موفقيت را هميشه رويايي دست نيافتني معنا كردهايم. اما رسيدن به اين واژه رويايي خيلي هم سخت نيست اگر بخواهيم. همهاش يك همت عالي ميخواهد و يك عزم جزم و نگاهي مثبت. كافي است پاي اين مهم كه به ميان ميآيد عينك بدبيني را برداشته و نخواهيم همه چيز را سانت سانت اندازه بگيريم و برايش چرتكه بيندازيم. براي رسيدن به موفقيت بايد كمي هم دست به جيب شد و سر كيسه را شل كرد. منطقي كه اگر به ماجرا نگاه شود، ديگر شايد پول زيادي هم نباشد آنچه كه ميدهيم در قبال آنچه خواهيم گرفت.
تجربهاش را داشتهايم. يك بازي خوب برابر آرژانتين. بيتوجه به نتيجه، آن بازي خوب نتيجه يك اعتماد نصفه و نيمه بود به مردي كه موفقيت برايش رويا نبود. مردي كه براي اولين بار روياي صعود از مرحله گروهي را در باورمان جاي داد. آن هم به گونهاي كه خيليها سراغ آناليز فرانسه رفته بودند. اين را نه يك مساوي و يك باخت، كه عملكرد او و تيمش در باورمان گنجانده بود. باوري كه نتيجه اعتماد به كرش بود. اعتمادي كه اگرچه نصفه و نيمه بود اما جواب داد.
كرش نه يك شخص، كه يك مهره بود. مهرهاي كه كارش را بلد بود و نتيجه اين كار بلدي را ثابت كرد. با استفاده از پولادي كه منتقدان زيادي داشت اما شد يكي از بهترينهاي ايران در جام جهاني يا حقيقي كه شايد تصورش را هم نميكرد مرد شماره يك دروازه ايران باشد در برزيل، اما هم نفر اول سنگر ايران شد و هم سوژه همه رسانههاي دنيا. حالا اين تيم همانطور كه سرمربياش ميگويد خاري است در چشم آسياييها و از همه بيشتر در چشم كشورهاي عربي حاشيه خليج هميشه فارس.
اما همين تيم، هنوز اول راه است. راهي كه پيش از آن رفته بود. اين تيم حالا مستعد پس گرفتن عنوان آقايي آسياست. عنواني كه شايد تصور ميشد رسيدن به آن به يك رويا ميماند. اما در برزيل ثابت شد كه چنين نيست. مرد پرتغالي نيمكت تيم ملي كه حالا ماندن يا رفتنش خيلي مشخص نيست، ثابت كرد كه آقايي آسيا هميشه برازنده تنها يك تيم بوده و آن جز ايران نيست. تيمي كه حالا نگاهها در آسيا، خصوصاً در منطقه به آن كاملاً خصمانه است. چراكه رقيبي دندانگير است كه بر آمدن از پس آن، ديگر كار چندان آساني نخواهد بود. اين گوشهاي از تصويري است كه كرش بعد از بازگشت از برزيل از تيمش در ذهن آسيا جا انداخته است و اين تنها از عهده يك ناخداي كار بلد بر ميآمد و بس. ناخدايي كه اما هنوز ماندن يا رفتنش در هالهاي از ابهام است.
قدم گذاشتن در راهي كه به موفقيت منتهي ميشود، كار آساني نيست. چراكه انتخاب راه از بيراهه خود يك شاهكار است. اما ايران به درستي راه را از بيراهه تمييز داد و ادامه دادن اين راه خود بحثي جداست. بحثي كه ميتواند با يك تصميم درست به قله ختم يا با يك اشتباه، به دره منتهي شود. امضا كردن قرارداد همكاري با كرش حالا همين تصميم است كه ميتواند تيم ملي ايران را به سمت قله موفقيت هدايت كرده يا آن را به سوي پرتگاه هل دهد.
ارقام مطرح شده بالاست. هر چند كه مرد پرتغالي تا زمان رفتن بارها گفت كه برايش رقم مد نظر نيست. اما اگر هم مهم باشد، اين نميتواند خيلي مهم باشد در ازاي نتيجه كار. رقمي كه خيليها معتقدند ميتواند خرج زيرساختها شود براي رسيدن به موفقيت. اما كافي است براي رسيدن به جواب اين پيشنهاد نگاهي منطقي كرد به نقش جهاني كه سالهاي ساختش از شمارش خارج است و هزينهاش سرسام آورتر. ورزشگاهي كه البته هنوز هم به طور كامل آماده بهرهبرداري نيست و مانند مشتي است نمونه خروار توجه خاص به زيرساختها! علم كردن توجه به بحث زيرساختها در مقابل پرداخت يك رقم بالا به مربياي كه ميتواند موفقيتهاي چشمگيري براي تيم ملي به ارمغان بياورد حكايت ول كردن نقد و چسبيدن نسيه است. نقدي كه گوشهاي از آن را در جام جهاني و بازي با آرژانتين و حتي نيجريه شاهدش بوديم و نسيهاش همين نقش جهاني است كه سالهاست چشم انتظار يك افتتاحيه درست و درمان است. البته از بهره برداري كامل نه عكسهاي زيبا از به ثمر رسيدن تنها بخشهايي از آن كه با آب و تاب فراوان افتتاح ميشود.
يك طرف برگه قرارداد كرش موفقيتي است كه حق ايران است و طرف ديگر آن مشتي پول كه چه كرش باشد و چه نباشد خرج ميشود. اما چرا اين پول به جاي حيف و ميل شدن و نوشته شدن به پاي بحث نسيه توجه به زيرساختها، خرج موفقيت تيمي نشود كه فاصله چنداني ندارد براي باز پس گرفتن عنوان آقايي آسيا كه عنواني است به حق برازنده ايران؟! همه چيز به يك تصميم بستگي دارد. تصميم كبري كه ميتواند شروعي تازه باشد براي رسيدن به موفقيتي كه دور از دسترس نيست!