر دغدغه‌هاي مقام معظم رهبري تأكيد مي‌كنند ولي در عمل كار خودشان را مي‌كنند و در اين ميان دانشجويان بايد دقت كنند كه اين اتفاقات نيفتد و رشد علمي دانشگاه متوقف نشود و دانشگاه سياست‌زده نشود. ‌اي كاش وزارت علوم به حرف دلسوزان گوش دهد و سياسي برخورد نكند و به نظرم مي‌رسد كه دولت محترم بايد تدبيري كند كه اين مسائل در وزارت علوم اتفاق نيفتد.
 
لطفا نظرتان را در خصوص اين كلمات بيان كنيد.
 
كامران دانشجو: وزير بسيار خلاق، طراح، متدين و با انگيزه‌هاي متعالي
دانشجوي ستاره‌دار: محصول دوران دوم خرداد
مصطفي معين: خيلي نمي‌شناسمش
جعفر توفيقي: متين، مودب، بااخلاق و محترم
سيد ضيا هاشمي: خيلي نمي‌شناسمش
دانشگاه امام صادق: نماد وحدت حوزه و دانشگاه، مؤسس علم تلفيق در ايران و محصول انقلاب اسلامي
محمود احمدي‌نژاد: شخصيت متدين، پرتلاش، با‌اخلاص و داراي بعضا اشكالاتي
علي‌اكبر ولايتي: دانشمند با اخلاق و دلسوز نظام و پزشكي كه علايق هويتي و فرهنگي‌اش به ايران زياد است
كوي دانشگاه: تصوير خوبي از آن ندارم
سيد صدرالدين شريعتي: مخلص و سرسخت
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۰:۴۴ - ۱۳۹۳/۰۵/۱۴
0
0
آقای دکتر خواجه سروی.... ایشان حتما فراموش نکرده اند توصیه شان را به جمع دانشجویان فعال تشکل های دانشجویی در مدینه سال 89 را! آن جا که گفتند سیاست وزارت علوم وقت جذب امثال شما (90 درصد حضار از تشکل های اصولگرا بودند) به عنوان هیئت علمی در دانشگاه ها است! و ....
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار