روزي كه بيلبوردهاي كمتعداد ضدامريكايي از سطح شهر تهران جمعآوري شد؛ روزهايي كه تلاش شد تا با كمك نقل مغشوش خاطرات، «مرگ بر امريكا» از شعارهاي ايراني حذف شود؛ روزي كه رئيسجمهور امريكا باهوش و مؤدب لقب گرفت؛ روزهايي كه هر سطحي از مخالفت با برقراري رابطه با امريكا تندروي و افراط لقب گرفت؛ اين شبهه پررنگ در ذهن آمد كه آيا نشستن پاي ميز مذاكرات دوجانبه با امريكا و حتي تماس تلفني دو رئيسجمهور يعني كه زينپس بايد شيطان بزرگ را كشور دوست و برادر بخوانيم؟ يا آنكه امريكا همچنان دشمن ماست، اما ترجيح دادهايم كمي روش برخورد با اين دشمن بزرگ را تغيير دهيم؟ اين پرسشها گرچه مصداقي است و حول روابط جمهوري اسلامي و ايالاتمتحده و شايد در نهايت روابط ايران و غرب ميچرخد، اما در بطن خود و با قياس اين رابطه و واكنشهاي پيرامون آن با سيره امام حسن مجتبي(ع) و نيز حضرت امام خميني(ره) (كه به دليل صلح با معاويه و قبول قطعنامه 598 سازمان ملل بسيار مورد اشاره هستند) ميتواند ما را به يك مفهوم و قانون كلي در بحث دشمنشناسي برساند، گرچه حتي در چارچوب همين مصداق مشخص نيز پاسخ به سؤالات مطرح شده، راهگشا خواهد بود، به خصوص كه آخرين سخنراني آقا كه در ديدار با اساتيد دانشگاهي انجام شد نيز خالي از اشاره ايشان بدين موضوع نبود.
حضرتشان در آن سخنان ميفرمايند: «بعضىها روى كلمه دشمن حساسيت دارند، به ما اعتراض ميكنند كه چرا مدام ميگوييد دشمن، دشمن، درحالىكه شما قرآن [را] ملاحظه كنيد، مىبينيد اول تا آخر قرآن چقدر تكرار شده عنوان «شيطان»، عنوان «ابليس»، مكرر گفته شده، مكرر تكرار شده. از دشمن كه نبايد غفلت كرد. دشمندانستن دشمن كه عيب نيست، اينكه ما روى دشمن مدام تكيه ميكنيم، معنايش اين نيست كه از عيوب خودمان و مشكلات درونى خودمان غافليم؛ نه، اَعدى عَدُوك نَفسُك التى بَينَ جَنبَيك؛ از همه دشمنها بدتر، دشمن درونى ماست، دشمن خود ماست، نفس راحتطلب ماست، تنبلى ماست، تنآسايى ماست، عدمتدبير ما در پيشبرد امورمان [است] - اينكه معلوم است - اينها به جاى خود محفوظ اما غفلت از دشمن بيرونى، خطاى راهبردى عظيمى است كه ما را دچار خسارت خواهد كرد. خب، بايد دشمن را شناخت، ديد- حالا [اينكه] شما ميگوييد برخوردمان با دشمن اينجور باشد، آنجور نباشد، بحث ديگرى است - دشمنى او را بايد فهميد، نقشه او را بايد تشخيص داد.»
شناخت دشمن و باور داشتن به اينكه او خيرخواه ما نيست، قدم آغازين است و اينكه بدانيم او غير آنكه تنها به تأمين منافع خويش ميانديشد، بايد قريب به يقين، محتمل دانست كه درصدد وارد كردن ضربه به ماست. با دشمن ميتوان مذاكره كرد، دست داد، حتي گفت و خنديد، حتيتر پيماننامه آتش بس امضا كرد اما نميتوان او را دشمن ندانست و از تودههاي ملت نيز خواست كه با او دشمنانه برخورد نكنند. همان روزها و حتي هم اينك نيز كه مذاكرات وين در جريان است، كوشيده شد تا هر گونه برقراري ارتباط با امريكا با ارجاعي تاريخي به ماجراي صلح امام حسن(ع) با معاويه وجه شرعي و عقلي بيابد. صرف نظر از آنكه شرايط اجتماعي و سياسي اين سالهاي جمهوري اسلامي با حجم عظيم نيروي انساني و تسليحات نظامي، كمترين وجه شبه با دوران تنهايي و بيياري امام حسن(ع) ندارد، اما حتي اگر بخواهيم شرايط كنوني را همچون همان دوران بدانيم، بايد توجه داشته باشيم كه صلح با معاويه نيز موجب عدمرفتار دشمنانه با وي نشد و حضرت بارها در سخناني طينت بد وي و سابقه منفي او و پدرش را متذكر شد، نه آنكه با او دوستانه برخورد كند و پيروانش را نيز از ابراز دشمني با وي بر حذر دارد. مخلص كلام اينكه امضاي قرارداد با دشمن و ايجاد ارتباط با وي، او را دوست نميكند، او همچنان دشمني است كه بنا بر مصلحت ترجيح داده شده كه با او رفتاري جديد در پي گرفته شود. از همين رو است كه امضاي صلح با معاويه، هيچگونه شادي و تبريكي براي امام(ع) و ياران كمتعدادش در پي ندارد.
امام خميني نيز زماني كه مطابق شرايط به وجود آمده، قطعنامه آتشبس با عراق را امضا نمودند، نه آن را فتحالفتوح ناميدند و نه بابت آن تبريكي گفتند و شنيدند، رژيم بعث عراق هم همچنان در ادبيات حضرت امام همان جنايتكاران ماندند و حضرتشان قبول قطعنامه را تعبير به نوشيدن اجباري جام زهر كردند، نه آنكه آن را تسليم قدرتهاي بزرگ در برابر ايران بنامند!
ميتوان در برابر دشمن، روشهاي مختلف داشت، در برابر عقبنشيني او، عقب نشست اما نميتوان دشمني دشمن را نديد، نميتوان مردم را از دشمني با دشمن منصرف كرد يا حتي تلاش كرد كه چهرهاي بزكشده از دشمن ارائه شود! نميتوان فريب چند لبخند و امضاي نه چندان حامي منافع ما را خورد و فكر كرد كه همه آن فراز و نشيبهاي پر از حيله و نيرنگ، به يك باره رخت بربسته و از پس كودتا عليه دولت قانوني مردم ايران و سالها توطئه سياسي و نظامي و جاسوسي سفارتخانه و حمله از طبس و تحريمهاي اقتصادي و نفتي و تروريسم و حمله به هواپيماي مسافربري و غيره و غيره، حالا شيطان بزرگ تبديل به كشور دوست و برادر شده است و نبايد كسي عليه وي موضع بگيرد! مذاكره با دشمن تنها يك تغيير روش در نبرد با اوست و نه اينكه دشمن را تبديل به دوست كرده باشد.