به گزارش خبرنگار ما، نماينده دادستان تهران، ابتداي جلسه رسيدگي به پرونده كه در شعبه 113 دادگاه كيفري استان تهران برگزار شد، مقابل هيئت قضايي قرار گرفت و در شرح كيفرخواست گفت: 28 شهريور سال گذشته به مأموران پليس تهران خبر دادند، مرد ميانسالي به نام مهرداد در حالي كه پشت فرمان خودروي خود نشسته بود با شليك گلوله كشته شده است. مأموران بعد از تحقيق متوجه شدند، عامل قتل برادر مهرداد است، بنابراين او را بازداشت كردند. بهداد 48 ساله در بازجوييها به جرم خودش اقرار كرده و بايد به اتهام قتل عمد، ايراد جرح عمدي به مقتول و حمل سلاح گرم مجازات شود.
پس از آن فرزندان مقتول براي عمويشان درخواست قصاص كردند. يكي از پسران مقتول گفت: پدرم با متهم اختلاف نداشت. مدتي بود كه بهداد بر سر مغازهاي كه در اختيارش بود با عمهام اختلاف داشت. به خاطر همين مسئله بود كه پدرم خواست ميانجيگري كند اما خودش قرباني اين اختلاف شد.
در ادامه متهم به درخواست قاضي اصغرزاده در جايگاه قرار گرفت. بهداد اتهام خودش را قبول كرد و توضيح داد: من فروشنده فرشهاي ماشيني در خيابان سهروردي شمالي تهران هستم. سال 73 وقتي بعد از چندسال از سفر خارج به ايران برگشتم. برادرم به من كمك كرد تا آپارتماني به مبلغ 8 ميليون تومان بخرم. البته آپارتمان به نام من نشد چون سه ميليون تومان پول را پدرم به من داده بود. بعد هم با كمك برادرم و همسرش ازدواج كردم. مدتي كه گذشت فهميدم قيمت واقعي آن آپارتمان 5 ميليون تومان است و برادرم سرم كلاه گذاشته است. اختلاف ما از همان سالها شروع شد. برادرم با كد اقتصادي من شروع به تجارت فرش كرد و من پول زيادي به وزارت دارايي بدهكار شدم. او به من سه فقره چك داده بود كه هنگام خرج كردن آن متوجه شدم چكها دزدي است به خاطر همين درگير دادگاه شدم. بعد از 18 سال هم خواست من را از خانهام بيرون كند، درخواست اجرتالمثل كرد و گفت بايد همراه خانوادهام در خيابان چادر بزنم. چند نفر را ميانجي كردم تا اختلافهايمان برطرف شود اما او به حرف هيچ كس گوش نميداد.
متهم در توضيح حادثه گفت: چند روز قبل از آن به خاطر شكايتي كه از او مطرح كرده بودم، راهي دادسرا شديم. برادرم شروع به فحاشي كرد. مرد بدزباني بود و خانوادهاش هم اين موضوع را ميدانند. از اينكه هميشه با هم اختلاف داشتيم، خسته شده بودم. بعد از اينكه از دادسرا رفتيم، با تحريك برادر كوچكم تصميم گرفتم تا مهرداد را بترسانم. مدتي قبل، از داخل ماشين مهرداد اسلحهاي برداشتم و آن را جايي پنهان كرده بودم. به سراغ اسلحه رفتم و آن را برداشتم. بعد هم در فرصت مناسب به سراغ برادرم رفتم. در حالي كه داخل ماشين نشسته بود اسلحه را كشيدم. خواستم فقط به شيشه شليك كنم اما هفت گلوله شليك شد و به او هم برخورد كرد.
متهم در آخرين دفاع از خودش گفت از اينكه برادرم را به قتل رساندهام، پشيمان هستم. ناراحتي من بيش از خانوادهاش است. آنها خوشحال هستند چون به ميراث برادرم ميرسند اما من شرمسارم كه چرا به جاي او به خودم شليك نكردم تا از مشكلاتي كه گريبانم را گرفته بود و 18 سال براي رفع آن ناكام مانده بودم، رها شوم. حالا هم از شما درخواست ميكنم تا زودتر من را مجازات كنيد.