هر چند وجود مبارك حضرت علي(ع) و آنچه از گفتار و كردار آن مرد بزرگ آسماني به دست ما رسيده است، براي هميشه راهنماي زندگاني همگان بوده و هست اما شبهاي پرفيض قدر و بازخواني شهادت اميرمؤمنان(ع) فرصت مغتنمي است تا دگر بار با حضوري عاشقانه در محضر آن بزرگوار، راهي به سوي آسمان خوبيها پيدا كنيم و از عدالت سخن بگوييم و طبيعي است كه «نهجالبلاغه»ي شريف را در اين راهيابي نبايد از ياد برد؛ كتابي كه منشور عدالت انساني و كارنامه تابناك قسط قرآني است...
اين كتاب دردنامه انسان محروم و دادنامه انسان مظلوم است...، چكاد غدير، خون عاشورا و نبض همه جهادها و شهادتهاست...آري، قصد داريم كتابي را بگشاييم كه دشمن آشتيناپذير «تكاثر» و «فقر» و «بيعدالتي و جور» است؛ كتابي كه رسواساز هر نظام مدعي اسلام است كه حضور فقر در آن پذيرفته شده و تكثر سرمايهداري در آن نفوذ داشته باشد و ظلم و تبعيض، خانمانها بر اندازد.
ميخواهيم به گفتاري نظر كنيم، فراتر از سخنان خلق خدا، شايد تلنگري باشد براي دلسوزان جامعه و همه كساني كه ممكن است روزي در حكومت اسلامي مسئوليتي، هر چند كوچك بر عهده بگيرند.
ميخواهيم كلام جان از زمزم آسمان سيراب سازيم و قطرهاي از اين دريا به تشنگيهاي خاكي بپاشيم و آب دريا را اگر نتوان كشيد هم به قدر تشنگي بچشيد.
از چنين تعليماتي كه خطاب به مردم و خصوصاً مسئولان! است:
براي همه...
ـ هماره دشمن ظالمان باشيد و ياور مظلومان
1 ـ مردم همه مسئولند، حتي در برابر چهارپايان
2 ـ در انقلاب، مهلت (تأخير در تغيير) نيست
3- اگر پيكرتان را به زنجير ببندند و بر سر خار مغيلان بكشند، راضي نشويد كه به يك تن ظلم روا داريد و اندك چيزي از كسي غصب كنيد.
جهت اطلاع آنان كه زين پس در پيآنند كه با عبرت از روزهاي پرالتهابِ تاريخ، خدمتي در خور شأن ولينعمتان دولت كه همان مردمند، انجام دهند و...
4 ـ مسئولان بايد به تودهها تكيه كنند، نه به اشراف و اعيان و طبقات ممتاز
5 ـ مسئولان بايد در خانههاي ساده زندگي كنند و زندگيهاي بسيار محدود داشته باشند وگرنه مسئول اسلامي نيستند
6- مسئولان نبايد هر كاري ميخواهند بكنند و بگويند: ما مسلطيم و مردم بايد از ما اطاعت كنند
7ـ اگر مسئولي در اموال عمومي خيانت كرد (چه كم و چه زياد) كمر او را بشكنيد و واي به آن روز كه صبر مردم تمام شود...
8- مسئولان بايد وقتي را به نياز مندان اختصاص دهند و با كما ل فروتني و تواضع در برابر آنان حاضر شوند و ميان خود و آنان حائل و حاجبي قرار ندهند
و مهمتر آنكه:
9- آيا ميتوان مسئول بود و شكم خود را سير داشت، در حالي كه در قلمرو مسئوليت انسان، محروماني با شكم گرسنه سر بر بالين نهند و يتيمان به قرص ناني نرسند؟ و دستورات امير المؤمنين را آنان بخوانند كه مسئوليت را فرصت مغتنمي براي بستن توشه دنيوي ميپندارند وهمه بخوانند شايد تلنگري باشد سخنان علي(ع) كه ميفرمودند:
10- هنگام قبول مسئوليت هديه نپذيريد، اگر همه جهان را به شما دهند تا به موري ستم كنيد، نكنيد
11- مسئولان بايد مقام و (پست) را يك امانت بدانند، نه يك دكان
و باز تأكيد ميفرمود:
12- مسئولان بايد خواستههاي خود را زير پا نهند و از خواستههاي خود دست بشويند
13- حكايت علي (ع) و عثمان بن حنيف را همه شنيدهايد كه علي (ع) در نامهاش به عثمان نوشت: «اي پسر حنيف به من گزارش دادهاند كه مردي از سرمايهداران بصره، تو را به مهماني خويش فرا خوانده و تو به سرعت به سوي او شتافتي. خوردنيهاي رنگارنگ براي تو آوردند و كاسههاي غذا پيدرپي جلوي تو نهادند، گمان نميكردم مهماني مردمي را بپذيري كه نيازمندانشان با ستم محروم شده و ثروتمندان بر سر سفره دعوت شدهاند، انديشه كن در كجايي؟ و بر سر كدام سفره ميخوري؟...»
14- حال كدام يك از ما ميتوانيم سربلند از اين پرسش بيرون آييم؟ آيا تاكنون انديشه كردهايم در كجاييم يا بر سر كدام سفره؟ و واي بر ما اگر خود، گشاينده چنين سفرهاي باشيم.
و نظري بيفكنند بر نهجالبلاغه، آنان كه انتقاد از مسئولان را بيادبي، گناهي نابخشودني و توهيني بزرگ ميپندارند، ببينيد كه مولاي كاظم الغيظ چگونه با خشم با (ابن عباس) در نكوهش سوءاستفاده از بيتالمال سخن ميگويد كه: «دشمنت بيپدرباد، گويا ميراث پدر و مادرت را به خانه ميبري! سبحان الله! آيا به معاد ايمان نداري؟ و از حسابرسي قيامت نميترسي؟ اي كسي كه نزد ما از خردمندان به شمار ميآمدي، چگونه نوشيدن و خوردن را بر خود گوارا كردي در حالي كه ميداني حرام ميخوري! و حرام مينوشي! چگونه با اموال يتيمان و مستمندان و مؤمنان و مجاهدان راه خدا، كنيزان ميخري و با زنان ازدواج ميكني؟ كه خدا اين اموال را به آنان وا گذاشته و اين شهرها را به دست ايشان امن فرموده»
15- و اي كاش مسئولان ما در برخورد با مفسدان به جاي پنهانكاريهاي بيمورد و كوتاه آمدنهاي سياسي در پروندههاي چند صد ميلياردي.... از علي(ع) ميآموختند كه در ادامه همين نامه به ابن عباس مينويسد: «پس از خدا بترس و اموال آنان را بازگردان و اگر چنين نكني و خدا مرا فرصت دهد تا بر تو دست يابم، تو را كيفر خواهم كرد كه نزد خدا عذرخواه من باشد و با شمشيري تو را ميزنم كه به هر كس زدم وارد دوزخ گرديد، سوگند به خدا! اگر حسن و حسين چنان ميكردند كه تو انجام دادي، از من روي خوش نميديدند و به آرزو نميرسيدند تا آنكه حق را از آنان باز ستانم و باطلي را كه به ستم پديد آمده نابود سازم»
مطلب را با نيايشي از مولاي متقيان به پايان ميبريم و اميد آن داريم بتوانيم در هفتههاي آتي و در ادامه، حق مطلب را آنگونه كه بايد ادا كنيم.
خدايا به تو پناه ميبريم از آنكه از فرموده تو بيرون شويم يا از دين تو خارج گرديم يا هواهاي نفساني پياپي بر ما فرود آيد كه از هدايت ارزاني شده از جانب تو سر باز زنيم...