در گذشته شايد قوز بيني جزئي از زيبايي صورت محسوب ميشد اما امروزه اينطور نيست. بنابراين مفاهيم زيبايي شناسي به مرور زمان در حال تغيير و تحول است. يكي از پديدههايي كه اين روزها به نوعي به يك عادت نادرست خانوادگي و يك معضل اجتماعي تبديل شده است پديده خود زشت پنداري است كه تقريباً اكثر نوجوانان و جوانان جامعه ما چه دختر و چه پسر، درگير آن هستند و علاوه بر مشكلاتي كه براي اين افراد ايجاد كرده در آينده آسيبهاي جبران ناپذيري هم براي آنها به همراه خواهد داشت. براي آشنايي بيشتر با اين معضل، علل شكلگيري آن، بررسي راهكارهاي درمان و آسيبهاي ناشي از اين تفكر به سراغ كارشناسان، دكتر محسن رازافشا روانپزشك، دكتر امانالله قرايي مقدم جامعهشناس و دكتر انور صمدي راد آسيبشناس اجتماعي رفتيم و با آنها گفتوگويي داشتيم كه درپي ميخوانيد.
خودزشت پنداري، يك بيماري است
- دكتر محسن رازافشا، روانپزشك
خود زشت پنداري پديدهاي رايج در ميان برخي زنان، نوجوانان و جوانان جامعه است. اين پديده كه اين روزها به يك اپيدمي تبديل شده است معمولاً در دختران بيشتر از پسران ديده ميشود. اين تفكر در بازه زماني 16 تا 19 سالگي است كه شكل ميگيرد. جوان آرام آرام و به طور غير ارادي نسبت به چهره خود حساس ميشود و تصميم به انجام عملهاي گوناگون جراحي روي قسمتهاي مختلف چهرهاش ميگيرد.
اين پديده يا به اصطلاح ديگر سندروم به گونهاي است كه فرد بعد از اينكه جلو آينه ميايستد احساس بدي به او نسبت به چهره خود دست ميدهد و مدام با خودش ميگويد كه واي چرا دماغ من اين قدر بزرگ است؟ گونههايم كج شده! فرم پيشانيام هم كه افتضاح است و... دختر يا پسر تصور ميكند بعد از حضورش در مكاني چندين نفر به عنوان تماشاچي او را تماشا ميكنند و با ديدن چهره او حس تنفر به آنها دست ميدهد و فقط در اين فكر است كه يك ايراد از چهره خود بگيرد و بدون هيچ دليل منطقي و خيلي راحت صورتش را به تيغ جراحي بسپارد. اين تصور كاملاً اشتباه است كه انسان مدام در اين فكر باشد كه صورت ديگران داراي تقارن اما چهره خود او تقارن ندارد چراكه اين تفكر غلط سبب سقوط عزتنفس و كاهش اعتماد به نفس در وجود انسان ميشود. خود زشت پنداري به مثابه يك بيماري لاعلاج است و دقيقاً مانند وسواس فرد را وادار به چك كردن مداوم وضعيت ظاهري، چهره و به خصوص آرايش صورت ميكند.
البته در خصوص سندروم خود زشت پنداري دهها دليل ديگر وجود دارد كه دست به دست هم داده و در آخر هم جوان به قدري روي يك نقطه از چهره خود تمركز و به زشت بودن كذايي صورتش فكر ميكند كه اين فكر روزي تبديل به يك ايده و تصميم قاطع براي عمل جراحي و كارهاي خطرناك ديگر ميشود.
با يك جستوجوي ساده در سايتها ميتوان به آمارهاي مربوط به عملهاي جراحي زيبايي كه در بين جوانان مد شده است پي برد. «افزايش 10 برابري جراحي زيبايي ميان مردان»، «چرا تعداد عملهاي جراحي زيبايي بيني زياد شده است؟» و تيترها و خبرها و آمارهاي ديگري كه در شبكههاي مجازي و اينترنت ديده ميشود ريشه در همين سندروم خود زشت پنداري دارد.
حمايت از جوان بهترين راهكار حذف سندروم خود زشت پنداري
بهترين راهكار براي مقابله با چنين بيماري خطرناك و عادت زشت اين است كه در دوران بلوغ اطرافيان جوان در مواجهه با رفتارهاي خود زشت پندارانه او برخوردي مناسب داشته باشند. خانوادهها هم به نحو مطلوبي از نوجوان و جوان خود در رابطه با اين مسئله حمايت كنند. به گونهاي كه وقتي جوان دهان باز كرده و از صورت و زشت بودن ظاهر خود احساس نارضايتي و اعتراض ميكند يا اعلام ميكند قصد انجام عمل جراحي روي صورتش را دارد، والدين به او بگويند اين تفكر طبيعي در سن مشخصي از جواني ايجاد ميشود و سعي كند ديگر به آن فكر نكند و به مرور رفع خواهد شد.
افراد زيادي هستند كه به چنين موضوعي فكر ميكنند اما چون برخورد خانواده آنها به گونهاي بوده كه از لحاظ روحي، رواني و عاطفي او را حمايت كردهاند مشكل حادي پيش نيامده است.
چهره خداداديمان را دوست بداريم
- دكتر امان الله قرايي مقدم، جامعه شناس
زشتي و زيبايي را جامعه تعيين ميكند و به همين دليل است كه در تمام جوامع براي زيبايي معيار واحد و منطقي وجود ندارد. در ايران هم تعريف و نوع زيبايي در طبقات و اقشار مختلف متفاوت است مثلاً براي يك دختر تعريف زيبايي ممكن است اين باشد كه موهايش بلند، ناخنهايش داراي لاك، بينياش كوچك و ابروهايش داراي فلان مدل باشد. اما به معناي واقعي كلمه هركسي نوع خاصي از زيبايي را ميپسندد، بازاري يك نوع از زيبايي را ميپسندد و قشر دانشگاهي مدل ديگري از آن را.
زيبايي هر چند يك ارزش پايه است اما اين ارزشها و هنجارهاي جامعه است كه زشتي يا زيبايي را تفسير ميكند. ملاك تعيين زيبايي يا زشتي در پديده خود زشت پنداري هم به همين شكل است. ريشه و عوامل شكلگيري پديده خود زشت پنداري هم به القائات ذهني خود فرد وابسته است. همه ما به عنوان يك رابط، دوست يا آشنا بايد سعي كنيم اين باورها را از فكر كسي كه دچار اين سندروم شده است پاك كنيم. بيتي كه سعدي شاعر پارسي گوي ايراني در اين زمينه به آن اشاره داشته پر از مفهوم است كه بايد بيش از پيش مورد توجه همگان قرار گيرد.
صورت زيباي ظاهر هيچ نيست / اي برادر سيرت زيبا بيار
چهره ما يك نعمت خدادادي است. افرادي كه دائماً خود را زشت ميپندارند از لحاظ روحي و عاطفي بيمار هستند و مدام احساس عقده و حقارت ميكنند آن هم به اين دليل كه همواره مورد مقايسه با ديگران قرار ميگيرند. اين افراد بيشتر به آرايش كردن چهره خود روي ميآورند و چون صورت به عنوان تنها بخشي از بدن است كه در مقابل ديدگان ديگران قرار دارد، از حساسيت بيشتري برخوردار است. به همين جهت برخي از نوجوانان و جوانان نسبت به اعضاي صورت، ظاهر و اندام خود بدبين ميشوند و به نوعي احساس بدي نسبت به زيبايي ديگران دارند. خود زشت پنداري از عوامل متعددي ريشه گرفته و آسيبهاي روحي و رواني فراوان و زيانباري در پي دارد كه از جمله آنها ميتوان به افزايش خشونت و حس انتقامگيري در افراد مزبور اشاره كرد.
القاب زشت شكل دهنده اين تفكر زشت
- دكتر انور صمديراد، آسيب شناس اجتماعي
به نظر من خود زشت پنداري جنبهاي از خود كوچك پنداري يا احساسي از خود كوچك بيني است و اين مسئله از همان زمان كودكي در بچهها تقويت ميشود. فرايند جامعه پذيري افراد از خانواده و مدرسه شكل ميگيرد و در فكر و ذهن افراد نهادينه ميشود. ريشه شكلگيري اين پديده در ذهن افراد به خصوص نوجوانان و جوانان به عوامل متعددي باز ميگردد كه از جمله آنها ميتوان به تحقيرهايي كه از همان ابتدا توسط والدين يا ساير اعضاي خانواده صورت ميگيرد اشاره كرد. برخي والدين به كودكان خود القابي زشت ميدهند و آنها را با اسامي و صفاتي مضحك مثل كپل، خپل، فسقلي، فينگيلي و. . . صدا ميكنند و از اين مهم غافل هستند كه همين القاب و الفاظ زمينهساز عقدههايي دروني در كودك ميشود و جوان و نوجوان را به فردي خود زشت پندار تبديل كرده و او را خودكم بين بار ميآورد. اين القاب نامناسب به مرور مسبب اصلي ايجاد پديده خود زشت پنداري در شخصيت فرد ميشود.
برخي افراد به دلايل زيادي ميتوانند از پس اين مشكل برآيند و از طريق تقويت جنبههاي معنوي و بروز توانمنديهاي مختلف ذاتي و استعدادي مثل گرايش به هنر، ادبيات، موسيقي و خلاقيتهاي توليدي با اين سندروم مبارزه ميكنند. آنها ميتوانند برخي كمبودها را پشت سر گذاشته و جبران كنند اما متأسفانه عدهاي هم هستند كه در رابطه با اين موضوع ناتوانند و هرگز خودشان را از زير بار فشارهايي كه به آنها وارد ميشود رها نميكنند.
اين اشخاص رفتهرفته تبديل به افرادي ميشوند كه خود را موجودي كوچك در برابر ديگران تصور ميكنند. البته پديده خود زشت پنداري و ايجاد آن بستگي زيادي به جنسيت هم دارد چراكه معمولاً در افراد مذكر يك جور و در افراد مونث جور ديگري است. كساني كه دچار اين عارضه هستند در بسياري از موقعيتهاي اجتماعي و فرصتهاي برابر نميتوانند توانايي خود را آنطور كه بايد و شايد ارائه كنند و فرصتهاي لازم و مناسب را به دست آورند. در مواقعي شايد ديگران اصلاً توجهي به ظاهر يا چهره آنها نداشته باشند اما اين افراد در اثر تصويرهاي بد ذهني كه از خود دارند ناخودآگاه خود را از موقعيتهاي برابر عقب ميكشند.
خود زشت پندارها خود را شايسته و ارزشمند نميدانند و با اين تصور و تفكر در دراز مدت افرادي سر خورده، در خود مانده و گوشه گير ميشوند مگر آنكه موقعيتهاي خاصي پيدا شود كه آنها به مرور زمان كم كم بتوانند بر اين احساس غلبه كنند.
در نهايت بايد گفت خود زشت پنداري داراي يكسري آسيبهاي فردي و اجتماعي است كه بالطبع تأثيراتش را روي فرد، خانواده و جامعه ميگذارد. در خيلي از مواقع خانواده بيشترين قصور و كوتاهي را در اين زمينه وارد ميكند و در عين حال در صورت برخورد صحيح ميتواند بيشترين تأثير را در پيشگيري از اين مشكل يا درمان آن داشته باشد. مدارس بايد اين قابليت را داشته باشند. بهترين راهكار براي رفع اين مشكل آموزش و تربيت خانوادههاست و مدام بايد اين نكته را به خانوادهها گوشزد كرد كه بچههاي خود را تحقير نكنند بلكه به او و رفتار و ظاهرش اهميت بدهند.