جنايات اين روزهاي رژيم صهيونيستي در غزه دل هر انسان آزادهاي را به درد ميآورد و كمتر كسي است تصاوير كودكاني را كه زير موشكهاي اين رژيم جان دادهاند ببيند و متاثر نشود و بر انسانيتي كه اين روزها در باريكه غزه زير چكمههاي نيروهاي رژيم اشغالگر له ميشود اشك نريزد. در اين بين ورزشكاران هم از قافله عقب نماندهاند و فوتباليستهاي مطرح دنيا و همچنين برخي ورزشكاران كشورمان اين جنايات را محكوم كردهاند. اين را بايد به فال نيك گرفت. پيوند خوردن ورزش و محكوم كردن فجايع انساني كه در حال رخ دادن است پديده مباركي است كه بار ديگر روح بلند ورزش را نشان ميدهد. البته اين اولين بار نيست و آخرين آن نخواهد بود كه جامعه ورزش دنيا به چنين اتفاقهاي تلخي واكنش نشان ميدهد. به طور حتم اگر در جايي ديگر هم اتفاقي مشابه اين جنايات رخ دهد بار ديگر سيل محكوميت و ابراز همدردي اهالي ورزش روانه به سوي مردم مظلومي خواهد شد كه مورد هدف اين جنايتها قرار گرفتهاند.
آن چيزي كه اين روزها در بين ورزشكاران جهان شكل گرفته حلقه اتحادي فارغ از هر خط و مرزي و نژاد و قومي و ديني است و از اوزيل مسلمان تا بوفون مسيحي در آن ديده ميشوند. اينجاست كه ديگر زبان و نژاد مشترك مطرح نيست و اين به مسلخ رفتن انسانيت است كه باعث شده تا همه در كنار هم اين چنين جنايتهاي فجيعي را محكوم و هرگونه جنايتهاي غيرانساني را تقبيح كنند. بازگشت ورزش به روح اصلياش را اينجا ميتوان ديد. فلسفه بازيهاي المپيك صلح بود، بازيهايي كه ورزشكاران كشورهاي مختلف را دور هم جمع ميكند تا در كنار يكديگر تمرين دوستي و رقابت كنند و براي صلح تلاش كنند و با جوانمردي با هم مبارزه كنند.
با اين فلسفه، ورزش نقطه مقابل جنگ و مظلومكشي است و اين را در طول تاريخ نشان داده است. حتي در مواقعي براي حل اختلاف بين دو كشور، ديپلماسي ورزش به كار آمده تا اين اختلافها را كمتر كند و جهان را به سمت صلح سوق دهد. همين، هدف بزرگ ورزش است كه باعث ميشود ورزشكاران بزرگ و مطرح در مواجهه با جنگ و خونريزي در هر نقطهاي از دنيا دلشان به درد بيايد و اينچنين امروز مقابل جناياتي كه در غزه ميگذرد واكنش نشان دهند و خواستار پايان دادن به كشتن كودكاني شوند كه خونشان به راحتي توسط رژيم اشغالگر قدس ريخته ميشود و برخي سياستمداران و نهادهاي تصميمگيري جهان برابر آن سكوت كردهاند. اينجاست كه ورزش با نفوذش به ياري غزه و ساير مردم مظلومي ميآيد كه خونشان بدون هيچ گناهي ريخته ميشود. اين محكوم كردنها هر چند شايد نتواند مانند يك قطعنامه سازمان ملل يا تماس تلفني سران كشورهاي حامي اسرائيل، آتش جنگ غزه را كمتر كند اما به طور قطع ميتواند اندكي از آلام اين مردم مظلوم را التيام ببخشد، مردمي كه روزشان اين روزها زير بمباران جنايتكاران جنگي شب ميشود.
موضوع ديگري كه در اين باب اهميت ويژهاي دارد تاثيرگذاري واكنشهاي جامعه ورزش به حوادث غزه در بين افكارعمومي دنيا است. ورزشكاران بزرگ دنيا در بين مردم كشورهاي مختلف از محبوبيت بالايي برخوردارند و نفوذ زيادي در بين هوادارانشان دارند. بازيكني مانند رونالدو را ميتوان مثال زد كه هر حركت او در كمترين بازه ممكن در سطح جهان ميتواند بازتاب زيادي داشته باشد. واكنش او در باب محكوم كردن حمله اسرائيل به غره و كشتن مردم بيدفاع ميتواند بازتاب گستردهاي در سطح دنيا داشته باشد و خيلي از نگاهها را متوجه گوشهاي از جهان بكند كه جنايت بزرگي در حال رخ دادن است تا مردمي كه با توجه به سياستهاي رسانهاي غرب كمتر در جريان اين جنايتها قرار ميگيرند متوجه چنين اتفاقاتي شوند. اينجاست كه ميتوان گفت ورزش و ورزشكاران يكي از رسالتهاي اصلي شان كه همان جوانمردي و دفاع از مظلوم است را فراموش نكردهاند و جنگ غزه بهانهاي شده تا دوباره پيام آن را به گوش جهانيان برسانند.