بدون ترديد يكي از اهداف راهبردي نظام سلطه در شرايط كنوني جلوگيري از رشد علم و فناوري در ايران و ممانعت از الگو شدن كشورمان در حوزه دانش و تكنولوژي در دنياي امروز است؛ آنگونه كه بخش قابل توجهي از محورهاي تحقيقات سالانه مراكز استراتژيك و راهبردي غرب، مقابله با جمهوري اسلامي ايران در بعد علمي بوده و است.
هر چند مصاديق بسياري را ميتوان ذكر كرد كه نشان دهد كارگزاران نظام سلطه خواهان «ايران وابستهگرا و ضعيف در بعد خودكفايي- كه نتيجه مستقيم رشد علمي است-» هستند اما نمونه عيني از اين تلاشها را ميتوان در موضوع هستهاي جستوجو كرد؛ آنجايي كه غرب با ناتواني از متوقفسازي ايران در مسير توسعه و پيشرفت فناوري هستهاي، به ترور دانشمندان هستهاي كشورمان دست زد. رهبري انقلاب هم در ديدار اخير خود با اساتيد دانشگاهها هم يكي از مهمترين نگرانيهاي حال حاضر كشور را دقيقاً همين موضوع عنوان ميكنند: «...مهمترين نگراني اين است كه نهضت علمي كشور كه پس از سالها زحمت و مجاهدت و حركت در مسيري سخت، به نيمه راه رسيده است، دچار وقفه يا توقف شود. حركت علمي كشور موضوعي اساسي براي آينده كشور و جامعه و حتي براي دنياي اسلام است.»
مصاديق مانعتراشي در مسير علم و دانش
برنامهها و طراحي نظام سلطه براي درجا زدن علمي كشورمان از مولفههاي متعددي نظير خودباختگي، مرعوب شدن در برابر غرب، عدم درك پيام «ما ميتوانيم» تبعيت ميكند، اما همانطور كه اشاره شد مانعتراشي در مسير بوميسازي علمي در كشور و مواجهه منفعلانه با پيشرفت علمي غرب يكي از مهمترين راهبردها در مقابله با جمهوري اسلامي ايران است. برهمين اساس، تبيين آفات و آسيبهاي حركت علمي كشور- كه مهمترين محل اعتلا و رشد آن دانشگاه است- يكي از مهمترين اولويت در شرايط كنوني به شمار ميآيد، كه با نگاهي واقعبينانه ميتوان مشاهده كرد كه برخي از جناحهاي سياسي تلاش داشتهاند با عضوگيري رسمي از دانشجويان و به تبع آن مديريت تشكلهاي دانشجويي، فضاي علمي دانشگاهها را به سمت «سياستزدگي» هدايت و اهداف گروهي را محقق كنند.
«يارگيري»هاي مستقيم از بدنه دانشجويان توسط برخي از احزاب كه درصدد استحكام پايههاي خويش در سطح دانشگاهها هستند را هم بايد تحت عنوان «كمرنگ گشتن عدالت محوري در دانشجو و وابستگي به جريان خاص سياسي و دفاع بر مبناي تعصب» دانست. تأكيد چندباره رهبري بر اينكه «مسئولان ذيربط و مديران دانشگاهها بايد با جديت از تبديل مراكز علمي به محل جولان و فعاليتهاي جريانهاي سياسي جلوگيري كنند... تبديل دانشگاهها به باشگاههاي سياسي سم مهلك حركت علمي كشور است... آرامش دانشگاهها، زمينه ساز و شتاب بخش حركت علمي كشور است و اگر خداي نكرده اين آرامش ضربه بخورد، حركت علمي متوقف ميشود و ايران به عقب باز ميگردد...» هم ناظر به همين آسيبها و افتهاست. با بررسي ساده ميتوان به راحتي مشاهده كرد كه برخي از تشكلهاي دانشجويي در دانشگاههاي مهم كشور امروز نمايندگان رسمي بسياري از جناحهاي سياسي به شمار آمده و به هر بهانه و رويدادي فضاي علمي را محل تاخت و تاز احزاب متبوع خود قرار ميدهند كه نمونههاي فراواني در طول سالهاي اخير ميتوان براي آن به ياد آورد كه نمونه بارز آن غائله 18تير78 بود كه در آن تلاش شد در لباس جنبش دانشجويي و با شعار مطالبات دانشجويان، اصول اساسي نظام جمهوري اسلامي مورد هدف قرار بگيرد. درحالي در طول سالهاي اخير برخي از جريانات سعي داشتهاند تا تشكلهاي دانشجويي را از اولويتهاي علمي- دانشجويي فاصله دهند و از آن استفاده ابزاري كنند اما زماني كه عملكرد جنبشهاي دانشجويي در كشورمان را بررسي ميكنيم متوجه ميشويم كه كارنامه قابل قبولي در عرصه فعاليتهاي علمي، فرهنگي و سياسي در قبل و بعد از انقلاب اسلامي ميتوان براي آن برشمرد، گرچه اين فعاليتها در برههاي از زمان با فراز و نشيبهايي همراه بوده اما به صورت كلي ميتوان نمره قابل قبولي براي آنها لحاظ كرد.
رهبري هم ضمن تأكيد بر آنكه نبايد فضاي علمي دانشگاه را به سوي سياستزدگي سوق داد، در همين ديدار اخير به صراحت ميفرمايند: ... متأسفانه ما در دورانهايي، نمونههاي نامطلوبي را در دانشگاهها داشتيم كه جوانان نخبه را به ترك كشور تشويق ميكردند يا در سالهايي، افرادي در داخل وزارت علوم، در مقابل حركت علمي مانع تراشي ميكردند، اين موارد به هيچ وجه نبايد تكرار شوند.
ايشان همچنين يكي از راههاي جلوگيري از نهادينه شدن «فرهنگ وارداتي ما نميتوانيم» و همچنين«سياست زدگي» در عرصه دانشگاههاي كشور را حضور اساتيدي متعهد و انقلابي ميدانند و اظهار ميفرمايند: «... دانشگاه نبايد در اختيار كساني قرار گيرد كه پيشرفت علمي كشور را به هيچ ميانگارند بلكه بايد در اختيار كساني باشد كه عاشق پيشرفت علمي ايران هستند و اهميت آن را براي سرنوشت كشور و ملت درك ميكنند.»
رهبر انقلاب از زاويه كوتاه و ميان مدت نيز، پيشرفت علمي كشور را داراي فوايد گرانقدر از جمله بياثر كردن تحريمها ميخوانند و تأكيد ميكنند: دشمن ميخواهد با ابزار تحريم روي آبروي ملي ايرانيان فشار بياورد و ملت را تحقير كند كه استمرار «نهضت و پيشرفت علمي»، اين ابزار را هم بياثر خواهد كرد.
بوميسازي علوم؛ راهبرد است
بايد تأكيد كرد كه مطالبه راهبردي جمهوري اسلامي از دانشگاهها و مديران آن در همه سالها و دورهها هميشه توليد علم مجاهدانه براي حل مسائل و مشكلات جامعه بوده است و تنها مختص اين دولت نيست.
برهمين اساس همانطور كه چندي پيش مقام معظم رهبري در خطاب مستقيم به وزراي علوم و بهداشت در ديدار شوراي عالي انقلاب فرهنگي بدان اشاره كردند: «اينكه ما سيزده برابر متوسط رشد جهانى، سرعت پيشرفت [علم] داشتهايم، راست است؛ اين را ديگران گفتند، مخالفين ما گفتند. در بخشهاى مختلف، جوانهاى ما كارهاى بزرگى را بحمدالله توانستند انجام بدهند و كار كردند و پيش رفتند. توصيه من به وزير محترم آموزش عالى و وزير محترم بهداشت و درمان، به خصوص اين است كه نگذاريد اين چرخه حركت كُند بشود. اين را هرچه ميتوانيد توسعه بدهيد و تسريع كنيد و پيشرفت كنيد» تمام دولتمردان دولت تدبير و اميد نه تنها بايد مانع از متوقفشدن رشد علم در كشور شوند بلكه بايد با حفظ فضاي آرامش ونشاط در دانشگاهها به توسعه و پيشرفت دانش و فناوري در حوزههاي مختلف كمك كنند و لازمه آن پرهيز از نگاه حزبي و جناحي به موضوعات كلان كشور و محيطهاي علمي و زمينهسازي كردن براي نخبه پروري در دانشگاههاست.