
تلويزيون در جامعه امروز به يكي از اعضاي ثابت خانواده بدل شده و خانواده مدرن را نميتوان بدون تلويزيون و تأثير و تأثر از آن تصور كرد. در رسانه ملي، نسبت خانواده و رسانه عميق و چند لايه است. رسانه ملي دغدغهها و نيازهاي خانواده را در اولويت برنامهها و مأموريتهاي خود قرار داده است. در اين ميان شبكه دو به عنوان شبكه خانواده، حجم بيشتري از برنامههاي خود را به مسائل خانواده اختصاص داده و شاهد نگاه و رويكرد تازه به خانواده در اين شبكه هستيم. به بهانه خانواده محور بودن شبكه دوم سيما، «جوان» گفت و گويي با خانم دكتر جلالي مدير گروه خانواده اين شبكه ترتيب داده و درباره جهتگيريهاي اين شبكه در سالهاي اخير پيرامون خانواده و الگوي خانواده ايراني ـ اسلامي به گپ و گفت نشستهايم.
از آنجا كه شبكه دو به عنوان شبكه خانواده شناخته ميشود و با توجه به اهميت بحث سبك زندگي در سالهاي اخير كه امسال به واسطه گره خوردن با سال فرهنگ اهميت مضاعفي هم پيدا كرده، اين شبكه چه تمهيداتي براي پرداخت تلويزيوني سبك زندگي و بازتوليد آن چه در بخش نمايشي و چه بخش تركيبي طراحي كرده است؟
واقعيت اين است كه درحال حاضر اصليترين ابزار جامعهپذيري درجامعه ما، تلويزيون است به طوري كه تلويزيون قبل از روشن شدن سماور، روشن و بعد از خاموش كردن چراغ خواب خاموش ميشود. از سوي ديگر مؤلفههاي سبك زندگي نيز متنوع و متعدد بوده و يك رفتار يگانه و واحد نيست. تلويزيون انعكاس سبك زندگي متداول مردم را با يك نگاه كارشناسانه دنبال ميكند. البته از تقريباً سه سال پيش گروه خانواده شبكه دو به عنوان يك گروه مستقل شكل گرفت و از گروه اجتماعي جدا شد كه اين تمركز به معناي تأكيد بيشتر بر خانواده و كاركردهاي آن بود. پيش از اين ما خانواده را به عنوان نهادي متأثر از مسائل اجتماعي بررسي كرديم نه مؤثر بر آن. همين نگاه موجب شد تا خانواده به عنوان نهادي منفعل درنظر گرفته شود. اما ما در گروه اجتماعي شبكه دو تلاش كرديم كه خانواده جايگاه تأثيرگذار و مرجع خود را به دست آورده و به عنوان محور توسعه شناخته شود و همين رويكرد را معيار برنامهسازي در تلويزيون قرار دهيم.
خب اين رويكرد در ساخت برنامههاي خاص خانواده لحاظ ميشود يا به عنوان رويكرد و گفتماني كلي در همه برنامه پيگرفته ميشود؟
وقتي خانواده را محور توسعه قرار ميدهيم بالطبع اين رويكرد بر كليت برنامههاي اين شبكه لحاظ ميشود. بعد از سخنراني مهم مقام معظم رهبري در خراسان شمالي درباره سبك زندگي به ارزيابي اين پرداختيم كه ما در اين زمينه چه كارهايي انجام داديم و چه كارهايي ميتوانيم انجام دهيم. خب يكسري برنامههاي خانواده از قبل در تلويزيون بود مثل سيماي خانواده شبكه يك، به خانه برميگرديم شبكه پنج و تصوير زندگي در شبكه دوم و برنامههايي از اين دست موجود بود. اما بعد از ارزيابي اين برنامه متوجه شديم كه ما حجم زيادي از دانش درباره مسائل مختلف خانواده از تربيت بچه تا رابطه زناشويي را به مخاطبانمان منتقل كردهايم اما حكمت زندگي را به آنها ياد ندادهايم.
درواقع منظورتان همان مهارتهاي زندگي است؟
مؤلفههاي زندگي واجد مؤلفههايي است كه بخشي ازآن درحوزه دانش زندگي مطرح شد اما حكمت زندگي به معناي تلفيق دانشها و انتخاب آگاهانه كه در واقع مدبرانه زيستن است را منتقل نكرديم. مثلاً ما شاهد بوديم كه يك خانم با تحصيلات عالي نميتوانست مادر خوبي باشد اما يك زن روستايي كه سواد هم نداشت نقش مادري را بهتر ايفا ميكرد. اين مسئله موجب شد به اين بينديشم كه چرا افرادي كه انباشتگي دانش بالايي دارند در حل مسائل روزمره خود واميمانند! لذا نگاه ما به برنامههاي خانواده و اساساً خود خانواده تغيير كرد و سعي كرديم حكمت خانواده را به عنوان الگو و مبناي حركت خود قرار دهيم. هرچند من معتقدم در جامعه ما انتظار زيادي از رسانه وجود داشته و توقع ميرود رسانه ملي خلأ و كمبودهاي نهادهاي فرهنگي/ آموزشي را دراين زمينه پر كند. با اين حال ما سعي كرديم در رسانه موضوع خانواده را براساس سه كمربند برنامهريزي، طراحي كنيم. مبناي اين طراحي نيز ساعت شبانهروز بود. به اين معني كه برنامههاي خانوادگي صبحگاهي به حوزه آموزش بپردازد. در برنامههاي عصرگاهي، مسائل خانواده را بررسي و كارشناسي كنيم و در«زنده باد زندگي» به عنوان برنامه شبانگاهي به مسئله «حكمت خانواده» بپردازيم تا در نهايت بتوانيم تصوير روشني از يك «خانواده مدبر» را تبيين كنيم. درهمين راستا ازحضور ستارهها در برنامه جلوگيري كرديم و به سراغ كساني رفتيم كه در گروه خانواده خوشبخت و خانواده راضي قرار ميگيرند. خانوادهاي كه ممكن است مشكل داشته باشند اما مسائل خود را مدبرانه حل ميكنند. به عبارت ديگر با خانوادههاي چالشي همگرا هستيم كه همدلي و يكپارچگي خود را فداي چالشهاي زندگي نميكنند.
به نوعي تلاش كرديد تا نقشهاي خانوادگي و كاركرد آنها را برجسته كنيد؟
دقيقاً. متأسفانه در جامعه ما نقشهاي خانوادگي كمرنگ شده است. افراد بيش از آنكه خود را به عنوان پدر و مادر يا برادر و خواهر بشناسند هويت حرفهاي و نقشهاي اجتماعي خود را برجسته ميكنند. مثلاً به نقش كارمند يا مدير بودن خود بيشتر اهميت ميدهند تا فرضاً نقش مادر يا پدر بودن. تلاش ما اين است كه شأن خانوادگي را مهمتر از شأن حقوقي و اجتماعي بدانيم و اهميت آن را گوشزد كنيم. به همين دليل سعي كرديم تا اصطلاح «خانوادهداري» را به جاي «خانهداري» قرار داده و تبليغ كنيم تا زنان ما نقش مادر يا همسر بودن خود را دست كم نگيرند. متأسفانه بهرغم اهميتي كه در حرف و قانون از خانواده و صيانت آن ميزنيم در عمل توجه جدي و لازم به آن نداريم. همچنين بايد بپذيريم كه به موازات پيچيده شدن زندگي انسان مدرن، خانواده و مسائل آن هم پيچيده شده و به دانش و مهارتهاي زندگي نيازمند است.
خانم دكتر به نظر ميرسد مثلاً در برنامه زنده باد زندگي تلاش شده تا قهرمانها و الگوهاي سالم از بين خانوادههاي معمولي و عادي شكل بگيرد و از ستارهسازي پرهيز شده...
اتفاقاً ستارههايي كه در برنامه آورديم درباره زندگي معمولي و رفتارهاي عادي و روزمره آنها گفتوگو كرديم. ستارهها و افراد مشهور نيز در ساحت خانواده با همان مسائلي روبهرو هستند كه مردم عادي. راستش من معتقدم هنوز خانواده هستهاي به معناي مدرنش درجامعه ما شكل نگرفته و هنوز هم اقوام و اطرافيان براي ما مهم هستند و از نظرات آنها متأثر شده و با آنها مراوده داريم. بر همين اساس من براي خانوادهاي برنامهريزي كردم كه اسمش را گذاشتم «خانواده منتشر». يعني خانوادهاي كه از حيث ساختاري هستهاي است و افراد با فك و فاميل خود و به شكل گروهي زندگي نميكنند اما از حيث مفهومي هنوز هستهاي نشدهاند بلكه منتشر شدند و همچنان روي هم تأثير ميگذارند. از دل اين خانواده يكسري مناسبات و روابط خانوادگي را بيرون كشيديم و سعي كرديم آنها را برجسته كرده و درباره آن بحث و گفتوگو كنيم و اهميت و كاركرد آنها را در ايجاد آرامش و عطوفت خانوادگي يادآوري كنيم.
ولي خانم دكتر از طرف ديگر گاهي خود همين تلويزيون و پررنگ شدن نقش آن در سبك زندگي جديد موجب شده همبستگي و گفتوگوي درون خانوادگي تضعيف شود....
اين مسئله هم به اين برميگردد كه ما الگوي درستي در سبك زندگي نداريم وگرنه در سبك زندگي سالم ما «رژيم تلويزيون» داريم كه بر مبناي آن مصرف برنامه تلويزيون منطق و حساب و كتاب دارد اما ما دچار مصرفزدگي شديد هستيم و از اين ناحيه آسيب ميبينيم. اتفاقاً يكي از مؤلفههاي حكمت زندگي توجه به سواد رسانهاي و الگوي مصرف سالم آن است كه بايد تلاش كنيم به آن بپردازيم.
خب همين برنامه زنده باد زندگي هم درساعات پاياني شب پخش ميشود كه با سبك زندگي ايراني چندان منطبق نيست...
درست است ولي ببينيد ما مثل سيستم آب و برق در كشور ميمانيم. هيچگاه به اين دليل كه مثلاً در نيمه شب كمتر كسي از آب و برق استفاده ميكند آن را قطع نميكنيم. رسانه هم در دنياي جديد داراي چنين موقعيتي است لذا برنامهريزي براي استفاده از رسانه بايد به عنوان بخشي از حكمت زندگي در نظر گرفته شود. همانطوري كه گفتم ما درصدد ترويج «خانواده مدبر» هستيم بديهي است يكي از ويژگيهاي اين تدبير، مديريت رسانهاي است.
سالهاست كه ما از همين رسانه ملي اصطلاح «خانواده سالم» را شنيدهايم ولي الان شما از خانواده «مدبر» صحبت ميكنيد؛ آيا بين اين دو تفاوت فاحشي وجود دارد؟
واقعيت اين است كه من با الگوهاي تجويزي كه از بايدها سخن ميگويد چندان موافق نيستم. اين رويكردها به تفاوتهاي فردي و اجتماعي توجه نميكند لذا معتقدم تدبير در زندگي و در واقع زندگي مدبرانه واژهاي مناسبتر و جامعتر بوده و برگرفته از اخلاق ناصري و تدبير منزل خواجه نصير است. يا وقتي حضرت علي (ع) ميگويد فرزندت را بر اساس زمان خودش تربيت كن يعني تدبير كن نه اينكه چيزي را به او تدبير كن. لذا من معتقدم طرح الگوي خانواده مدبر با حكمت زندگي كه از آن نام بردم انطباق و همسويي بيشتري داشته و برنامههاي خانوادگي ما را نيز كارآمدتر و اثربخش ميكند. از سوي ديگر در كنار خانواده مدبر، بايد به ادب زندگي كه ريشه و عقبه در فرهنگ و تمدن ما هم دارد توجه كنيم به اين معني كه ما يكسري آداب زندگي در فرهنگمان داشتيم كه تقيد به برخي از آنها ميتواند راهگشاي بسياري از چالشهاي خانوادگي باشد. در نهايت بايد بگويم ما در ارتباط با تلويزيون و تأثيرات آن بر خانواده بايد تأثير متقابل ظرف و مظروف را در نظر بگيريم. با اين حال من بيش از اينها به محتوا و مضامين برخي برنامههاي خانواده محور انتقاد دارم. مثلاً ما كمتردرمجموعههاي نمايشي از زنان خانهدار به عنوان زن موفق يا الگو حرف ميزنيم و نشان ميدهيم و زن موفق ما مثلاً پزشك است يا پليس. لذا حرمت امامزاده را بايد متولي نگه دارد. وقتي خود تلويزيون در الگوسازيها فاقد الگوي مناسب است، آنچه كه براي من اولويت و اهميت پيدا ميكند بازگشت ارزش و اهميت نقشهاي خانوادگي بر نقشهاي اجتماعي است. ما در گروه خانواده شبكه دوم تلاش خواهيم كرد تا اعتبار و اهميت و كاركردهاي بيبديل خانواده را در جامعه مدرن و پيچيده امروزي بازسازي كرده و به سمت شكلگيري الگوي خانواده مدبر حركت كنيم.