تيشهاي بر شخصيت كودك!روانشناسان معتقدند انتقاد كردن از كودك بر روند رشد و تربيت صحيح آنها تأثير مثبت ميگذارد اما گاهي برخي والدين براي انتقاد كردن از فرزندشان ناخواسته ازرفتارهاي خشن استفاده ميكنند.
به كار بردن عباراتي مانند «شد يه بار يه كار درستي انجام بدي»، «بازم گند زدي»، «تو بچه بدي هستي»، «آخه تو كي آدم ميشي؟» «ديگه بهت اعتماد ندارم» كه بيشتر جنبه تحقيركردن و سرزنش بچه را دارد گاه توسط پدر و مادر به عنوان انتقاد از كودك بيان ميشود. بنا به گفته روانشناسان برخي پدر و مادرها صرفا به خاطر حفظ آبرو و وجهه خود از بچههايشان انتقاد ميكنند، مثلاً اگر بچهاي در مقابل ديگران رفتار بيادبانهاي نشان دهد پدر و مادر به احتمال زياد خود را مقصر ميدانند و فكر ميكنند ديگران هم همين نظر را دارند.
برخي پدر و مادرها هم معتقدند كه انتقاد، به بچهها كمك ميكند رفتار صحيح را ياد بگيرند و بتوانند مورد علاقه و احترام ديگران واقع شوند و در نهايت در تعاملات اجتماعي موفق باشند. غافل از آنكه به كار بردن جملات تند انتقادي همچون تيشهاي است كه زيربناي شخصيت كودك را نابود ميكند؛ چراكه كودك بنا به اقتضاي سن و سالش نميتواند به قضاوت خود اعتماد كند و حرفها و قضاوتهاي والدين و گاهي اطرافيان را بيچون و چرا ميپذيرد. جملاتي كه صرفاً «احساس من بد هستم» را در وجود وي تثبيت ميكند. از اين رو آگاهي يافتن از شيوه مؤثر و درست انتقاد از كودك براي رشد و تربيت صحيح روحي و رواني او ضروري است.
تأثير انتقاد مخرب در درازمدت!از جمله شناختهشدهترين تأثيرات انتقاد مخرب از كودك در دراز مدت تمايل وي به دوري جستن، يا فرار از شخص انتقادكننده و پرهيز از وضعيت و شرايطي است كه در آن انتقاد صورت ميگيرد. كودك در مواجهه با والدين منتقد كمكم سعي ميكند از آنها فاصله بگيرد، دور از چشم والدين باشد يا از ترس مورد انتقاد قرار گرفتن به «هيچ كاري كردن» روي بياورد.
پدر و مادري كه فرزند خود را به خاطر ترس از ياد گرفتن شنا سرزنش كرده يا مورد تمسخر قرار ميدهند نميدانند با اين رفتارشان ممكن است براي هميشه او را از شنا بيزار كنند. علاوه بر اين، كودكي كه بيش از حد در معرض انتقاد قرار دارد به تدريج عادت ميكند به نوبه خود از ديگران انتقاد كند. كودك، والدين انتقادكننده خود را سرمشق قرار داده و با تقليد از آنها مدام درصدد انتقاد كردن (البته به شيوه نادرست) و محكوم كردن ديگران بر ميآيد.
در برخي موارد، انتقاد مخرب منجر به ايجاد الگوها و واكنشهاي عاطفي بيمارگونهاي مانند خشم، اضطراب و زودرنجي كودك ميشود. زيرا او انتقاد را به نوع ديگري از تنبيه، تعبير و تفسير ميكند و دچار نوعي احساس منفي ميشود كه جلوي رفتار سازندهاش را ميگيرد.
از هم گسيختگي عاطفي در بين تمام اعضاي خانواده از ديگر آثار مخرب انتقاد مداوم از كودكان است. در برخي مواقع انتقاد مداوم، در تغيير رفتار و فكر كودك هيچ تأثيري ندارد و پدر و مادر به خاطر نتيجه نگرفتن از انتقاد يكديگر را ملامت ميكنند و همين ملامتها مقدمه تنشهايي ميشود كه غالبا به ساير جنبههاي روابط زن و شوهر كشيده ميشود. در كانر همه اين اتفاقات بد خود كودك نيز از اين شرايط رنج ميبرد چراكه خود را مسبب و عامل اصلي جر و بحثهاي بين پدر و مادر ميداند.
انتقاد مخرب به عزت نفس پدر و مادر و كودك هر دو ضربه ميزند. پدر يا مادري كه دائما از فرزند خود انتقاد ميكنند در خوشبينانهترين حالت ممكن است خود را پدر و مادري بيهويت، فاقد نفوذ و در يك تفسير منفي پدر و مادر بد بينند، تصوير آزار دهندهاي كه ممكن است سالها در ذهن باقي بماند. از طرفي كودكي كه پيوسته مورد انتقاد قرار ميگيرد احساس «من هميشه بد» را در خود ميپروراند كه تأثيرات مخربي در عزت نفس و اعتماد به نفس او خواهد داشت.
روشهاي صحيح انتقاد از كودكاينكه والدين چگونه بايد اطلاعات انتقادي را مبادله كنند تا كودك آن را بپذيرد و از آن بهرهمند شود كه بتواند بر ميزان هوشياري، رشد، تغيير مثبت و عزت نفس كودك بيفزايد اهميت ويژهاي در تربيت كودك دارد.
والدين بايد توجه داشته باشند براي انتقاد از كودكان، كلماتي را به كار ببرند كه براي وي قابل فهم باشد و او را در تشخيص دچار مشكل نكند. علاوه بر اين انتقاد بايد متناسب با سن كودك باشد، به عبارت ديگر براي انجام دادن يا ندادن كاري كه در حد توانش نيست از وي انتقاد نكنند. انتقاد بايد كوتاه و مختصر باشد. سخنراني و موعظه از تأثير مثبت انتقاد بر كودك به شدت ميكاهد.
در حين استفاده از جملات مناسب براي انتقاد از كودك، نبايد به او برچسب زده شود و از عباراتي چون «شلخته»، «نامرتب»، «تنبل»، «سربه هوا» و نظاير آن كه به غرور و شخصيت او صدمه ميزند، استفاده نشود. لحن پدر و مادر در حين انتقاد كردن هم بايد صميمانه و خالي از تهديد باشد. فراموش نكنيم كه بچهها از پدر و مادر الگوبرداري ميكنند و اگر ميخواهيد رفتار كودكي را اصلاح كنيد بايد خودتان رفتار درست داشته باشيد.
تعويض نقش؛ راهكار مؤثري براي انتقاديكي از بهترين راهكارهايي كه روانشناسان براي نشان دادن رفتار نادرست بچهها توصيه ميكنند استفاده از بازي تعويض نقش است. كودكان هم مانند بسياري از بزرگسالان در مقابل انتقاد مقاومت ميكنند چراكه ممكن است اهميت تغيير در رفتار را همانگونه كه والدين ميخواهند ندانند. كودكان دوست دارند وضعيت را فقط از ديدگاه خود ببينند و با تعويض نقش ميتوان فهم كودك را از انتقاد بالا برد، ارزش انتقاد را تثبيت كرد و زمينه پذيرش بيشتري براي وي به وجود آورد. در جابجايي نقشها يكي از والدين رفتاري را كه نسبت به آن انتقاد دارد را بازي كرده و كودك به جاي والدين نقش انتقادكننده را بازي ميكند. البته فراموش نشود بچهها بايد با تعويض نقش موافق باشند. قبل از تعويض نقش، پدر يا مادري كه نقش كودك را بازي ميكند بايد احساس خود را نسبت به رفتار بد بچه به وي بگويد و پس از بازي از كودك بخواهد او نيز احساسش را بيان كند. معكوس كردن نقشها در مورد بچههاي بزرگتر اثر بيشتري دارد. گاهي كودكان قبل از سنين دبستان از پس انجام اين بازي برنميآيند. همچنين اگر معكوس كردن نقشها اضطراب و فشار زيادي براي بچهها ايجاد كند يا آنها اين بازي را نوعي تنبيه تلقي كنند بايد از انجام آن خودداري شود.
بهره گرفتن از تكنيك قياسدر صورتي كه پدر و مادر بتوانند انتقاد را به واقعهاي كه قبلا روي داده و براي بچه سازنده و مفيد بوده ربط دهند نتيجه بهتري از آن انتقاد دريافت خواهند كرد. در اين صورت كودك حالت دفاعي كمتري به خود ميگيرد زيرا مستلزم تغيير عملي در رفتارش نيست بلكه فقط تكرار چيزي است كه در گذشته با موفقيت انجام شده است. تصور كنيد اگر كودك در گذشته به دليل ترس از آب قادر به يادگيري شنا نبوده اما به بالاخره موفق شده شنا كردن را ياد بگيرد پدر و مادر ميتوانند از اين تجربه موفقيتآميز وي بهره بگيرند و در تغيير رفتار يا انجام كاري مشابه، وي را ترغيب كنند. مثلاً ميتوانند بگويند «يادته اولش چقدر شنا كردن برات سخت بود ولي بعد مثل ماهي شنا ميكردي، پس تو ميتوني كاراي سخت رو انجام بدي، از پس اين كار هم بر ميآي».
خوشزباني و تشويق بجا!بزرگترها غالبا با سؤالات نيش دار از بچهها انتقاد ميكنند. جملاتي مانند «تو به اين ميگي تميز؟»، «اين هم شد كار؟!»، «واقعاً بيعرضهاي» به همين دليل بچه در مقابل اين انتقادات حالت دفاعي گرفته و درصدد توجيه بر ميآيد. در حالي كه استفاده از جملات مثبت به جاي جملات تلخ و زهرآگين به طرز عجيبي تأثير انتقاد را چند برابر ميكند. هنگامي كه پرسشهاي انتقادي با تأكيد بر توانستن شروع ميشود طرف مورد انتقاد به يافتن راهحل ترغيب ميشود. به كار بردن پرسشهاي ترغيبي به حفظ شخصيت كودك كمك كرده و او را تشويق ميكند كه مسئوليت كارهاي مثبت را بر عهده بگيرد و عادت حل مشكلات را در خود پرورش دهد. جمله سؤالي«به نظرت ميتوني مشقاتو تا قبل از شام تموم كني؟« چندين برابر مؤثرتر از «هنوز مشقاتو تموم نكردي؟!» يا «چقدر مشقاتو طول ميدي بجنب ديگه» است. علاوه بر اين پدر و مادرها در حين طرح سؤالات انتقادي بايد توجه داشته باشند كه كودك را ترغيب كنند نه تحقير، سؤالات بايد با محتواي ذهن بچه مرتبط باشد و اگر نميتواند پاسخ درستي به پرسش والدين بدهد بايد به او در يافتن جواب كمك كنند.
اول تحسين، بعد انتقادروانشناسان كودك معتقدند قبل از انتقاد كردن بايد ذهن كودك را آماده كرد. به اين صورت كه ابتدا از رفتار خوب او تعريف و بعد رفتار مورد ستايش را به رفتار مورد انتقاد ربط دهيم. البته فراموش نشود كه تعريف وتمجيد بايد طبيعي جلوه كند و نشاندهنده آگاهي و توجه والدين نسبت به رفتار كودك باشد. بچهها ستايش غيرواقعي را نوعي تملق زيركانه تلقي ميكنند و به همين خاطر اعتباري براي آن قائل نميشوند. به والدين پيشنهاد ميشود از چيزي تعريف كنند كه براي فرزندشان مهم است، تعريف بايد صميمانه باشد و بتوان آن را مستقيما به رفتار مورد انتقاد ارتباط دهد. به عنوان مثال ميتوان براي انتقاد از بيتوجهي كودك نسبت به وسايلي كه به او امانت دادهايد به جاي توبيخ و سرزنش بگوييد «تو خيلي خوب از وسايلت نگهداري ميكني چقدر خوبه اگه نسبت به وسايل منم اينطوري باشي».
استفاده از شوخي و طنزتنشهاي حاصل از انتقاد كردن يا انتقاد شنيدن را ميتوان با اندكي شوخي تخفيف داد. زمان و چگونگي كاربرد اين تكنيك به توانايي پدر و مادر در تلفيق شوخي با يكديگر بستگي دارد. روش ديگري براي تلفيق طنز و انتقاد، استفاده از تأييد معكوس است. يعني با تأييد مورد نابجايي كه تغيير آن مورد نظر شماست، نادرست بودن آن را نشان دهيد. البته بايد در نظر داشت شوخي را با كنايه اشتباه نگيريد، كودك از كنايه چنين برداشت ميكند كه داريد به او ميخنديد.
انتقاد شنيدن از بچههايكي از بهترين راههايي كه ميتواند پذيرش انتقاد را در كودك افزايش دهد، عكسالعمل والدين نسبت به زماني است كه بچهها از آنها انتقاد ميكنند. روانشناسان به والدين توصيه ميكنند اجازه دهيد بچهها از شما انتقاد كنند. اما گاهي پدر و مادر انتقاد فرزندان خود را نشان بياحترامي، سركشي، مخالفت يا نشان بيمهري فرزندشان تعبير ميكنند. در حالي كه اين طرز تلقي در تربيت بچهها تأثير بسيار مخربي ميگذارد. از آنجا كه بچهها نميتوانند انتقادشان را سياستمدارانه مطرح كنند و خيلي ساده و صريح هستند تعجبي ندارد كه انتقادشان ناپخته و مخرب باشد. والدين در اين شرايط ميتوانند ميزان علاقهمندي و تعهد خود را نسبت به انتقاد نشان دهند، هر كاري دارند زمين بگذارند و به حرفهاي انتقادي بچه گوش كنند.
فراموش نكنيد بايد به كودك كمك كنند تا خواستهاش را توضيح دهد. لازم است پدر و مادر عواطف خود را كنترل كنند، به انتقادها گوش كرده و هيچ واكنش منفي به صورت تهديد يا تنبيه لفظي يا عملي از خود نشان ندهند.
همچنين از كودك بپرسند براي آن انتقاد چه راهحلي پيشنهاد ميكند. نشان دهند به انتقاد گوش دادهاند و از كودك به خاطر اينكه نظرها و احساساتش را با آنها درميان ميگذارد تشكر كنند. وقتي كودك احساس ميكند كه در مطرح كردن انتقادش آزاد است اين آزادي به بالا رفتن اعتماد به نفسش كمك ميكند. والدين اگر كودك را از انتقاد كردن منع كنند يا نشان دهند كه از انتقاد ميرنجند، در انتقادپذيري سرمشق بدي به او دادهاند.